به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از اقتصادنیوز، جنگ اقتصادی علیه ایران در شرایطی وارد مرحلهای تازه شده که همزمانی فشارهای خارجی با محدودیتهای تجاری، اختلال در مسیرهای لجستیکی و نگرانیهای داخلی درباره ارز، سوخت و معیشت، چشمانداز اقتصاد کشور را پیچیدهتر کرده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از آغاز «جنگ اقتصادی و انزوایی در مقیاسی بیسابقه» علیه ایران سخن گفته و تهدید کرده است کشورهایی که به ایران مسیرهای مالی و تجاری ارائه دهند، با پیامدهای اقتصادی سنگینی مواجه خواهند شد. وزیرخزانه داری آمریکا هم از آغاز مرحله جدید فشار اقتصادی علیه ایران از بامداد امروز خبر داده است.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، نیز در نشست هماندیشی فعالان اقتصادی ایرانی و عراقی، با تأکید بر پیوند میان امنیت و اقتصاد، گفت: «ما هر چقدر قدرت نظامی داشته باشیم ولی اگر مردم گرسنه باشند و گردش مالی، رشد اقتصادی و تولید ملی نداشته باشیم، دوام نمیآوریم. اقتصاد برای پرواز به پایه امنیت نیاز دارد و اگر امنیت برقرار نشود، سرمایه هم نخواهد آمد؛ لذا سرمایهگذاری حتماً نیازمند امنیت است. از سوی دیگر اگر امنیت را برقرار کنیم و تداومش را با اقتصاد پیش نبریم، آن هم پایدار نخواهد بود.»
در این شرایط، محدود شدن تجارت خارجی، دشوارتر شدن تأمین مواد اولیه و تجهیزات و کاهش مسیرهای بازگشت ارز میتواند فشار بیشتری بر بنگاهها وارد کند. از سوی دیگر، مسیرهای جایگزین تجاری نیز در کوتاهمدت نمیتوانند بهسادگی جایگزین ظرفیتهای موجود شوند. تداوم این فشارها در کنار افزایش هزینههای زندگی و کاهش قدرت خرید، نگرانیهایی درباره انتقال بحران اقتصادی به حوزه اجتماعی و تشدید خشم و نارضایتی عمومی ایجاد کرده است.
حسن فروزانفرد، رئیس کمیسیون حکمرانی سازمانی اتاق تهران، در گفتوگو با اقتصادنیوز ابعاد این وضعیت را بررسی کرده است.
* با توجه به اینکه دونالد ترامپ از آغاز جنگ اقتصادی و انزوای بیسابقه علیه ایران سخن گفته و تهدید کرده است کشورهایی که به ایران مسیرهای مالی، تجاری و نفتی ارائه دهند، با پیامدهای اقتصادی مواجه خواهند شد؛ خزانه داری آمریکا هم از دور جدید حملات مالی به ایران از بامداد دوشنبه خبر داده، فکر میکنید با توجه به این رویکرد، تشدید فشارها تا چه اندازه میتواند تجارت خارجی، درآمدهای ارزی، نقل و انتقال پول و توان واردات ایران را محدود کند؟
به نظر من، این فشارها حتماً میتواند تعیینکننده باشد؛ چرا که موضوع دیگر انتخاب سیاسی گردانندگان یا رؤسای دولتها، حتی از میان همسایگان ما نیست. موضوع مشخصاً به کسانی برمیگردد که به هر دلیلی مایلند با ما همکاریهایی داشته باشند؛ این افراد فعالان اقتصادی هستند که اغلب به بخش خصوصی تعلق دارند. خب، بعید است که این فعالان خود را برای برقرار ماندن ارتباطاتشان با ما، درگیر گرفتاریهای بیشتر کنند.
پیش از این نیز به نظر من تجربه ثابت کرده است تشدید این مکانیسمها در مورد کشورهای دیگری هم که اتفاق افتاده، به هر حال آثار منفی سنگینی به همراه داشته است؛ فارغ از اینکه چه نظریهای در این زمینه وجود دارد که راه درست چیست یا ما باید کدام کار را انجام دهیم که البته من در جایگاه آن نیستم که اکنون در این زمینه سخن بگویم. به عنوان یک فعال اقتصادی و با توجه به تجارب کشورهای دیگر و سوابق تعاملات خود ما با کشور آمریکا و موضوعات تحریمی، به نظر من تشدید فشارها حتماً آثار سنگین و در برخی مواقع حتی غیرقابل جبرانی برای ادامه حیات بسیاری از بنگاههای اقتصادی ما خواهد داشت.
