شنبه, ۱۱ اسفند, ۱۴۰۳ / 1 March, 2025
سریال از یاد رفته از یاد نمی رود

"فیلم دیدن" روزگار پر فراز و نشیب وعجیبی را پشت سر گذاشته است; از سال های کم بودن سالن های سینما، تا کمیابی فرصت، تا زحمت به سینما رفتن و دیدن تصاویر صامت و گوش دادن هرازگاه به نقالی پرده خوان برای درک کامل تر داستان فیلم تا....به امروز که نه فقط تلویزیون گوشه اتاق هر خانه ای این امکان را به سهولت فراهم می کند که هم استراحتی کنی و چایی بنوشی و هم انواع و اقسام فیلم ها را ببینی، هم ماهواره سفره انتخابی به وسعت صدها کانال تلویزیونی را برایت گسترده است و هم اینکه دست آخر می توانی جدیدترین فیلم های روی پرده آمریکا و اروپا و هند و کره و ... را از دستفروش های سر چهارراه محله ات تهیه کنی و هر زمان که خواستی، هرچه را میل ات کشید ببینی. حالا دیگر زمانه ای که وقتی سریال "سربداران" یا "آیینه عبرت" روی آنتن کانال های معدود تلویزیون بودند، کوچه و خیابان در زمان پخش شان خلوت می شد، یا حتی دوره ای که وقتی "با خانمان" و "محله برو و بیا" از تلویزیون پخش می شد، همه را از ریز و درشت جلوی تلویزیون ردیف می کرد و خانم مجری برنامه کودک مرتب باید به بچه ها تذکر می داد از آویزان شدن به لبه تلویزیون سیاه و سفید مبله خانه پرهیز کنند ، گذشته است.
حالا دیگر گاهی رسانه ملی کلی تلاش و ببر و بیار می کند تا سریالی را تولید و به پخش برساند اما در عمل می بینی که نه تنها توده مردم حتی از پخش اش خبری نگرفته اند و در حافظه عامه بینندگان اثری از آن نیست که حتی در برآیند کار رسانه ها و منتقدین هم که به نوعی حرفه یا مشغولیت شان دیدن و نوشتن در باره آنها است، اثری از این آثار دیده نمی شود.
در چنین شرایطی فیلم و سریالی که از دریچه کنداکتور پخش شبکه ای به خانه های مردم راه پیدا و اوقاتی از ساعات فراغت خانواده ها را جذب و جلب خود و اندیشه شان را مشغول داستان اش کرده، و یا نگاه منتقدین و رسانه ها را معطوف خود نموده است; می تواند ادعا کند در مدیوم قالب نمایشی رسانه و کارکردهای سرگرم کنندگی و فرهنگ سازی موفق ظاهر شده است. "از یاد رفته " سریال هر شبه شبکه یک سیما که این روزها به پایان قصه زندگی "گلرخ" و "مرتضی" نزدیک می شود، اثری با همین قد و قواره است که بینندگان بسیاری را در طول مدت پخش خود پای تلویزیون نشانده است.این سریال در تقسیم بندی های مجموعه های داستانی تلویزیونی در قالب سپ اپرا(Opera Soap) که در لفظ، نمایش صابونی ترجمه می شود، قرار می گیرد. درایران، ما چنین سریالهایی را با نام سریال های عامه پسند می شناسیم که در تعریف کاربردی اش به برنامه های نمایشی ای که بینندگان تلویزیون برای مدتی کوتاه و یا مستمر به صورت اپیزودیک و در قالب سریال از تلویزیون شاهد آن هستند، اطلاق می شود که عموما قصه زندگی گروهی از مردم را به تصویر می کشند و ژانر آنها همواره ملودرام خانوادگی است. در داستان های سپ اپراها; زندگی، مرگ، عشق، طلاق، دوستی، وفاداری و خیانت، ایثار و از خودگذشتگی و ... همه نکاتی که در جریان زندگی عموم مردم از اهمیت برخورداراند و دستمایه گفت وگوهای میان فردی افراد جامعه، به عنوان نمونه هایی قابل توجه از زندگی و سرگذشت انسان ها است، پیرامون یک شخصیت محوری اتفاق می افتد. چنین سریال هایی -که ما عامه پسندشان می خوانیم- نه قصه های پیچیده ای دارند، نه شخصیت پردازی های گنگ و نیازمند انکشافی را پیش روی بیننده می گذارند و نه در سبک روایت خود با شکست زمان و...، مخاطب را برای سر در آوردن از حرف فیلمساز دچار سرگشتگی و حیرت می کنند.
