دوشنبه, ۳۱ اردیبهشت, ۱۴۰۳ / 20 May, 2024
مجله ویستا

صنایع كوچك و هسته های صنعتی خوداشتغالی در اندونزی


صنایع كوچك و هسته های صنعتی خوداشتغالی در اندونزی

معیار تعریف و تقسیم بندی بنگاهها در اندونزی بر اساس تعداد كاركنان می باشد بر این اساس بنگاه هایی كه تعدادكاركنان آنها كمتر از ۱۰۰ نفر باشد, بنگاه كوچك و متوسظ به حساب می آیند

● مقدمه

صنایع كوچك جایگاه بسیار مهمی در اقتصاد اندونزی دارد. این بخش از صنعت در دو بعد ایجاد اشتغال (اشتغالزایی) و افزایش درآمدها (خصوصاً در مناطق كمتر توسعه یافته) سهم بسزایی دارد و واحدهای كوچك صنعتی كه از فناوری برتر استفاده می‌كنند، توانسته‌اند همكاریهای تولیدی خوبی با شركتهای و صنایع بزرگ در اندونزی داشته باشند.

عمده بخشهای صنعتی كه صنایع كوچك (خرد و مدرن) در آن فعالیت گسترده دارند به شرح زیر است:

صنایع غذایی و دخانیات، صنایع نساجی و پوشاك، صنایع چوب و سلولزی، صنایع كاغذسازی، صنایع پلاستیك،صنایع شیمی صنعتی، صنایع كانی غیرفلزی و قطعات مهندسی(كارخانه‌ای).

عمده‌‌ترین بخش صنعتی كه صنایع كوچك (واحدهای مدرن) در آن مشغول به كار هستند صنایع غذایی با ۳/۳۷ درصد و كمترین بخش صنعتی صنایع كاغذسازی ۲/۳ درصد است.

طبق آخرین برآورد آماری كه در سال ۱۹۹۶ میلادی انجام گرفته است ۷۲ درصد از كل نیروی كار در بخشهای صنعتی را نیروهای شاغل در بخش صنعت كوچك تشكیل می‌دهد. سهم صنایع كوچك از كل ارزش افزوده بخش صنعت در سال ۱۹۹۶ میلادی برابر ۱/۳۱ درصد اعلام شد است.

● تعریف بنگاههای كوچك و متوسط

معیار تعریف و تقسیم‌بندی بنگاهها در اندونزی بر اساس تعداد كاركنان می‌باشد. بر این اساس بنگاه‌هایی كه تعدادكاركنان آنها كمتر از ۱۰۰ نفر باشد، بنگاه‌ كوچك و متوسظ به حساب می‌آیند. ▪ بر اساس این تعریف صنایع كوچك به دو بخش تقسیم می‌شوند:

الف ) واحدهای صنعتی خرد (صنایع كوچك خوداشتغالی) كه تعداد نیروی انسانی شاغل به كار در آنها بین ۱ الی ۴ نفر می‌باشد.

ب ) وا حدهای صنعتی كوچك (صنایع كوچك) كه از حداقل ۵ نفر و حداكثر ۱۹ نفر نیروی كار تشكیل شده باشند.

صنایع كوچك پیمانكار( Sub-contractor ) از اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی و با شروع سومین برنامه پنج ساله توسعه صنعتی- اقتصادی اندونزی مورد توجه سیاستگذاران و برنامه‌ریزان قرار گرفت. با توجه به نابرابری قدرت رقابت بین صنایع بزرگ و صنایع كوچك و استفاده غیر متوازن صنایع كوچك و بزرگ از امكانات مالی، فنی، فناوری و بازاریابی كه باعث افزایش فشار بر روی صنایع كوچك گردید. برنامه‌ریزان صنعتی و اقتصادی اندونزی تصمیم گرفتند تا از طریق راهكارهای جامع (بكارگیری برنامه‌های تشویقی) علاوه بر توسعه قدرت عملكرد صنایع كوچك بتوانند از راه توسعه و افزایش حجم همكاریهای پیمانكاری بین صنایع كوچك و بزرگ، فاصله یا شكاف موجود بین این دو بخش مهم در صنعت را كاهش دهند.

در حال حاضر (طبق آمار سال ۱۹۹۶میلادی) به طور كلی در كلیه بخشهای صنعتی حدود ۱/۴۴ درصد از كل تولیدات صنعتی ساخته‌شده در صنایع بزرگ توسط واحدهای صنعتی كوچك پیمانكار ساخته می‌شود. در این میان صنایع خودروسازی و صنایع‌الكترونیك از بیشترین تعداد واحدهای كوچك صنعتی پیمانكار برخوردار هستند.

