جمعه, ۱ تیر, ۱۴۰۳ / 21 June, 2024
مجله ویستا

دوبله خیلی سخت تر از بازیگری است


دوبله خیلی سخت تر از بازیگری است

گفتگو با ناصر طهماسب به بهانه بازی در سریال«مرگ تدریجی یک رویا»

حضورش در تلویزیون، آن هم در نقشی مرموز که کمتر حضوری فیزیکی دارد، برای همه بینندگانی که سالهاست با صدای او بر تصاویر بازیگرانی چون گری کوپر، جک نیکلسون و... زندگی کرده اند، غیر منتظره بود. ناصر طهماسب دوبلوری است که خیلی زود توانست با صدای آشنایش در سریال «مرگ تدریجی یک رویا» ، با بیننده ارتباط برقرار کند. به بهانه حضورش در این سریال با او گفتگویی انجام داده ایم.

▪ آقای طهماسب؛ به عنوان اولین سؤال بگویید، اینکه می گویند فلان دوبلور یا گوینده «مولف» است یعنی چه؟

ـ ما چند گوینده داریم که «گوینده مولف» هستند. در واقع آنها با صدایشان، نقش ها را تالیف می کنند. در دوبله متنی را در اختیار داریم که باید خوانده شود که آن متن و شیوه بیانش، خوراک صحنه را فراهم می کند. من گوینده باید متن را بخوانم و نمی توانم آن را دستکاری کنم، اما نکات ریزی در بیان کلمات وجود دارد که ویژگی های آن شخصیت را نشان می دهد. دوبلور یا گوینده متن باید بتواند آن گونه دیالوگهای یک شخصیت را بیان کند که هر مخاطبی را تحت تاثیر قرار دهد.

مثلا درباره آثار زنده یاد علی حاتمی که با دوبله تالیف می شدند، مثلا فیلم «مادر» را به یاد بیاورید و نقش و شخصیت «محمد ابراهیم» (با نقش آفرینی به یادماندنی محمدعلی کشاورز) را. این شخصیت در استودیو و هنگام دوبله، دوباره تالیف شد !یعنی دوباره این شخصیت را از نو ساختیم.

▪ شما تاکنون به جای شخصیتهای بسیاری صحبت کرده اید، ولی به نظرمی آید اوج کارتان، صحبت کردن به جای شخصیت «مک مورفی» با بازی «جک نیکلسون» در فیلم «دیوانه ای از قفس پرید» است. فکر می کنم لزومی ندارد که من دیالوگی از این فیلم را بگویم!

ـ نه؛ شاید بشود حدس زد کدام دیالوگ را می خواهید بگویید !بارها از این دیالوگ «رئیس توپ رو بنداز، رئیس توپ رو بنداز» یاد شده است !اما در مورد «کری گرانت» باید بگویم که این هنرپیشه ها، ویژگی خاصی داشتند به نام «نجابت». یعنی شما هیچ مطلب حاشیه ای را نمی توانید به آنان بچسبانید. من به جای گری کوپر در فیلمهای «وراکروز»، «ماجرای نیمروز» و «گلوله آتش» حرف زده ام. اگر دقت کنید می بینید که کوپر چقدر از لحاظ شخصیتی، تمیز و پاکیزه است. نجابت دارد. یا وقتی «گریگوری پک» را در فیلمی می بینید، ناخودآگاه متوجه وقارش می شوید. اگر او غذا می خورد، شمای بیننده لذت می برید !رفتار سنجیده و مردانه ای دارد. در بزرگان سینمای کمدی کلاسیک هم این نجابت وجود دارد. کسانی مانند چارلی چاپلین، هارولد لوید و... اینها شرارت ندارند، اما کسی مثل «جک نیکلسون» مهار ندارد. حضورش در همه جای صحنه پررنگ است. شما او را همه جا می بینید.

▪ منظورتان کدام فیلم نیکلسون است؟

ـ مثلا همین فیلم آخر اسکورسیز ی یعنی «رفتگان». شما به خوبی شرارت را در چهره، صدا و بازی نیکلسون می بینید. من از بازی نیکلسون انرژی می گرفتم.

