چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
مجله ویستا

انواع مدن


انواع مدن

درباره اخلاق ناصری خواجه نصیرالدین طوسی

● مدینه فاضله

مدینه فاضله اجتماع افرادی است که آنها عزم و اهداف شان بر فراهم آوردن خیرات و استفاده از آنهاست. اینان افعال و رفتار خود را همان گونه انجام می دهند که عزم بر آنها داشتند، یعنی با فعل و رفتار خود خیری را تحصیل می کنند و هر آنچه را که مقابل خیرات (شرور) باشد، ترک می کنند. از آنجا که خیرات از خیر مطلق سرچشمه می گیرد و خیر مطلق، واحد است، چنین مدینه یی واحد است و تعددپذیر نیست.

افراد این اجتماع نیز به جهت آنکه همگی عزم شان بر تحصیل خیرات است، در دو امر اساسی، یکی در «آرا» و دیگری در «افعال» اشتراک دارند. در آرا و عقاید به این دلیل که آنچه به مبدأ و معاد و اعمال و افعال میان این دو اعتقاد دارند، همه مطابق با حق است؛ یعنی هم در اعتقاد به مبداء هستی که خداوند باشد و هم نسبت به معاد که بازگشت همه موجودات به سوی او است و انسان نیز حرکت کمالی خود را به آنجا منتهی می کند، و نیز در افعال و اعمالی که در مسیر «انالله و انا الیه راجعون» از نوع نظر و اعتقاد خود منشأ شده، اتفاق دارند. به عبارت دیگر چون افکار و عقاید آنها مطابق با حق است و حق، واحد، پس همه در این اعتقادات موافق یکدیگر بوده و هیچ گونه نظرات کفرآمیز و شرک آلود نداشته و هر آنچه دارند، کمال است و در جهت رسیدن به کمالات بیشتر است.

وجود چنین مبانی اعتقادی و معرفتی که مستلزم اتفاق آرا و افعال می شود، اختلاف اشخاص اجتماع در هر منصب و مقام و رتبه یی و تباین احوالی که بسته به نوع گرایشات و بینش های متاثر از عوامل بیرونی برایشان پیش می آید، موجب نمی شود غایت افعال آنها متعدد شود، بلکه غایت همان رسیدن به کمال حقیقی که سعادت باشد، می شود. راه هایی که برای رسیدن به آن مقصود اخذ می کنند، همه در راستای یکدیگر و موافق باهم اند و رفتارشان نه در تعارض یا تخالف با یکدیگر بلکه همه در موافقت با یکدیگر است.

● ویژگی های مردم مدینه فاضله

مردم مدینه فاضله دارای ویژگی هایی هستند که آنها را متمایز از مردم مدینه های غیرفاضله می کند. این ویژگی ها عبارتند از؛

۱) اقتدار از رئیس مدینه که شخصی حکیم است و مدینه را با تدبر و تعقل خود به بهترین وجه اداره می کند.

۲) مردم در قالب طوایف مختلف قرار گرفته و هر یک در موضع و محل خود در اقتدا از رئیس مدینه به سر می برند. البته در مدینه فاضله اشخاصی هستند که از فضیلت، زیاد فاصله گرفته اند و وجودشان به منزله ادوات و آلات است و تدبیر افاضل ممکن است آنها را به کمالی برساند والا مانند حیوانات رام و مطیع و منقاد و فرمانبردار محض هستند.

۳) عدم وجود تعصب و تعاند بین مردم آن، اگرچه در ملت و مذهب مختلف باشند؛ چه اینکه، اینان به فاضل اول (رئیس مدینه) که مدبر مدینه فاضله است، اقتدا کرده و چنین رئیسی مردم را به سوی وحدت و اتفاق سوق می دهد.

