سه شنبه, ۲۹ خرداد, ۱۴۰۳ / 18 June, 2024
مجله ویستا

وصال و پرواز مظهر عشق


وصال و پرواز مظهر عشق

گذری کوتاه بر زندگی خدیجه س بانوی بزرگ اسلام

سلام بر بانویی که خدا بر او سلام کرد، سلام بر نخستین بانویی که اسلام آورد، سلام بر نخستین بانویی که هرچه داشت در راه اسلام و پیامبر خدا(ص) صرف کرد، سلام بر نخستین بانویی که پشتیبان بزرگ‌ترین رسول عالم(ص) شد، سلام بر بانوی بزرگ عالم و سلام بر مادر فاطمه(س)، سلام بر بانویی که اگر نبود، رسول خدا تنها می‌ماند.

بر تو سلام می‌کنم که رفتنت را سال اندوه و حزن نامیده‌اند، بر تو درود می‌فرستم که نامت همواره گرامی داشته شده است، دست‌های لرزان و تنهایم را به سوی تو می‌گشایم باشد که خدا به برکت نام تو و به شأن جایگاه تو و به افتخار وجود پربرکت تو ذره‌ای ناچیز را در درگاه خویش جای دهد.

ای همسر رسول خدا(ص) ای مادر فاطمه(س)، ای سرور زنان جهان، ای عاشق، ای پاک، ای یاریگر، ای کسی که جبرئیل بر تو سلام فرستاد، رهنمون‌مان ساز تا به برکت نام تو، لایق راهی که تو سرآغاز آن بودی، گردیم که اگر دستمان نگیری وای بر ما.۶۸ سال قبل از هجرت دختری در سرزمین مکه پای به عرصه وجود گذاشت که پدرش او را «خدیجه» نامید.

«خدیجه» در خانه پدرش «خویلد ابن اسد» و مادرش «فاطمه دختر زائده» دوران کودکی‌اش را در حالی می‌گذراند که پدر مردی با مال و مکنت شمرده می‌شد.

«خدیجه» پس از آنکه بزرگ‌تر شد. پای در تجارت گذاشت و از آنجا که اخلاقی پسندیده، اندیشه‌ای ژرف و پاکدامن بود، به سرعت در میان عرب نام بلند خود را بر جای گذاشت. این زن بزرگ که از تیزهوشی سرشاری برخوردار بود، در میان تاجران قریش در دورانی که دختران زنده به‌گور می‌شدند و ارج و منزلتی نداشتند پرآوازه گشت.

در عصر جاهلیت که زنان به افکار جاهلی آلوده بودند، او از آنچنان قداست و پاکی در تمام زمینه‌ها برخوردار بود که به‌عنوان «طاهره» در میان اعراب شهرت یافته بود و به‌عنوان سیده نسوان (سرور زنان) از او یاد می‌شد.

از آنجا که خدیجه از پسرعمویش ورقه بن نوفل که عالمی دانا بود، سخنانی در رسالت پیامبر خدا شنیده بود و از علمای نصارا و یهود از تایید نبوت پیامبر(ص) شنیده بود و از طریق غلامش «میسره» که در سفرهای بازرگانی همراه «محمد امین» بود، اطلاعات زیادی از کرامات و معجزات آن بزرگوار شنیده بود، بر عشق و ایمانش افزوده شد و در زمانی که بزرگان قریش تمایل به ازدواج با وی را داشتند، او از پیامبر بزرگ خدا تقاضای ازدواج کرد. فرزندان هاشم که ستارگان حجاز به‌شمار می‌رفتند، در حالی که رسول خدا(ص) را با عزت و احترام در میان گرفته بودند، به خانه خدیجه پای گذاشتند و خدیجه به عقد پیامبر(ص) درآمد. پس از آن بود که رسول گرامی اسلام(ص) در کنار عمویش ابوطالب عازم خانه خود گشت. در این حال خدیجه با مهر و محبت ویژه‌ای دامن محمد(ص) را گرفت و گفت: سیدی! الی بیتک فبیتی بیتک و انا جاریتک. (ای مولای من! به خانه خودت بیا که خانه من، خانه توست و من کنیز تو هستم.)

و این‌گونه بود که زندگی زنی بزرگ در کنار پیامبر(ص) آغاز شد و او از همان آغاز تمام آنچه را که داشت، در پای همسرش، محمد(ص) ریخت و او را در تمام زمینه‌ها یاری رساند.

