پنجشنبه, ۱۰ خرداد, ۱۴۰۳ / 30 May, 2024
مجله ویستا

«طلا و مس» روایتی از عشق ایرانی


«طلا و مس» روایتی از عشق ایرانی

در سینمای ایران معدود فیلم هایی به رابطه عاشقانه و احساسات پاک میان زن و شوهر پرداخته است

● عشق های ناب ایرانی و جای خالی آن در سینما

در سینمای ایران معدود فیلم هایی به رابطه عاشقانه و احساسات پاک میان زن و شوهر پرداخته است. این نوع علاقه ها یا پایان دلخراشی داشته و یا ۲ شخصیت نامتعارف را در مرکز داستان قرار داده است.«شب یلدا» ساخته کیومرث پوراحمد که یکی از بهترین و نوستالوژیک ترین عاشقانه های تاریخ سینمای ایران است بیشتر بر مبنای هجران و جفا شکل گرفته تا وصل و عشق.

«قرمز» به کارگردانی فریدون جیرانی هم نمونه رابطه عاشقانه ای میان زن و شوهر است که خوب پرورده شده و از لحاظ اصول دراماتیک هیچ کم و کسری ندارد ولی آن قدر جنون و عصبیت وارد شخصیت ها شده است که در اواخر فیلم دیگر به زحمت می شود عشق را میان آن همه حس منفی تشخیص داد.باقی فیلم ها نیز به طور معمول به نامزدها و یا عشق هایی که بیرون از محیط خانه و میان ۲ غریبه اتفاق می افتد می پردازد.

انگار خانه ایرانی جای عاشقی کردن نیست و هنوز عشق میان زن و شوهرها(حتی زن و شوهرهای جوان) مد نشده است.

به همین دلیل است که فیلم های رمانتیک بیشتر از آن چه به کانون و بنیاد خانواده کمک کند آن را تحت تاثیر قرار می دهد و موجب آموزش های اشتباه می شود.عشق های موجود بین زن و شوهر در فیلم«طلا و مس» یکی از برجستگی های فیلم است که نه به صورت برجسته بلکه آرام آرام و با تدبیر به بیننده القا می شود.عشق ناب زن و شوهری در «طلا و مس» المانی است که بیننده را تا پایان نگه می دارد، این عشق رنگ و بویی ایرانی دارد و سرشار از حجب و حیاست.

● نکات منفی در نقد «طلا و مس»

▪ تنها کاراکتری که در فیلم از بدنه فیلم نامه و داستان بیرون زده است کاراکتر سپیده(سحر دولتشاهی) است که منطق حضورش در داستان چندان تعریف نمی شود.ضمن آن که رفتارهای گل درشت و پرسش برانگیز او به برخی صحنه ها که در آن حضور دارد، آسیب زده است.

▪ همانند بسیاری از آثار سینمای کشور، فیلم نامه«طلا و مس» از ضعف در پایان بندی برخوردار است.عوامل در فیلم نامه نتوانسته اند به یک جمع بندی درست برسند و این به دلیل کوتاه بودن فیلم و عمیق بودن بحث موجود است تا جایی که فیلم«طلا و مس» با یک پایان بندی باز تمام می شود.

▪ در حقیقت ما می دانیم که سیدرضا و زهراسادات به سوی پایانی تلخ و تراژیک در حال حرکت و خود نیز به آن آگاه هستند، اما فیلم نامه می کوشد با رها کردن داستان در چند صحنه پایانی این تلخی را اندکی تلطیف کند.

▪ صحنه جفت کردن کفش های طلبه ها توسط سیدرضا هنگام گوش دادن به درس های استاد نمی تواند در قواره یک صحنه پایانی خوب برای چنین فیلم نامه ای باشد، زیرا مخاطبی که در جریان این عشق و لحظه های ناب قرار گرفته است، با این پایان کنار نمی آید.

▪ واکنش کاراکتر نامتعارف سپیده در برابر سیدرضا در بیمارستان به حد و اندازه کلیشه های پیشین در فیلم هایی با محوریت کاراکترهای روحانی است.