۴) اتفاق مردم مدینه، اگر چه اینان به حسب مراتب معرفتی به طوایف مختلف تقسیم می شوند، اما از آنجا که دل هایشان به یکدیگر نزدیک است و پیوند و ارتباط دارد (به طوری که گویا شخص واحد شده اند) و به یکدیگر اعتقاد و اعتماد دارند و در دل هایشان محبت متجلی شده است، اینان در حقیقت متفق اند. چه اینکه پیامبر اسلام فرمودند؛ «المسلمون ید واحده علی من سواهم».

● نهادهای اساسی نظام سیاسی مدینه فاضله

خواجه طوسی برای استواری نظام سیاسی مورد نظر خود نهادهایی را به عنوان ارکان نظام سیاسی مدینه فاضله برمی شمارد. وی این نهادها را ترسیم کننده سیاست های کلی و جزیی، اجرایی و غیراجرایی، جاری و غیرجاری نظام سیاسی می داند که هم تامین کننده جهات تدبیری نظام و هم تامین کننده جهات اجرایی آن هستند.

● نهاد رهبری (رئیس مدینه فاضله)

این نهاد متکفل تدبیر مدینه است و افراد آن از فضلا و حکما تشکیل می شوند. اینان در سیاست های کلان از قوت تعقل و رای و نظر قوی برخوردارند و در آن، از دیگران ممتازند. اینان با شناخت حقایق موجودات و پدیده ها، به خصوص پدیده های سیاسی، به قانونمندی آنها پرداخته و بر اساس آنها به تدبیر امور می پردازند.

چنین ویژگی موجب آن می شود که قوانین و سیاست های کلی و کلان نظام که جنبه نظری دارند و لازم است مطابق با حقایق هستی و نیازهای انسان و حیات انسانی باشند، توسط اینان جعل شود.

● مراتب رهبری

رهبری مدینه فاضله به دو صورت ریاست عظما و غیرعظما صورت می گیرد. ریاست عظمای آن، از قبیل ریاستی است که می تواند مجموعه امور مدینه را تدبیر کند و خود چهار حالت دارد.

۱) ریاست ملک علی الاطلاق که علامت آن وجود چهار خصلت است که باید در فرد جمع شود.

الف) حکمت که غایت همه غایات است یعنی معرفت به حقایق اشیا؛ چه معارفی که کمال در آنها، علم و معرفت به آنهاست و چه آنها که کمال در آنها، عمل به آنهاست. کسب چنین معارفی غایت همه افعال و اعمال و افکار است.

ب) تعقل تام که رساننده به غایت است؛ چنین شخصی عاری از معارف توهمی و تخیلی است که دیگران به نوعی دچار آن هستند. او با تعقل خود که مرتبه یی بالاتر از تدبر است، توانایی سیاستگذاری هایی را دارد که براساس حکمت قابل ترسیم هستند.

ج) جودت اقناع و تخیل، وی توانایی آن را دارد که از طریق اقناعیات مانند خطابه و تخیلات مانند شعر به اقناع و تخیل مردم بپردازد تا آنان را در راهی که لازم است استعدادهای خود را در آن به کار گیرند و به راهی که لازم است حرکت کرده و هدایت شوند، جهت دهد.

د) توانایی دفع دشمنان خارجی و تجاوزگران و ظالمان را داراست.

۲) ریاست شورایی؛ زمان این نوع ریاست وقتی است که خصلت هایی که در حالت اول برشمرده شده، در یک نفر جمع نشود، بلکه در چهار نفر جمع شده و مشارکت اینان در این امر مثل نفس واحده است که به تدبیر مدینه می پردازند و دائم در یک توافق و هماهنگی به سر می برند.

۳) ریاست سنت؛ زمان این نوع ریاست، نبود دو نوع ریاست فوق است؛ اما در عین حال رئیس حاضر، رئیسی است که با سنن روسای گذشته که به اوصاف خاصی متجلی بودند، آشناست و چون قدرت و توانایی تمییز امور و مسائل را دارد و امور را از یکدیگر تفکیک می کند تا احکام شان جدا شوند، هر سنتی را به جای خود استعمال می کند و توانایی استنباط سنن گذشتگان را دارد و نیز قدرت اقناع مردم از طریق خطابه و قدرت جهاد برای دفع دشمنان را داراست.