قصه سریال های اینچنینی سر راست و بدون آکروبات بازی روایی، مستقیم سر اصل مطلب می روند. شخصیت ها را عمیق و دقیق به مخاطب معرفی می کنند و بعد هم در یک ساختار خطی معین، قصه را تعریف می کنند. از یاد رفته بر این الگو منطبق است. قصه این سریال از عشق آغاز می شود و با عشق خاتمه می یابد اما حوادث و اتفاقاتی که در آن رخ می دهد نه آنقدر ملموس و روزمره است که حوصله مخاطب از دیدن جزییات تکراری زندگی اطراف خودش دلزده شود و نه آنقدر دور از دسترس که بیننده را به همذات پنداری با آنها برای یک تجربه ذهنی جدید و جالب همراه نکند.از آنجا که شخصیت اصلی و محوری "از یاد رفته" نیز همانند سریال های مشابه دیگری مثل "ستایش"، یک زن است، حس شادی، غم، حسرت، امیدواری و یاس این شخصیت و نمود هیجان های مختلف از جانب او مثل خندیدن، گریستن، ابراز خشم و... او همراهی مخاطب را در وجه قوی تری همراه خود می کند تا جایی که این شب ها در بسیاری از محافل و جمع های خانوادگی، شاهد گفت و گوی افراد در باره گلرخ و مرتضی، سرزنش رفتار مرتضی با قهرمان داستان، حتی شایسته دانستن مرتضی برای اینکه در قبال حادثه ای که برایش رخ داده، دل سوزانده نشود و یا محق دانستن گلرخ برای هر جور انتقام هستیم،هر چند که از یاد رفته در عین پیروی از سنت همه سپ اپراها یعنی قابلیت پیش بینی، هنوز هم می تواند بیننده را با وجوه غیرمنتظره ای از داستان خود مواجه کند که باید تا انتهای سریال منتظر ماند و دید. این نکته از نظر بینندگان پر و پا قرص سریال هم دور نمی ماند.
اما نگاه عمیق تر به سطح هم هویتی تماشاگران با شخصیت گلرخ، یک وجه مهم دیگر را هم از تاثیر سریال جدید فریدون حسن پور آشکار می کند و آن موفقیت "از یاد رفته" برای ترسیم چهره زن ایرانی و فرهنگ سازی در این حوزه است.شخصیت زن در از یاد رفته نمونه یک زن ایرانی سنتی با ویژگی های تمام عیار آن است اما در مقابل سنت جاری جامعه اش تسلیم و بی هویت هم نمی ماند. گلرخ عشق را با نجابت تجربه می کند و در عین پایبندی به الگوهای ساخته و پرداخته محیط اطراف اش احساس کرامت و آینده طلایی متصورش را فدای متابعت از الگوهای سنتی اجتماع پیرامون خود نمی کند . با اینکه ازدواج او با مرتضی سر آغاز کشمکش ها و دشواری های فراوانی می شود- که البته جذابیت قصه را هم دو چندان می کنند- اما زن ایرانی سریال، عزم و همت بلندی برای تحمل همه آنها دارد. مقدس وار برخورد کردن زن ایرانی با هر مسئله ای که با قوام و استحکام خانواده ارتباط پیدا کند، عشق و علاقه توام با فداکاری به اعضای خانواده، خطر کردن و به استقبال سختی ها رفتن برای سرپا نگهداشتن بنیان خانواده از نکات قابل توجهی هستند که سریال از یاد رفته از سیمای زن ایرانی نشان مان می دهد. "گلرخ " زنی به شدت متعهد به قوانین نانوشته مادری است.
تعهد و وفاداری ای که شاید در دنیای امروز غرب نشانه های اسطوره ای آن دیگر کمرنگ شده باشد اما برای زن ایرانی به همان روشنی و وضوح است که از افق فطرت انسانی سر زده است. او در اوج جوانی به خاطر عشق به همسرش و همراهی با علائق او و از طرف دیگر چشم انداز بهتری که برای آینده خانواده اش در سر می پروراند، مرتضی را قدم به قدم و با هر ترفندی، نه تنها به تحصیل ترغیب می کند که در عمل حامی او هم می شود و همه نگرانی های او برای زن و زندگی را یک تنه به دوش خود می گیرد و خود را از لذت تحصیل و پیشرفت هم محروم می کند تا مرتضی را به آرزوهایش برساند. وقتی هم با تغییر شخصیت، عواطف و خواسته های مرتضی روبه رو می شود، در عین نیاز به داشتن یک تکیه گاه قابل اعتماد، فقط به خاطر لطمه نخوردن شخصیتی فرزندان اش از ازدواج مجدد چشم می پوشد و باز هم فداکاری می کند. حالا "ازیادرفته" را با "ویکتوریا"ی فارسی ۱ مقایسه کنید. الگویی که این سریال از خانواده ارائه می کند فرسنگ ها از الگوی فرهنگی و اجتماعی خانواده ایرانی دور است و هرچند هیچ چیز آن شبیه فضای خانواده های ایرانی نیست ولی اصرار برایرانی نشان دادن فضا و موقعیت ها در این سریال کاملا هوشمندانه و دقیقا با هدف تخریب خانواده ایرانی حاکی از برنامه ریزی دقیق این شبکه برای پوکاندن ستون خانواده است.
