اسمیت معتقد است بازار طلا در ژانویه و فوریه ۲۰۲۶ تا اندازهای بیش از حد رشد کرده بود و پس از چنین جهشی، اصلاح قیمت اتفاقی طبیعی محسوب میشد. به گفته او، دو تحول در شکلگیری این اصلاح نقش داشتند: انتصاب کوین وارش به ریاست فدرالرزرو که با سابقهای متمایل به سیاست پولی انقباضی وارد بانک مرکزی شد و جنگ با ایران که نگرانیهای تورمی را افزایش داد و باعث شد بازارها انتظارات خود درباره مسیر نرخ بهره را بهشدت بازنگری کنند.
با این حال، از دید اسمیت، اکنون پرسش اصلی این است که آیا فدرالرزرو اساساً توان اجرای سیاست پولی انقباضی مورد انتظار بازار را دارد یا خیر. او معتقد است فدرالرزرو در عمل قدرت محدودی برای مقابله با تورم دارد، زیرا عدم تعادلهای مالی و ضرورت پایین نگه داشتن نرخهای بهره، سیاست پولی آمریکا را در چارچوب «سلطه مالی» قرار داده است. بدهی، تورم و محدودیت فدرالرزرو
کرسکت کپیتال در گزارش ژوئیه ۲۰۲۶ نیز استدلال کرده بود که سرمایهگذاران بیش از اندازه روی سیاست پولی انقباضی حساب باز کردهاند. از دید این شرکت، گسترش عدم تعادلهای مالی، آمریکا را وارد دورهای کرده که در آن سیاست پولی بهتدریج به ابزاری برای مدیریت بدهی دولت تبدیل میشود و توان آن برای ایفای نقش بهعنوان سازوکاری معتبر برای کنترل تورم کاهش مییابد.
مسئله اصلی، حجم بدهی دولت و کسریهای تاریخی بودجه است. این شرایط باعث میشود حفظ نرخهای بهره بهمراتب بالاتر دشوارتر شود. اسمیت معتقد است تنها راه خروج از مشکل نسبت بالای بدهی به تولید ناخالص داخلی، رشد اقتصادی است؛ اما رشدی که بتواند این نسبت را کاهش دهد، باید با افزایش تولید ناخالص داخلی اسمی همراه باشد و بخشی قابلتوجه از این افزایش نیز از تورم ناشی خواهد شد. بنابراین، همان عاملی که میتواند به کاهش فشار بدهی کمک کند، زمینهای مساعد برای افزایش قیمت طلا ایجاد میکند. …



































































































































