۴) ریاست اصحاب سنت؛ زمان این ریاست وقتی است که اوصاف فوق در یک نفر جمع نشود، بلکه در اشخاص متعدد حاصل شود و ایشان به طور جمعی و با مشارکت یکدیگر به تدبیر مدینه می پردازند.

● نظام و سازمان مشاغل

معیاری که موجب قوام و استحکام یک نظام می شود، عدالتی است که باید بر تمامی تصمیمات و سیاست ها و اقدامات سایه بیفکند و هر شخص حقیقی و حقوقی را در مرتبه خود جای دهد. لازمه چنین امری آن است که یک شخص را به صناعات مختلف مشغول نگردانند، چه اینکه، اولاً طبع افراد دارای ویژگی های خاص خود است که به بعضی از افعال و اعمال گرایش دارد و تشخیص را به همان سمت می کشاند و به بعضی امور نیز گرایش ندارد. ثانیاً زمانی که کسی صاحب یک صناعتی می شود، طی زمان هم آشنا به احکام و مسائل آن صناعت شده و هم بر اثر دقت نظر در آن و ترقی همتی که در آن صناعت به مرور زمان به کار می گیرد، آنچه از احکام و مسائل آن تحصیل کرده است، قابل بهره برداری است. اما اگر نظارت و همت ها بر صناعت مختلف تقسیم شود، یعنی فردی به صناعات مختلف بپردازد، نظام امور صناعات مختل می شود و چون به اندازه کافی نمی تواند در آن صناعات تجارب و فنون لازم را کسب کند، چنین صناعاتی از رشد و کمال برخوردار نمی شوند. سوم آنکه بعضی از صناعات هستند که به کارگیری آنها اوقات خاصی دارد. اگر در آن وقت به کار گرفته نشوند، وقت آن صناعات فوت می شود. حال اگر کسی به صناعاتی متعدد مشغول شود، چه بسا دو صناعت، به کارگیری آنها در وقت واحد افتد که در این صورت، آن فرد ناچار است که به یکی پرداخته و از دیگری باز ماند. پس اگر کسی علم به چند صناعت داشت، باید او را به صناعتی مشغول کرد که در میان آن چند صناعت، از شرافت و اهمیت بیشتری برخوردار است و از پرداختن به صناعات دیگر منع شود تا به عنوان یک اصل از اصول تقسیم کار، هر کس به کاری که در ارتباط و مناسبت بیشتر با اوست، مشغول شود و به این وسیله تعاون حاصل شود.

● نظامات سیاسی مدن غیرفاضله

▪ نظام سیاسی مدینه جاهله

مردم چنین مدینه یی توان به کارگیری قوه عاقله را ندارند و معارف را از طریق منبع عقل ادراک نمی کنند. آنچه محرک افعال آنهاست، قوای شهویه و غضبیه است، بدون آنکه این دو قوه در خدمت قوه عاقله باشند و آنچه منبع ادراک آنهاست، قوه واهمه و متخیله است و به همین دلیل است که افکار و افعال آنها در خدمت رشد کمالات نفسانی شان قرار نمی گیرد. آنچه اینان از نهادها و سازمان ها و وزارتخانه های مختلف ایجاد می کنند تا موجب تمدن سازی شان شود، براساس توهمات و تخیلات و تحصیل اغراض و اهدافی است که بر آن اساس ایجاد کرده اند.

