یکشنبه, ۳۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 July, 2024
مجله ویستا

فوتبال ورزشی سیاسی است؟


فوتبال ورزشی سیاسی است؟

شاید استفاده از تئوری توطئه در ورزش ایده خوبی نباشد، اما ورزشی مثل فوتبال که پرطرفدارترین ورزش جهان به شمار می رود، می تواند محیطی خوب را برای فعالیت سیاستمداران فراهم سازد. …

شاید استفاده از تئوری توطئه در ورزش ایده خوبی نباشد، اما ورزشی مثل فوتبال که پرطرفدارترین ورزش جهان به شمار می رود، می تواند محیطی خوب را برای فعالیت سیاستمداران فراهم سازد. ورزشی که دارای بیش از سه میلیارد طرفدار است و ملت های گوناگون را در یک زمان مشخص به تماشای خود می کشاند بی شک بدون دخالت سیاست، اداره و کنترل نمی شود. این ورزش می تواند به عنوان اسلحه یا شاخه زیتونی در جنگ های سرد بین الملل استفاده شود. جام جهانی که معتبرترین تورنمنت این ورزش است، به مدت یک ماه هر روز حدود دو میلیارد نفر را در سراسر جهان متحد می کند درحالی که بین آنها با استفاده از طرفداری تیمی خاص دودستگی ایجاد می کند. در این مدت به جز ایده افراد، اقتصاد ملت ها نیز تحت تاثیر قرار می گیرد. این تورنمنت همچنین هر چهار سال یک بار سیستم آموزشی کشورهای جهان را تغییر می دهد. مدرسه ها و دانشگاه ها امتحانات خود را با زمان شروع و پایان این تورنمنت تنظیم می کنند.

یکپارچه از فرهنگ های مختلف

لیگ هایی مثل «لیگ قهرمانان اروپا»، «لیگ برتر انگلستان» یا «بوندس لیگا» نام هایی شناخته شده تقریباً در سراسر جهان هستند. گرچه قلب این تورنمنت ها در اروپا می تپد، ولی تیم های حاضر در این بازی ها دارای بازیکنانی از ملت های پیشرفته، در حال پیشرفت وجهان سومی هستند. باشگاه های معتبری نظیر بایرن مونیخ آلمان یا منچستریونایتد انگلستان خود را به عنوان باشگاه های چندفرهنگی معرفی می کنند در حالی که ملیت این نوع باشگاه ها ثابت است. طرفداران این باشگاه ها معمولاً بر ملیت آنها نیز تعصب دارند حتی اگر این طرفداران، طرفدارانی خارجی برای تیم محسوب شوند. اگر نگاهی به آمارهای قهرمانی رقابت های جام جهانی بیندازیم، متوجه می شویم که از دهه ۶۰ میلادی به بعد که فوتبال به عنوان صنعتی درآمدزا معرفی شد، قهرمانی جام جهانی به صورت نوبتی و یک در میان بین تیم های دو منطقه فوتبال خیز جهان (اروپا و امریکای جنوبی) تقسیم شد یعنی یک دوره برای امریکای جنوبی و یک دوره برای اروپا. آیا این موضوع اتفاقی بوده یا تقسیمی عمدی صورت گرفته؟ آمار نشان می دهد تیم هایی که به عنوان قهرمانی این جام دست یافته اند از لحاظ اقتصادی و ایجاد موقعیت های جدید بازرگانی در سال های بعد موفق عمل کردند. آیا فوتبال سیاسی شده یا سیاست به درون فوتبال وارد شده است؟ چرا بعضی از سیاستمداران برای جنگ سردی که با دولت های دیگر دارند از فوتبال به عنوان اسلحه استفاده می کنند؟ یا اگر بدبینانه نگاه کنیم، آیا وضعیت تیم های مختلف در این رقابت از قبل مشخص شده است که حال با محروم کردن سیاستی تغییر کند؟