چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
مجله ویستا

مواظب دنیای ویرانگر خودشیفته ها باشید


مواظب دنیای ویرانگر خودشیفته ها باشید

انسانِ خودشیفته, پیوسته خودش و دیگران را گول می زند و برای بزرگ جلوه دادن خود, دائم دروغ می گوید و امتیازات مالی و معنوی عجیب و غریبی را به خود نسبت می دهد و گاه در این کار به قدری اغراق می کند که خودش هم دروغ هایش را باور می کند

انسانِ خودشیفته، پیوسته خودش و دیگران را گول می‌زند و برای بزرگ جلوه دادن خود، دائم دروغ می‌گوید و امتیازات مالی و معنوی عجیب و غریبی را به خود نسبت می‌دهد و گاه در این کار به قدری اغراق می‌کند که خودش هم دروغ‌هایش را باور می‌کند.

انسان خودشیفته، کسی است که بیش از حد تعادل و به شکلی بیمارگونه به خود توجه دارد. اینگونه افراد، به شدت دچار اضطراب هستند و بدترین درد برایشان این است که کسی به آنها توجه نکند، بنابراین برای جلب توجه دیگران، دست به هر کاری می‌زنند. خودشیفتگی هیچ پشتوانه‌ای ندارد و معمولا متکی بر توهمات و خیالات فرد است. افراد خودشیفته تصور می‌کنند بسیار آدم‌های مهم و بزرگی هستند و جالب اینجاست که می‌خواهند دیگران را هم وادار کنند که این تصورات باطل را بپذیرند. انسان خودشیفته، پیوسته خودش و دیگران را گول می‌زند و برای بزرگ جلوه دادن خود، دائم دروغ می‌گوید و امتیازات مالی و معنوی عجیب و غریبی را به خود نسبت می‌دهد و گاه در این کار بقدری اغراق می‌کند که خودش هم دروغ‌هایش را باور می‌کند. ریاکاری، یکی از بزرگ‌ترین ویژگی‌های انسان‌های خودشیفته است.

این افراد به این حقیقت دست نیافته‌اند که مهر و علاقه و عشق دیگران به انسان، حاصل صداقت و درستکاری است و چون پس از چندی، چهره واقعی آنها برای دیگران روشن می‌شود و دیگر همان توجه و احترام پوشالی اولیه را هم نسبت به آنها نشان نمی‌دهند، دچار اضطراب، نگرانی و رنج دائم می‌شوند. انسان خودشیفته دچار عقده حقارت و خود کم‌بینی است، لذا سعی می‌کند با بزرگ جلوه دادن خود، این کمبودها را پنهان یا انکار کند. انسان خود شیفته به شدت از دیدن و پذیرفتن واقعیت‌ها می‌گریزد و در دنیایی خیالی که برای خودساخته و پادشاه آن است، به سر می‌برد. انسان خود شیفته به هیچ وجه شریک مناسبی برای کار و زندگی نیست و ارتباط با او کمترین اعتبار و ثباتی ندارد.

انسان‌های خودشیفته فقط صدای خودشان را می‌شنوند و افکار خودشان را قبول دارند. آنها به هیچ وجه نمی‌توانند انتقاد از خود را بپذیرند و پیوسته از دیگران توقع دارند که از آنها تعریف و تحسین کنند. شور و نشاط زندگی در یک انسان خودشیفته وجود ندارد، زیرا او فقط خودش را می‌بیند و از دیگرانی که عاجزانه، تحسین و توجه آنها را طلب می‌کند، غافل است. او پیوسته با این تصور بی پایه دست به گریبان است که همه افراد دنیا باید به آرا و نظرات او گردن بنهند و او را قبول داشته باشند و تعصب عجیبی هم درباره عقاید خود دارد و به هیچ وجه زیر بار عقایدی که با او موافق نباشند نمی‌رود. یک فرد خودشیفته، به شدت بیمار است، اما اگر کسی جرأت کند و این حرف را به او بزند، بلافاصله به نفهمی متهم می‌شود.

● خودشیفته‌ها دیگران را هم روانی می‌کنند

زندگی با چنین فردی، بخصوص برای کودکان، بسیار دشوار و آسیب‌رسان است. از آنجاکه انسان خودشیفته، معمولا نمی‌پذیرد که بیمار است، باید به اطرافیان او یاد داد که حتی‌الامکان، خود را از تأثیر القائات او دور نگه دارند و قوی باشند.

واقعیت این است که انسان تا «مجبور نباشد» با یک فرد خودشیفته زندگی نمی‌کند و اگر به هر علتی، چنین مشکل آزاردهنده‌ای برای شما پیش آمده، سعی کنید از بحث با او بپرهیزید، زیرا جز خردشدن اعصاب و کلافگی، نتیجه‌ای نخواهد داشت. با آدم خودشیفته، جز مدارا، چاره‌ای ندارید. مدارا به معنی تحمل اجباری و پذیرفتن ضعف نیست. مدارا، حاصل یک روح بلند و شناخت دقیق از طبیعت انسانی است. مدارا، در واقع سازگاری همراه با آگاهی با شرایطی است که گاه بر انسان تحمیل می‌شود.

زندگی و کار با انسان‌های خودشیفته، امری ناممکن است، مگر اینکه بیماری خود را بپذیرند و دنبال درمان باشند، اما مشکل کار اینجاست که افراد خودشیفته بقدری توهمات پوچ خود را باور کرده‌اند که از هیچ پزشکی کمک نمی‌گیرند. اگر توان لازم برای کنار آمدن با یک فرد خود شیفته را ندارید، جدا از مشارکت با او، در هر زمینه‌ای پرهیز کنید، چون خودتان هم به شدت آسیب خواهید دید. باید برای انسان خودشیفته دعا کرد که خداوند به او آگاهی و معرفت کافی را بدهد که خود به این عیب بزرگ پی ببرد.