▪ نظام سیاسی مدینه فاسقه

ویژگی که موجب می شود نظام دیگری متفاوت از نظام سیاسی مدینه جاهله پیدا شود، آن است که افراد اجتماع این مدینه قدرت استعمال قوه عاقله را در امور و درک معارف خود دارند، اما افعال خود را نه فقط بر اساس ادراک قوه نطقی، بلکه هم بر اساس قوه نطقی و هم قوای ادراکی دیگر به انجام می رسانند و بر اساس صناعاتی که دارند و منشاء تاسیس نهادها و موسساتی می شود، موجب تمدنی می شود که مبانی نظری چنین نهادها و سازمان ها و ارگان هایی از حکمت دور شده است.

غایت سیاستی که در چنین نظامی عملی است و به تدبیر امور می پردازد، رساندن افراد چنین اجتماعی به سعادت حقیقی نیست، بلکه هر آنچه شد و به هر اندازه از کمالات دسترسی حاصل شد، کفایت می کند. لذا سیاستگذاری ها در ابعاد مختلف فرهنگی، اقتصادی و نظامی نیز چنین نیست که براساس حکمت بناگذاری شوند، بلکه سیاست و سیاستگذاری ها بر اساس روزمرگی تنظیم می شوند. ریاستی که چنین نظامی بر خود می پذیرد نیز آن است که مقبول مردمش شود و مردم هم بسته به اغراضی که دارند، رئیسی می خواهند که به بهترین وجه تامین کننده آن اغراض شود و در این صورت، تمامی اقسامی که مدینه جاهله به خود می گیرد، شامل چنین نظامی نیز می شود، نظیر اینکه وقتی مردم به دنبال تامین نیازهای ضروری خود باشند، سیاستی که مقبول واقع می شود، آن است که تدبیر در تامین اینچنین نیازهایی کند و ریاستی هم که مقبول چنین مردمی می شود، همان است و نهادها و سازمان ها و ساختار سیاسی چنین نظامی نیز در راستای تامین چنین غرضی است.

▪ نظام سیاسی مدینه ضاله

مردم مدینه ضاله جماعتی هستند که به جهت ضعف در قوه فکری و تعقلی، به سراغ تخیلات خود رفته و از آن، قانونی تدوین می کنند که به تخیل خود فضیلت آور است و تمدنی از خود می سازند که دارای چنین زیربنای فکری است. سیاستی که در چنین نظامی جاری و ساری است براساس سیاست های کلان تری است که سعادات تخیلی را در پی دارد و تمامی موسسات و نهادها و سازمان های فرهنگی و اقتصادی و نظامی نیز در راستای تحقق فضایل تخیلی است که مردم آن مدینه برای خود ترسیم کرده اند و ریاست این نظام هم مسوولیت تحقق چنین فضایلی را دارد. قابل توجه است که هر از یک نظامات سیاسی فوق به جهت اغراضی که مردم مدینه های آن نظامات تعقیب می کنند، انشعابات بسیار زیادی بلکه شعب نامتناهی دارند، چرا که باطل و شرور، افراد زیاد و نامتناهی دارد، یعنی هر آنچه غیرحق است در زمره مصادیق باطل جای می گیرد، اما به جهت بساطت شان انواع شش گانه یی را دارند که محقق طوسی در ادامه فقط انواع شش گانه نظام سیاسی مدینه جاهله را طرح می کند.

▪ انواع نظام سیاسی مدینه جاهله

محقق طوسی مدینه جاهله را بر حسب بساطتش، شش نوع می داند که هر یک به جهت نوع هدف و غرضی که مردم آن دنبال می کنند و به جهت نوع سیاست و ریاستی که تحقق چنین اغراضی می طلبند، به شش نظام سیاسی متنوع می گرداند.

