دوشنبه, ۲۴ اردیبهشت, ۱۴۰۳ / 13 May, 2024
مجله ویستا

درهم ریختگی کالبدی فضای شهری - اخلاق شهروندی و حس تعلق مکان



      درهم ریختگی کالبدی فضای شهری - اخلاق  شهروندی و حس تعلق مکان
زکیه دهقانی

حس تعلق به مکان را می توان رابطه ای عاطفی و پر معنا بین شخص و مکان توصیف کرد. پیوندی احساسی که مردم آن مکان را به عنوان قرارگاهی برای بازگشت بدان ارزشمند بدانند. درحقیقت احساس تعلق به مکان شاخصی است که از طریق آن می توان متمایز بودن آن مکان را برای مردم ، نسبت به دیگر مکان ها سنجید. بدیهی است این حس از ترکیب عوامل متعددی چون عوامل محیطی ، عاطفی و اجتماعی و فرهنگی نشات می گیرد. فضاهای شهری از نظر راب کریر فضای خارجی است و تمام انواع فضاهای میان ساختمان ها در شهرها ودیگر مکان ها را در بر می گیرد. معمولا این فضاها به عنوان مکان هایی تعریف می شوند که  دسترسی به آن برای همه اعضای جامعه امکان پذیر است اما فرد در انجام اعمالش آزادی کامل ندارد و هنجارها و قوانین جامعه را درنظر می گیرد. هویت شهرى با مفهوم حس مکان، رابطه ى تنگاتنگى دارد، به طورى که هر دو را مى توان یکى پنداشت . اخلاق شهروندی مجموعه ای از قوانین و عرف های اجتماعی است که به شهروندان کمک می کند بتوانند در شهرها زندگی هماهنگ و بدون تنش چه با یکدیگر و چه با محیط زیست داشته باشند و به توسعه پایداری کمک کنند. با رویکرد اخلاق شهروندی فضاهای شهری بخشی از زندگی شهروند شده و بتدریج با گذشت زمان حس تعلق به مکان شکل گرفته و درنتیجه  فرد می تواند شهر آرام و بدور از تنش های اجتماعی و فضایی را تجربه کند. نتایج این تحقیق که  با رویکرد انسانشناسانه شهری و با روش اسنادی بدست آمده نشان می دهد درکلان شهرهای کنونی ایران به دلیل جابه جایی متعدد شهروندان حس تعلق به مکان که در نهایت باعث هویت شهری در بین آنها می شود  به طور کامل شکل نگرفته لذا  درهم ریختگی فضایی در مکان های مختلف شهر که یکی از نتایج عدم علاقمندی شهروندان به شهرشان می باشد در فضاهای شهری مشاهده می شود.

کلمات کلیدی: حس تعلق به مکان، فضای شهری، هویت شهری، حقوق شهروندی ، اخلاق شهروندی

sense of place – urban space – urban identity – civil rights – obtaining of citizenship

مقدمه و طرح مسأله

امروزه با افزايش جمعيت در شهرها شاهد بروز مشكلات عديده اي هستيم كه از جمله اين مشكلات مي توان به آلودگيهاي متعدد، درهم ریختگی فضایی و کالبدی فضای شهری ، زاغه نشيني و ... اشاره كرد و اگر چاره اي اساسي انديشيده نشود اين مشكلات در زمينه زندگي شهري به صورت مسايلي حاد جلوه گري مي كند. همچنين جمعيت پذيري شهرها به همراه مسايل اجتماعي ـ اقتصادي آنها، شكل كاملاً تازه اي از شهر، شهرنشيني و شهرگرايي بوجود آورده است كه با آنچه در نيمه اول قرن بيستم در شهرها ديده مي شد تفاوت بسياري دارد. در حال حاضر با توجه به اينكه بخش عمده جمعيت كشور در شهرها ساكن هستند لزوم بكارگيري تدابيري موثر از سوي سازمانها و ارگانهايي كه در مديريت شهري نقش تعريف شده اي دارند احساس مي شود. يكي از اين نهادها كه نقشي محوري در جهت بالا بردن كيفيت زندگي در محيط هاي شهري، فراهم نمودن امكانات، ارائه خدمات و ... را ايفا مي كند شهرداري است. شهروندی و اخلاق شهروندی که از مفاهیم جدید می باشند از جمله مسائلی هستند که فضاهای شهری در بوجود آوردن آن نقش مهمی دارند. حس تعلق به مکان که در انسان شناسی شهری حسی است که در نتیجه تعامل اجتماعی و فرهنگی افراد با فضا بوجود می آید ، به دلیل درهم ریختگی متعدد فضاهای شهری که در چند سال اخیرکمرنگ تر شده است. نتیجه آن عدم تعلق شهروندان نسبت به محیط شهری خود میباشد. برنامه ریزان برای تغییر وضعیت و یا حداقل انتظام و تعادل بخشی به وضع موجود، ناگزیر به تامل باریک بینانه و شناخت عمیق مناسبات پشت پرده و تعیین کننده در شکل یابی نظام‌های کالبدی- فضایی شهر هستند. پس درک چگونگی تولید فضا، آرایش فضایی، تصاحب و تملک فضا ، تعلق مکانی و تحول‌های اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و کالبدی شهر- اهمیت ویژه ای دارد؛ اگر روابط زمان- فضا، مولفه‌های اجتماعی باشند، بر این پایه مسئله‌ی فضا واجد اهمیت فوق العاده ای خواهد شد( آنتونی گیدنز،۱۹۸۱).

