دوشنبه, ۲۸ خرداد, ۱۴۰۳ / 17 June, 2024
مجله ویستا

انسان بی مأوا


انسان بی مأوا

وقتی زندگی خصوصی یک کالای اقتصادی می شود

در یک نظام اقتصادی پیچیده لیبرالی با بازار آزاد، حساس و ملتهب که نظام عرضه و تقاضای صرف بر آن حاکم است و پول خود کنترل‌کننده خود است، رقابت تنگاتنگ ـ به همراه تلاش برای سلیقه‌سازی ـ برای جذب مخاطب بیشتر، حرف اول را می‌زند. در چنین شرایطی اقتصاد همه چیز می‌شود و همه چیز اقتصادی‌است، حتی زندگی خصوصی!

به همین سبب است که زندگی خصوصی هم تبدیل به یک پدیده برای مصرف اقتصادی می‌شود. اقتصاد پا به عرصه درونی و خصوصی می‌گذارد، لذا فاصله بین شغل و زندگی خصوصی آن طور که باور عمومی با آن توافق دارد، از بین می‌رود. در نظام‌های بزرگ سرمایه‌داری مثل آمریکا، به طور ناخودآگاه نگرش اقتصادی به معنای سود بیشتر هدف غایی است. به همین سبب، انسان در‌چنین جوامعی موجودی اقتصادی معنا می‌شود. نظم و خط‌کشی‌های درون و بیرون در چنین نظامی تقریبا بی‌معناست.

قاعده‌ها و نظام را هم سرمایه و انباشت آن تعیین می‌کند. این برهم‌ریزی فضای درونی و بیرونی، علاوه‌بر تبدیل هنر به یک کالای مصرفی، زندگی هنرمند را هم تبدیل به یک کالا می‌کند.

زندگی هنرمندان هالیوود خود یک ظرفیت پولساز است که می‌تواند در عکس‌های خصوصی، خلقیات درونی ـ هرچند خلاف واقع ـ اطلاعات پراکنده از گذشته و حال به وسیله رسانه‌های زرد، پول بسازد. همین ورود وحشیانه فضای عمومی به فضای خصوصی، مفهوم امن خانواده و عواطف ناشی از آن را متزلزل می‌کند. دیگر هنرمند مأوایی برای یافتن آرامش و درک خلوت ندارد و حتی عشق و همسر را فارغ از نمایش عمومی و قضاوت دیگران تجربه نمی‌کند.

این نبود امنیت، نوعی ناماندگاری و موقتی بودن را به زندگی می‌بخشد، چراکه دوام حاصل امنیت و آرامش است و در یک فضای آلوده به نگاه همگان که از طریق معیارهای سود و سرمایه، هم سنجیده و هم محدود می‌شود، امری به نام افق بلند دست‌یافتنی نیست. ارزش‌های فردی و خصوصی اتفاقا در چنین فضایی که ادعای فردگرایی دارد توان حیات و بودن ندارد.

کمترین آسیب چنین فضایی، متلاشی شدن زندگی خصوصی و خانوادگی است. مرگ‌های زودرس، خودکشی، آسیب‌های روانی و اعتیاد شدید و... بخش‌های بحرانی­تر نبود خلوت و زندگی خصوصی امن است.

انسانی که موفقیت را در چنین فضایی به دست می‌آورد، پولساز است و مشهور، اما تنهاست؛ از آن روی که مدام خود را با معیارهای عمومی تطبیق می‌دهد. پس هم خلوت و ساحت خصوصی ندارد و هم تنهاست. جنون یافتن امری انتزاعی و متناقض به نام موفقیت در چنین فضایی اجازه ارتباط شخصی با دیگری و لذا دفع تنهایی به واسطه حضور بادوام یک همسر را برایش پدید نمی‌آورد.

به سبب همین فضای جمعی ملتهب با هجوم بی‌رحم سودخواهی و سرمایه‌داری زندگی خانوادگی ستاره‌های هالیوود فاقد دوام و بقاست، لذا با وجود درک بلندمدت از موفقیت اقتصادی و تلاش برای بقای شهرت (که در اکثر موارد سرابی بیش نیست؛ به فیلم سانست بولوار ساخته بیلی وایلدر نگاه کنید) در ساحت درونی و فردی بشدت کوتاه‌مدت، بی‌افق و متزلزل است. در این شرایط، زندگی خانوادگی و دوام روابط انسانی دست‌یافتنی نیست.

علیرضا نراقی