الف) نظام سیاسی مدینه ضروری

جماعتی را در خود دارد که غرض آنها از اجتماع شان، کمک و یاری یکدیگر در تامین ضروریات نیازهای جسم خود و قوام دادن به آن از طریق فراهم کردن غذاهای مورد نیاز و پوشش بدن هستند. رئیس این مدینه، کسی است که فاضل ترین مردم باشد در اینکه بهتر از هر کسی بتواند با تدبیر و حیله به جمع آوری و برآوردن ضروریات بپردازد و در چاره جویی و به کارگیری چنین حیله یی بر همه افراد مدینه فائق آید یا کسی است که به مردم تحت ریاست خود، از نیازهای جسمی و بدنی از قبیل غذا و پوشاک بذل و بخشش بیشتری داشته باشد اگرچه از طریق مذموم تحصیل کند. بنابراین تامین ضروریات برای آنها اساسی است.

ب) نظام سیاسی مدینه سودگرا و ثروت طلب

جماعت این مدینه بر آن هستند که با تعاون و همکاری یکدیگر، به ثروت و وسعت مال، از قبیل اندوخته مالی و انواع و اقسام ارزاق و سیم و زر برسند. انفاقاتی که اینان دارند از قبیل ضروریاتی است که قوام بدن به آنهاست، نه از آنچه به آن دل بسته اند و علاقه به آن دارند؛ «غرض ایشان در جمع آنچه بر قدر حاجت زائد بود، جز ثروت و یسار نبود و انفاق اموال الا در ضروریاتی که قوام ابدان به آن بود، جایز نشمرند.»

ج) نظام سیاسی مدینه لذت طلب

منشأ و پیدایش چنین نظام و مدینه یی، همکاری و همیاری مردمی است که به دنبال بهره بردن از لذات دنیوی محسوس به حواس پنج گانه هستند، مانند رسیدن به خوردنی هایی که لذت بخش هستند یا نوشیدنی های دلچسب و دلپذیر و نیز لذات جنسی و صور گوناگون هزل و بازی ها؛ «اجتماع جماعتی بïوîد که بر تمتع از لذات محسوسه مانند ماکولات و مشروبات و منکوحات و اصناف هزل و بازی تعاون کنند.»

بنابراین آنچه برای این جماعت ایجاد انگیزه می کند که به دنبال امور فوق روند، تحصیل لذت از آنهاست نه تقویت قوای بدن. در میان مردم این مدینه، شîرîه و حرص لذت طلبی دائماً در حال افزایش است به طوری که افراد را از حالت طبیعی- لین طبعی- خارج می کند و دچار ضعف رای می شوند یعنی نمی توانند آرا و نظریات متقن و قوی را اتخاذ کنند. از نشانه های غلبه چنین سیرتی در افراد، آن است که قوه غضبیه آنان کمرنگ می شود به طوری که بعد از مدتی اثری از آن باقی نمی ماند و افراد و قوای مدبره نظام در خدت قوه غضبیه و قوه غضبیه در خدمت قوه شهویه در می آید، تا اغراض نظامات این مدن جامه عمل پوشانده شود و این خلاف اصل است؛ چه اینکه اصل بر این است که قوه شهویه و غضبیه در خدمت ناطقه درآیند.

د) نظام سیاسی مدینه اعتبارطلب

نوع دیگر از نظامات سیاسی و جوامعی که ماهیت جاهله دارند، نظام و اجتماعی است که مردم در آن اجتماع کرده اند تا به کمک یکدیگر به کرامات قولی و فعلی برسند تا هم در گفت وگو و ارتباط زبانی یکدیگر را اکرام کنند و هم در عمل، اعمالی نسبت به هم انجام دهند که کریمانه باشد تا شخصیت یکدیگر را نزد خود بالا برند. اینان یا چنین کراماتی را از سوی مدن دیگر برای خود ایجاد می کنند تا مورد اکرام آنان واقع شوند یا خود یکدیگر را اکرام می کنند. اهل چنین اجتماعی نیز یا به طور مساوی یکدیگر را اکرام کرده یعنی کسی، شخصی را اکرام می کند تا روزی دیگر توسط آن شخص اکرام شود یا به گونه دیگری است، یعنی شخصی، شخص دیگری را اکرام می کند تا چند برابر اکرام شود.

