چهارشنبه, ۳۰ خرداد, ۱۴۰۳ / 19 June, 2024
مجله ویستا

ضرب شست به کنگره نشینان


ضرب شست به کنگره نشینان

حوادث مرزهای عراق و ترکیه دو صورت متفاوت دارد یک جنبه آن ماهیت نظامی ماجرا است, حادثه ای برخاسته از اراده ژنرال ها و میلیشیاهایی است که در ۲ سوی این کشمکش می خواهند از قدرت سلاح و سرباز خویش برای اعمال برتری در منطقه بهره گیرند

حوادث مرزهای عراق و ترکیه دو صورت متفاوت دارد؛ یک جنبه آن ماهیت نظامی ماجرا است، حادثه ای برخاسته از اراده ژنرال ها و میلیشیاهایی است که در ۲ سوی این کشمکش می خواهند از قدرت سلاح و سرباز خویش برای اعمال برتری در منطقه بهره گیرند.

در یک سوی این رویارویی نظامی، ارتش منظم و کلاسیک ترکیه قرار دارد که شمال عراق را عمق امنیت ملی خویش تعریف کرده است و درسوی دیگر آن نیروهای نامنظم و شبه نظامی حزب کارگران کرد (پ ک ک ) صف بسته اند که از ارتفاعات مناطق کردستان عراق به عنوان سکوی تهدید علیه مراکز نظامی ترکیه استفاده می کنند.

اما این بحران از منظری دیگرماهیت سیاسی هم دارد و به باور بسیاری از ناظران این اتفاق بیش از آن که یک مناقشه نظامی و امنیتی باشد یک زورآزمایی دیپلماتیک است، نوعی بازی سیاسی پیچیده است که در اثر اختلاف تضاد میان منافع سه بازیگر سیاسی یعنی؛ آنکارا، بغداد و واشنگتن بروز کرده است.

از این نظر بحران اخیر ترکیه در شمال عراق را باید متفاوت ازهمه مناقشات مشابه ۳ دهه گذشته ارزیابی کرد. ژنرال های ترکیه در دفعات قبلی یورش خود به نواحی شمال عراق اغلب به تنبیه مخالفان خود و یا به قول معروف برای تضعیف ساختار میلیشیاهای کرد می اندیشیدند، اما در این مرحله به باور ناظران منطقه، اهدافی جدید نظامیان و سیاستمداران آنکارا را به آغاز این اقدام مشترک واداشته است.

از نگاه این ناظران همه اهداف و انگیزه های ترک ها پشت تحولات مهم داخل عراق پنهان است و برای درک عمیق اندیشه های هر ۲ گروه نظامیان و سیاسیون ترکیه در این اتفاق باید تیزبینانه نسبت به ارتباط وضعیت بحران عراق و تهدید ها و فرصت هایی که از این وضعیت متوجه منافع ترک ها شده است تأمل کرد.

از این نظر « شرایط زمانی » و برهه ای که سران ترکیه تصمیم به ازدحام نظامی در مرزهای عراق می گیرند یک پارامتر بسیار تعیین کننده است. این رویارویی در مقطعی اتفاق افتاد که عراق همزمان شاهد چند واقعه مهم و مرتبط به هم است که هر کدام به نحوی دامنگیر سیاست منطقه ای ترکیه است. درصدر وقایع کلیدی عراق، مسأله خروج نظامی آمریکا قرار دارد. بحثی که اکنون دغدغه همه همسایگان عراق از سوریه و ایران تا ترکیه و اعراب است.

بحث خروج آمریکایی ها از عراق گرچه مدت ها پیش و شاید از آن هنگامی که دموکرات ها نوامبر ۲۰۰۷در کنگره قدرت گرفتند به جریان افتاد، اما به طور رسمی استارت آن با گزارش فرماندهی جنگ یعنی دیوید پترائوس زده شد.

واقعیت این است که آنکارا با حساسیتی بیش از همه همسایگان عراق، داستان خروج آمریکا از عراق را دنبال می کند، دست کم گزارش های رسانه های این کشور و شمار نشست های نهادهای تصمیم گیر این کشور در ماه های اخیر گویای آن است که سران ترکیه بیش از همه دلواپس عراق ۲۰۰۸ هستند.

از همین روست که برخی ناظران گفته اند که اندیشه یک قدرت نمایی نظامی در مرزهای شمال عراق درست هنگامی در ذهن ژنرال های ترکیه جوانه زد که نشانه های دوران گذار در صحنه عراق یکی پس از دیگری پدیدار شدند. به عبارتی در آخرین ماه های سال میلادی جاری برای سیاستگذاران آنکارا مسجل شد که عراق، سال آینده را به گونه دیگری آغاز خواهد کرد و سال ۲۰۰۸ در صحنه این بحران سال تغییر آرایش نظامی و سیاسی است.

از میان این نشانه ها که به آهنگ تصمیم گیری ارتش ترکیه برای این رویارویی نظامی سرعت بخشید باید به ۳ اتفاق مهم دیگر در امتداد گزارش ژنرال پترائوس اشاره کرد. یکی خروج انگلیسی ها پس از رفتن بلر- متحد اصلی بوش در اشغال عراق - که در پی آن این تحلیل در رسانه های ترکیه به صورت غالب مطرح شد که خانه تکانی در کاخ سفید نیز همانند خانه تکانی در داونینگ استریت با خروج ارتش آمریکا از عراق گره خواهد خورد. حادثه دوم و سوم که به طور تصادفی همزمان و در یک نقطه یعنی کنگره آمریکا اتفاق می افتد و هر ۲ به طور مستقیم منافع حیاتی ترکیه را به چالش می کشاند. این ۲ حادثه همان پیش نویس ۲ طرحی است که دست اندرکاران کنگره تحت عنوان تقسیم عراق و سپس به رسمیت شناختن پدیده نسل کشی ارامنه به جریان می اندازند.

