شنبه, ۲۶ خرداد, ۱۴۰۳ / 15 June, 2024
مجله ویستا

جنس جور , جنس ناجور


جنس جور , جنس ناجور

اولین سوالی که در ذهن اطرافیان یک نوزاد شکل می گیرد این است که «پسر است یا دختر » و پاسخی که به این سوال داده می شود دو دنیای کاملاً متفاوت از آن کودک را در ذهن اطرافیان ترسیم می کند

اولین سوالی که در ذهن اطرافیان یک نوزاد شکل می گیرد این است که «پسر است یا دختر؟» و پاسخی که به این سوال داده می شود دو دنیای کاملاً متفاوت از آن کودک را در ذهن اطرافیان ترسیم می کند.

اولین سوالی که در ذهن اطرافیان یک نوزاد شکل می گیرد این است که «پسر است یا دختر؟» و پاسخی که به این سوال داده می شود دو دنیای کاملاً متفاوت از آن کودک را در ذهن اطرافیان ترسیم می کند. متأسفانه تصور ما از جنسیت به جای آنکه مبتنی بر واقعیت زیستی , روانشناختی و اجتماعی آن باشد بیشتر مبتنی بر عرف جامعه است, و همانطور که می دانیم عرف جامعه همیشه منطبق با واقعیات نیست. برای مثال ۲۰۰ سال پیش در کشور ما برای بسیاری از مردم تصور اینکه یک زن بتواند نماینده ی مجلس شود مثل این بود که ۲ به علاوه ۲ بشود ۵ . امروزه هم برای ما بسیار دشوار است که تصور کنیم یک مرد بتواند در یک مهد کودک مسئول تعویض پوشک بچه ها باشد. نگاه عرفی نسبت به مسئله جنسیت آنچنان ما را از واقعیت دور کرده است که هنگام برخورد با جنس مخالف و ازدواج, دست پاچه می شویم و غیر منطقی رفتار می کنیم . نگرش عرفی ما نسبت به جنسیت به گونه ای است که بسیاری از ما احساس می کنیم که یک پسر , حتی در رحم مادر نیز دوست دارد کت و uv,شلوار بپوشد و هرگز نمی تواند پیراهنی ظریف و گلدوزی شده بپوشد. برای اینکه بتوانیم به عنوان یک زن با یک مرد زندگی بهتری داشته باشیم باید درک درستی از هویت جنسی خود و فرآیند رشد و شکل گیری آن داشته باشیم. در این قسمت سعی داریم به نقش یابس جنسی و نحوه ی شکل گیری آن بپردازیم. البته لازم به ذکر است که ویژگی های زنانه و مردانه ای که به آنها اشاره خواهد شد در اکثریت زنان و مردان وجود دارد نه در همه ی آنها.

● نقش یابی جنسی

کودکان در حدود ۲ سالگی, نامیدن جنس خودشان و دیگران را آغاز می کنند و از آن به بعد به صورت ابتدایی خود را متعلق به یکی از دو گروه دختر ها یا پسر ها می دانندو سعی می کنند متناسب با گروهی که به آن تعلق دارند رفتار کنند. در سال های پیش دبستانی , عقاید قالبی کودکان در مورد جنسیت شان را به حدی نیرومند می شود که رفتارهای متناسب با جنسشان را به صورت قوانین کلی در نظر می گیرند. برای مثال در یکی از مهد کودک ها اغلب کودکان هنگام بازی آزاد می گفتند که دختر ها ماشین آتش نشانی را نمی رانند و نمی توانند افسر پلیس شوند و پسرها از نوزادان مراقبت نمی کنند. این عقاید یک طرفه , محصول مشترک آموزش های تکراری اطرافیان و رشد فکری پایین کودکان می باشد.

اغلب کودکان پیش دبستانی هنوز به اهمیت آلت تناسلی در تعیین جنسیت پی نبرده اند و هنوز فکر می کنند فعالیت ها, اسباب بازی ها, مشاغل, آرایش مو و لباس است که تعیین می کند که آیا یک نفر مرد است یا زن . البته ما بزرگسالان نیز گاهی مانند کودکان پیش دبستانی فکر می کنیم.

● تأثیر عوامل زیستی بر نقش یابی جنسی

بعضی از دانشمندان معتقدند که تفاوتهای هورمونی بین مردان و زنان, برای نقش یابی جنسی پیامد های مهمی دارد. در آغاز هورمون ها بر سبک های بازی تأثیر می گذارند و موجب حرکات خشن و پر سر و صدا در بین پسرها و اعمال آرام و لطیف در میان دختر می شوند. بعداً , زمانی که کودکان تعامل با همسالان را آغاز می کنند, هم بازی های همجنسی را ترجیح می دهند که تمایلات و رفتارهای آنها همانند خودشان باشد. دختر ها در سال های پیش دبستانی به طور روز افزونی دختر های دیگر را جستجو می کنند و دوست دارند دو نفری بازی کنند, زیرا که هر دو فعالیتهای آرام را ترجیح می دهند و پسرها گروه بازی بزرگتر با سایر پسرها را ترجیح می دهند که دوست دارند مثل آنها بدموند , بالا بروند, کشتی بگیرند و مشت زنی کنند. کودکان در ۴ سالگی سه برابر بیشتر از همبازی های جنس مخالف با همبازی های جنس موافق به سر می برند. در ۶ سالگی , این نسبت ۱۱ به ۱ است.