تحول او نیز در برابر عشق پاک سیدرضا و زهراسادات قابل پیش بینی و پیش پا افتاده است.

● همایون اسعدیان، مس کارنامه اش را به طلا بدل می کند

«طلا و مس» را همایون اسعدیان ساخته و با این پرداخت درست و به موقع اوضاع کارنامه هنری اش را سر و سامانی اساسی داده و پرشی قابل توجه در سینما داشته است.

اسعدیان سال گذشته «ده رقمی» را در قالب تله فیلم و برای تلویزیون ساخت که پس از کش و قوس هایی در سینماها به نمایش عمومی درآمد و فروش قابل توجهی داشت.

اهمیت این موضوع از آن بابت بود که «ده رقمی» الگوی جدیدی برای تولید فیلم های کم هزینه و متوسط تلویزیونی و سپس تهیه کپی سینمایی و اکران آن ها شد.«طلا و مس» درون مایه ای اجتماعی دارد و بر روابط درونی خانواده ها تاکید می کند.اسعدیان این فیلم را در فضایی متفاوت با «ده رقمی» و با مشارکت تهیه کننده ای ساخته است که رفته رفته در کنار یکدیگر زوجی حرفه ای را تشکیل می دهند.این چهارمین همکاری منوچهر محمدی با همایون اسعدیان است.آن ها سال گذشته در ۳ تله فیلم همکاری داشتند و امسال «طلا و مس» را در مدیوم سینما و با هدف اکران گسترده ساخته اند.«آخرین گره خورشید» و «رنگ ترنج» ۲ تله فیلم با همکاری آن ۲ است که از شبکه سوم سیما پخش شد اما اسعدیان در فیلم«طلا و مس» بر خلاف «ده رقمی» ترجیح داده است از بازیگران مشهور و ستاره های سینمای تجاری استعفا نکند و بیشتر بر توانایی بازیگر برای اجرای نقش و بازآفرینی شخصیت توجه نشان دهد.او در این مسیر ریسک تا حدودی غیر معمول در سینمای امروز موفق بوده است.

جمله به یادماندنی اسعدیان درباره «طلا و مس»: «ما دریافتیم که عشق داریم، عشق های دختر و پسری است که همیشه به هم نمی رسند.این عشق در مقطع ازدواج وجود ندارد، بعد از ۴۰- ۳۰ سال به کلی یادشان می رود کی ازدواج کرده اند.مهم این است که ما در این سال ها بتوانیم عشق داشته باشیم و منتقلش کنیم اما بعد از ۷، ۸ سال یکی می شود مادر و یکی می شود پدر، در این فیلم هم ۸ سال از زندگی مشترک گذشته همدیگر را دوست دارند اما یکی مادر بچه هاست و یکی پدر.»او در این گفته «طلا و مس» را توصیف کرده است.

علی نژاد: سیدرضا با همسرش زهرا سادات، شهر پدری شان نیشابور را رها کرده و به تهران آمده اند تا سیدرضا که یک طلبه جوان است در پایتخت درس حوزه بخواند.اما این روزمرگی ساده چیزی نیست که شما را جذب فیلم خواهد کرد.اکران«طلا و مس» باعث زنده شدن روح ایرانی شد.

● نکات مثبت در نقد«طلا و مس»

▪ شخصیت های اصلی سیدرضا و زهرا سادات با حوصله، تعریف و پرداخته شده اند و با این که تیپ هایی آشنا هستند اما به دلیل موقعیت های دراماتیک ملموس و انسانی هستند. سیدرضا در ابتدا تیپ آشنای روحانی در فیلم های ایرانی را دارد اما آزمونی که در آن قرار می گیرد و مشکلاتی که از سر می گذراند، آزمونی انسانی و البته نمایشی است که لباس و جایگاه نمی شناسد و یک کاراکتر تیپیکال را به یک شخصیت دراماتیک و جذاب تبدیل می کند.ماجرای بیماری ام اس زهراسادات(نگار جواهریان) به خودی خود جذاب و درگیر کننده است و موقعیتی را ایجاد می کند که ۲ کاراکتر اصلی را در بحران و در نتیجه به تماشاگر نزدیک تر کند.