روش و هدف تحقیق

در اين پژوهش از روش توصيفي تحليلي داده ها و اطلاعات پژوهش به شيوه كتابخانه اي و اسنادي استفاده شده است و هدف از اين پژوهش اين است كه ما بتوانيم با تدابير لازم و به همراه رفتار مناسب فرهنگي و اخلاق شهروندی حس تعلق به مکان و در نهایت هویت شهری نسبت به فضای شهری را در افراد ایجاد کرده تا  امكان رشد و گسترش توسعه در کشور فراهم شده و یک برنامه ریزی صحیح اهمیت درهم ریختگی کالبدی شهرها را اصلاح شود.

پرسشهای تحقیق

در طی این تحقیق سعی شده به این پرسشها پاسخ داده شود

حس تعلق به مکان چه زمان شکل می گیرد؟

تعلق به مکان چه تاثیری در ایجاد حس هویت شهری دارد؟

درهم ریختگی کالبدی فضای شهری چه تاثیری در حس تعلق به مکان شهروندان دارد؟

پیشینه تحقیق

 برخوانندگان عزیز واضح است که در این پیشینه طیفی از موضوعات از قبیل (فضای عمومی و شهری، حس تعلق به مکان، اخلاق شهروندی و...) مطرح می شود. با وجود به تراکم منابعی که در مورد فضاهای شهری انجام گرفته است، بیشتر پژوهشها در حوزه معماری و شهرساز ی و خیلی کمتر در حوزه انسان شناسی می باشد. با این وجود نگارنده به معرفی سه پایان نامه که در تحقیق خود از آن استفاده کرده است ، بیان می کند.
1- پایان نامه تحت عنوان « نوسازی فضای شهری خیابان و میدان بریانک» نگارش محمد رضا درویش ، وی دراین پایان نامه ابتدا به بررسی پیشینه میدان و خیابان به عنوان فضای شهری در جهان می پردازد و نظریات مختلف نظریه پردازانی چون «سیته ، ترانسیک» را راجع به آنها بیان می کند. سپس به تاریخچه وجود میدان و خیابان در تهران می پردازد و خصوصیات هر کدام را دوره ها را بیان می کند و سپس به بررسی طراحی محله بریانک می پردازد. رویکرد وی بیشتر شهرسازانه دارد. لذا توجه بیشتر برفضاها قرار می گیرد تا انسانها. 

2- پایان نامه تحت عنوان « اهمیت پیاده راهها و نقش آن در فضای شهری» نگارش میترا حبیبی ، وی در این تحقیق هدف خود را تمرکز بر چگونگی جریان زندگی شهری در پیاده راهها و شناخت عوامل مؤثر و بنیادین آن در شاخه های نظری و تجربی البه بر بستر مدرنسیم می پردازد. وی فضای شهری از نظر مدرنیسم و تأثیر آن بر معماری ایران بررسی می کند و نتیجه می گیرد که پیاده راهها در این مکتب نقششان را به عنوان فضای حیات مدنی از دست داده اند.

3- پایان تحت عنوان « هویت و طراحی شهری با بررسی موردی خیابان شهید بهشتی درکرج» نگارش مهرناز مولوی با رویکرد خود که با توجه به نظریات جیکوبز به خیابان و طراحی آن می باشد به بررسی این خیابان و نحوه طراحی آن به صورتی که تبدیل به فضای مدنی  شود، می پردازد. قطعاَ میتوان پایان نامه ها و مقاله ها و کتاب دیگری را نیز در این پیشینه ذکر کرد ، لیکن نگارنده به دلیل حجم فراوان اسناد ناچار از انتخاب سه نمونه از این منابع شده است.

مبانی نظری تحقیق

تعریف فضا

 فضا : مفهوم فضا بویژه برای تجزیه و تحلیل محیط انسانی امری مناسب به شمار می رود. بنابراین بر مبنای تئوری فضاهای بودن شاید فضا معماری، پایه مستحکمی برای تصورات را نگاشت های محیطی باشد که بخشی ضروری از توجیه کلی انسان و یا جهان هستی را تشکیل می دهد(شوتز ؛3:1354)

فضای شهری

کولکوهن واژه فضای شهری به دو گونه تعریف می کند: فضای اجتماعی و فضای ساخته شده و مصنوع. فضای اجتماعی را تداعی فضایی نهادهای اجتماعی است که مورد مطالعه جامعه شناسان و جغرافی دانان است.(ربانی؛ 1381،45) تمایل این دیدگاه دیدن ویژگی های فیزیکی محیط مصنوع به عنوان فراپدیده ای است. از سوی دیگر فضای مصنوع متوجه فضای فیزیکی است. بدین ترتیب است که آن چه مورد توجه معماران است "مورفولوژی فضاست، طریقی که فضا بر ادراک ما تاثیر می گذارد و شیوه فضا و معنایی که آن می توان استخراج کرد" است. فضای شهری از نظر راب کریر فضای خارجی است و تمام انواع فضاهای میان ساختمان ها در شهرها و دیگر مکانها را در بر می گیرد، این فضا کاملا فیزیکی و به شکل هندسی، نماهای متنوعی احاطه اش کرده اند. بنابراین تحلیل او از فضای شهری محدود به مورفولوژی عناصر فضای شهری است(کریر؛ به نقل از مدنی پور). بعضي نيز در رابطه با همين تعريف ارائه شده، تعريفي ديگر از فضا را ارائه مي‌دهند، به اين ترتيب كه معتقدند شايد بهتر باشد كه با اندكي تسامح، فضا مفهومي خنثی تلقي شود كه ارزش‌هاي ادراكي و فرهنگي و معنوي و هويتي آن، مقام و منزلتش را به عنوان صفتي (مطلوبيت، معنويت، انساني بودن، هويت داشتن، زيبايي، كيفي بودن و ...) تعيين نمايد. [نوذری ، 1381:171]
دکتر حبیبی در مقاله ای فضا را به طور عام به موقعیت ذهنی و عینی تقسیم می کند.