این فشارها به این معناست که امکان تأمین مواد اولیه، امکان تأمین تجهیزات و امکان فعالیتهای مبادلاتی از جنس صادرات و واردات نسبت به گذشته برای شرکتهای ایرانی دشوارتر شود و آنها زیر ضرب بیشتری قرار بگیرند. همچنین طرفهایی که قرار است در تعاملات، حتی به صورت غیرمستقیم، با ایران همکاری کنند نیز با چالش مواجه خواهند بود.
به همین دلیل، در واقع به نظرم ما با شرایط دشوارتری مواجه هستیم و قاعدتاً افراد و مجموعههایی که وظیفه تصمیمگیری نسبت به اداره امور را دارند، حتماً در شرایط دشوارتری قرار میگیرند؛ چرا که حیات و ممات شرکتهای ایرانی و فعالان اقتصادی ایران در واقع به این بستگی دارد که بتوانند به هر حال حداقل روابط بینالمللی خود را حفظ کنند؛ هم در زمینه واردات نیازها، مواد اولیه و کالاهای واسطهای که برای تولید در کشور مورد نیاز است و هم برای اینکه بتوانند جریان صادرات را زنده نگه دارند و ارز حاصل از صادرات را به ایران بازگردانند.
به نظر من، شرایط در حال دشوارتر شدن است و باید این موضوع جنگ اقتصادی را تمام مسئولانی که در این زمینه وظیفه تصمیمگیری دارند، بسیار جدیتر از گذشته ببینند. این مسئله چیزی نیست که بگوییم از قبل هم وجود داشته است؛ این جریانی است که دارد شدت میگیرد و احتمالاً شرایط را دشوارتر خواهد کرد.
یک پیام وجود دارد که به نظر من برخی مواقع به درستی بیان نمیشود؛ اینکه تأکید میشود ما سالها در تحریم بودهایم و هستیم و این موضوع جدیدی نیست. این سخن از جهتی درست و از جهاتی نادرست است. اینکه ما کلاً در گذشته نیز در شرایط ایدهآل و آرامش نبودهایم و سالهاست که از روشهای غیرطبیعی برای ادامه حیات خود استفاده میکنیم، روشن است و من این را درک میکنم؛ اما تشدیدی که امروز از آن صحبت میکنیم، به نظر من واقعاً جنبه تشدید دارد و نیازمند این هستیم که حتماً تدابیر جدیدی برای این مواجهه داشته باشیم.
نگرانی من این است که به دلیل اینکه بگوییم ما سالهای زیادی تحت تحریم بودهایم و همواره در شرایط سختی به سر بردهایم، به فکر تدابیر جدید نباشیم. تمام سخنی که میتوانم در پاسخ به این سؤال خدمت شما عرض کنم این است که هرچند ما سالهاست در شرایط دشواری قرار داریم و همواره گرفتاریهای تحریمی بر دوش فعالان اقتصادی ایران و مردم سنگینی کرده است، اما به نظرم میرسد این تشدید میتواند شرایط را بسیار دشوارتر از گذشته کند و حتماً باید تدابیر جدیدی برای آن در نظر گرفته شود.
* در رابطه با همین موضوع، یکی از نگرانیهایی که مطرح میشود این است که تداوم فشارهای اقتصادی میتواند بحران اقتصادی را به یک مسئله اجتماعی تبدیل کند؛ به این معنا که جامعه را در تعاملات اجتماعی به شکنندگی برساند و خود زمینهساز بروز یک خشم اجتماعی شود. ارزیابی شما در این خصوص چیست؟
این موضوع را به نظرم باید بسیار جدی گرفت و نباید اجازه داد که با سادهانگاری از کنار آن عبور شود. من همواره نگران این هستم که مبادا فکر کنیم این موضوع نیز شبیه همان مسائلی است که تا کنون با آنها مواجه بودهایم؛ بله، حتماً از همان دست است، اما اکنون با یک چهره جدید در حال رخ دادن است.
