جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
مجله ویستا

چگونه بر قله سعادت خانه بسازیم


چگونه بر قله سعادت خانه بسازیم

در فرهنگ دینی ما, قله سعادت تنها یک محل استقرار موقتی نیست تا با زحمتی فراوان خود را همانند کوهنوردان به آنجا برسانیم و پس از استراحتی چند ساعته به وطن اصلی خود برگردیم بلکه قرار است که پس از صعود از ارتفاعات آن, سازه ای مستحکم بر فراز آن بسازیم و پس از قصد توطن, سال های سال در آنجا زندگی کنیم

در فرهنگ دینی ما، قله سعادت تنها یک محل استقرار موقتی نیست تا با زحمتی فراوان خود را همانند کوهنوردان به آنجا برسانیم و پس از استراحتی چند ساعته به وطن اصلی خود برگردیم. بلکه قرار است که پس از صعود از ارتفاعات آن، سازه‌ای مستحکم بر فراز آن بسازیم و پس از قصد توطن، سال‌های سال در آنجا زندگی کنیم. بنابراین نگاه ما به قله سعادت یک محل دائمی برای زندگی همیشگی است نه یک محل استقرار موقتی برای یک زندگی زودگذر و تمام شدنی. به همین خاطر است که ما جدای از آنکه به بالا رفتن از این قله خوش منظر، فکر می‌کنیم، برای ساخت سازه‌ای مستحکم و زیبا برای زندگی ابدی خود نیز خواهیم اندیشید.

ساخت هر سازه‌ای نیازمند سه عنصر اساسی یا سه مرحله عمده است. اول پی ریزی. دوم سفت کاری و سوم نازک کاری که ما در ساخت سازه خوشبختی نیز باید هر سه این مراحل را طی کنیم. مرحله اول: پی ریزی:پی ریزی هر ساختمانی مهمترین قسمت آن سازه است. چرا که قرار است وزن یک سازه زیبا را تحمل کند و استواری آن را ضمانت نماید. اعتقادات هر کسی هم پایه‌های ساختمان سعادت او را تشکیل می‌دهد. بنابراین برای بنا نهادن سازه سعادت پیش از هر چیز باید به اعتقادات خود بنگریم و مراقبت ویژه از آن داشته باشیم. برای پی ریزی هر ساختمانی لازم است که اقلا به دو نکته اساسی توجه شود. نخست اینکه زمینی که قرار است بار سنگین چنین ساختمانی را متحمل شود، ارزش، قابلیت و توان کافی را دارا باشد و دوم اینکه استحکام پی و مصالح به کار رفته در آن با وزن و حجم ساختمان تناسب لازم را داشته باشد.

در سازه سعادت هم باید توجه ویژه به این دو نکته داشت. نخست اینکه ما عقاید خود را در کدام ایدئولوژی بنا می‌کنیم. اگر پایه تفکرات خود را در نگرش‌های مادی‌گرایانه یا انحرافی و کوته‌نظرانه بنا نهیم، پس از چندی خود را در باتلاق نابودی خواهیم دید و به پوچی خواهیم رسید. بنابراین پیش از هر چیز باید به فکر یک اندیشه مستحکم و یک ایدئولوژی معتبر بود و نگرشی جامع و دقیق نسبت به محیط پیرامون خود یافت. نکته دوم اینکه اگر تنها به استحکام مکان اعتقاداتمان دل خوش کنیم و به فکر به کارگیری مصالحی مناسب برای پی ریزی اعتقاداتمان نباشیم نیز ممکن است به ورطه نابودی دچار شویم. متاسفانه بسیاری از مردم گمان می‌کنند همین که در زمین مستحکم دین اسلام جا گرفتند و مسلمان شدند، کار تمام شده است و نیازی به استحکام بخشیدن به اعتقاداتشان نیست. چنین افرادی گاه با شنیدن یک شبهه بسیار ساده تمام ساختمان دین خود را مخروبه می‌بینند و همه آنچه را که بر این عقاید ضعیف بنا کرده بودند، نابود شده می‌یابند. بنابراین همه ما موظفیم که با آموختن «دانش اعتقادات»، پایه‌هایی مستحکم برای خانه خوشبختی خود بسازیم و آن را در برابر زلزله‌های شبهات و سونامی‌های گمراهی بیمه کنیم.مرحله دوم: اسکلت، دیوار کشی و سفت کاری: پس از پایه‌ریزی اعتقادات، نوبت به ساخت اسکلت ساختمان است که با انجام دستورات سعادت محور صورت خواهد پذیرفت.

