جمعه, ۱۴ اردیبهشت, ۱۴۰۳ / 3 May, 2024
مجله ویستا

گذر عمر


گذر عمر

دنیا را در دستان لرزان پیرمردی دیدم
لباس مندرسش تمام نشان از گذشت بود
کلاه پشمینش رمز و رازها داشت
(راز دلدادگی با یار دیرینش )
روشنائی را در چشمان تیره اش جستم
کور سو نوری بود
ردپائی …

دنیا را در دستان لرزان پیرمردی دیدم

لباس مندرسش تمام نشان از گذشت بود

کلاه پشمینش رمز و رازها داشت

(راز دلدادگی با یار دیرینش )

روشنائی را در چشمان تیره اش جستم

کور سو نوری بود

ردپائی از عمرش

گونه های چروکیده اش را لمس کردم

کویری بود ، گرم .............................. سرد............................

عصای چوبی اش را دیدم

نشان از اصل داشت

قامت خمیده اش را بالا کشید

استوار چون کوه

رنگ رخسارش دلیل زندگی بود

اما دریغ!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! دیگر ........

سایه اش مانده درغبار

محمد خداشناس گل افشانی