این چهره جدید احتمالاً بسیار سختتر، دشوارتر و پیچیدهتر خودنمایی خواهد کرد؛ به ویژه با توجه به وضعیت عمومی و اقتصادی کشور و شیوه اداره آن در طول یک یا دو سال اخیر که با هیجانات زیادی همراه بوده و میتواند تعاملات اجتماعی را به شکنندگی بکشاند و زمینهساز بروز خشم اجتماعی شود.
*در شرایطی که اکنون آمریکا به دنبال محدود کردن مسیرهای مالی و تجاری ایران است، تا چه اندازه میتوان روی مسیرهای جایگزین تجارت خارجی حساب باز کرد؟ آیا این مسیرها و کانالهای محدود میتوانند در مقیاس بلندمدت، تکیهگاه اصلی تجارت خارجی ایران باشند؟
در ابتدا لازم است بگویم که تخصص من در این زمینه نیست. این کار تخصص فردی را میطلبد که به صورت متمرکز روی حوزه لجستیک فعالیت کرده باشد و موضوعات حملونقل را به خوبی بشناسد. من صرفاً در حد یک فعال اقتصادی که از این خدمات استفاده کرده است، میتوانم اظهار نظر کنم و نه به عنوان فردی که متخصص این حوزه است.
بر اساس آنچه میبینیم و با توجه به اعداد و ارقام و آنچه در سالهای گذشته اتفاق افتاده است، بیشک کار سادهای نخواهد بود که بیش از ۸۰ درصد از فعالیتهای تجاری ما که از بنادر جنوبی انجام میشده است، به راحتی به مرزهای دیگر یا بنادر دیگر کشور منتقل شود. به عبارتی، فراهم کردن زیرساختها، ایجاد همکاریهای بینالمللی در این زمینه، ایجاد تنظیمات بوروکراسی مناسب و آشنا کردن فعالان اقتصادی با نحوه استفاده از این ظرفیتها، کار ساده و یک شبه و یک ساله واقعاً نیست.
من فکر نمیکنم که به راحتی بتوانیم این ظرفیتها را فعال کنیم، اما معتقدم که به هر حال تلاش در این زمینه دارد انجام میشود. اینکه چقدر مؤثر باشد را نمیتوانم پیشبینی کنم، زیرا این یک کار کوتاهمدت نیست. اینکه شما یک بندر را که به عنوان یک بندر دست چندم بوده و در آن فعالیتهای محدودی انجام میشده است، بخواهید به یک بندر با ظرفیت مهمتر برای جابهجایی محصولات بیشتر و انجام کارهای کلانتر تبدیل کنید، به هر حال کار سادهای نیست.
راههای زمینی نیز زیرساختهای مناسب خود را میخواهند و پایانههای زمینی مناسب خود را میطلبند و در واقع، یک شبه نمیتوان چنین زیرساختهایی را تأمین کرد.
اما به نظرم این تلاش، بالاخره تلاشی است که بیتأثیر نخواهد بود و تا جایی که من اطلاع کسب کردهام، مسئولان دارند در این زمینه تلاش میکنند. حتی از ظرفیتهای اتاق بازرگانی نیز تا حدی در این زمینه استفاده میشود. اطلاعات من نشان میدهد که تا حد امکان، فرصتها، موقعیتها و ظرفیتهای تجارت بینمرزی با تنوع همسایگانی که داریم به صورت عملیاتی در حال بررسی و زیر ذرهبین قرار دارد تا بتوان از آنها حداکثر استفاده را کرد.
اینکه در عمل و در زمان مناسب، آیا ما میتوانیم از این ظرفیتها به عنوان ظرفیت جایگزین به خوبی استفاده کنیم یا خیر، چیزی نیست که من بتوانم درباره آن اظهار نظر قطعی کنم؛ زیرا تخصص حرفهای در این عرصه ندارم. اما میتوانم بر اساس فهم خود از چنین فعالیتهایی بگویم که ما به زمان زیادی برای این کار احتیاج داریم و در کوتاهمدت، امکان جایگزینی صددرصدی حتماً وجود ندارد؛ پس دوباره باید تدابیری متناسب با واقعیت این ظرفیتها در نظر گرفته شود.