● تاًثیر خانواده بر نقش یابی جنسی

والدین خیلی از رفتار های جنسیتی را به صورت فعال تقویت می کنند. برای مثال , زمانی که پسر آنها ماشین بازی می کند یا سعی می کند اسباب بازی های بچه های دیگر را بگیرد, واکنش مثبت نشان می دهند. در مقابل فعالیت های بازی دختران خود را هدایت می کنند, به آنها یاری می دهند و مشارکت در کارهای خانه را ترغیب می کنند. علاوه بر این والدین با دختر ها و پسرهای پیش دبستانی به صورت متفاوتی گفت و گو می کنند.

سایر اعضای خانواده نیز در نقش یابی جنسی نقش دارند. برای مثال کودکان پیش دبستانیکه خواهر و برادر های جنس مخالف دارند از فرصت های بیشتری برای مشارکت در بازی «با جنس مخالف» برخوردتر هستند.

در هر صورت , از بین دو جنس , نقش یابی جنسی پسر ها , آشکارتر است. یک دلیل آن این است که والدین - مخصوصاً پدرها- بازی با جنس مخالف را در پسر های خود کمتر از دخترشان تحمل می کنند. اگر پسر آنها مثل یک سوسول رفتار کند بیشتر نگران می شوند تا دخترشان مانند یک آتشپاره.

● تاًثیر همسالان بر نقش یابی جنسی

در ۳ سالگی , کودکان هم جنس با تحسین کردن کودک همسنی که رفتار «متناسب با جنسیت» دارد و تقلید کردن از او یا پیوستن به او , یکدیگر را برای بازی مخصوص جنسیت شان, به صورت مثبت تقویت می کنند. در مقابل , وقتی که کودکان پیش دبستانی به فعالیت های «نا متناسب با جنسیت» می پردازند , مثل زمانی که پسرها با عروسک بازی می کنند یا دختر ها با ابزارهای تجاری , از جانب همسالان مورد انتقاد قرار می گیرند.پسرها مخصوصاً نمی توانند بازی با جنس مخالف را در بین همسالان خود تحمل کنند. پسری که بارها مرز جنسیت را قطع کند, حتی زمانی که به فعالیت های «مردانه» مشغول باشد!, توسط سایر پسرها طرد می شود.

کودکان در گروه های هم سالی که از نظر جنسیت جداسازی شده اند, شیوه های نفوذ اجتماعی متفاوتی را پرورش می دهند. پسر ها برای برخورد با همسالانشان, اغلب به امر و نهی, تهدید و فشار بدنی متوسل می شوند. در حالی که دختر ها بر درخواست مودبانه, قانع سازی و رضایت تأکید می ورزند. این راهبردها در مورد سایر دختر ها موثر واقع می شوند نه در مورد پسر ها که به راهبردهای ملایم و با وقار دختر ها چندان توجهی نمی کنند. در نتیجه یکی از دلایلی که دخترها از تعامل با پسرها خودداری می کنند این است که ارتباط داشتن با شریک اجتماعی بی اعتنا را خیلی رضایت بخش نمی دانند.

● تأثیر تلویزیون بر نقش یابی جنسی

زنان در برنامه های تلویزیونی کمتر از مردان ظاهر می شوند و فقط یک چهارم تا یک سوم زنان نقش ها را بر عهده دارند. این روز ها,زنان را بیشتر به صورتی نشان می دهند که در مشاغل گوناگون درگیر هستند. اما در مجموع , باز هم آنها به صورت جوان , جذاب, عاطفی و قربانی شده و در موقعیت های رمانتیک و خانوادگی به تصویر می کشند. در مقابل مردان به صورت مسلط و قدرتمند نمایش می دهند. کلیشه سازی جنسیت, مخصوصاً در برنامه های تفریحی برای کودکان , چشمگیر است. برای مثال , شخصیت های مرد در فیلم های کارتونی معمولاً مسئله گشا هستند, در حالیکه شخصیت های زن دنباله رو های خوشگل و معصوم هستند.

● هویت جنسی و نحوه ی شکل گیری آن

اغلب ما خود را به صورت فردی تصور می کنیم که دارای ویژگی های مردانه و یا زنانه است.این تصور همان هویت جنسی است. کودک یا بزرگسالی که هویت «مردانه» دارد, در ویژگی هایی مانند خودبسندگی, جاه طلبی و نیرومندی, که به صورت سنتی مردانه در نظر گرفته می شوند نمرات بالایی می گیرد و در ویژگی هایی مانند با عاطفه بودن , صدای لطیف و گشاده رویی, که به صورت سنتی زنانه در نظر گرفته می شوند نمرات کمتری می گیرد. کسی که هویت «زنانه» دارد, درست بر عکسمورد فوق است. گرچه اغلب افراد خود را در قالب نقش جنسی در نظر می گیرند, اقلیت هایی هم وجود دارند (مخصوصاً در بین زنان) که از نوعی هویت جنسی به نام دو جنسیتی برخوردار هستند. آنها هم در ویژگی های مردانه و هم زنانه, نمرات بالایی کسب می کنند.