در سال ۱۹۹۱ میلادی و با شروع پنجمین برنامه پنج ساله توسعه صنعتی – اقتصادی در اندونزی دولت اقدام به تأسیس صندوق ویژه ا‌ی به نام صندوق اعتبارات خاص برای صنایع كوچك پیمانكار كرد. طبق دستور دولت، بانكهای تجاری موظف هستند تا ۴۵ درصد از كل سقف صندوق را پركنند. سهم صنایع كوچك پیمانكار ۱۰ درصد كل موجودی صندوق، سهم صنایع بزرگ ۲۵درصد و سهم دولت كه مستقیماً از بودجه ملی استفاده می‌شود نیز ۲۰ درصد خواهد بود. در حال حاضر در اندونزی طرحی در دست مطالعه است كه به موجب آن تعداد مشخصی از كالاها و تولیدات صنعتی باید در فرآیند پیمانكاری كوچك – بزرگ ساخته شود.

● مدلهای همكاری صنایع كوچك با صنایع بزرگ

▪ پیمانكاری مستقیم:

در این نوع همكاریها صنایع بزرگ در پی افزایش حجم تقاضا و همچنین به جهت كاهش هزینه‌های تولیدی مستقیماً به اندونزی بیش از ۴۵ درصد از كل قراردادهای پیمانكاری را شامل می‌شود.

همچنین وجود چنین قراردادهای پیمانكاری هیچ گونه تعهدی برای دولت در خصوص تأمین نیازهای مالی و ارائه خدمات ویژه نخواهندداشت. صنایع فلزی و صنایع غذایی از عمده‌ترین بخشهای صنعتی هستند كه از مدل پیمانكاری ذكر شده استفاده می‌كنند.

▪ پیمانكاری شبكه‌ای:

اندونزی از شروع پنجمین برنامه پنج ساله توسعه صنعتی – اقتصادی یكی از مؤثرترین راهكارهایی که بتواند علاوه بر كاهش فاصله و شكاف بین صنایع كوچك و صنایع بزرگ باعث كاهش رقابت غیرمتوازن بین این بخش صنعت شود را ترویج و گسترش پیمانكاریهای تولیدی بین صنایع كوچك و بزرگ و از طریق شبكه منظم و هدایت شده دانست.

در این مدل همكاری بین صنایع كوچك و متوسط، دولت امكانات مناسبی از جمله راه‌اندازی صندوق ویژه اعتبارات تضمینی و قانونمند كردن وظایف هر یك از طرفین قرارداد نسبت به یكدیگر را در نظر گرفته است.

● همكاری تولیدی – صنعتی مشترك

دولت اندونزی از سال ۱۹۹۳ میلادی مدلی نوین را برای گسترش دامنه همكاریهای تولیدی صنعتی بین صنایع كوچك و صنایع بزرگ معرفی كرد. طبق این مدل كارخانجات بزرگ به همراه تعداد مشخصی از واحدهای صنعتی كوچك یك شركت مستقل تولیدی تأسیس خواهند كرد كه با استفاده از امكانات فنی – فناوری، نیروی انسانی و نوآوریهای صنعتی هر دو طرف نسبت به تولید كالا یا محصول خاصی تحت یك نام جدید اقدام خواهند كرد. در حقیقت دولت اندونزی برای استفاده بیشتر صنایع كوچك پیمانكار از سود محصولاتی كه با كمك این واحدها در صنایع بزرگ تولید وبه فروش می‌رسد مدل جدید را در ششمین برنامه پنج ساله به كار گرفته است.

سرمایه‌گذاری در شركت جدید به صورت ۴۰ درصد از طرف صنایع كوچك و ۶۰درصد از طرف كارخانه بزرگ تأمین خواهد شد كه هر دو طرف می‌توانند از صندوق ویژه اعتبارات و بانكهای تجاری وام دریافت كنند. دولت اندونزی تخفیفهای ویژه مالیاتی، آموزش نیروی انسانی، حمایت از بازاریابی، كمكهای فنی – فناوری، تأمین مواد اولیه كمیاب و معافیتهای سود بازرگانی نسبت به ورادات ماشین‌آلات و فناوری‌های مورد نیاز از خارج كشور را به عنوان مشوقهای لازم در این رابطه انجام می‌دهد. در حال حاضر در اندونزی ۲۴ شركت صنعتی مشترك تأسیس شده است كه عمدتا ً در صنایع الكترونیك و برق، صنایع نساجی، صنایع چوب، صنایع فلزی‌ مصرفی، صنایع مهندسی و ماشین‌سازی مشغول به فعالیت هستند.