به عنوان مثال، وقتی مشخص شده است که مثلاً ۸۰ درصد از واردات مربوط به خوراک دام یا واردات کالاهای اساسی ما از بنادر جنوبی انجام میشده و حالا فعلاً تا اطلاع ثانوی ممکن است نتواند انجام شود، باید با واقعبینی ببینیم چقدر از آن واقعاً قابل جایگزینی است و احتمالاً طرحهایی برای اداره امور داشته باشیم. عین همین موضوعی که اکنون در مورد بنزین مطرح است؛ به هر حال ما یک ظرفیت تولید داخلی داریم و مقداری هم واردات انجام میدادیم و اکنون همه میدانند که امکان واردات از جنوب دیگر در این زمینه وجود ندارد، حتی به شرط داشتن دلار.
با این ترتیب، پس باید برای کمبودمان تدبیری بیندیشیم و اکنون میبینیم که دستگاههای مختلف دولتی در تلاش هستند تا پیشنهادهایی در این زمینه ارائه دهند. این پیشنهادها به نظر من هر چقدر واقعبینانهتر، صادقانهتر و بهموقعتر با عموم مردم مطرح شوند، احتمال یافتن راهحلهای بیشتری را به همراه دارند. هر چقدر که ما انکار کنیم یا در زمینه دادن اطلاعات و دریافت پیشنهادها امساک ورزیم، به نظرم ممکن است زمان بیشتری را از دست بدهیم.
به هر حال، باید قبول کنیم که در شرایط بسیار بسیار دشواری در کشور هستیم و اگر کشور دیگری بود، واقعاً نمیدانم که میتوانست حتی بخش کوچکی از این دشواریها را تحمل کند یا خیر؛ اما به هر حال این ظرفیت در کشور ما وجود داشته است. پیش از این نیز ثابت شده است که ما در محدودیتها بالاخره توانستهایم دوام بیاوریم. اما نکته کلیدی در اینجا این است که در واقع گروههای مختلفی که در حاکمیت امور را پیش میبرند، باید همگرایی و هماهنگی لازم را متناسب با واقعیت توان کشور داشته باشند.
یعنی به نظر من، حتی در یک شرکت تجاری نیز وقتی میخواهیم موفق باشیم، موفقیت زمانی حاصل میشود که مدیرعامل آن شرکت با بخش مالی، بخش تولیدی و بخش پشتیبانی، دادههای واقعی را به موقع به اشتراک بگذارند و با همدیگر به یک جمعبندی واحد برسند. اگر قرار باشد صرفاً واحد پشتیبانی، واحد مالی یا واحد تولید به صورت مستقل راهحلهایی پیدا کنند، ممکن است این راهحلها امکان اجرای واقعی نداشته باشند. انتظار ما از مجموعه حاکمیت این است که بتواند دادههای واقعی را از تمام آنچه در کشور رخ میدهد، در کنار هم قرار دهد و با هماهنگی یکدیگر، راهکارهایی را برای عبور از این بحران پیدا کند.
* آیا اقتصاد ایران ناگزیر است برای کاهش آسیبپذیری، روابط اقتصادی خود را با کشورهای قدرتمند اقتصادی منطقهای و فرامنطقهای گسترش دهد؟ از سوی دیگر برای تبدیل این روابط به یک شبکه پایدار تجاری، چه موانعی باید برطرف شود؟
ببینید، این انتخاب ما نیست. یعنی اینطور نیست که گزینهای روی میز باشد و ما اکنون بخواهیم به آن توجه کرده و انتخاب کنیم که آیا آن را میخواهیم یا خیر. واقعاً چنین انتخابی در حال حاضر وجود ندارد؛ یعنی اینگونه نیست که ما بتوانیم روابط خود را با چین توسعه دهیم و حالا بگوییم این کار را بکنیم یا نکنیم. سخن من این است که با توجه به محدودیتهایی که از قبل داشتیم و سختتر شدن محدودیتهایی که اکنون با آنها مواجه هستیم، که در واقع ترکیبی از محدودیتهای ارزی، بانکی و تحریمی به همراه محدودیتهای تحویل و تحول کالا است؛ اکنون به طور رسمی با مشکل لجستیکی مواجه هستیم. این مشکل تا چند وقت پیش و قبل از بروز این جنگ وجود نداشت؛ در آن زمان فقط موضوع تحریمها، مشکلات بانکی، جابهجایی ارز و مسائلی از این دست مطرح بود و بخش لجستیک دچار توقف نشده بود. ما باید بپذیریم که اکنون به مشکلات قبلیمان، مسائل جدیدی افزوده شده است.
