در بسیاری از شهرهای جهان، همین تغییر موجب شده است برنامهریزان شهری دیگر نتوانند فضاهای عمومی را صرفاً بر اساس نیازهای ثابت و الگوهای سنتی طراحی کنند.
مطالعات جدید حوزه برنامهریزی شهری نیز بر اهمیت حضور جوانان در فرایند شکلدهی به فضاهای عمومی و مشارکت آنان در ساخت محیط شهری تأکید دارند.
برای نسل Z، شهر تنها مجموعهای از فضاهای فیزیکی نیست؛ تجربه شهر در پیوند میان محیط واقعی و جهان دیجیتال شکل میگیرد. انتخاب یک مقصد، نحوه گذران اوقات فراغت، شکل ارتباط با دیگران و حتی تصویری که فرد از یک مکان در ذهن خود میسازد، میتواند تحت تأثیر رسانهها و فناوریهای دیجیتال قرار گیرد. از همین رو، در ادبیات جدید شهرسازی، موضوعاتی همچون «خلق مکان با مشارکت جوانان»، طراحی فضاهای جوانپسند و مشارکت آنان در تصمیمگیری شهری بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.
این مسئله البته به معنای آن نیست که شهرها باید برای جذب نسل جدید، تمام فضاهای خود را به محیطهایی فناورانه یا صرفاً جذاب برای شبکههای اجتماعی تبدیل کنند. اتفاقاً چالش اصلی، ایجاد تعادل میان فناوری و زندگی واقعی، میان جذابیت و کیفیت، و میان نیازهای جدید و هویت هر شهر است. فضای عمومی زمانی میتواند برای نسل جدید معنا پیدا کند که علاوه بر پاسخگویی به نیازهای عملکردی، امکان ارتباط، حضور، تجربه و شکلگیری حس تعلق را نیز فراهم کند.
پژوهشهای حوزه فضاهای عمومی نیز نشان میدهد که جوانان میتوانند نهتنها استفادهکننده، بلکه کنشگر و شکلدهنده محیط شهری باشند. …































