دیدگاه اول نگرشی کیفی است، در این نگارش اثر معمارانه یا شهر سارانه ، از جنبه های زیبا شناختی یا روان شناختی مثل زیبایی، مطلوبیت، عظمت، وحدت و ... و یا از باب بعضی مفاهیم اعتقادی و یا متافیزیکی مورد مطالعه قرار می گیرد. به این ترتیب مقوله ای فلسفی مطرح می گردد که در آن ابعاد ذهنی، هویتی شهر در فراسوی معیارهای مرسوم، در محدوده ارزش های پویایی فرهنگی- هنری قرار می گیرد و شهر جنبه ای فلسفی می یابد. شهر دارای خاصیتی می گردد که می توان به کمک کالبد و جسم خویش که در حقیقت صورت و یا شکل اثر است مفاهیم غیرمادی را القا کند. دیدگاه دوم نگرشی کمی است که بیشتر چشم به جنبه های ملموس و کاربردی اثر دارد. مواد و مصالح خصوصیات عملکردی، فن آوری، اندازه ها و تناسبات ... موضوعات این برخورد به شمار می روند. به این قرار شهر مقوله ای علمی می گردد چون ابعاد عینی و کاربردی فضایی، ... با ضوابط و معیارهای علمی قابل سنجش و ارزش گذاری است و به این اعتبار لازم است به شهر و اجزاء فضایی آن چون یک مقوله علمی نگریست. (حبیبی ؛10،1378) از دیدگاه عینی و مادی فضا و فضای شهری بستری است که روابط اجتماعی و حیات مدنی در آن جریان می یابد. بر مبنای واقعه ها و حادثه ها شکل می گیرند و حیات مدنی را به حیات واقعه ای تبدیل کرده و سبب می گردند تا خاطره شکل گیرد و ذهن انباشت خاطره ها گردد.

فرانسیس تیبالدز عرصه عمومی را چنین می داند : تمام بخش های بافت شهری که عموم مردم به آن دسترسی فیزیکی و بصری دارند. بدین ترتیب خیابان ها ، پارک ها و میادین شهرک یا شهر به ساختمان هایی که محصورشان می کنند محدوده شان را مشخص می کنند، گسترش می یابد.(مدنی پور؛1379،215.) لذا می توان فضاهای باز را تا حدی با عرصه عمومی هم پوشان تلقی کرد که در واقع هر زمان نگارنده فضای باز و فضای عمومی را به کار می برد در واقع آنها با هم تطابق معنایی دارند.

تقسيم‌بندي فضاهاي شهري
 در يك تقسيم فضاهاي شهري مي‌توان آن‌ها را در چهار دسته‌ي فضاهاي قدسي و ناقدسي، فضاهاي عمومي، فضاهاي كاركردي و فضاهاي جغرافيايي تقسيم‌بندي كرد.

فضاهاي قدسي و ناقدسي
 فضاهاي شهري، به طور كلي نظم عمومي جهان انساني را بازنمايي مي‌كنند. بنابراين، تقسيم عمومي جهان به پديده‌هاي قدسي و ناقدسي كه دوركيم و الياده آن را به خوبي تشريح كرده‌اند و از پايه‌هاي اساسي انديشه‌ي ديني انسان در تفسير انسان شناختي از آن به شمار مي‌آيد، در فضاي شهر تجديد مي‌شود. شهر مجموعه‌اي از فضاها با درجه‌هاي متفاوتي از تقدس يا عدم تقدس را به وجود مي‌آورد. برخي از اشكال تقدس كاملاً هنجارمند و مشخص هستند، همچون فضاهايي ديني (معبد، كليسا، مسجد). برخي ديگر داراي جنبه‌ي مقدس محدودتري به نظر مي‌رسند (قصر، كاخ و ...). برخي از فضاها در شرايط و زمان‌هاي خاصي يك «صحنه»ي مقدس را به وجود مي‌آورند و تنها در همين مقطع، موقعيتي قدسي ايجاد مي‌كنند. (جشن‌ها و اعياد ديني، ملي و ...) برخي ديگر از فضاها به دليل بارگذاري معنايي ـ نشانه‌اي داراي حالت نسبي تقدس مي‌شوند (بناهاي يادبود، برخي محله‌هاي شهر و ...). در همه‌ي اين موارد مي‌توان با فرآيند تقدس‌زدايي يا حتي با فرآيندهاي شيطاني شدن نيز در شهر روبه‌رو شد، به صورتي كه اين يا آن محله مي‌تواند به طور دائم يا در زمان‌هاي خاص انگ «بدنامي» و «خطرناك» يا «بحراني» بودن بخورد. در هر صورت، بايد بتوان تحليل خود را در رابطه‌اي پوسته از دو محور مكاني ـ زماني توجيه كرد. تقدس، عدم تقدس يا شيطاني شدن فضاهاي شهري، همچنين در ابعاد تاريخي و حافظه‌ي جمعي نيز جاي گرفته و مي‌تواند بُعدي از ابعاد شخصيت شهري را بسازد. [فكوهي، 4-243:1382]

فضاهاي عمومي
 شهر تركيبي از فضاهاي خصوصي و فضاهاي عمومي‌ست كه به گونه‌اي پيچيده در يكديگر تداخل يافته‌اند. فضاهاي خصوصي (برخلاف شيوه‌ي زيست روستايي) در فاصله‌اي اندك از فضاهاي عمومي قرار گرفته‌اند و به اين ترتيب افراد مي‌توانند به سرعت در اين فضاها، جابه‌جا شوند. اين امر مي‌تواند هم نوعي امتياز، هم نوعي مشكل در شهر به حساب آيد. امتياز از آن رو كه فرد مي‌تواند خصوصي بودن را براي خود انتخاب كند و تنها در موارد علاقه‌مندي خود وارد فضاهاي عمومي شود. اما مشكل از آن جا ناشي مي‌شود كه به هر دليل خصوصي بودن فضاها نتواند در برابر نفوذ فضاهاي بيروني تاب آورد و افراد ناچار باشند به رغم علاقه‌ي خود دائماً فضاهاي عمومي يا اثرات بيروني فضاهاي خصوصي (مزاحمت‌هاي همسايگي) را تحمل كنند. [فكوهي، 1383:244]