نه در چین، نه در روسیه، نه در هند و نه در هیچ جای دیگری، دولتها نمیتوانند به صورت فرمایشی شرکتها را وادار به کار کنند؛ حتی اگر ما با دولتهای آنها توافق کنیم و آنها هم بپذیرند که با ما همکاری داشته باشند، باز هم دولتهایشان این جایگاه را ندارند که بخش خصوصی و سازمانهای زیرمجموعه خود را مجبور به همکاری با ما کنند. بخش خصوصی و سازمانهای فعال و پرتوان این کشورها، به دلیل مشکلات تحریمی و محدودیتهایی که در ارتباط با ما وجود دارد، اغلب در این شرایط مایل به همکاری با ما نیستند.
ما علیرغم همه تعاملاتی که در طول این سالها با چین داشتهایم، هنوز حتی یک دلار سرمایهگذاری رسمی خارجی توسط یک شرکت چینی در ایران انجام نشده است؛ و این مسئله فقط به خاطر ناتوانی ما در جذب سرمایه نبوده، بلکه به خاطر عدم تمایل آنها برای ورود به این عرصه بوده است. به همین دلیل، این سؤال به نظر من کمی جای تأمل دارد و شاید بهتر باشد اینگونه پرسیده شود: آیا واقعاً هنوز راهی برای توسعه تعاملات تجاری با این کشورهایی که نام بردید، علیرغم همه محدودیتهای موجود، باقی مانده است یا خیر؟ به نظر من، راه زیادی در این زمینه وجود ندارد؛ یعنی این محدودیتها، حتی اگر تمایلاتی در سطح حاکمیتی و دولتی میان این کشورها وجود داشته باشد، به دلیل تشدید فشارها، زمینه واقعی همکاری میان فعالان اقتصادی و شرکتها را بسیار بسیار محدود و دشوار کرده است. بنابراین، فارغ از اینکه ما چه چیزی دوست داریم یا مایل هستیم یا نیستیم، به نظر من زمینه برقراری چنین ارتباطاتی اکنون بسیار دشوارتر شده و به سختی پیش میرود.
*با توجه به همزمانی فشارهای خارجی با مسائلی نظیر بحران سوخت، احتمال افزایش قیمت حاملهای انرژی، کاهش ارزش پول ملی و ... به نظر شما این وضعیت تا کجا میتواند ادامه پیدا کند؟ اگر این جنگ فرسایشی اقتصادی ادامه یابد، چه پیامدهایی دارد؟ آیا این واقعبینی که تاکید کردید می تواند به تصمیمات کلان حاکمیت کمک کند یا ...
ببینید، همانطور که فرمودید من در سخنانم چند بار خودم، همکارانم و مسئولان را به واقعبینی توصیه کردم. واقعبینی در واقع میتواند به ما کمک کند تا به اندازهای که میتوانیم نقش درستی ایفا کنیم و آنجایی را هم که نمیتوانیم، از پیش پیشبینی کرده و برایش برنامهای داشته باشیم؛ نه اینکه به طور ناخودآگاه و ناخواسته با آن مواجه شویم.
من به عنوان یک فعال اقتصادی، وقتی در مجموعه خودم پروژهای را در دست دارم، وقتی واقعبینانه به دادهها توجه میکنم و گزارشها را از بخشهای مختلف دریافت میکنم، این فرصت را به خودم میدهم که از غافلگیری یکباره یا وارد شدن شکست و خسارتی بزرگ به پروژه جلوگیری کنم. وقتی از تمامی ظرفیتها و زوایا به پروژه نگاه میکنم، اتفاقات مثبت و منفی مسیر اجرای آن را با دقت بررسی میکنم و تیمی را مأمور میکنم که این موارد را از دیدگاههای مختلف بسنجند، در واقع احتمال شکست را کاهش میدهم.
