بهعنوان وزیر اسبق آموزشوپرورش سالها از نزدیک با یکی از مسائل مزمن این دستگاه مواجه بودهام؛ آموزشوپرورش از یک سو باید مهمترین ماموریت کشور، یعنی تربیت نسل آینده و تراز انقلاب اسلامی را انجام دهد و از سوی دیگر بخش قابل توجهی از توان و منابع خود را صرف خرید زمین، ساخت مدرسه، تعمیر، نگهداشت، مقاومسازی و تأسیسات کند. ازاینرو ابتکار هوشمندانه و متعهدانه دکتر علیرضا زاکانی که شهرداری میخواهد آموزشوپرورش دغدغه ساخت و نگهداری فضای آموزشی نداشته باشد، برای من فقط یک وعده عمرانی نیست؛ یک تغییر مهم در حکمرانی آموزشوپرورش است.
پیوند مدرسه، شهرداری و خانواده
این اقدام از آن جهت اهمیت بیشتری دارد که شهرداری مدرسه را صرفاً یک ساختمان نمیبیند. مجتمعهای پیشبینیشده قرار است فضاهایی بزرگ، ایمن، هوشمند، دارای معماری هویتمند و متناسب با نیازهای آینده باشند؛ فضاهایی برای آموزش، آزمایشگاه، کارگاه، ورزش، هنر، فرهنگ و مهارت و درعینحال مرتبط با محله و جامعه پیرامونی؛ این یعنی مدرسه ازیک ساختمان آموزشی به یک زیستبوم تربیتی و اجتماعی تبدیل میشود.
این نگاه با تجربه برخی از موفقترین نظامهای آموزشی جهان نیز همخوانی دارد. در کشورهایی مانند فنلاند، سیاست آموزشی و برنامه درسی در سطح ملی تعیین میشود، اما بخش مهمی از مسئولیت ساخت، نگهداشت و اداره فضاهای آموزشی بر عهده مدیریتهای محلی است. در بسیاری از الگوهای شهر یادگیرنده نیز مدرسه بخشی از زیستبوم شهر است و میان مدرسه، شهرداری، خانواده و جامعه محلی پیوند برقرار میشود، بنابراین تفکیک حرفهای ماموریت تربیتی از مسئولیت زیرساختی، ایدهای بدیع و قابل دفاع در حکمرانی نوین تعلیم و تربیت است.
ترکیب تجربه جهانی با هویت ایرانی-اسلامی …



































































































































