فضاهاي كاركردي
فضاهاي شهري را از لحاظ كاركردي مي‌توان به چهار حوزه تقسيم كرد كه طبعاً با يكديگر روابطي پويا دارند: 1. فضاهاي مسكوني 2. فضاهاي كاري 3. فضاهاي گذران اوقات فراغت 4. فضاهاي حمل و نقل
اين فضاها كاملاً قابل تبديل و يا قابل عمل به صورت هم‌زمان هستند. هر فضا مي‌تواند افزون بر كاركرد اصلي، داراي كاركردهاي فرعي و همچنين انحرافاتي باشد [همان، 245]

فضاهاي جغرافيايي
هر شهر را مي‌توان از لحاظ جغرافيايي به چندين بخش تقسيم كرد. اين تقسيم‌بندي جغرافيايي در محوري‌ترين بعد خود، شهر را به تقابلي ميان «مركز» و «پيرامون» كه در شهرها عموماً حومه ناميده مي‌شود، تقسيم مي‌كند. رابطه‌ي ميان شهر و حومه، رابطه‌اي متغير است كه در شهرها و جوامع مختلف و همچنين در طول زمان مي‌تواند بسيار متفاوت باشد. [فكوهي، 45-1383:246]

حس مکان

حس مکان به معنای ادراک ذهنی مردم ازمحیط و احساسات کم و بیش آگاهانه از محیط خوداست که شخص را در ارتباطی درونی با محیط قرار میدهد به طوری که فهم و احساس فرد با زمینه معنایی محیط پیوندخورده و یک پارچه میشود. این حس عاملی است که موجب تبدیل یک فضا به مکانی با خصوصیات حسی و رفتاری ویژه برای افرادی خاص می گردد. حس مکان علاوه بر اینکه موجب احساس راحتی از یک محیط می شود از مفاهیم فرهنگی مورد نظر مردم، روابط اجتماعی فرهنگی جامعه در یک مکان مشخص حمایت کرده و باعث یادآوری تجارب گذشته ودست یابی به هویت برای افراد می شود. ((www.wikipedia.com

بررسی نظریات مکان

رویکرد پدیدارشناسانه:

پدیدارشناسان، زمان و مکان زیست جهان را به گونه ای متقابل وابسته به یکدیگرمی دانند و فهم پدیدارشناسانه از مکان را، متفاوت از توضیح و تبیین علمی می دانند. از این رو پدیدارشناسی هستی در مکان و حضور را به منزله ی فراهم ساختن مناسبات گوناگون میان اجزا و عناصر می داند . در این مناسبات هم محیط پیرامونی و هم کاربرد و نمادگرایی به یک اندازه قوت و مشارکت دارند(شولتز، 1381 : 194 ). همه­ی مکان­ها عامل مشترکی دارند که این یکی از بنیادی­ترین مسائل دانش است؛ یعنی ارتباط میان امر خاص و امر کلی. اما باید به این حقیقت توجه نمود که مکان­ها همه به نحوی متفاوت از یکدیگر هستند و تجربه­ی هر شخص از یک مکان مشخص همواره و ناگزیر تجربه­ای ذهنی و مخصوص به خود اوست(همان، 69 ).

رویکرد اثباتی:

در رویکرد اثباتی تمرکز بر ماهیت تحلیلی علمی و عینی روابط میان اشیا استوار است و کوشش می شود که نظریه های تبیینی از دل گزاره­های توصیفی استخراج شود. لذا مفهوم مکان و حس مکان از صورت تجربه ی شخصی و ذهنی خارج شده و قابلیت تعمیم پذیری پیدا می کند. ( ریتزر؛ 1383:310) همچنین تلاش می­شود، مولفه­های سازنده­ی آن شناسایی گردد.

کلیدهای مونتگمری برای خلق یک مکان مناسب به شرح زیر است :

1.بکارگیری کاربری های مختلط تا حد امکان که شامل کاربری مسکونی هم باشد.

2.تعداد واحدهای تجاری که مالک محلی دارند و یا مستقل کار می کنند نسبت به فروشگاه های بزرگ.

3.ساعات الگوی کار و در صورت امکان جای دادن فعالیت های شامگاهی و شبانگاهی.

4.حضور ، وسعت و تخصصی بودن بازارهای خیابانی.

5.دسترس پذیر بودن سینماها ، تاترها ، رستوران­ها و مکان­های ملاقات عمومی؛ خدماتی که ارائه می دهند، قیمت و کیفیت خدمات دهی.

6.دسترس پذیر بودن فضاهای نظیر باغ ها ، میادین ، گوشه های خیابان که به مردم امکان تماشا و انجام فعالیتی را می دهند، مانند: نمایش­های فرهنگی.

7.الگوی فعالیت مختلط که امکان خود ارتقایی و سرمایه گذاری کوچک مقیاس را فراهم می کند.

8.وجود قطعات و واحدها در ابعاد و قیمت های مختلف.

9.میزان خلاقیت در معماری که تنوعی از سبک­ها ، گونه­ها و طرح­های معماری در آن وجود داشته باشد.

10.حضور زندگی خیابانی فعال و عرصه های عمومی(باقری؛ 1385،136) .