شیوه کارگردانی ساده و در عین حال مسلط همایون اسعدیان در این فیلم، یکی از نقطه های اوج کارنامه فیلم سازی او را رقم زده است.

فیلم نامه، صحنه های خوب بسیاری دارد که در اجرا نیز چشمگیر و یا حداقل قابل قبول است و وجود ظرافت ها نیز به مدد حضور اسعدیان خوب از کار درآمده است.

▪ «طلا و مس» فیلم شاهکار و کاملی نیست اما می توان گفت فیلمی است که از دل سینمای ایران بیرون آمده است که با خود دغدغه های اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی دارد و نمی خواهند فقط پاسخ گوی پایین ترین سطح سلیقه عامه مخاطبان باشد.«طلا و مس» رگه هایی از سینمای ملی و سینمای مختص به ایرانیان را به همراه دارد، به همین دلیل است که بیشتر منتقدان آن را دوست دارند، زیرا اثری شبیه به خودمان است.

● بازی های «طلا و مس»

بهروز شعیبی و نگار جواهریان نقش های اصلی«طلا و مس» را به عهده دارند.

جواهریان که بازی اش در «تنها دو بار زندگی می کنیم» با تحسین روبه رو شد این بار هم خود را ثابت کرده است.او این روزها به عنوان بازیگر نقش های اصلی و حتی نقش اول فیلم های سینمایی مورد توجه قرار گرفته و استعداد زیادی در ارائه بازی های باورپذیر و طبیعی از خود نشان داده است.محمدی، تهیه کننده فیلم که طرح اولیه قصه را هم نوشته، معتقد است زوج محوری فیلم بازی قابل قبول و تاثیرگذاری ارائه کرده اند و به خوبی از عهده ایفای نقش برآمده اند.

او درباره انتخاب بازیگران گفته است: گزینه های مختلفی برای بازی در نقش های اصلی داشتیم که پس از بررسی به این نتیجه رسیدیم که این ها بهترین انتخاب هستند، ضمن آن که همه بازیگران پیش از فیلم برداری توانستند با شخصیت ها ارتباط عمیقی برقرار کنند و نقش شان را دوست داشته باشند.بهروز شفیعی هر چند برای اهالی سینما فرد بسیار شناخته شده ای است اما تا حدودی عامه مخاطبان سینما او را نمی شناسند.

شاید شما هم که برای اولین بار «طلا و مس» را دیدید دایم از خود پرسیدید که بازیگر نقش سیدرضا را کجا دیده اید و چهره اش چه قدر برایتان آشناست.بی شک، آن هایی که این سوال به ذهنشان رسیده است بعد از کمی تامل و زیر و رو کردن اطلاعات سینمایی در ذهنشان چهره او را به یاد آورده اند، سلمان پسر نوجوان حاج کاظم آژانس شیشه ای که حسابی با پدرش کل کل داشت.این شاید آشناترین تصویر از بهروز شفیعی باشد، بازیگری که بعد از «آژانس شیشه ای» مسیرش را در سینما تغییر داد و بیشتر به عنوان دستیار کارگردان و سپس به عنوان برنامه ریز و دستیار اول، کارش را در این عرصه ادامه داد.

او پس از چند سال تجربه دستیاری پا به عرصه کارگردانی گذاشت که حاصل آن، ساخت تله فیلم های «باغ آلوچه»، «بال های خوشبختی» و «میان ماندن و رفتن» است. شفیعی در این سال ها از دنیای بازیگری زیاد فاصله نگرفت.«پسران مهتاب»، «دون ژوان کرج» و «گفت وگو با باد» از جمله کارهایش به عنوان بازیگر است.

● پیرامون «طلا و مس»

▪ رهبر انقلاب اسلامی ایران: ایشان مضمون«طلا و مس» را عالی و بازی شعیبی و نگار جواهریان در نقش هایشان را برای مخاطب خیلی خوب و باورپذیر دانسته اند.ایشان«طلا و مس» را نمایش کاملی از زندگی یک طلبه عنوان کرده اند.

