او مصداقی را آورده ولی شاید به جای دروغ به خاطر وضعیت پیش بینی نشده قابل توجیه باشد اما مسأله عمیقتر است؛ وقتی فاصله میان آنچه مسئولان میگویند و آنچه مردم هر روز تجربه میکنند، آنقدر تکرار شود که دیگر کسی از آن تعجب نکند.
نمونه روشن این وضعیت را میتوان در ماجرای ثبتنام مدارس دولتی دید. وزیر آموزش و پرورش بارها تأکید کرده مدارس دولتی هنگام ثبتنام حق دریافت شهریه یا وجه اجباری از خانوادهها را ندارند. معاون دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش نیز اعلام کرده دریافت وجه اجباری از والدین در مدارس دولتی -حتی مدارس هیأت امنایی - ممنوع است.
اما کافی است از پشت میز وزارتخانهها و بخشنامهها فاصله بگیریم و به مدرسه برویم. آنجا با واقعیتی کاملاً متفاوت مواجه میشویم. در تجربه شخصیام، برای ثبتنام فرزندم در یک مدرسه هیأت امنایی در منطقه چهار تهران طی دو سال گذشته همین تناقض بارها تکرار شده است.
یک سو، مقام رسمی میگوید دریافت شهریه ممنوع است و سوی دیگر، مدرسه مبلغی را مطالبه میکند که اگرچه نام «شهریه» بر آن گذاشته نمیشود، اما در عمل خانواده برای ثبتنام باید آن را بپردازد.
امسال این تناقض حتی عریانتر شده است. مدارس از اسفندماه عملاً تعطیل بودهاند، اما بابت استفاده از سامانه آنلاین و برخی خدمات، مبلغی در حدود شهریه سال گذشته از خانواده دریافت شده است.
اعتراض و اشاره به سخنان مسئولان چندان محلی از اعراب نداشت . نه توضیح قانعکنندهای ارائه شد و نه کسی احساس میکند لازم است میان بخشنامه رسمی و واقعیت اجرایی مدرسه نسبتی برقرار کند.
ماجرا زمانی عجیبتر میشود که مدرسه برای دریافت مبلغ حدود 18میلیون تومان، برگهای در اختیار والدین قرار میدهد تا آن را امضا کنند. …


































































































































