یافته های تحقیق

شهر مجموعه اي فرهنگي - کالبدي است که بر اساس نيازها، فعاليت ها و رفتارهاي ساکنان شکل گرفته است. انسان ها بسته به نيازهاي فردي خود فعاليت کرده و الگوهاي رفتاري خاص خود را عرضه مي کنند. همان طور فضاها از يک سو آيينه ي تمام نماي فعاليت ها و الگوهاي رفتاري يک جامعه مي باشند، از سوي ديگر فضاها بر فعاليت و رفتارهاي ساکنان تأثير شديدي مي گذارند.( پاکزاد،1385:142) درهم ریختگی محیطی و فقدان معنا معضلی است که امروزه شهر و شهروند را با خود درگیر ساخته است. از آنجا که روابط اجتماعی از طریق تعریف فضا و هویت بخشی به آن درون مرزهایی که عرصه عمومی را از خصوصی متمایز میکنند، صورتی فضایی و کالبدی به خود می گیرد، این در هم ریختگی بر رفتارهای فردی و اجتماعی شهروندان تأثیرات مخربی برجا می گذارد. انسان موجودی است اجتماعی که نمی تواند به دور از اجتماع و محیط زندگی کند و همیشه سعی دارد با افراد و اشیائی که به نوعی آنها را نزدیک به خود می بیند، ارتباط برقرار کند و این امر در واقع نیازی درونی است. چنین بُعدی از وجود انسان است که بنا بر نظر مدنی پور روابط شخصی، بین شخصی و غیرشخصی را در طیفی از فضاها شامل فضای کاملاً خصوصی درون ذهن، محدوده پیرامون جسم در فضا، حیطه خانه یعنی قلمرو خصوصی، صمیمیت و مالکیت، فضاهای معاشرت پذیر بین ناآشنایان و غریبه ها، فضاهای اشتراکی و عمومی محله و نهایتاً فضاهای نهادی و سازمانی و عمومی شهر بوجود می آورد. ( مدنی پور؛1379،214)