رئیس کسی است که اسباب کرامت در او از همه بیشتر جمع است یعنی در اعتبار به «حسب»، رئیس آنها کسی است که دارای حسب بیشتری بوده یا به اعتبار «ثروت»، کسی است که از همه مردم از ثروت بیشتری برخوردار است و اگر ملاک ریاست در بین آنها آن باشد که بیشترین نفع (مادی) را به دیگران برساند، بهترین رئیس، کسی است که مردم را با ثروت یا حسن تدبیر خود به ثروت بیشتری یا طریق و توانمندی بهتری برساند. البته با این قصد که غرض رئیس در چنین امری، کرامت (برای خود) باشد و نه ثروت یا مردم را به لذات بیشتری و زودتری برساند، اما نه به قصد اینکه خود او هم به لذات بیشتری برسد بلکه در مقام آن است که مدح و ستایش و بزرگداشت او در نزد مردم در قول و فعل رواج و شایع شود. البته طریق دیگری هم برای تحصیل کرامت وجود دارد و آن اینکه، به هم طرازان خود از پادشاهان سرزمین های دیگر اکرام می کند و آنها نیز متقابلاً به اکرام وی می پردازند، تا وی انواع کرامات را استیفا کرده باشد. چنین رئیسی بیشتر اوقات به ثروت نیازمند است، چرا که رساندن مردم چنین مدینه یی به منافع، بدون ثروت حاصل نمی شود و هر قدر افعال چنین رئیسی بزرگ تر باشد، احتیاج او به ثروت بیشتر می شود.

وی اموالی را به خود اختصاص می دهد که نفع آن به دیگران نرسد تا مرئوسین آن اموال را سبب استحقاق کرامت وی شمرند. درآمد چنین رئیسی که در امور فوق از اموال خود خرج می کند و مایه می گذارد، یا از طریق خراج از مردم یا از طریق چیرگی که وی بر مخالفان خود دارد، تامین می شود یا اینکه به سبب کینه یی که بر آنها دارد، اموال آنها را به زور قهر و غلبه به بیت المال خود منتقل می کند تا با استفاده از آنها اسم و رسم و شهرت تحصیل کند و به این وسیله بر اشخاص مسلط شود.

وی در میان مردم، خود را به انواع تجملات و تزئینات، از اصناف پوشیدنی ها و خوردنی ها و تجملات در محیط زندگی و خدمتکاران و هر آنچه اضافه بر ضروریات زندگی است و به جلالت او می افزاید، آراسته می کند تا قدر و منزلتش نزد مردم بیشتر شود و نیز حجاب بیشتری بین خود و مردم حائل می کند تا هیبت او افزوده شود.

هـ) نظام سیاسی مدینه تغلب (سلطه گر)

مردم چنین نظامی به دنبال غلبه بر دیگران هستند و عامل وحدت آنها تعاون بر رسیدن به چنین مقصودی است، یعنی اساس همبستگی آنها غلبه بر دیگران است و ابزارشان تعاون است و زمانی این تعاون در همه مردم حاصل می شود که همگان نسبت به چنین غلبه یی محبت داشته باشند، اگرچه ممکن است در درجه محبت شدت و ضعف باشد و در غایت آن متنوع، چه اینکه بعضی وجه غلبه شان خون مردم ریختن است و به آن علاقه دارند و بعضی دزدی و غارت اموال مردم و بعضی دیگر به بندگی گرفتن مردمان و استعمار آنها.

چنانچه اینان لذتی را لذت نمی دانند، الا آنچه از طریق قهر و غلبه و به سلطه گیری مردم حاصل آید. بنابراین هم در مفهوم لذت با مردم نظامات و اجتماعات دیگر فرق می کنند و هم در مصادیق امور لذت آور که هر قدر مال مردم را بیشتر به تاراج ببرند و هر قدر سلطه بیشتری بر نفوس مردم پیدا کنند و هر قدر خون مردم را بیشتر بریزند، لذت بیشتری را برده اند، مثل اینکه اگر بر سر شخص در حال خواب برسند، اول او را بیدار می کنند و بعد او را در حال مقاومت می کشند تا لذت بیشتر ببرند.

