آرمان امروز- سید امیر طبایی- کارشناس حوزه اجتماعی: رابطه میان دولت و جامعه یکی از مهمترین موضوعات در تحلیل عملکرد دولتهاست. در یک الگوی دولتمحور، دولت بازیگر اصلی عرصه سیاست و جامعه تلقی میشود و بخش قابل توجهی از تصمیمگیریها، سیاستگذاریها و حتی حل مسائل اجتماعی از سوی ساختار رسمی دولت انجام میگیرد. در مقابل، در رویکرد جامعهمحور، جامعه تنها دریافتکننده سیاستهای دولت نیست، بلکه خود به عنوان یک کنشگر فعال در فرآیند حکمرانی شناخته میشود. از این منظر، دولت زمانی کارآمدتر خواهد بود که بتواند ظرفیتهای اجتماعی، نهادهای مدنی و مشارکت مردم را به رسمیت بشناسد و به جای تصدیگری گسترده، نقش تسهیلگر و خدمتگزار را ایفا کند. با این نگاه میتوان رویکرد دولت مسعود پزشکیان را تا حد زیادی در چارچوب جامعهمحوری تحلیل کرد. دولت چهاردهم از آغاز فعالیت خود بر مفهوم «وفاق» تأکید داشته است؛ مفهومی که در ادبیات دولت پزشکیان صرفاً یک شعار سیاسی نیست، بلکه تلاشی برای نزدیکتر کردن دولت به جامعه و استفاده از ظرفیت گروهها و جریانهای مختلف برای حل مسائل کشور است. گزارش ایرنا نیز دولت چهاردهم را دولتی توصیف میکند که تلاش کرده «دیوار» میان دولت و مردم را کاهش دهد و از طریق حضور مستقیم رئیسجمهور در میان مردم، گفتوگو با گروههای اجتماعی و ایجاد مسیرهایی برای مشارکت بیشتر، سرمایه اجتماعی را بازسازی کند. در جامعهمحوری، نقطه آغاز حکمرانی این است که جامعه دارای عاملیت است. مردم صرفاً مخاطب تصمیمهای دولت نیستند؛ بلکه میتوانند در تشخیص مسئله، ارائه راهحل، اجرای سیاستها و حتی ارزیابی عملکرد حکومت نقش داشته باشند. بنابراین، دولت جامعهمحور الزاماً به معنای دولتی ضعیف یا فاقد اقتدار نیست، بلکه به معنای تغییر نوع اقتدار دولت است؛ یعنی دولت به جای آنکه همه امور را مستقیماً در اختیار بگیرد، شرایطی فراهم میکند که بخشی از ظرفیت حل مسائل در خود جامعه فعال شود.
جامعه محوری در نگاه دولت
این نگاه با ایده جامعه مدنی نیز ارتباط مستقیمی دارد. نهادهای مدنی، انجمنهای تخصصی، سازمانهای مردمنهاد، گروههای محلی، تشکلهای حرفهای و دیگر شبکههای اجتماعی میتوانند بخشی از مسئولیتهای اجتماعی را بر عهده بگیرند. در چنین الگویی، دولت به جای رقابت با این نهادها یا کنار گذاشتن آنها، تلاش میکند ظرفیتشان را در فرآیند سیاستگذاری و حل مسائل به کار بگیرد. نتیجه چنین رویکردی میتواند کاهش تصدیگری، سبکتر شدن ساختار دولت و افزایش کارآمدی آن باشد. جامعهمحوری را نباید صرفاً در رفتارهای ظاهری مسئولان با مردم جستوجو کرد. ارتباط مستقیم با مردم، حضور در میان اقشار مختلف یا پرهیز از ادبیات متکبرانه، اگرچه نشانههایی مثبت هستند، اما مسئله اصلی در سطح عمیقتر، توزیع قدرت و مسئولیت میان دولت و جامعه است. جامعهمحوری زمانی معنا پیدا میکند که مردم و نهادهای اجتماعی در تصمیمگیری و اجرای امور نیز نقش واقعی پیدا کنند. یکی از مهمترین مفاهیمی که اینجا مطرح میشود، «سرمایه اجتماعی» است. اعتماد میان مردم و دولت، احساس تعلق، مشارکت عمومی و باور به امکان تأثیرگذاری بر امور جامعه، از عناصر مهم سرمایه اجتماعی محسوب میشوند. هنگامی که فاصله میان دولت و مردم افزایش پیدا میکند، اعتماد عمومی نیز آسیب میبیند و در نتیجه، حتی اجرای سیاستهای درست نیز دشوارتر میشود. برعکس، هر اندازه ارتباط دولت و جامعه تعاملیتر و مشارکتمحورتر باشد، امکان شکلگیری اعتماد و همکاری افزایش مییابد.
