چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
به بهانه پخش «وضعیت سفید» در شبکه ۳ وضعیت سفید

برشی از زندگی در دهه ۶۰
مدتی است تولید و پخش سریالهایی با موضوع دفاع مقدس در تلویزیون رو به افزایش است. پس از نابرده گنج و شوق پرواز اینک با نخستین سریال حمید نعمت الله با عنوان وضعیت سفید مواجه هستیم که نه خود جنگ و رخدادهایی از آن، بلکه دوران جنگ را در دهه ۶۰ به تصویر کشیده است.
اگر نام خود سریال را معیار قرار دهیم، وضعیت سفید شرایط بعد از آتش و انفجار و وضعیت قرمز را نشان میدهد. واقعیت این است سینمای دفاع مقدس ما به جنبههای اجتماعی و سبک زندگی مردم در زمان جنگ توجهی نکرده است. آثارجنگی ما یا درباره فضای جبهه و مناسبات آدمهای جنگ بوده یا حضور رزمندگان و دغدغهها و مسائل آنها در فضای شهری و دوران بعد از جنگ، اما نعمتالله با رویکردی مردم شناختی و هوشمندانه، به روایت سبک زندگی مردم و مناسبات آنها در زمان جنگ پرداخته و تاثیرات جنگ را بر زندگی مردم عادی در آن دهه بازنمایی میکند.
آنچه در این سریال برای مخاطب ایرانی جذاب است، فارغ از قصه و بازیگری، حس نوستالژی و خاطره بازیهایی است که کارگردان به واسطه توجه به نشانههای رفتاری و نمادین زندگی درآن دوران داشته که این حس خاطره برانگیز را میتوان از همان تیتراژ ابتدایی سریال هم تشخیص داد؛ استفاده از تصاویر و جلوههایی از زندگی در دهه ۶۰ از برنامههای تلویزیونی گرفته تا خودروها و خیابانها و صف ایستادن تا نمایش کوپنها و مصاحبههای تلویزیونی و همه عناصر و نشانههایی که میتواند با تداعی خاطرات زندگی در دهه ۶۰ مخاطب را به آن دوران ببرد.
به نظر میرسد حمید نعمتالله و دوست فیلمنامهنویساش هادی مقدمدوست علاقه زیادی بهخاطره بازی دارند و نشانههایی از این حس را میتوان در ۲ فیلم قبلی وی یعنی بوتیک و بیپولی هم ردیابی کرد. اساسا تاثیرات سینمای نعمتالله با این دو فیلم را بخوبی میتوان در سریال وضعیت سفید حدس زد، از نوع روابط و دیالوگگویی شخصیتهای قصه تا فضای شلوغ و پرکاراکتری که گاه آنقدر در بند جزئیات قرار میگیرد که احساس میشود سریال فاقد قصه و ساختار داستانی مشخص است.
یکی از ویژگیهای بارز این سریال، پربازیگر بودن آن است که هر کدام با رفتارشناسی خاص خود و موقعیتی که در درام دارند، بخشی از همان خاطره بازیهای کارگردان را برای مخاطب به تصویر میکشند. در عین حال وضعیت سفید، حول محور شخصیت نوجوان قصه یعنی امیرقرار دارد و به نوعی موقعیت جنگ و تاثیرات اجتماعی را در آن دوران روایت میکند؛ بازیهای متفاوت در یک سریال تلویزیونی که درهمان قسمت اول توانست نظر بسیاری از مخاطبان را به خود جلب کند. در واقع ساختار کلی درام از نظر نسبت بین شخصیتها و قصه، در یک موقعیت وحدت در عین کثرت قرار دارد. یعنی اگر چه داستان واجد شخصیتهای مختلف و بظاهر قصهای پراکنده است، اما محوریت شخصیت امیر، به آن وحدت و انسجام میبخشد. واقعیت این است چالش اصلی سریال دقیقا در همین نقطه شکل میگیرد. به این معنی که به نظر میرسد هیچ درامی تاکنون شکل نگرفته است و کارگردان صرفا با توجه به جزئیات و نگاهی مینی مالیستی به زندگی اجتماعی در دوران جنگ صرفا به بازنمایی ابعاد گوناگون این زیست متفاوت میپردازد. البته با توجه به اینکه وضعیت سفید سریال ۴۵ قسمت دارد شاید کمی زود باشد تا درباره این مساله قضاوت کنیم، در ضمن باید پذیرفت نمایش جزئینگرانه این موقعیت که با عقبه خاطرات مخاطبان بویژه آنها که دوران جنگ را تجربه کردهاند خود میتواند واجد ظرفیتهای دراماتیکی باشد و دست کم تماشای آن را برای بیننده لذت بخش کند.
وضعیت سفید از این حیث واجد یک نوع رویکرد گزارش گونه و مستندواری است که کوشیده تصویری جامع و جذاب از شیوه زندگی مردم در زمان جنگ ارائه کند. رفتن به پناهگاه، همزیستی مسالمتآمیز با هم، روابط عاشقانهای که در این موقعیت شکل میگیرد و حتی اختلافاتی که در این میان روی میدهد و در یک کلام زندگی در شرایط سخت، از جمله عناصر این درام است که فینفسه قابلیت نمایشی دارد. به عبارت دیگر، تا اینجای کار قصه به شکلی جلو رفته که همین جزئیات ـ که حتی دراشیاء وخرت و پرتهای زندگی کسی مثل امیرهم لحاظ شده ـ خود واجد ظرافتهای نمایشی بوده و با حافظه تاریخی مخاطب پیوند خورده و دراماتیک شده است.
یکی از وجوه این امتیاز، قطعا در نوع و جنس دیالوگهایی است که بویژه امیر استفاده میکند. سریال بخوبی توانسته این شخصیت را بهگونهای ترسیم کند که به لایههای درونی و تخیلی و رویاپردازی یک نوجوان در زمان جنگ و دنیای خاصی که نوجوانان در آن دهه اززندگی و دنیای اطرافشان داشتند، بپردازد. تعلق خاطری که او به اشیا و خرت و پرتهای خود دارد یا علاقه او به مریم ازجمله این موارد است که خوب از کار درآمده است.
در مقابل شخصیت امیر، با شخصیت فردی معتاد به نام بهروز مواجه هستیم که نوع حرف زدن او به یکی از بازیگران معروف قبل از انقلاب شباهت دارد و این نه از حیث بازیگری یک تقلید که از لحاظ شخصیتپردازی تاثیرپذیر و همانندسازیهایی است که جوانان آن دوره از بازیگران مشهور قبل از انقلاب داشتهاند.
واقعیت این است که نباید سریال وضعیت سفید را در ذیل ژانر سینمای دفاع مقدس به معنای متعارفش قرار داد. در واقع کارگردان از این زمینه به عنوان بستری دراماتیکی برای بازنمایی زندگی اجتماعی مردم در آن دوران استفاده کرده و اتفاقا در بازنمایی این موقعیت موفق هم بوده است. کارکرد خاطرهپردازی و ایجاد حس نوستالژی و زمینهای که برای قیاس آن دوره با زندگی در زمانه حاضر به واسطه تماشای این سریال ایجاد میشود را هم باید به ویژگیهای این سریال اضافه کرد و این مجموعه میتواند تجربه و نمونه خوبی باشد تا فیلمسازان دفاع مقدس ما سراغ سوژههای تازهتری از دوران جنگ بروند و زندگی اجتماعی مردم را به عنوان بخشی از واقعیت جنگ به تصویر بکشند.
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست