پنجشنبه, ۲۸ تیر, ۱۴۰۳ / 18 July, 2024
مجله ویستا

گاه و بیگاه دلم می‌گیرد


گاه و بیگاه دلم می‌گیرد

من در سال ۱۳۱۷ در رشت به دنیا آمدم. پدرم عبدا... رنجبر، از هنرمندان نامی تئاتر گیلان و از جمله افرادی بود که تئاتر را به ایران آوردند. مادرم هم جزو اولین بانوان هنرمندی بودند که در تئاتر به ایفای نقش می‌پرداختند...

من در سال ۱۳۱۷ در رشت به دنیا آمدم. پدرم عبدا... رنجبر، از هنرمندان نامی تئاتر گیلان و از جمله افرادی بود که تئاتر را به ایران آوردند. مادرم هم جزو اولین بانوان هنرمندی بودند که در تئاتر به ایفای نقش می‌پرداختند...

چون در آن زمان مثل امروز مرسوم نبود که خانم‌ها بازی کنند و برای همین اغلب آقایان نقش زن‌ها را به عهده می‌گرفتند اما مادر و پدرم هر دو در این زمینه فعالیت می‌کردند و کارهای خوبی را هم به روی صحنه می‌بردند. من در سال ۱۳۲۷ به تهران مهاجرت کردم و به ادامه بازیگری در تئاتر پرداختم و به گروه تئاتر سعدی پیوستم.

زمانی که تلویزیون در تهران افتتاح شد، جزو اولین افرادی بودم که این رسانه را افتتاح کردیم اما حیف که مسئولان این رسانه حالا پس از ۶۰ سال فعالیت در آن نه‌تنها سراغی از ما نمی‌گیرند، بلکه ظاهرا هیچ ارزشی هم برایشان نداریم. البته خدا را شکر می‌کنم که لطف و محبت مردم همیشه شامل حال من بوده است و دستمزد اصلی‌ام را از آنها گرفته‌ام.

خاطرات زیادی از دوران فعالیت هنری‌ام دارم که برایم بسیار ارزشمند و دوست‌داشتنی هستند. یادم می‌آید یک بار روی صحنه تئاتر مشغول بازی بودم که ناگهان پسرم که سن کمی هم در آن زمان داشت، روی سن آمد و لباس من را از پشت گرفت و ‌گفت: «مامان! من گرسنمه!» من سعی می‌کردم به روی خودم نیاورم و ادامه بازی‌ام را انجام دهم اما پسرم ول کن ماجرا نبود تا اینکه یکی از عوامل پشت صحنه روی سن آمد و او را با خودش برد و این مساله باعث خنده همه تماشاگران شد.

راستش این روزها گاه‌وبیگاه به خاطر بی‌مهری‌هایی که از طرف مسئولان صداوسیما و خانه سینما نسبت به من و برخی همکارانم می‌شود دلم می‌گیرد چراکه ما تمام عمر و جوانی‌‌مان را پای هنر گذاشته‌ایم و واقعا نباید پس از این همه سال دستمزدمان را این‌گونه بدهند.

ملکه رنجبر

بازیگر