شنبه, ۴ اسفند, ۱۴۰۳ / 22 February, 2025
نقدینگی, نکول بدهی و تنظیم بازار

نقدینگی و نکول بدهی جدایی ناپذیر هستند. مشکلات نقدینگی باعث نکول بدهی میشود و بالعکس. این مقاله نقصان پیشنهادهای کنونی تنظیم نقدینگی و نکول بدهی را مورد بحث قرار میدهد. بر این اساس تنظیمکنندگان باید نه فقط نهادهای سیستماتیک، بلکه «بازارهای سیستماتیک» را مورد خطاب قرار دهند و به معیارهای اطلاعاتی ثبات مالی نیاز دارند.
اخیرا نقدینگی و نکول بدهی به عنوان دو مفهوم جدایی پذیر در نظر گرفته شده است. در مقابل، دیدگاه ما این است که این دو مفهوم ذاتا همزاد هستند؛ شما نمیتوانید یکی را بدون دیگری داشته باشید. برای مثال چنانچه هیچ کس بدهی خود را نکول نکرده و بدون ریسک اعتباری باشد، آنگاه IOU همه کاملا در پرداختها قابل قبول خواهد بود. مفهوم ارتقای نقدینگی در چنین شرایطی صحیح نخواهد بود. نیازی به پول و واسطههای مالی نخواهد بود و متاسفانه فرض صفر بودن نکول بدهی در قلب اکثر مدلهای اقتصاد کلانی است که در حال حاضر مورد استفاده قرار میگیرد و این توضیح را میدهد که چرا طی رکود اخیر آنها تا این حد بلا استفاده بودهاند.
نگرانیها در مورد نقدینگی و نکول بدهی متقابلا بر هم اثر میگذارد. عقیده اولیه این بود که شروع بحران مالی در آگوست ۲۰۰۷ تنها یک مشکل نقدینگی است، گرچه دیدگاه کلی در آن زمان همیشه مضحک به نظر میرسید. در مقابل، شوک اقتصادی ناشی از بازار مسکن ایالات متحده و تاثیر آن بر اوراق رهنی، دیدگاه مربوط به احتمال بیشتر نکول بدهی در بین دامنه گستردهتری از بانکها و کانالهای مرتبط با آنها را به وجود آورد. در عوض این نگرانی در مورد ریسک بالای نکول بدهی باعث کاهش نقدینگی بازار و بنابراین کاهش قیمت داراییها شد. اما کاهش در قیمت داراییها موجب تشدید نگرانیها در مورد قدرت پرداخت بانکها و سایر موسسات مالی شد و در پی آن این موضوع نقدینگی را در دامنهای از بازارهای دارایی کاهش داد، که همراه با نوسانات تقویتکننده مختلف کل نظام مالی را به زانو درآورد. فقدان نقدینگی، بازارهای مالی اصلی را تضعیف کرده و از خطرات بالقوه ناشی از شوکهای اقتصادی برونزا دور میسازد. سپس نکول بدهی شروع به انباشته شدن کرده و اثر انباشتی باعث کاهشهای بعدی در نقدینگی میشود و نهایتا باعث میشود که موسسات مالی، شرکتها و سایر موسسات غیرمالی در برآورده ساختن تعهدات قرارداد خود ناموفق باشند.
● واکنشهای دولت
یک واکنش مقامات در سرتاسر دنیا پیشنهاد یک بخش جدید و مجزا به منظور اعمال تنظیم شدیدتر بر موسسات مالی سیستماتیک بوده است. در حالی که ما در کل با این موافق هستیم، اما به دو مشکل نیز اشاره میکنیم. اول اینکه مرز بین موسسهای که سیستماتیک است با موسسهای که سیستماتیک نیست، ثابت نبوده، بلکه به شرایط اقتصادی در آن زمان بستگی دارد و متغیر خواهد بود.