▪ آقای طهماسب، اگر اجازه بدهید سری هم به بازی شما در سریال «مرگ تدریجی یک رویا» بزنیم. چطور شد که به جمع بازیگران این سریال پیوستید؟

ـ من سالهاست که جیرانی را می شناسم و فکر می کنم که کارش از بقیه بهتر است. یک روز با من تماس گرفت و گفت که برای نقشی (که بعدا گفت شخصیت «آریان» است) به دنبال کسی است که به لحاظ فیزیک و صدا با مشخصه هایی که او مد نظرش بود، مطابقت داشته باشد و به نظر او، من بهترین پیشنهاد بودم. بنابراین فیلمنامه ای را که آن زمان اینقدر کامل نبود را برای مطالعه به من داد. من نقش را خواندم واز آن خوشم آمد و... .این سریال برای من فقط یک تجربه بود.

▪ تجزیه وتحلیل خودتان از این نقش چیست؟

ـ تحلیل خاصی نداشتم !آریان چندان شخصیت دور از ذهنی نیست. او بیشتر با صدا و تلفن است که با «مارال» مرتبط است و از همان اول هم قرار نبود بازی خاصی ارائه شود. قرار بود بیشتر صدایم در سریال حضور داشته باشد تا فیزیکم، و این برای من کار سختی نبود.

▪ آقای جیرانی از اول نگفتند که آریان چطور آدمی است؟ مثبت است یا منفی؟

ـ من به نقش آن طور نگاه نکرده و نمی کنم. نقشها تا قبل از اجرا، فقط کلمه اند. مهم این است که نقش خوب بازی شود و مثبت و منفی بودنش چندان فرقی نمی کند. به نظرمن، آریان اصلا آدم بدی نیست.

‌▪ عده ای معتقدند که این سریال تا حدودی از زندگی روزمره ما فاصله دارد. اینکه یک نویسنده چطور ممکن است به این زودی تحت تاثیر دیگران و شرایط قرار بگیرد؟

ـ من موافق این موضوع نیستم. بوده اند نویسندگانی که زندگی شان را فدای رسیدن به هدفشان کرده اند. مثلا میلان کوندرا. بعید می دانم «مرگ تدریجی یک رویا» چندان از واقعیت دور باشد!

▪ فکر می کنم این سریال، دومین تجربه تلویزیونی شماست ...

ـ بله، من قبلا هم در سریالی به نام «راه دوم» بازی کرده ام.

▪ بعضی از دوبلورها با بازی کردن مقابل دوربین مخالفند، چون فکر می کنند شاید صدایشان لو برود. شما چطور؟

ـ من مخالف بازی یک دوبلور در جلو دوربین نیستم. اگر کسی فیزیکش مثل صدایش، قابلیت حضور در تصویر را دارد، چرا جلو دوربین قرار نگیرد؟ !دوبلورها آنقدر به جای شخصیتهای مختلف صحبت کرده اند که خیلی زود می توانند خودشان را با آنچه می بینند و می شنوند وفق بدهند.

▪ بین مقوله بازیگری و دوبله هم می شود رابطه ای یافت؟

ـ هر دو یکی است !هر چه نقش بهتر باشد، بهتر می شود آن را بازی کرد یا به جایش حرف زد. نمی شود نیکلسون،پاچینو را بد دوبله کرد. دوبله که پایین تر از بازی نیست، خیلی سخت تر از بازیگری است.

▪ و می شود به تازه وارد های دوبله امیدوار بود؟

ـ بله، این کار، یک کار دلی است و باید آن را دوست داشت. اکنون هستند کسانی که وارد این عرصه شده اند و تواناییهای خودشان را هم به خوبی نشان داده اند.

▪ و فکر می کنید آنها جانشینان خوبی برای کسانی چون شما باشند؟

ـ بله، چرا که نه !شغل ساده ای نیست، ولی باید کار کنند و آن را دوست داشته باشند.

تکتم بهاردوست