استفاده از نیروهای مردم در خدمت کشور
گزارش اخیر ایرنا نیز بر همین نقطه تأکید دارد. در روایت ارائهشده از دولت پزشکیان، وفاق ملی به معنای حذف اختلافات یا یکسانسازی دیدگاهها نیست، بلکه تلاشی برای یافتن نقاط مشترک و استفاده از ظرفیت نیروهای مختلف برای اداره کشور است. در این نگاه، حل مسائل کشور بدون همراهی مردم امکانپذیر نیست و مشارکت جامعه باید بخشی از فرآیند حکمرانی باشد. همچنین در این گزارش به طرح «محلهمحوری» به عنوان یکی از مسیرهای استفاده از ظرفیتهای مردمی و نهادهای مدنی اشاره شده است؛ موضوعی که نشان میدهد مفهوم جامعهمحوری میتواند از سطح شعارهای سیاسی به سطح حکمرانی محلی و حل مسائل روزمره مردم منتقل شود. محلهمحوری از این جهت اهمیت دارد که بسیاری از مسائل اجتماعی در سطحی شکل میگیرند که دولت مرکزی نمیتواند شناخت دقیق و کاملی از آنها داشته باشد. مسائل مربوط به آسیبهای اجتماعی، فقر، آموزش، سلامت، محیط زیست یا حتی کیفیت خدمات عمومی، در هر منطقه و محله ویژگیهای متفاوتی دارند. بنابراین، استفاده از ظرفیت مردم و نهادهای محلی میتواند به سیاستگذاری دقیقتر و کارآمدتر کمک کند. در چنین الگویی، دولت همچنان وظایف اصلی خود را حفظ میکند، اما شیوه انجام آنها تغییر مییابد. دولت میتواند وظایفی مانند سیاستگذاری کلان، تأمین امنیت، ایجاد زیرساخت، تنظیمگری و تضمین حقوق عمومی را با تمرکز و کیفیت بیشتری دنبال کند و در عین حال، بخشی از امور اجتماعی را به نهادهای تخصصی و مدنی واگذار کند. این امر نهتنها موجب کاهش بار دولت میشود، بلکه امکان تخصصیتر شدن فرآیند تصمیمگیری را نیز فراهم میکند. مهمترین ویژگی رویکرد جامعهمحور، تغییر نگاه دولت به جامعه است. در این نگاه، جامعه موضوع سیاستگذاری نیست؛ بلکه یکی از بازیگران اصلی حکمرانی است. دولت پزشکیان با تأکید بر وفاق، ارتباط مستقیمتر با مردم، استفاده از ظرفیت گروههای مختلف و توجه به مشارکت اجتماعی، تلاش کرده است چنین تغییری را در ادبیات و تا حدی در شیوه اداره کشور ایجاد کند. گزارش ایرنا نیز این تلاش را در قالب کاهش فاصله دولت و مردم و بازسازی سرمایه اجتماعی توضیح میدهد.
دولتی با دست بسته، اما آغوش گشاده
ارزیابی عملکرد دولت پزشکیان بدون توجه به محدودیتها و شرایط خاص کشور کامل نخواهد بود. دولتها در شرایط عادی میتوانند دامنه بیشتری برای مشارکت اجتماعی ایجاد کنند، اما در شرایط بحرانی، جنگی یا امنیتی، معمولاً نقش نهادهای رسمی و اقتدار دولت افزایش پیدا میکند. در چنین شرایطی، طبیعی است که بخشی از ظرفیت جامعه برای کنشگری آزادانه محدود شود و دولت یا سایر نهادهای حاکمیتی تصمیمهای متمرکزتری اتخاذ کنند. موضوع فیلترینگ نیز نمونهای از همین پیچیدگی است. در این زمینه نمیتوان همه تصمیمها را صرفاً به دولت نسبت داد و ساختارهای امنیتی و سایر نهادهای تصمیمگیر نیز در فرآیند سیاستگذاری و اجرا نقش دارند. بنابراین، برای ارزیابی جامعهمحوری دولت باید میان تصمیمهایی که مستقیماً در اختیار قوه مجریه قرار دارند و تصمیمهایی که حاصل عملکرد مجموعهای از نهادهای حکمرانی هستند، تفکیک قائل شد. شرایط بحرانی میتواند اهمیت سرمایه اجتماعی را حتی بیشتر کند. در زمان بحران، دولت بیش از هر زمان دیگری به اعتماد و همراهی مردم نیاز دارد. جامعهای که احساس کند در فرآیند تصمیمگیری دیده میشود و دولت خود را در برابر آن پاسخگو میداند، آمادگی بیشتری برای همکاری با ساختار رسمی خواهد داشت. بنابراین، تقویت رابطه دولت و جامعه نه یک موضوع تزئینی، بلکه بخشی از ظرفیت حکمرانی در شرایط دشوار است.



































































































































