از آنجا که مردم چنین مدینه یی در یک همبستگی و وحدت در غرض به سر می برند، که آن اصل سلطه و غلبه بر دیگران باشد، منبع کثرت آنها در میزان زیادت و نقصان محبت به غلبه و صور آن است، چه اینکه بعضی با هدف غلبه و سلطه از طرق شیطنت و کید و فریب به مقصود می رسند و بعضی از طریق تحمیل کردن بزرگی خود بر دیگران و ستیزه کردن با آنها و نیز آشکارا به نزاع برخاستن، غلبه را تحصیل می کنند و بعضی نیز هر دو طرق را انتخاب می کنند. برخی نیز در غلبه خود، هم از ابزارهای فیزیکی و هم از طریق فریب و خدعه عمل می کنند.

● ویژگی رئیس نظام سیاسی مدینه تغلب (سلطه گر)

رئیس این مدینه کسی است که بیشترین و بهترین تدبیر را در فراهم کردن زمینه ها و امکانات جهت مقابله اهل اجتماع با دیگران و فریب و نیرنگ آنها و نیز در دفع دشمنان و متغلبان از اینان به کار می گیرد؛ «رئیس این جماعت کسی بود که تدبیر او در استعمال ایشان از جهت مقابله و مکر و غدر آوردن به انجاح نزدیک تر باشد و دفع تغلب خصمانه از ایشان بهتر تواند کرد.»

● فرهنگ سیاسی مردم

چنین جماعتی با مردم مدن دیگر و با تمام خلایق عداوت و دشمنی دارند و سیره آنها بر این قرار گرفته که همه خلق را دشمن پندارند تا در جهت غلبه بر آنها برآیند. تعاریف و قوانینی هم که دارند، به گونه یی است که آنان را به غلبه نزدیک می کند. نتیجه اینکه مدینه تغلب از این حیث که چه میزانی از مردم آن در پی غلبه اند و به چه کیفیتی، به سه نوع تقسیم می شود؛ یکی اینکه همه مردم آن به دنبال غلبه باشند اعم از اینکه روحیه تغلب داشته باشند یا در پی غلبه یافتن باشند. دوم آنکه تنها بعضی از آنها به دنبال غلبه باشند و سوم آنکه تنها رئیس است که قاهر است و دیگران با هدف تحصیل معاش او را کمک و یاری می کنند. البته ممکن است اهل مدینه این تغلب را به جهت تحصیل ضروریات زندگی یا ثروت یا لذت شهوی و دنیایی یا رسیدن به کرامات بخواهند که در این صورت نیز سه وجه فوق را دارند، یعنی ممکن است همه مردم یا برخی از مردم تغلب را به این منظور بخواهند یا ممکن است فقط رئیس مدینه بخواهد و بقیه یار و مددکار او باشند. نیز ممکن است در کنار غلبه، اغراض دیگری هم ضمیمه شود و به این جهت به سه صنف تقسیم می شوند. صنف اول، آنانی هستند که لذت شان در قهر و غلبه تنها بر دیگران باشد تا به چیزهای خسیس و کم ارزش دست یابند و چون بر آن دست یابند، بسیاری از آنها ترک می کنند، نظیر آنچه عادت بعضی از اعراب جاهلیت بود که به قبایل ضعیف تر خود حمله ور می شدند و پس از آنکه اموال آنها را به اندازه نیازشان به یغما می بردند، به جای خود برمی گشتند. عوام مردم، به مدح و اکرام شان می پردازند.