اگر اتفاق نخست یعنی خروج انگلیسی ها و گزارش پترائوس به طور غیرمستقیم نگرانی آنکارا را نسبت به آینده عراق دامن زد، ۲ اتفاق اخیر موج تهدید را به عمق امنیت ملی این کشور کشاند. بازتاب هر ۲ حادثه به صورت یک بمب خبری در محافل ورسانه های ترکیه پدیدار شد و علاوه بر ژنرال ها، قاطبه افکار عمومی این کشور را دلواپس حرکت های آمریکایی ها در صحنه عراق کرد.

پاسخ این سؤال رایج که «چگونه روابط آنکارا و واشنگتن به عنوان ۲ متحد دیرین ناتو به این شتاب دستخوش بحران شد؟» در این ۲ حرکت کنگره آمریکا قرار دارد. ۲ لایحه ای که اعضای کنگره تدارک تصویب آن را دیده اند دقیقاً ۲ بخش از قلب سیاست خارجی ترکیه را نشانه رفته است. کاخ سفید که از بار تأثیر ویرانگر این ۲ لایحه بر روابط خویش با آنکارا با خبر بود، بسیار در نفی و سرزنش کنگره تلاش کرد و درچند بیانیه پیاپی کوشید تا دامن خویش را از این ماجرا بیرون کشد لکن این تقلا و تلاش هیچ ثمری نداشت و حرکت های کنگره اثرات خویش را در سطح جامعه و حکومت ترکیه بر جای نهاده بود.

این تأثیرات مخرب در یک کلام خلاصه می شوند که آنکارا از هر جهت نسبت به سیاست خارجی حال و آینده آمریکا در عراق بدگمان شد. البته زمینه های این بدبینی در ۵ سال ایام حضور آمریکا در عراق شکل گرفته بود، اما این ۲ لایحه آنکارا را به منتهی الیه سوء ظن رساند.

دولتمردان ترکیه تا پیش از این اقدامات کنگره به طور معمول از ناحیه دو مسأله نسبت به شریک آمریکایی خویش دلخور بودند، اول ، حمایت های بی شائبه آمریکا از دولتمردان کرد عراق و نیز تلاش ۱۰ ساله کاخ سفید برای خودمختاری کردستان عراق که در نهایت به قدرت گرفتن دولت محلی بارزانی منجر شد، دولتی که آنکارا امروز آن را پشتوانه و پشتیبان اصلی اپوزیسیون خویش می شناسد و مسأله دوم دستیابی چریک های پ ک ک به انبارهای سلاح آمریکا در عراق. با این حال هیچ یک از این ۲ موضوع منجر به تنش های عمیق میان آنکارا و واشنگتن نشده بود.

و فقط با حرکت های اخیر کنگره است که این ۲ مناقشه بالقوه به بحرانی بالفعل تبدیل می شوند و ژنرال های ترکیه به اتفاق دیپلمات های این کشور ، دولت بوش را پای این مؤاخذه جنجالی می کشانند که چرا دست اتحاد پنهان به اپوزیسیون آنکارا داده است. رسانه های ترکیه نیز همه مرزهای مصلحت اندیشی درباره ناتو و آمریکا را کنار می گذارند و هر روز سندی تازه از سلاح های پ ک ک با آرم پنتاگون یا مدارکی از حمایت بی دریغ اروپا از لابی کردهای تجزیه طلب ارائه می کنند.

اکنون هیچ جای تردیدی دراین نیست که لشکرکشی آنکارا به سوی مرزهای شمال عراق پیامی روشن و رسا برای آنکارا دارد، ژنرال ها و سیاستمداران این کشور در این حرکت متحدشان هر ۳ هدف را همزمان پی می گیرند. آنها هم در پی کسب سهم برتر در تقسیم منافع فردای عراق هستند، هم تضمینی برای قطع مراودات جناح های قدرت آمریکا و اروپا با اپوزیسیون شان می جویند و هم این که برای مهار و منزوی ساختن همیشگی اردوگاه پ ک ک خیز برداشته اند.

سیاستمداران ترکیه با این تصور پیش می روند که کسانی که آن دو طرح ویرانگر ـ قتل عام ارامنه و تقسیم عراق ـ را در کنگره علیه منافع سیاسی این کشور تهیه کرده اند چند ماه دیگر بر کرسی ریاست جمهوری آمریکا تکیه خواهند زد.

بنابراین درنگاهی کلان می توان گفت هر ۲ تئوری موجود درباره بحران اخیر که یکی غائله اخیر مرزهای شمال عراق را یک رویداد نظامی و جنگی در شرف وقوع و دیگری آن را سناریویی از یک بازی سیاسی می پندارد بر خلاف ظاهر دوگانه اش چندان در تقابل نیستند. این بحران شاید از نادر بحران های منطقه خاورمیانه غربی باشد که حالت جنگ و سیاست را توأمان در چهره خویش نهان کرده است. دست کم با معیارهای علم مدیریت بحران، این غائله را می توان یک رویدادی با دو خصیصه «بازی سیاسی در عین کشمکش نظامی » تلقی کرد.

محمد بخشنده