از منظر ایران، این تصمیم اگرچه در کوتاهمدت میتواند بخشی از مسیرهای تجاری و مالی را با اختلال مواجه کند، اما به هیچ عنوان به معنای قرار گرفتن تهران در وضعیت بنبست اقتصادی نیست. ایران طی سالهای طولانی تحریم و فشار خارجی، سازوکارهای متعددی برای تنوعبخشی به شرکای تجاری، توسعه مسیرهای جایگزین و کاهش وابستگی به کانالهای مالی تحت نفوذ کشورهای همسو با غرب ایجاد کرده است. بنابراین، اقدام ابوظبی میتواند حتی در میانمدت انگیزه ایران برای کاهش بیشتر وابستگی به شبکه تجاری امارات و تقویت روابط اقتصادی با سایر همسایگان و شرکای آسیایی را افزایش دهد.
نکته مهمتر، هزینهای است که این تصمیم میتواند برای خود امارات داشته باشد. روابط اقتصادی ایران و امارات صرفا یک رابطه دوجانبه ساده نیست بلکه طی سالها، امارات به یکی از مهمترین مراکز تجاری و لجستیکی مرتبط با بازار ایران تبدیل شده است. از این رو، تعلیق مبادلات با ایران فقط به معنای محدود شدن دسترسی ایران به بخشی از ظرفیتهای تجاری امارات نیست، بلکه میتواند بخشی از درآمدها، فعالیتهای ترانزیتی، خدمات مالی و مزیت تجاری دبی در ارتباط با بازار ایران را نیز تحت تاثیر قرار دهد. در شرایطی که رقابت میان مراکز تجاری منطقهای افزایش یافته، واگذاری این فرصت به رقبای منطقهای امارات میتواند تصمیمی پرهزینه باشد.
ورای این ها، طرف اماراتی باید این نکته را نیز مد نظر داشته باشد که ایران در صورت لزوم می تواند با اتکا به قدرت نظامی خود، محاصره دریایی و هوایی علیه امارات اعلام کند که این مساله خود صورت حساب های سنگینی را از منظر اقتصادی روی دست اماراتی ها خواهد گذاشت.
اینطور نیست که ابوظبی با دشمنان ایران همه نوع همکاری را انجام دهد اما از تبعات اقدامات خود مصون باشد. طرف اماراتی باید بداند ایران یک قدرت منطقه ای است و در منطقه خواهد ماند و این غربی ها و مخصوصا آمریکایی ها هستند که باید منطقه را ترک کنند. اگر از این زاویه به ماجرا بنگریم نیز امارات باید عاقبت اندیش باشد. زیرا اقتصادِ امارات یک اقتصاد شیشهای است و خصومتورزیهای ابوظبی، از سوی تهران فراموش نخواهد شد. امارات نمیتواند پای ثبات جنگ اقتصادی علیه ایران باشد و تبعات این سیاست خود را نپذیرد.



































































































































































