پنجشنبه, ۲۴ خرداد, ۱۴۰۳ / 13 June, 2024
مجله ویستا

پنچری چرخ کمدی


پنچری چرخ کمدی

کمدی تلویزیونی از آیتم و جنگ مناسبتی نوروزی به مجموعه های روتین یا هفتگی رسیده و در این میان کمدی فقط محصور در مناسبت نوروز نبوده است بلکه با گذشت زمان حتی در قالب مجموعه های رمضانی نیز جایگاه ویژه ای را برای خود پیدا کرده است, اما آنچه سبب می شود تا امروز از پنچری چرخ کمدی یاد کنیم افت محسوس مولفه های جذابیت بخش و اسیر شدن محتوای کمیک در بند کلیشه هاست

کمدی تلویزیونی از ابتدا تا کنون تحولات متعددی را در ساختار و محتوا تجربه کرده است. به واقع از مجموعه های آیتمی چون "ساعت خوش"، "پرواز ۵۷" ، "نوروز ۷۲ " و "سال خوش"، تا به امروز که سنت کمدی های روتین جای خود را در مناسبات تولیدی باز کرده است تغییر رویه و نگرش مدیران سیما به کمدی کاملا محسوس بوده است.

از این وجه مشاهده شده که کمدی تلویزیونی از آیتم و جنگ مناسبتی نوروزی به مجموعه های روتین یا هفتگی رسیده و در این میان کمدی فقط محصور در مناسبت نوروز نبوده است بلکه با گذشت زمان حتی در قالب مجموعه های رمضانی نیز جایگاه ویژه ای را برای خود پیدا کرده است، اما آنچه سبب می شود تا امروز از پنچری چرخ کمدی یاد کنیم افت محسوس مولفه های جذابیت بخش و اسیر شدن محتوای کمیک در بند کلیشه هاست.

در حقیقت آنچه "ساعت خوش"، "سال خوش"، "نوروز۷۲"، "پرواز ۵۷" و "قطار ابدی" را همچنان به عنوان نمونه های ناب و برجسته کمدی آیتمی جلوه گر ساخته خلاقیت ساختاری سازندگان در بهره گیری از قاعده های آزمون پس داده قبلی و به نوعی روزآمد کردن کلیشه های گذشته است.

از این زاویه عنصر خلاقیت ، مهارت و جسارت به عنوان عوامل توفیق یک مجموعه کمدی، اگر با نگاهی روزآمد همراه نشود و تنها به یک خلاقیت نیم بند و سطحی بسنده شود ، حاصل کار بهتر از مجموعه هایی چون "خنده بازار"، "زندگی به شرط خنده"، "بانکی ها"، "خوش نشین ها"، "چارخونه"، "پلاک ۱۴"، "راه در رو"، "دارا و ندار"، "باغچه مینو"، "بچه ها نگاه می کنند" و "چهار چرخ" نخواهد شد؛

مجموعه هایی که به آنها اشاره رفت اگرچه تلاش داشتند تا لحظات خوشی را برای مخاطب بیافرینند اما درست در آن نقطه ای دچار ضربه شدند که شاید در ابتدای مسیر تولید از آن به عنوان یک شاخصه محوری در جذب مخاطب ارزیابی می شد و این مساله که می توان از آن تحت عنوان نونمایی بر بستر کلیشه ها یاد کرد چنان ساختار این آثار را از جذابیت دور ساخت که امروز با اپیدمی کمدی های گریه آور روبرو شده ایم.

کاربرد واژگانی کمدی گریه آور در یک نگره نمادین به فروکاهش و نزول محتوایی آثار از بازی های حرفه ای و سناریوی شخصیت محور تا افت روال کارگردانی و دیگر اجزای متشکله فنی را در برگرفته و امروز کمتر اثر کمیکی از توانایی نشاندن خنده بر لب مخاطبان بهره مند است. به راستی علت این امر چیست؟ آیا صدا و سیما بسته تر و با نگاهی محدودگرانه به بازتابش مفاهیم درونی و برونی جامعه نظر دارد یا گره خلاقیت کور شده است؟ از وجه دیگر آیا نبود مدیری و عطاران بر کمدی تلویزیونی ضربه وارد کرده است یا سناریوهای خوبی نگاشته نمی شود؟ در نگاه دیگر آیا بازی ها قدرت سابق را ندارد یا کارگردانان با قاعده های تولید کمدی در قاب تلویزیون آشنایی ندارند؟ پاسخ به هریک از این سوالات می تواند گره کور کنونی را بگشاید.

در پاسخ به سوالات مطروحه باید گفت نگاه مدیران کنونی سیما تفاوتی با قبل نکرده است، چرا که "شب های برره"، "پاورچین"، "ترش و شیرین"، "خانه به دوش"، "متهم گریخت"، "دوگانه مرد هزار چهره"، "بزنگاه" و "پایتخت" حاصل مدیریتی همین گروه است و اگر بحث محدودیتی در کار بود هیچیک از این آثار فرصت پخش را نمی یافتند چرا که در بطن مفاهیم و بستر تصاویر هریک از این مجموعه ها بازی هنرمندانه با خطوط قرمز و یا حتی رد کردن این خطوط کاملا قابل لمس بود اما نکته ای که هرکدام از این مجموعه ها را به تجربه ای دلپذیر و برجسته بدل کرده است چفت شدن تمام عوامل توفیق یک اثر در یک زنجیره به هم پیوسته از خلاقیت و جسارت فنی و هنری است .

البته ممکن است مساله کمبود خلاقیت در متن تصویری مجموعه های کمیک برآیند و تابعی از تغییر نگاه مدیران به سازندگان کمدی باشد که به مرور از طریق جایگزینی مجید صالحی، سعید آقاخانی، مسعود ده نمکی و جواد مزدآبادی به جای مهران مدیری و رضا عطاران تلاش بوده تا یک تنوع رویکرد در روال کمدی سازی ایجاد شود و البته این سیاست چندان جواب نداده و تم کمدی ایدئولوژیک، کمدی هجو، کمدی لفظ، کمدی بداهه، کمدی بلاهت و کمدی تعقیب و گریز چندان نتوانسته جایگزین خوبی برای کمدی رئالیستی و جزئیات پرداز رضا عطاران و کمدی فانتزی و سمبلیستی مهران مدیری باشد.

در وجه دیگر کارگردانانی که رسانه ملی از آنها به عنوان آلترناتیو (جایگزین) مدیری و عطاران بهره گرفته، اگرچه در برخی از موارد یارغار و همراه همیشگی این دو بوده اند اما آن نگاه خلاقانه و بداعت معمارگونه مدیری و عطاران در بازی با عنصر محیط و خطوط رسمی در آثار افرادی چون مجید صالحی و سعید آقاخانی قابل رهگیری نیست و همین مساله به افت محسوس کمدی در سه سال گذشته منجر شده است.

در آخر باید این مساله را بیان کرد که نبود مدیری و عطاران بی شک تاثیر به سزایی در افت کیفی کمدی تلویزیونی داشته و جایگزین ها ی انتخابی رسانه ملی نیز نتوانسته اند اثری همگام با زبان بصری مخاطب را به وی عرضه کنند و امروز چرخ کمدی واقعا پنچر شده است و سطح این پنچری در آن حد است که با یک پنچرگیری ساده نیز کارها به روال موفق باز نمی گردد و نیاز اساسی در تعویض چرخ و بازتعریف روال تولید کمدی محسوس است.

نیما بهدادی مهر

منبع: مردم سالاری