▪ فیلم طلا و مس در حوزه علمیه قم به نمایش گذاشته و نقد شده است، مراجع قم از این فیلم اظهار رضایت کرده اند.

▪ سیدحسن خمینی پس از تماشای فیلم«طلا و مس» گفته است: نظیر این فیلم ها بیشتر ساخته و مورد توجه قرار گیرند. او پس از نمایش فیلم با منوچهر محمدی (تهیه کننده) و همایون اسعدیان(کارگردان فیلم) گفت وگو کرده است.

▪ حجت الاسلام پناهیان، مسئول نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه هنر در جلسه نقد فیلم« طلا و مس»، ساخت این فیلم را ادامه فیلم مارمولک کمال تبریزی برای اهانت به روحانیت و ارائه تصویری غیر واقعی از این قشر به جامعه دانسته است(!)

وی فرزند سالاری در خانواده روحانیت، پناه بردن یک روحانی برای اموری از خانواده به آهنگ های خارجی و غیر شرعی، تعلیم گرفتن ابراز احساسات روحانی به خانواده خود از یک پرستار بد حجاب، انجام امور مثبت اجتماعی توسط فرد روحانی در اوقاتی بدون لباس روحانیت، نمایش تحقیر و تمسخر روحانی سیدفیلم در جامعه، انفعال روحانیت در اثرگذاری بر جامعه و اثرپذیری بیشتر از آن و دیگر موارد متعدد از فیلم را از جمله موارد توهین آمیز فیلم «طلا و مس» به جامعه روحانیت کشور قلمداد کرد.

● نکاتی جالب برای ترغیب دیدن این فیلم

▪ بهروز شعیبی برای بازی در این نقش و قرار گرفتن در کاراکتر یک روحانی ۸ کیلوگرم وزن کرده است.

▪ بهروز شعیبی برای این که بتواند زندگی یک طلبه را لمس کند، چندین بار به حوزه علمیه قم و خانه یکی دو تا از طلبه ها رفته است تا با زندگی عاطفی آن ها بیشتر آشنا شود.

او بعد از مدت ها در حاشیه بودن با نقشی وارد سینما شد که کمتر کسی ریسک پذیرش را دارد.

▪ نگار جواهریان نیز برای بهتر بازی کردن نقشش مدت ها با بیماران مبتلا به «ام اس» در ارتباط بوده و از نزدیک آن ها را حس کرده است.

▪ بهروز شعیبی ۶ سال است ازدواج کرده، همسرش گریمور است و در این فیلم هم مجری گریم خانم ها بوده است.

▪ جالب است بدانید در ابتدای امر داستان در مورد یک زن مبتلا به بیماری کلیوی بوده است و درگیری های خانواده اش با دیالیز و دوره های درمانی، بیماران کلیوی، اما به تشخیص کارگردان جریان عوض و ام اس انتخاب می شود.

▪ صحنه های به یاد ماندنی و تاثیرگذار فیلم: سیدرضا روی صندلی در حیاط نشسته، زهرا سادات هم بالای سرش ایستاده و دارد موهای همسرش را اصلاح می کند و می گوید:«آقا سید یه چیزی می گم نه نیاری، خب؟»او از همسرش تقاضا می کند برای خودش یک عبای نو بخرد.

از خودگذشتگی و البته عشق میان این زن و شوهر در این صحنه هویداست.

زهرا می خواهد برای بچه هایش ماکارونی درست کند ولی این وسط ۴، ۵ بار زمین می افتد و ماکارونی ها، آب جوش و ... پخش زمین می شود.

ناراحت و عصبی با سیدرضا که تازه از راه رسیده دعوایش می شود.

ولی بعد از دعوا رضا با یک پارچه اشک های زهرا را پاک می کند:«روم سیاه آقا سید»، این جوری حرف نزن دلم می گیره ها، شما تا حالا سر ما داد نزده بودی ها، ماشاء ا...صداتونم ...و ...