محمد باهری وزیر دادگستری دولت شریف امامی که سابقه وزارت در دولت امیراسدالله علم در هنگام قیام مردمی 15 خرداد را هم یدک می کشید وارد کاخ دادگستری شد و به عادت همیشه خود پله ها را یکی دوتا رفت بالا و به هر کسی می رسید سلامی و علیکی و حال و احوالی و لبخندی.
اهل شیراز جان بود و به طبع اهالی فارس، علاقه وافری به هم صحبتی با همراهان و دوستان داشت. به همین علت همیشه دو سه نفری کنارش بودند و نقل می گفتند. به دفترش که رسید رییس دفترش با دست لرزان و چشم ترسیده پرونده ای را به دستش داد. باهری همیشه کار را جدی می گرفت و پرونده را با سرعت خواند و سرش را میان دستانش گرفت. متهم پرونده رحیم علی خرم از آن دم کلفت های مرتبط با ساواک و دربار بود. مالک پارک دنیای خرم که بعد از انقلاب شد پارک ارم.
داستان از این قرار بود که مدت ها بود جسته و گریخته در شهر پیچیده بود که عوامل خرم با طناب های ضخیم و سنگین کارگرانی را که طلب مزد خود را می کنند به شکلی وحشیانه زیر بار شلاق می گیرند. اما حالا جنازه 2 نفر از این کارگران در اطراف پارک خرم پیدا شده بود.
عکس ها به قدری تکان دهنده بودند که دکتر باهری حالش منقلب شد. تلفن را برداشت شماره شریف امامی را گرفت. سرشاخ شدن با رحیم علی خرم کار ساده ای نبود. به حمایت نخست وزیر نیاز داشت. اما شریف امامی طفره رفت. او مرد این کار نبود. اما دکتر باهری قصد کوتاه آمدن نداشت آن قدر پر روز کار را جلو برد که خرم احساس خطر کرد از ایران رفت پاکستان پیش یار غارش تیمسار نصیری رییس ساواک که حالا شده بود سفیر ایران در اسلام آباد. از نصیری طلب مشورت کرد.
اما نصیری نه گذاشت و نه برداشت دستگیرش کرد. دستور از تهران آمده بود. تحت الحفظ فرستادنش تهران. تا زمان انقلاب در حبس ماند و پیگیری انبوه فسادهایش در زد و بند با دربار و کشتن کارگران پارک دنیای خرم به این ختم شد که در 19 اردیبهشت سال 1358 یعنی 3 ماه بعد از انقلاب اعدام شد.
اما این رحیم علی خان خرم که بود او متولد سال 1300 از اهل روستای کوهپایه زبیر از توابع ساوه بود. در جوانی با خودش گفت چرا باید توی همین روستا بمانم بهتر است به تهران بروم تا روزگار روی خوشش را به من نشان دهد.
رحیم علی خرم
این جوری شد که پاشد آمد تهران. آن قدر زور بازو داشت که توی پروژه های آسفالت کردن خیابان های تهران خیلی سریع اسمش افتاد سر زبان ها. کم کم خودش شد مقاطعه کار و پروژه آسفالت کردن دست گرفت و کارش به جایی رسید که پروژه معابر سلطنتی کاخ سعد آباد را به او و کارگرانش سپردند.
همان جا بود که پایش به کاخ باز شد و رفت و آمد با درباری ها نخ روابطش را گسترش داد. در این بین ارتباطش با تیمسار نصیری که در آن زمان سرهنگ نصیری بود.
این 2 دست در دست یکدیگر نزدبان ترقی را بالا رفتند و نصیری شد رییس ساواک و خرم هم بدل شد به یکی از بزرگ ترین مقاطعه کاران ایران.
اما در این پارک خرم در مرداد 1356 اتفاقی افتاد که خبرش تا مدت ها خبر شماره یک روزنامه های کشور بود. داستان از این قرار بود که در دریاچه ای که در وسط این پارک قرار داشت یک سالنی بود که خوانندگان مشهور آن زمان در آن برنامه اجرا می کردند و یکی از این خوانندگان داریوش اقبالی بود.
زنی به نام مریم که عاشق صدای زنگ دار و بم داریوش شده بود. اما وقتی عشق خود را با داریوش در میان می گذارد با امتناع رو به رو می شود. تاثیر این نه شنیدن آن قدر بر مریم خانوم سنگین بود که شبی در شهریور ماه 1356 به پارک خرم رفت پول ورود به سالن را داد و رفت نشست تا داریوش برنامه اش را اجرا کند.
داریوش رفت سراغ سومین اهنگ خود که مریم پا شد در چشم به هم زدنی دوید و رسید به سن اجرا و لیوان پر از اسید را کشویی هل داد جلو به سمت داریوش و اسید را ریخت روی سر و بدنش.
داریوش هم یک شیرجه بلند زد توی دریاچه. از آن اسید پاشه یک زخم همیشگی ماند روی سمت چپ گلو و زیر صورت داریوش. مریم هم چند ماهی افتاد زندان البته داریوش رضایت داد و مریم آزاد شد و بعد رفت میدان تجریش شد توی خیابان و پیاده رو به مردم گل می فروخت. خدا می داند شاید آرزو داشت دوباره داریوش را ببیند. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر محمود وثوقی، پدر بهروز وثوقی در دوران جوانی؛ دهه 1310(عکس) خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل پرواز را به خاطر بسپار، پرنده مردنی است (+صدا) اشتراک گذاری : برگزیدههای جشنوارههای کن و برلین وارد رقابت اسکار شدند بیشتر بخوانید: معلق ماندن مردم در تاب پارک ارم (فیلم) از کاباره تا جبهه یا نام خیابان را عوض کنید، یا کاباره ها را جمع کنید تماشاخانه یکی از ماندگارترین سکانسهای فرار از زندان تاریخ سینما (تماشا کنید) گاز به شمال میرسد یا نمیرسد / زمزمههای زمستانی سخت مثل سال ۸۶ یا شاید بدتر؟ فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران




































































![[مهرداد احمدی شیخانی] روح کلوزیوم](/news/u/2026-08-25/ettelaat-xof3f.jpg)