نورثرن راک در سال ۲۰۰۷ سیستماتیک بود، اما در سال ۲۰۰۵ این گونه نبود. این عقیده که مجموعه داده شدهای از موسسات سیستماتیک وجود دارد که میتوان به وضوح شناسایی کرد و به طور متفاوت با آنها رفتار نمود، تنها یک تفکر آرمانی است. یکی از روشهای کلیدی در تنظیم سیستماتیک، تلاش در مشاهده چگونگی تغییر مداوم مرز بین موسسات سیستماتیکتر و موسسات کمتر سیستماتیک است. دوم اینکه پیشنهاد کنونی این است که موسسات مالی بزرگتر و سیستماتیکتر باید با تنظیم سختتری روبهرو باشند. این، شاید از طریق آربیتراژ تنظیمی باعث تغییر در رقابتپذیری بین آنهایی که به عنوان سیستماتیک و آنهایی که به عنوان کمتر سیستماتیک تعریف میشوند، شود.
تنها تنظیم بانکها و عدم تنظیم سایر شرکتکنندگان در یک بازار سرمایه کلیدی، این احتمال که تجارت و ریسک تمایل خواهند داشت تا در طول زمان به سمت موسسات با تنظیم کمتر حرکت کنند را نادیده میگیرد. بازار درون بانکی یا بازار مشتقات خارجی با ابزارهای مالی محرمانه آنان را در نظر بگیرید. چنانچه تنها بانکهای بزرگ تنظیم شوند، اگر عکس آن اتفاق نیفتد، هدف هر کدام از مداخلات تنظیمی میتواند خنثی شود. در مسیر مسابقه قوانین بازی برای همه اتومبیلها اجرا میشود، نه فقط برای اتومبیلهای ساخت تولیدکنندگان خوب اتومبیل.
معماران آتی تنظیم باید بدانند که بازارهایی وجود دارند که «شکست آنها بسیار اهمیت دارد» و تنها «شکست بانکها بسیار بزرگ نیست». لذا تنظیم علاوه بر «موسسات سیستماتیک» باید بر «بازارهای سیستماتیک» نیز تمرکز نماید. به خصوص اینکه رابطه نزدیک بین دارایی و اعتبار بانکی بدین معنی است که کنترلهای مالی بازار رهنی باید یک ابزار مهم در سیستم کلی تنظیم باشد. بازار رهنی در بحران اخیر به عنوان کاتالیست عمل کرد و هنوز هم بخش قابلتوجهی از شرکتکنندگان مالی آن در ایالات متحده واقعا تنظیم نشده است.
● نیاز به اطلاعات به موقع
توانایی تعدیل مناسب سیاست پولی در شرایط اقتصادی نیاز بهاندازه گیری متغیرهای کلیدی اقتصاد همچون تورم و رشد اقتصادی دارد. تصور کنید که در صورت عدم وجود تعریف کمی از فشار تورمی تنظیم محسوس نرخ بهره چقدر مشکل خواهد شد. به طور مشابه چنانچه مقامات بخواهند قادر به حفظ ثبات مالی باشند، باید برخی معیارهای معادل شکنندگی مالی توسعه یابد. چنین معیارهایی میتوانند به عنوان مقیاسی جهت ارزیابی موفقیت سیاست تنظیم یا حتی پاسخ گو ساختن مقامات بانک مرکزی و تنظیمکنندگان به دولت مورد استفاده قرار گیرند. چنین معیاری باید آنقدر ساده باشد که به راحتی قابل فهم باشد.
ما و سایرین به دنبال چنین معیارهایی هستیم که فورا باید انجام گیرد. شاید باید یک مرکز تحقیقاتی برای توسعه چنین معیاری و مطالعه گستردهتر ثبات مالی سیستماتیک در پرتو بانک پرداختهای بینالمللی در کمیته بال ایجاد گردد.
چارلز گود هارت، دیمیتری تسوموکوس
مترجم: حسین توکلیان
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست