شنبه, ۲ تیر, ۱۴۰۳ / 22 June, 2024
مجله ویستا

آسیابی ساختن که هیچ وقت از گردش نیفتد


آسیابی ساختن که هیچ وقت از گردش نیفتد

این داستان ریشه‌یی تاریخی دارد، فیروز که در جنگ نهاوند گرفتار سپاهیان خلیفه شده بود و به بردگی در نزد عربی مشغول بود از ارباب خود به خلیفه دوم شکایت کرد که او بیش از توانم از …

این داستان ریشه‌یی تاریخی دارد، فیروز که در جنگ نهاوند گرفتار سپاهیان خلیفه شده بود و به بردگی در نزد عربی مشغول بود از ارباب خود به خلیفه دوم شکایت کرد که او بیش از توانم از کار من بهره می‌برد...

خلیفه به او می گوید که تو چه می‌دانی، گفت: نجاری، آهنگری، بنایی...

خلیفه گفت با این همه صنعت که می‌دانی، اربابت از تو کم می‌گیرد!

فیروز (ابولوءلوء) به اندیشه فرو رفت... سپس خلیفه گفت: آیا می‌توانی برای من آسیابی بسازی، گفت: آسیابی خواهم ساخت که آوازه‌اش تمام عالم را بگیرد.

بعد که او رفت خلیفه به همراهانش گفت: ‌این غلام مرا تهدید به مرگ کرده است.

این جمله به صورت مثلی درآمده است و می‌گویند برایت آسیابی می‌سازم که هیچ وقت از گردش نیفتد، (یا این که در همه عالم مشهور شود) و به واقع تهدید کردن کسی به مجازاتی سنگین است.