دوم آنکه قهر و غلبه خود را در طریق تحصیل لذت (اعم از لذت شهوی و لذت حاصل از ماکولات و مشروبات) به کار می گیرند و اگر به مطلوب خود بدون قهر و غلبه دست یابند، از قوه قاهره خود استفاده نمی کنند.

سوم، قهر و غلبه همراه با کسب منافع باشد، یعنی اینان نفعی را می خواهند که از طریق غلبه حاصل شده باشد. بنابراین اگر کسی به آنان پیشنهاد کند که آن نفعی که شما در پی غلبه آن را می خواهید، به شما می دهم یا اگر کسی یا گروهی غیر از مغلبین پیشنهاد تامین نیازهای آنها را کند، نمی پذیرند و بلکه بر این شیوه خود می بالند در اینکه نفع خود را با به کار بردن زور و بازوی خود به دست آورده اند و جهال مردم اینان را بزرگ همت می دانند و به مدح آنان می پردازند.

و) نظام سیاسی مدینه احرار (آزادی)

▪ تعریف مدینه و نظام سیاسی احرار؛

مدینه احرار اجتماع افرادی را گویند که در آن هر شخصی، آزاد و «یله و به حال خود» واگذار شده است. چنین آزادی به معنای «رهایی از هر نوع قید و بندی است که قوای نفسانی آن را مانع ارضای امیال خود می بیند.

دو دیدگاه کلی در مورد معنای آزادی بیان شده است، یکی به معنای «فقدان مانع» مقابل هر نوع عمل و نظر است. چنین دیدگاهی اساس ماهیت انسان را دو قوه شهویه و غضبیه همه افکار و اعمال ناشی از محرکات این دو قوه در رسیدن به امیال شان می داند.

اقتضای چنین دیدگاهی آن است که انسان آزاد از هر حد و مرزی باشد و نظامی که در چنین جامعه یی شکل می گیرد، تمام پیکره آن در راستای فراهم کردن ایجاد زمینه ها و ایجاد چنین آزادی است.

دیدگاه دیگر آن است که آزادی نه به معنای «فقدان مانع»، بلکه به معنای «وجود عوامل پیشرفت، ترقی و تحول» است. این دیدگاه انسان را نه چون حیوان می داند که اساس وجودش قوای شهویه و غضبیه باشد تا تمام استعداد و فعالیت ها در رسیدن به امیال آن دو قوه باشد، بلکه موجودی دو بعدی دانسته که در یک طرف، گرایشات ماورایی معنوی کمال، کمال خواه، غیرخواه و خیرخواه و... است که در چارچوب اصول اولیه عملی ثابت انسانی- که ویژگی عموم زمانی و عموم مکانی و بالاخره عموم بشری دارد- و تحت عنوان «حسن و قبح»های عقلی مطرح شده و نگرش ها و بینش های کمال نگر و حقیقت طلب در چارچوب «اصول اولیه نظری» که عموم بشری و عموم تاریخی، یعنی محالیت «اجتماع و ارتفاع نقیضین» بوده است و در پی وصول به معارف عالیه و حقه و در نهایت وصول به حقیقت هستند و در طرف دیگر، وجود امیال و اغراض حیوانی و شهوی است که یک زندگی حیوانی را در یک جهت افقی برای انسان به ارمغان می آورد.

چنین دیدگاهی برای آزادی، دو طرف قائل است که یکی به بندگی و بردگی می انجامد و دیگری به «یلگی و بی بندوباری» و در وسط آن، آزادی به معنای وجود «عوامل و زمینه های رشد و تعالی» کمالات انسانی در قالب نگرش ها و گرایشات کمالی بوده که انسان را از زندگی حیوانی دور کرده و هر چه بیشتر به زندگی انسانی متعالی نزدیک می سازد.

سیدمحمد ناظم زاده قمی

محقق و نویسنده حوزه علمیه قم، محقق مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی، کارشناس مسائل سیاسی