این شركتها از امكانات آموزشی، مشاوره‌ای، فنی، تخصصی، مالی و مالیاتی و حمایتهای بازاریابی كه جزء برنامه‌های كلان دولت درخصوص حمایت از صنایع كوچك است بهره‌مند خواهند بود.

● شركتهای سهامی متشكل از صنایع كوچك

اندونزی از سال ۱۹۹۵ میلادی مدل دیگری از همكاریهای پیمانكاری بین واحدهای صنعتی كوچك را به اجرا درآورد. بر اساس این مدل، واحدهای كوچك صنعتی نسبت به ایجاد شركت‌تولیدی با مالكیت سهامی اقدام می‌كنند كه ۴۰ درصد از سرمایه لازم شركت توسط عرضه سهام و فروش به افراد حقیقی و ۶۰ درصد مابقی توسط سرمایه ‌گذاران اصلی (واحدهای كوچك صنعتی) تأمین خواهد شد.

این شركتها بر اساس تقسیم كار و طراحی سخت قطعات مختلف مشتركا ً به تولید كالا یا محصولات كامل اقدام می‌كنند.

از دلایل اصلی دولت اندونزی در حمایت از این نوع شركتها كمك به صنایع كوچك برای افزایش توانمندیها برای تولید كالاهایی با ارزش افزوده بالا، قابل رقابت با تولیدات صنایع بزرگ و در نهایت تولید كالاهای سرمایه‌بر صادراتی است. كلیه حمایتهایی كه دولت از شركتهای پیمانكاری شبكه‌ای و همكاری تولیدی – صنعتی مشترك می‌كند، از این دسته از شركتها نیز به عمل می‌آید.

● صنایع كوچك خوداشتغالی

روند افزایش جمعیت در اندونزی كه در دهه ۷۰ میلادی به بالاترین نرخ خود رسید، باعث شد كه این كشور در این دهه با حجم بالایی از نیروهای جوان فاقد شغل روبرو گردد. از طرفی وابستگی درآمد ملی به صادرات نفت و سهم بسیار اندكی كه از كشاورزی (علی‌رغم اینكه ۷۰ درصد جمعیت شاغل در بخش كشاورزی مشغول بودند) حاصل می‌گردید، باعث شد اندونزی با بحران فزاینده‌ای از قبیل كاهش درآمد ملی به خاطر سقوط بهای نفت و همچنین موج جمعیت جوان فاقد شغل روبرو شود. از اواسط دهه ۷۰ میلادی دولت اندونزی با ایجاد تغییرات بنیادی در برنامه‌های اقتصادی كلان در صدد توسعه صنعت و ایجاد اشتغال از طریق توسعه بخش صنعت كوچك برآمد. نیاز به امكانات مادی محدود، عدم نیاز به حجم بالایی از نیروهای انسانی ماهر و برخورداری از مدیریت خلاق و كارآفرین از جمله ویژگیهای برجسته صنایع كوچك است كه سیاستگذاران اندونزی با اشراف به آن، برای توسعه این بخش از صنعت تلاش كردند.

توسعه صنایع كوچك خوداشتغال عمدتا ً در مناطق كمتر توسعه ‌یافته و یا مناطقی كه تعداد جمعیت جوان و فاقد شغل در آن زیاد بود از اهداف اصلی برنامه‌های پنج‌ساله – كه از اواسط دهه ۷۰میلادی به اجرا درآمد‌ - بود.

● هسته‌های خوداشتغال یا صنایع كوچك خرد در قانون اندونزی كه در یكی از زمینه‌های صنعتی (تولید مستقل یا بخشی از كالاهای صنعتی را تولید كنند) با استفاده از یك تا حداكثر ۴ نفر نیروی انسانی فعالیت داشته باشند. نقش بسیار ارزنده این واحدها در اقتصاد اندونزی خصوصا ً در زمینه اشتغال باعث شده است كه دولت در برنامه‌های پنج‌ساله توسعه صنعتی اقتصادی به طور جدی این بخش از صنعت را مورد حمایت قرار دهد. طبق برآورد آماری كه در سال ۱۹۹۵ میلادی در اندونزی انجام گرفته است، ارزش افزوده ایجاد شده این بخش از صنعت كوچك بسیار چشمگیر بوده و در مقایسه با سهم ارزش افزوده بخش كشاورزی از رتبه بسیار بالایی برخوردار بوده است.

