«بوزنانسکا» از سال ۱۸۹۸، میلادی در پاریس زندگی کرد. او در نقاشی بسیار پرکار بود، اما زندگی فقیرانهای داشت. با پول خود بسیار بخشنده بود و بدون لحظهای تردید آن را میبخشید. پدرش از هر دو دخترش حمایت مالی میکرد. «گُلآراها» اثر «اولگا بوزنانسکا» سال ۱۸۸۹ میلادی
ایزابل به پاریس نقل مکان کرد تا مراقب خواهرش باشد، اما خودش مشکلات خود را داشت. تشخیص داده شد که به هیستری مبتلا است، وضعیتی که پزشکان امروزی آن را یک بیماری روانی واقعی نمیدانند، اما متأسفانه در قرن نوزدهم بسیار تشخیص داده میشد. در آن زمان اعتقاد بر این بود که زنان بیشتر مستعد رفتارهای عاطفی هستند، بنابراین بیشتر احتمال دارد که به شیوهای «هیستریک» رفتار کنند. امروزه مشخص شده است که زنانی که به اشتباه به این «بیماری» مبتلا تشخیص داده میشدند، احتمالا از افسردگی، اختلال شخصیت یا صرع رنج میبردند. «خودنگاره با چتر ژاپنی» اثر «اولگا بوزنانسکا» سال ۱۸۹۲ میلادی
قطعا آثار بوزنانسکا نشاندهندهٔ علاقهای به روانشناسی دختران نوجوان و زنان جوان است. او اغلب آنها را با گلها به تصویر میکشید، که نمادی از شکوفایی جسمی و ذهنی یک دختر محسوب میشد. «در گلخانه» اثر «اولگا بوزنانسکا» سال ۱۸۹۰ میلادی
در سال ۱۸۸۹، «موریس مترلینک»، نویسنده و شاعر مشهور بلژیکی، مجموعهای از اشعارش را به نام «گلخانهها» منتشر کرد. از آنجایی که «بوزنانسکا» عاشق شعر بود، به احتمال زیاد از حال و هوا و زنان زودگذری که شاعر توصیف کرده بود، الهام گرفته است.
ایزابل ۶۶ ساله بود که جسدش در آپارتمانش پیدا شد. پیکرش به سردخانه شهری در کرانه رود سن منتقل شد. اگرچه بوزنانسکا پس از مرگ خواهرش همه چیز را به ارث برد، اما مجبور شد مالیات بر ارث بپردازد که او را در آستانه فقر قرار داد. با این حال، او به لهستان بازنگشت، بلکه روزهای پایانی خود را تنها در استودیوی پاریسی خود گذراند. بوزنانسکا تا سال ۱۹۴۰ زندگی کرد.
انتهای پیام































