پس از بعثت پیامبر(ص) او نخستین کسی است که نور اسلام بر او وارد شده است. امیر مومنان علی(ع) در «خطبه قاصله» می‌فرماید: روزی که رسول خدا(ص) به پیامبری رسید، نور اسلام به هیچ خانه‌ای وارد نشد، جز به خانه پیامبر و خدیجه و من سومین نفر آنها بودم که نور وحی و رسالت را می‌دیدم و عطر نبوت را استشمام می‌کردم.

او از نظر ایمان و عقیده به جایی رسیده بود که خدا، پیامبر و ملائکه دوستش داشتند و بر ایمان او مباهات می‌کردند. خدیجه به‌عنوان افضل زنان پیامبر(ص) و جزو برترین زنان عالم، همواره معرفی شده است. او زنی است که پیامبر خدا(ص) در حق او گفته است: «ای خدیجه! خداوند متعال هر روز به وجود تو چندین بار به ملائکه‌اش مباهات می‌کند.»

این زن که نخستین ام‌المومنین است، در قرآن به‌عنوان یکی از زنان پیامبر خدا(ص) مورد توجه قرار گرفته و به‌صورت شخصی نیز در آیه هشتم سوره «ضحی» به نام و اوصاف او اشاره گردیده است.در حالی که حضرت خدیجه(س) قبل از ازدواج با پیامبر، یکی از ثروتمندان جزیره‌العرب بود و ۸۰ هزار شتر داشت و کاروان‌های تجاری‌اش شب و روز در طائف، یمن، شام و مصر و سایر سرزمین‌ها به تجارت مشغول بودند اما پس از ازدواج با پیامبر تمام اموالش را در اختیار رسول خدا(ص) گذاشت تا آن حضرت هرآنگونه که خواست آن اموال را در راه خدا به مصرف برساند تا جایی که رسول خدا(ص) فرمودند: هیچ مالی چون مال خدیجه مرا سود نبخشید.

در سال ششم بعثت که قریش رسول خدا(ص) و بنی‌هاشم را در شعب ابوطالب به محاصره شدیدی درآورده بودند، حضرت خدیجه(س) با دارایی و نفوذ خود در میان قریش به یاری محاصره‌شدگان شتافت و چنان از ثروت خود بخشید که چیزی از آن در هنگام مرگ بر جای نمانده بود.

در روایات زیادی از زبان پیامبر (ص) و امامان معصوم به شأن و منزلت حضرت خدیجه کبری یاد شده است.

چنانچه پیامبر(ص) فرمودند: جبرئیل نزد من آمد و گفت، ای رسول خدا! این خدیجه است هرگاه نزد تو آمد بر او از سوی پروردگارش و از طرف من سلام برسان.

امیرمومنان علی(ع) می‌فرمایند: سرور بانوان دو جهان چهار بانو به نام‌های خدیجه، فاطمه، مریم و آسیه هستند.

حضرت خدیجه(س) از مقام خاصی نزد پیامبر اسلام برخوردار بودند به طوری که پیامبر(ص) سال فوت ایشان را که مصادف با وفات حضرت ابوطالب بود، سال غم (عام‌الحزن) یاد کردند.در روایات آمده است وقتی که حضرت خدیجه رحلت کردند فرشتگان رحمت از جانب خداوند کفن مخصوص برای خدیجه نزد رسول خدا(ص) آوردند. پیامبر اکرم ( ص) پیکر مطهر حضرت خدیجه را با آن کفن پوشانید و سپس جنازه او را با همراهان به سوی قبرستان معلی بردند تا در کنار مادرش آمنه به خاک بسپارند. در آنجا قبری برای حضرت خدیجه آماده کردند. رسول خدا در میان آن قبر رفت و خوابید، سپس از آن بیرون آمد و آن گوهر پاک را در آنجا به خاک سپرد.

گفته شده است رسول خدا از خانه بیرون نمی‌آمد جز اینکه خدیجه را یاد می‌کرد و از او به نیکی ستایش می‌نمود و هرگاه گوسفندی را ذبح می‌کرد می‌گفت آن را به دوستان خدیجه بفرستید که من دوست خدیجه را دوست دارم.

هما مسافر