همه اعضای خانواده ویکتوریا به نوعی روابط نامشروع را آنهم در انواع و اقسام مختلف اش آزموده اند. در این جمع اجباری که به ناگزیر خانواده اش می نامیم، لاابالی گری، ناپایبندی به قواعد اخلاقی، بی پناهی شخصیتی و تعارضات و تنشهای گوناگون بیداد می کند و با اوصافی که کمابیش می دانید چیزی از "خانواده" باقی نمانده است، چون مادر خانه که ستون و پایه اصلی خانواده است حتی رسیدن به قرار با دوست پسرش را از رسیدگی به مشکلات عاطفی فرزندان اش مهم تر می داند. سریال از یاد رفته برای اینکه شخصیت گلرخ را به عنوان نماینده شخصیت زن ایرانی معرفی کند، از یک ساختار شخصیت پردازی همه جانبه و هدفمند بهره گرفته تا همذات پنداری مخاطب با او به واسطه یک شاکله بندی درست صورت گیرد.
براین اساس، حسن پور وجوه حساب شده ای از ۱- شاخص های اجتماعی ۲- شاخص های ایدئولوژیک ۳- شاخص های رفتاری و ۴- شاخص های فیزیکی را زمینه پردازش شخصیت گلرخ قرار داده است. شاخص های اجتماعی:گلرخ دختر یک خانواده به نسبت متمول است. او دختر یکدانه پدر و مادرش و به شدت مورد علاقه آنها است و در میان همقطاران اش جایگاه اجتماعی خوبی دارد. خانواده گلرخ افرادی روشنفکراند و دخترشان با اینکه در محیط روستا زندگی می کند و با اینکه درس خواندن در دبیرستان کم مشقت نیست اما از ادامه تحصیل او، در محیط خانواده استقبال می کنند. نقش گلرخ به عنوان یک زن سرپرست خانوار پس از جدا شدن از مرتضی و حتی پیش از آن، که او در یک موقعیت شبه سرپرست خانواری به سر می برد، در اجتماع اطراف گلرخ پذیرفته و محترم است. او در فعالیتهای جمعی نقش مهمی ایفا می کند.
حتی در موارد بسیاری به گلرخ نقشی رهبرگونه داده می شود و آدم های اطراف او را می بینیم که ازراهبردهای اش پیروی می کنند. شاخص های ایدئولوژیک:برای شخصیت مرکزی زن در "از یاد رفته"، خانواده و صیانت از آن در درجه اول بایدها و نبایدهای زندگی اش قرار دارد. او در این راه از تغییر نمی هراسد و آنجا که ضرورت اقتضا می کند او هر فداکاری ای را با این هدف متحمل می شود. از طرف دیگر در یک نمای کلی، نمودهای ایدئولوژیکی ای که ما از ایفای نقش گلرخ به عنوان فرد و در متن جامعه می بینیم با شاخصه های ایدئولوژی دینی و تعهد به آن همساز است. بهنجار قرار می گیرند. او سلطه جو، کینه توز، پرخاشگر یا ضعیف النفس نیست.نشانگان رفتاری گلرخ با الگوی سازگاری و تعالی برهم می شود و رفتارهایی که از او می بینیم همه در جهت همراهی و سازش با شرایط پیش آمده است و بیش از دیگران ، می کوشد تا خود را به خطر انطباق با موقعیت های غیرمترقبه بیفکند، اما در عین حال جسارت اصلاح را هم در هر زمینه ای که از الگوی اخلاقی مورد نظر او دور باشد از دست نمی دهد.
از این زاویه، او انسانی متعادل و دارای رفتارهای معقول و پسندیده است، مردمدار و مهربان و وفادار است و برای فرزندان و همسرش محیط انگیزشی و رفتاری مناسب و دلپذیری فراهم می کند. و باز هم یاد آوری می شود که این شاخصه ها را با شخصیت زن در سریال ویکتوریا مقایسه کنید، آن وقت می توانید قضاوت بهتری از "از یاد رفته " و آنچه این سریال در پی ارائه آن است، داشته باشید. همه این ویژگی ها وقتی در طبیعت زیبا و مسحورکننده شمال ایران جمع می شوند تابلو زیبایی را میآفرینند که در نقطه طلایی آن سیمای یک زن ایرانی می درخشد، زنی که با الگوهای مخدوش و منحرف ارایه شونده از زن در رسانه های بیگانه متفاوت و متمایز است و به همین دلیل است که سریال صمیمی فریدون حسن پور دیده می شود و "از یاد رفته" از یادها نمی رود....
نویسنده : شیدا اسلامی
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست