بحث جوانسازی البته به معنای کنار گذاشتن تجربه یا تقابل میان نسلها نیست. مسئله اصلی، ایجاد توازن میان تجربه انباشتهشده و توانایی مواجهه با مسائل جدید است. نهادهای سیاسی در هر نظامی زمانی میتوانند ظرفیت خود را حفظ کنند که در کنار انتقال تجربه از نسلهای پیشین، امکان ورود نیروهای تازهنفس و برخوردار از دانش روز را نیز فراهم کنند.
مجلس خبرگان رهبری از این منظر جایگاهی متفاوت دارد. وظایف این مجلس مستقیماً با موضوع رهبری و فرآیندهای مرتبط با آن پیوند خورده است و قانون نیز برخورداری اعضا از بینش سیاسی و اجتماعی و آشنایی با مسائل روز را مورد تأکید قرار داده است. در نتیجه، مسئله جوانتر شدن ترکیب این نهاد را نمیتوان صرفاً یک بحث سنی دانست؛ بلکه باید آن را در چارچوب توانایی درک تحولات اجتماعی، اقتصادی، فناوری و سیاسی کشور بررسی کرد.
علوم سیاسی نیز جوانسازی نخبگان سیاسی را از منظر «تجدید نخبگان»، گردش قدرت و بازتولید سرمایه سیاسی مورد توجه قرار میدهد. اگر ساختار سیاسی برای مدت طولانی در اختیار یک نسل باقی بماند و مسیر ورود نیروهای جدید محدود شود، فاصله میان نهادهای تصمیمگیر و بخشهایی از جامعه افزایش پیدا میکند. در مقابل، ورود تدریجی نسلهای تازه میتواند به انتقال تجربه و همزمان بازتعریف سیاست متناسب با شرایط جدید کمک کند.
این مسئله درباره مدیران سیاسی، نمایندگان مجلس، اعضای شوراهای شهر، مدیران اجرایی و فعالان حزبی نیز صدق میکند. جوانتر شدن مدیریت سیاسی الزاماً به معنای کمتجربه شدن آن نیست. یک مدیر جوان میتواند در کنار استفاده از تجربه مدیران باسابقه، با مسائل و ابزارهایی آشنا باشد که نسلهای قبلی کمتر با آنها مواجه بودهاند. …




















































































































