۱. چرایی هراس از تحلیلهای صریح و زنده
پخش برخی برنامههای خبری و تحلیلی در صداوسیما که با حضور کارشناسان و صاحبنظران به واکاوی مباحث حساسی چون «دوگانه میدان و دیپلماسی»، «ابعاد و هزینهفایدههای مذاکره» و «ارزیابی عملکرد دستگاههای اجرایی» میپردازند، موجی از واکنشهای تند را از سوی مقامات ارشد به همراه داشته است.
این در حالی است که بخش قابلتوجهی از جامعه، بهویژه اقشار مؤمن، دغدغهمند و حاضر در صحنه که تحولات سیاسی و منطقهای را با حساسیت دنبال میکنند، پژواک مطالبات، نگرانیها و مبانی فکری خود را در این برنامهها میبینند. تقابل با چنین برنامههایی، در واقع رویگردانی از بخشی از افکار عمومی است که حق دارد روندهای کلان کشور را از دریچهای غیر از گزارشهای یکسویه رسمی و فرمایشی نظاره کند.
۲. نابرابری در امکانات؛ تریبونهای بیپایان در برابر دقایقی نقد
یکی از مغالطات رایج در انتقاد از برنامههای تلویزیونی، ادعای «تریبون نداشتن دولت و مسئولان» است. نگاهی منصفانه به ساختار اطلاعرسانی کشور نشان میدهد که:
* مسئولان ردهبالا، مشاوران و سخنگویان دستگاهها بیشترین سهم را از بخشهای خبری، پوششهای زنده سفرهای استانی و برنامههای اختصاصی صداوسیما دارند.
* شبکههای اجتماعی، خبرگزاریهای رسمی، پایگاههای اطلاعرسانی دولتی و نشستهای خبری هفتگی همواره در انحصار و اختیار کامل تیمهای رسانهای دولت و مجلس است. …


































































































































