هوین جنسی می تواند سازگاری و سلامت روانی افراد را پیش بینی کند. کودکان و بزرگسالان دارای هویت زنانه اغلب خود را دست کم می گیرند, شاید به این علت که خیلی صفات زنانه در جامعه ما چندان ارزشمند محسوب نمی شوند. افراد دوجنسیتی از لحاظ رفتاری سازش پذیر هستند. برای مثتا , بسته به شرایط می توانند استقلال مردانه یا عطوفت زنانه از خود نشان دهند.

اما کودکان چگونه هویت جنسی را پرورش می دهند؟ از سه منظر متفاوت می توان به این سوال پاسخ داد . اولاً می توان چنین فرض کرد که کودکان نقش جنسی خود را از والدین و سایر اطرافیان یاد می گیرند. از این نظر هویت جنسی از همان لحظه ی تولد شروع به جوانه زدن می کنند و اطرافیان نیز با توجه به قالب های فکری و فرهنگی خود آن را در کودکان خود پرورش می دهند. دوماً می توان چنین فرض کرد که کودکان همانطور که رفته رفته از لحاظ فکری رشد می کنند و حرف زدن را یاد می گیرند درک روشنتری از جنسیت خود به دست می آورند. برای مثال کودکان در دوران پیش دبستانی به دلیل رشد فکری لازم , می توانند به این نتیجه برسند که جنسیت شان ثابت است. یعنی حتی اگر لباس , آرایش مو, و بازی هایشان تغییر کند تأثیری بر جنسیتشان ندارد. شما نیز می توانید برای اینکه بدانید فرزندتان به ثبات جنسی رسیده است یا نه, از آنها بپرسید که (اگر دختر است) آیا می تواند در آینده پسر شود؟ (آیا پسر است) آیا می تواند در آینده مادر شود؟ اگر پاسخ او مثبت باشد به احتمال زیاد هنوز به ثبات جنسی نرسیده است. این فرضیه این ایراد زا دارد که با قطعیت نمی توانیم بگوییم که عملکرد ضعیف کودکان پیش دبستانی در کالیف ثبات جنسیتی تنها ناشی از عدم رشد فکری است. این عملکرد ضعبف ,l می تواند ناشی از نبود آموزش درباره ی تفاوت اندام های تناسلی مرد و زن باشد. چرا که در خیلی از خانواده ها کودکان پیش دبستانی , اعضلی خانواده ی جنس مخالف را به صورت برهنه نمی بینند. بنابر این آنها در باره ی تفاوت های جنسیتی , اطلاعاتی جز نحوه ی لباس پوشاندن و رفتار کردن هر جنس ندارند.

تحقیقات نشان داده است که کودکان ۳ ساله ای که از تفاوت های تناسلی آگاه هستند, معمولاً ثبات جنسیت , پاسخ درست می دهند. فرض سوم این است که هر دو فرض فوق را تا حدودی درست در نظر بگیریم. در این صورت افراد از همان ابتدای کودکی متناسب با رشد ذهنی خود به رفتار های اطرافیان واکنش نشان می دهند و ترجیحات و رفتارهای کلیشه ای جنسیت را از آنها می آموزند. سپس این آموخته ها مانند عینکی عمل می کند که از آن به دنیای اطراف خود نگاه می کنند و افراد و رفتارها را در دو گروه زنانه و مردان قرار می دهند. برای مثال دختر ۳ ساله ای را تصور کنید که یاد گرفته است عروسک ها مال دختر ها و کامیون ها مال پسر هاست. او ضمناً می داند که دختر است.

این دختر برای اینکه تصمیم بگیرد چگونه رفتار کند این اطلاعات را که همان طرح واره ی جنسی اوست به کار می برد. چون این دختر بر اسا طرحوارهای خود نتیجه می گیرد که «عروسک ها مال من است». وقتی عروسکی را به او می دهند, به آن نزدیک می شود , آنرا کاوش می کند, و اطلاعات بیشتری را درباره ی آن می آموزد. در مقابل, او با دیدن کامیون با استفاده از طرح واره های خود نتیجه می گیرد که «کامیون ها مال من نیستند», بنابر این از این اسباب بازی «»نا متناسب با جنسیت دوری می جوید. این روند تدریجاً باعث می شود که طرحوار ها محکم تر و محکم تر گردند. گاهاً طرح واره های جنسی به قدری محکم و انعطاف ناپذیر می شوند که وقتی با رفتارهای «نا متناسب با جنسیت»برخورد می کنیم سردرگم می شویم و نمی دانیم اطلاعات دریافتی را به خوبی پردازش کنیم. و این می تواند در روابط اجتماعی , به خصوص ارتباط بین دو جنس مخالف مشکل ساز گردد.

برگرفته از : مجله گنجینه پزشکی

نوسینده : ابراعیم عبداللهی