همچنین نكته بسیار قابل توجه این است كه آمار سال ۱۹۹۳ میلادی نشان می‌دهد بیش از ۴۰/۴۱ درصد از كل شغل ایجاد شده در كلیه بخشهای اقتصادی در اندونزی به بخش صنایع خوداشتغالی تعلق دارد. عمده بخشهای صنعتی كه صنایع كوچك خوداشتغالی در آن فعالیت دارند به ترتیب عبارتند از:

صنایع چوب و مبلمان، صنایع كانی غیرفلزی، صنایع قطعات صنعتی و صنایع برق و لوازم خانگی.

سهم صنایع كوچك خوداشتغال از كل نیروی انسانی شاغل به كار در هر دو بخش صنعت كوچك(صنایع كوچك مدرن و خوداشتغال) بالغ بر ۱/۷۷ درصد است.

● حمایتهای دولت از صنایع كوچك خوداشتغال

از شروع دومین برنامه پنج‌ساله توسعه صنعتی در سال ۱۹۷۵ میلادی، دولت اندونزی برنامه‌های كلان و اجرایی را در خصوص حمایت از صنایع كوچك خوداشتغال به اجرا درآورد كه

طی برنامه‌های پنج ساله بعدی برنامه‌های حمایت از توسعه و گسترش صنایع كوچك خوداشتغال گسترده‌تر بوده است.

عمده‌ترین برنامه حمایتی به شرح زیر است:

▪ تامین سرمایه اولیه برای راه‌اندازی پروژه تولید ونیمه‌تولیدی تا سقف ۶۵درصد از كل هزینه پروژه تا پایان برنامه پنج ساله و از سال ۱۹۸۶ میلادی به بعد (از برنامه چهارم) به ۷۵ درصد از كل هزینه پروژه رسیده است كه از طریق وامهایی با نرخ بهره متفاوت برای مناطق مختلف توسط بانك مركزی اندونزی، بانك مردمی (بانك تعاونی) و سایر بانكهای بازرگانی قابل پرداخت است.

▪ آموزش‌ نیروهای انسانی(نیروهای كارگری و تكنسین) در مراكز آموزش فنی – حرفه‌ای كه برای مناطق محروم بدون دریافت شهریه و برای سایر مناطق دیگر با دریافت شهریه با شرایط پرداخت آسان از طریق وام آموزشی صورت می‌گیرد.

▪ آموزش مدیریتی برای كارآفرینان واحدهای صنعتی كوچك خوداشتغال با شرایط بند ۲ .

▪ تامین ماشین‌آلات و سایر تجهیزات هسته های خوداشتغالی از طریق واگذاری نیازهای فنی از طریق اجاره بلندمدت و یا فروش ماشین‌آلات دست دوم كارخانجات دولتی به واحدهای خوداشتغال .

▪ ارائه مشاوره‌های فنی – مدیریتی و بازاریابی از طریق سازمانهای مسؤل.

▪ ایجاد بانكهای گسترده اطلاعاتی شامل شبكه‌های اطلاع‌رسانی در خصوص بازاریابی، بازارشناسی، فرصتهای شغلی، فرصتهای پیمانكاری و راهنمایی لازم در مورد استفاده از قوانین مالی – مالیاتی .

▪ تامین نیازهای مادی از طریق وامهای متفاوت با شرایط سهل بازپرداخت و بهره مناسب

▪ ارائه تخفیفهای مالیاتی و معافیتهای مالیاتی.

▪ تقویت و تشویق آن دسته از صنایع كوچك خوداشتغال كه از توانمندیها و قابلیتهای انسانی وتكنولوژیكی بالایی برخوردار هستند برای انجام پیمانكاری با واحدهای صنعتی كوچك مدرن داخلی و خارجی و واحدهای بزرگ صنعتی .

▪ تاكید به سازمانهای صنعتی دولتی برای استفاده از ظرفیتها و پتانسیلهای موجود در واحدهای خوداشتغالی.

▪ تشویق سرمایه‌گذاران خوداشتغال و تقویت واحدهای صنعتی خوداشتغال در بخشهای صنعتی مانند صنایع تبدیل فرآورده‌های كشاورزی و فرآورده‌های جنگلی به تولید كالاهایی با ارزش افزوده بالاتر .

▪ تشویق و حمایت از ایجاد تشكلهای صنعتی – پیمانكاری بین واحدهای صنعتی كوچك خود اشتغال .

نویسنده: گروه مطالعات SMEs سازمان مدیریت صنعتی