اخلاق شهروندی را می توان مجموعه ای از قوانین و عرف های اجتماعی تعریف کرد که بتوانند دراین زمینه به ویژه در شهرهای بزرگ و متوسط اما همچنین در شهرهای کوچک به دست اندرکاران و ساکنان این شهرها برای زندگی هماهنگ و بدون تنش چه با یکدیگر و چه با محیط زیست و به توسعه پایدار یعنی امکان گذار آرام موقعیت های مناسب کنونی و از میان برداشتن موقعیت های نامناسب کنونی، برای نسل های آینده امکان دهد. اصطلاح حس مكان از تركيب دو واژه حس و مكان تشكيل شده است. واژه حس (sense) در فرهنگ لغت آكسفورد سه معناي اصلي دارد: نخست يكي از حواس پنج‌گانه، دوم احساس، عاطفه و محبت كه در روانشناسي به درك تصوير ذهني گفته مي‌شود. يعني قضاوتي كه بعد از ادراك معناي شيء نسبت به خود شيء در فرد به وجود مي‌آيد كه مي‌تواند خوب، جذاب يا بد باشد، سوم توانايي در قضاوت درباره يك چيز انتزاعي، مثل معناي حس در اصطلاح حس جهت‌يابي كه به مفهوم توانايي يك فرد در پيدا كردن مسير يا توانايي مسير در نشان دادن خود به انسان است. و در نهايت حس به معناي شناخت تام يا كلي يك شيء توسط انسان است. اما واژه حس در اصطلاح حس مكان بيشتر به مفهوم عاطفه، محبت، قضاوت و تجربه كلي مكان يا توانايي آن در ايجاد حس خاص يا تعلق در افراد است. از ديدگاه روانشناسي محيطي، انسان‌ها به تجربه حسي، عاطفي و معنوي خاص نسبت به محيط زندگي نياز دارند. اين نيازها از طريق تعامل صميمي و نوعي همذات‌پنداري با مكاني كه در آن سكونت دارد، قابل تحقق است. ( باقری،1385:66)
پژوهش‌هاي انجام‌شده نشان مي‌دهد محيط علاوه بر عناصر كالبدي شامل پيام‌ها، معاني و رمزهايي است كه مردم براساس نقش‌ها، توقعات، انگيزه‌ها و ديگر عوامل آن را رمزگشايي و درك مي‌كنند و در مورد آن به قضاوت مي‌پردازند. اين حس كلي كه پس از ادراك و قضاوت نسبت به محيط خاص در فرد به وجود مي‌آيد، حس مكان  (sense of place) ناميده مي‌شود كه به عنوان عاملي مهم در هماهنگي فرد و محيط باعث بهره‌برداري بهتر از محيط، رضايت استفاده‌كنندگان و در نهايت احساس تعلق آنها به محيط و تداوم حضور در آن مي‌شود. از ديدگاه پديدارشناسان حس مكان به معناي مرتبط شدن با مكان به واسطه درك نمادها و فعاليت‌هاي روزمره است. اين حس مي‌تواند در مكان زندگي فرد به وجود آمده و با گذر زمان عمق و گسترش يابد. ارزش‌هاي فردي و جمعي بر چگونگي حس مكان تاثير مي‌گذارند و حس مكان نيز بر ارزش‌ها، نگرش‌ها و به‌ويژه رفتار فردي و اجتماعي افراد در مكان تاثير مي‌گذارد و افراد معمولا در فعاليت‌هاي اجتماعي با توجه به چگونگي حس مكان‌شان شركت مي‌كنند. حس مكان عاملي براي احساس امنيت، لذت و ادراك عاطفي افراد نيز هست و به هويتمندي افراد و احساس تعلق آنها به مكان كمك مي‌كند. از ديدگاه پديدارشناختي مهم‌ترين مفاهيم مرتبط در بيان حس مكان، واژه‌هاي مكان‌دوستي، تجربه مكان و شخصيت مكان است.  در تفسيرهاي امروزي حس مكان چيزي است كه افراد در دوره زماني خاص مي‌آفرينند و نتيجه رسوم و اتفاقات تكراري است و حال و هواي محيط را توصيف مي‌كند. بعضي از مكان‌ها آنچنان احساسي از جاذبه دارند كه به فرد نوعي احساس وصف‌نشدني القا كرده و او را سرزنده، شاداب و علاقه‌مند به بازگشت به آن مكان‌ها مي‌كنند كه حس مكان ناميده مي‌شود. در واقع مي‌توان گفت كه حس مكان انگيزه ماندگاري افراد را در يك محيط خاص تقويت يا افزايش مي‌دهد. شكل اوليه حس مكان، آشنايي با مكان است كه شامل، بودن در يك مكان بدون توجه و حساسيت به كيفيات يا معناي آن است. بسياري از مردم، مكان‌ها را در حد آشنايي تجربه مي‌كنند و رابطه آنها با برخي از مكان‌ها فقط از طريق فعاليت‌ها است. اين افراد توجه عميقي به خود مكان ندارند و شكلي از مكان را تجربه مي‌كنند كه باعث نديدن واقعي مكان و عدم مشاركت در فعاليت‌هاي آن مي‌شود. به نظر مي‌رسد براي افرادي كه تحت فشارهاي فرهنگي و فناورانه قرار گرفته‌اند، محيط‌ها در اين سطح تجربه مي‌شوند. در نتيجه احساس تعلقي به مكان ندارند و از لحاظ جغرافيايي احساس بيگانگي مي‌كنند. شهر بي خاطره شهر بي هويت است. وقايع در شهر خاطرات را مي سازند و خاطرات زندگي مي آفرينند، از اين رو با كاهش بسترهاي مناسب براي رويداد وقايع شهري و تعاملات اجتماعي در فضای شهری، از هيجانات تعلق زاي شهروندان به محيط كاسته شده و شهر ها جز بستري براي رفت و آمدهاي مكرر نيستند. بر مبناي اين فرض با تلاش هایی در طراحي فضاي باز شهري وكيفيت بخشي به آنها به ايجاد و ثبت خاطره جمعي  و خلق احساس تعلق به شهر می توان كمك كرد. واقعیت این است که در کلان‌ شهرها به واسطه تعدد اقوام و فرهنگ‌ها، نظارت کمتری بر روابط و رفتار اجتماعی شهروندان وجود دارد. از سوی دیگر اخلاق شهروندی به معنای اخلاقی زیستن و اجتماعی عمل کردن است. این اخلاقی زیستن یکی از اصلی ترین مولفه‌های زندگی مدرن را تشکیل می‌دهد. شهر با مجموعه‌ای از ساختمان‌ها، خیابان‌ها، میادین و درختان نوعی فضا یا محیط انسانی را تشکیل می‌دهند که برای همزیستی و همنشینی ما آدم‌ها تعریف و چیدمان شده است. اما در این میان آن نکته‌ای که به شهر ارزش و اعتبار می‌دهد، عواطف انسانی و مجموعه محبت‌ها و دوستی‌ها و همنشینی‌ها و داد و ستدهای انسانی زیبا و معنا دار درفضای شهری می باشد. وقتی از شهر صحبت می  شود  شهررا به معنای مجموعه‌ای از اخلاقیات انسانی که بازنمود آن را می توان در فضای شهری به خوبی مشاهده کرد؛ تعریف می کنند. براین اساس دستیابی به شهر انسانی یا شهری که در آن شهروندان حس تعلق داشته باشند نیازمند دست یابی به یک زندگی انسانی عادلانه، محترمانه و عاشقانه مبتنی بر ارزش‌ها و همچنین دستیابی به هویت شهری است. ازطرفی درهم ریختگی کالبدی فضای شهری به نوعی هویت شهری را نیز مخدوش کرده است. هویت از مفاهیمی است که به دلیل چند بعدی بودن آن در حوزه های متفاوت تعریف متفاوت دارد. به عنوان مثال ، هويت را در حوزه ي واژه شناسي مي توان اين گونه تعريف کرد:
هويت به معناي تمييز از غير و تشابه با خودي ست. هويت پويا از زمان تأثير مي پذيرد ودر عين حفظ خود، همان باقي نمي ماند. احساس هويت همراه با حس وحدت وجودي در عين آگاهي از حضور اجزاي متکثر همراه است.( توسلی، 1371: 57)
در حوزه ي شهرسازي و معماري، هويت را مي توان در بازشناسي عناصر معماري و شهرسازي و ماندگارسازي بناهاو فضاهاي باقي مانده از گذشته، با زنده سازي و بازآفريني عناصر گوناگون با توجه به نيازهاي درحال تحولِ انسان دانست.( راپاپورت،1384:239)
هويت شهري پيوستاري کمّي و کيفي، ذهني و عيني، ماده و معني، نمادين و غيرنمادين، داراي بُعد زماني و مکاني، قابليت و قدرت دعوت کنندگي و تشخص بخش محيط در ابعاد گوناگوني ست که افراد تعلقات خاصي به آن دارند و براي به کار بستن آن کوشش مي کنند وبا توجه به غير، قدرت بروز و ظهور آن را دارند؛ در زمان حال و گذشته ريشه دارد و درآينده به اشکال گوناگوني پديدار مي شود.