بایدها و نبایدهایی که دین در اختیار ما قرار داده همانند دیوارها و سقف ساختمان، ما را از نابسامانی‌ها نجات می‌دهد. سعادت، حد و مرزی دارد که احکام الهی بیانگر این محدوده است. همه ما با عمل به این احکام و دستورات دینی در واقع، اسکلت و در و دیوار و سقف خانه خوشبختی خود را می‌سازیم و سعی می‌کنیم که پا از این محدوده فراتر نگذاریم و خود را به ورطه هلاکت و گمراهی نکشانیم. اما باید توجه داشت که ساختمانی ماندگار است که دیوارها و ستون‌ها و خلاصه اسکلتی استوار داشته باشد. بنابراین خوشبختی ما هنگامی تضمین شده است که عمل ما به احکام الهی چنان مستدام و همیشگی باشد که اسکلتی دینی برایمان بسازد و محدوده‌ای غیرقابل نفوذ به پا کند. خانه سعادت ستون‌های فراوانی دارد که از آن به «فروع دین» یا «واجبات دینی» تعبیر می‌شود.

این ستون‌های ده گانه عبارتند از: «نماز»، «روزه»، «حج»، «جهاد»، «خمس»، «زکات»، «امر به معروف»، «نهی از منکر»، «دوست داشتن دوستان خدا» و «دشمن داشتن دشمنان او».سعادت، حد و مرزی دارد که احکام الهی بیانگر این محدوده است. همه ما با عمل به این احکام و دستورات دینی در واقع، اسکلت و در و دیوار و سقف خانه خوشبختی خود را می‌سازیم و سعی می‌کنیم که پا از این محدوده فراتر نگذاریم و خود را به ورطه هلاکت و گمراهی نکشانیم.مرحله سوم: تزئینات و نازک کاری: شاید هیچ کس حاضر نباشد به خانه‌ای که هنوز گچ کاری نشده، نقل مکان کند و در خانه‌ای که هنوز در و پنجره و شیرآلات و تزئیناتش نصب نشده زندگی کند. هر چند چنین خانه‌ای بسیار مستحکم باشد و با نقشه‌ای کارآمد و دقیق ساخته شده باشد، اما تا به مرحله نازک کاری و تزئینات نرسد، جلوه واقعی خود را نخواهد یافت.

«زیبایی‌های اخلاقی»، تمام جلوه ساختمان سعادت را شکل می‌دهد و از آن یک سازه زیبا و دل انگیز می‌سازد. راستگویی، امانت، برادری، صمیمیت، همدلی، یاری‌رسانی، خوش رفتاری و مهربانی نمونه‌ای از اخلاق‌های پسندیده‌ای است که به زندگی انسانی جان می‌دهد و نمایی روحانی به آن می‌بخشد. با اینکه قسمت فراوانی از آموزه‌های دینی ما در زمینه مسائل اخلاقی است اما متاسفانه در میان مسلمانان نیز توجه خاصی به آن نمی‌شود و آموزه‌های اخلاقی در غربت عجیبی به سر می‌برد. دنیای سکولار و بی‌دین غرب که جای خود دارد و مدت‌هاست که از درد بی‌اخلاقی به ستوه آمده است. بنابراین برای رسیدن به خوشبختی آن هم نه از نوع موقت آن بلکه خوشبختی دائمی و همیشگی باید این سه مرحله پراهمیت را پیمود و بر تن هر یک از آنها رخت عمل پوشاند. البته باید توجه داشت که هر یک از این مراحل سه گانه برای خود عالمی دارد و دنیایی از سخن را می‌طلبد.