اما اگر پروژهای باشد که به هر دلیلی نسبت به آن تعصب داشته باشم و بخواهم به هر ترتیبی آن را انجام دهم، آنگاه ممکن است دچار این اشتباه یا توهم عملیاتی شوم که با پیشزمینه و قضاوت قبلی دادهها را بررسی کنم؛ یعنی دادههایی را که در راستای اجرای پروژه هستند بزرگ و بااهمیت جلوه دهم و وزن بیشتری به آنها بدهم، و در مقابل، مواردی را که نشان میدهند پروژه ممکن است به دلایلی شکست بخورد، آسیب ببیند یا متوقف شود، کموزن جلوه دهم یا به آنها توجه کمتری داشته باشم. در این صورت، ریسک عدم موفقیت پروژه به شدت بالا میرود. نگرانی من به عنوان یک فعال اقتصادی و یک ایرانی نسبت به آنچه امروز در حال رخ دادن است، این است که ما به دلایل مختلف از واقعبینی دور شویم. آنچه میتواند ما را موفق کند این است که به واقعیتها به اندازهای که هستند و در زمان مناسب توجه داشته باشیم. در این رویارویی و وزنکشی نیز دقیقاً همین مسئله حائز اهمیت است.
ما نقاط قوتی داریم، از ظرفیتهای ملی خوبی برخورداریم و در یک مواجهه تاریخی قرار گرفتهایم که به هر حال میخواهیم امتیاز لازم را در قالب این رویارویی کسب کنیم و تحولاتی ایجاد شود. اگر واقعاً به دنبال این هستیم، باید با واقعیتها همانگونه که هستند مواجه شویم. بخشی از واقعیتها نقاط قوت ما و برخی دیگر نقاط ضعف ما هستند؛ برخی نیز از جنس ابهامند که باید با آنها به درستی برخورد کرد، وزن مناسبی به آنها داد، بدون سوگیری و تعصب به آنها نگریست و از جانبداری نسبت به برخی واقعیتها، فرصتها یا تهدیدها دوری کرد؛ نه بدبینانه نگاه کنیم و نه خوشبینانه، بلکه واقعبینانه و بر اساس دادهها رفتار کنیم.
اگر اینگونه با موضوع برخورد کنیم، به نظرم میتوانیم منافع ملیمان را تا جایی که امکان دارد تأمین کنیم و مانع از تحمیل زیان به عموم جامعه شویم. نگرانی من صرفاً این است که در سطح حاکمیت یا سطوح مدیریتی مختلف در سازمانهای مهم و تصمیمساز و تأثیرگذار، شرایطی به وجود آید که مسئولان دچار توهم دادهها شده یا درگیر جانبداری از برخی فرصتها یا تهدیدها شوند.
یعنی یا بیش از اندازه بترسیم یا بیش از حد خشنود باشیم؛ هر دوی اینها میتواند به توانایی ما در رسیدن به نتیجه و بهرهمندی آسیب بزند. به همین ترتیب، همین موضوع در طرف مقابل ما هم وجود دارد. داریم میبینیم که در برخی مواقع کاملاً روشن است که طرف مقابل ما بلوف میزند یا از قدرتی که ندارد سخن میگوید، یا از فرصتی دم میزند که برایش پیش نیامده است. این موضوع در سطح گفتگوهای عمومی و توییتها جایگاه خود را دارد، اما در واقعیت و در اتاقهای فکر بحث دیگری مطرح است.
اینکه در توییتها چه میگذرد و در گفتگوهای عمومی اینچنینی چه اتفاقی میافتد، به نظرم چندان مهم نیست؛ مهم این است که ما مطمئن باشیم در اتاق فکر ما، تمامی ظرفیتها، دادهها و فرصتها به درستی دیده میشوند، وزن مناسبی به خود میگیرند و کار به درستی پیش میرود.
اگر این اتفاق رخ دهد، به نظر من ما در جایگاهی خواهیم بود که بتوانیم از رویدادها بهرهبرداری مناسبی داشته باشیم و دستاورد کسب کنیم. اما اگر به شکل غیرواقعبینانه، بیتوجه یا کمتوجه به واقعیتها حرکت کنیم، ممکن است آسیبهای جبرانناپذیری ببینیم.
به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید



































































































































