آرمان ها و اهداف احراز هويت شهري
 - تنظيم سناريوي بهبود روابط انساني در محيط شهري و به رسميت شناختن نقش و مسئوليت افراد جامعه.
- ارتقاي شايستگي ها و برازندگي هاي دعوت کننده و مشوق شهر براي حيات عمومي، پاسخ به تمايلات، انگيزه ها و خواسته هاي مطلوب، تخيل ولذت براي تجربه اندوزي و رشد علايق و شايستگي هاي فردي و جمعي.
- مراقبت از هويت هاي فردي و جمعي، ارزش هاي رايج مقبول و آمال مشترک شهروندان و محيط شهري، با ايجاد ثبات در روند زندگي فرهنگي شهر.
- برقراري ارتباط ميان طراحي شهري و اشکال زندگي اجتماعي، فرهنگ، خصوصيات قومي / نژادي و گرايش هاي رفتاري ساکنان شهر با جست و جو در مباني بوميِ نظم و ساختِ شهر.
- بيان نمادينِ ارزش ها و هنجارهاي اخلاقي جامعه در فضاي شهر از طريق نشانه ها و نمادهاي قابل ادراک عمومي.
- چهره گشايي و ارتقاي کيفياتِ برجسته وشاخص سيمايي، طبيعي و نشانه شناختيِ بصري و نمادين شهر و تقويت نقش آن ها در خوانايي و نقشه ي شناختي شهر.
- سامان دهي و گسترش موقعيت هاي فضايي عمومي فراهم کننده ي فرصت ها و تماس هاي لذت بخش و واجد مطبوعيت، سرزندگي و نشاط زندگي جمعي و احساس آسايش و ارتباط. ( بحرینی،1377: 68) یکی از راههای ایجاد هویت شهری و به نسبت آن حس تعلق به مکان در شهروندان ايجاد تعلقات محيطي در ساختار فضايي شهری است. همه انسان‌های ساکن شهرارزش‌های انسانی ، اخلاقی را پذیرفته و به سطحی از سواد دست یافته اند که خود این موارد سرمایه شهری را تشکیل می‌دهد. این میزان از سطح سواد از این منظر دارای اهمیت است که میزان توانایی شهروندان را باتوجه به میزان آگاهی و آشنایی قواعد اصولی و رویه ‌های اصول شهرنشینان نشان داده و به نوعی بیانگر تسلط انسان بر قواعد و مقررات تعریف شده در زندگی شهر است. شهرنشینی به معنای تساهل در برابر دیگران است که این مهم به صورت مداوم در مواجه با دیگرشهروندان در فضای شهری اتفاق می افتد. دیگرانی که ممکن است از نژاد، زبان، مذهب و شغل با ما متفاوت باشند. نکته دیگری که در مقوله شهرنشینی و رعایت اخلاق شهروندی با آن روبه روهستیم این است که هر کدام از ما در شهر با نوع خاصی از تجارب روبه رو هستیم. این تجارب قابل انتقال و یادگیری بوده و برای دستیابی به آن نیازمند سطحی از همبستگی اجتماعی هستیم. اخلاق شهروندی یعنی نسبت به سرنوشت جمعی خود حساس بوده و درکنار تامین آسایش و سعادت دیگران، برای خوشبختی کلیت شهر تلاش و مبارزه کرد. اگر چه در دستابی به اخلاق شهروندی به مقوله امکان شکل گیری مرز بین درونی و بیرونی شده حریم افراد در محیط‌های شهری اشاره دارد اما همچنان تاکید می شود که  بخشی از این کنترل حریم و مرز با ساختارهای حقوقی و قانونی امکان پذیر بوده و قابل کنترل و مدیریت است. در شهر ما با انباشتی از تفاوت‌ها در کنار یکدیگر زندگی می‌کنیم برای دستیابی به شهری سالم و انسانی بایستی فضاهای موجود در شهر به گونه‌ای طراحی و اجرا شوند که شهروندان را به فعالیت‌های مدنی ترغیب کند و این مهم زمانی اتفاق می افتد که به همراه حس هویت شهری ، حس تعلق به آن مکان شهری نیز در درون شهروندان شکل گرفته باشد. توانایی تعامل و مشارکت در زندگی اجتماعی شهری با اصلاح ساختارهای فضای شهری، و ایجاد حس تعلق می توان افزایش داد. حس مکان از سه وجه تشکیل شده است،  وجه کالبدى که جنبه ى ساختارى فضا را مد نظر قرار مى دهد،وجه  فعالیت،موضوع حضور انسان در فضا و عملکرد است و در نهایت وجه معنایى که در آن به احساسات ادراکى و ذهنیت فرد از فضا توجه می شود. فضاهای شهری به عنوان مکان هایی که فرد در آن از حالت خصوصی به حالت عمومی تغییر یافته است نقش مهمی در شکل گیری حس تعلق به مکان و درنهایت هویت شهری شهروندان دارند. از طرف دیگر شهر تبلور کالبدى فرهنگ، وجدان جمعى و حیات ذهنى یک جامعه است و به همان نسبت فضای شهری نیز از این مقوله مستثنی نیست.(مدني‌پور، 1379:5) شهرهای کنونی که بازتاب  نوعی درهم ریختگی کالبدی- فضایی ، مناسبات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هستند نشات گرفته از نوعی ناهماهنگی میان برنامه ریزان فضای شهری هستند. ساخت و سازهای بی رویه و پایان ناپذیر در شهرها ، عدم نظارت سازمانی باعث شده که در نهایت ما با شهری روبرو باشیم که نه تنها شاهد درهم ریختگی فضاهای آن هستیم بلکه هویت شهری و در نتیجه حس تعلق مکان را نیز مخدوش کرده است. اهمیت بحث هویت مکان از آنجا ناشی می شود که انسان با عدم ادراک خود و رابطه­اش با جهان پیرامون دچار هراس می شود. تعلق خاطر در این میان، ملجا و پناهگاهی است تا انسان را از تعلیق رهایی بخشد. لینچ، ادراک و تصور ذهنی مردم از شهر را به دلیل همین رابطه، بسیار مهم دانسته و اعتقاد دارد که حس مکان عاملی است که میان انسان و مکان ارتباط برقرار می کند و وحدت به وجود می آورد. در نتیجه مکان دارای سلسله مراتبی از بی تفاوتی نسبت به مکان تا فداکاری نسبت به مکان است.  این حس عاملی است که موجب تبدیل یک فضا به مکانی با خصوصیات حسی و رفتاری ویژه برای افراد خاص می گردد. حس مکان علاوه براین که موجب احساس راحتی از یک محیط می شود، از مفاهیم فرهنگی مورد نظر مردم، روابط اجتماعی و فرهنگی جامعه در یک مکان مشخص حمایت کرده و باعث یادآوری تجارب گذشته و دست یابی به هویت برای افراد می شود. (قادرمرزی،1391:5) با اینکه منابع اخلاق شهروندی را می توان در سه منبع دینی ، سنتی و فرهنگی تقسیم بندی کرد، سهم منابع فرهنگی بسیار بیشتر است. همسازی فضاهای شهری با فرهنگ بومی از نکات بسیار مهم در اخلاق شهروندی می باشد. هر فرهنگ و هر کشوری نیاز دارد و باید فضاهای شهری مدرن خود را بر اساس سنت های خود بسازد
. تنوع محلی، قومی، زبانی که در کلان شهرهای بزرگ وجود دارد می تواند با فضاهای شهری عجین شده و در نهایت حس هویت و تعلق شهری را به شهروندان القاء کند. این کار دو دلیل دارد : نخست آنکه استفاده و مدیریت صحیح منبعی اضافه برای ساختن شهروندی به حساب می آید و دوم آنکه مدیریت نامناسب و مبتنی بر پیش داوری های نادرست سبب ایجاد و افزایش خطر تنش و تفرقه هایی می شود که در فضاهای شهری تاوانهای سنگینی را در پی خواهد داشت. باید توجه داشت که اخلاق مدنی تقویت مفاهیم و باورهای اخلاقی است که در یک روند اجتماعی شدن عقلانی شده انجام بگیرد و با یکدیگر هماهنگی داشته اگر این اخلاق شکل بگیرد می توان امیدوار بود که درسایه شهروندی و اخلاق حس تعلق مکان شکل گرفته و فضاهای شهری نیز به نسبت آن از  درهم ریختگی کالبدی رها پیدا کنند. ذکر این نکته نیز ضروری است که برخی فضاي شهري را فرآيندي اجتماعي ـ مكاني مي‌دانند كه تمام ساختمان‌ها، اشيا، فضاهاي محيطي و شهري و نيز افراد، رويدادها و روابط ميان آن‌ها را در بر مي‌گيرد.(قادر مرزی،1391:16) نتیجه گیری می شود که فضاي شهری به نوعی می تواند «تداعي‌هاي فضايي نهادهاي اجتماعي» نیز باشد که شهروندان با حس تعلق مکان ، هویت خود یا آنچه که گمان می کنند هویتشان است  را ، سامان می دهند. هویت شهرى ، ترکیبى از زمان و مکان است . مکان، جایى است که در آن هویت تجسم یافته و زمان، ظرفیتى است ذهنى که در انسان مى نشیند و خاطره انگیزى و خاطرات فردى و جمعى را شکل مى دهد. هویت شهرى ، چیستى ما را درون مختصات مکانى - فضایى شهرى ترسیم مى کند. مردم نیازمند تعلق به واحدهای فضایی متمایزند. توجه به هویت عناصر کالبدی و بصری شهری می تواند حس تعلق مکانی و هم بستگی را به شهروندان القا کند و آنها را به مشارکت وهمراهی بیشتر در امور شهری تشویق کند. با گذشت سالها، در شهرهای جدید نقش هویت شهری کم رنگ تر شده و بناها و عناصر کالبدی تقلیدی و بی هویت به طرز گسترده ای در حال افزایش می باشند. این در حالی است که فضاها و بافت های قدیمی شهر همچنان هویت و جذابیت خود را برای شهروندان حفظ کرده اند. در نهایت توجه به این نکته نیز بسیار مهم است که همیشه فاصله ای هست بین در شهر زندگی کردن و زندگی شهروندی. آنچه تمایز میان ساکن و شهروند ایجاد می کند آن است که ساکن از شهر بهره می جوید اما شهروند از شهر کسب هویت و معنا می کند، به آن سبب که رفتارش معطوف به شهر است. این تمایز، همان تمایز میان شرکت و مشارکت است. زیست فعالانه ی شهری، زیستی مسئولانه است که وابستگی بسیاری به حس تعلق دارد. حس تعلق به عنوان یک کهن الگوی رفتاری، تمایل به نگهداری و مسئولیت ایجاد می کند. اگر زیست مسئولانه، فعال و مشارکتی را تمایز میان سکونت و شهروندی بدانیم، باید به این بیاندیشیم که حس تعلق محصول چه فرآیندی است. حس تعلق محصول خاطره جمعی و تجربه ی فضای شهری می دانند. تجربه ای که در آن ارتباط به دیگر ساکنین، لایه ی مفهومی جدیدی ایجاد می کند که معطوف به فضای شهری است و همین عطف است که ساکنین را به شهروندان ارتقاء می دهد. چنین است که جامعه پژوهانی چون هابرماس از الویت فضای عمومی بر حوزه عمومی سخن می گویند.( هابرماس،1381:50) بدین صورت فضای شهری است که سبب تجربه شهری شده و حوزه عمومی شهروندی را به عنوان کلیتی مستقل از کل ساکنین تعریف می کند. در تجربه اعتراضات شهری نیز، رجوع شهروندان به فضاهای شهری، رجوع به حوزه عمومی است. اشغال و تصاحب حوزه عمومی است که علی رغم بی ضرر بودن آن برای دولت ها، اما سبب واکنش مداخله جویانه آنان می شود. غافل از آنکه خالی کردن فضاهای شهری از مردم، حوزه عمومی را بدان ها باز پس نمی گرداند. چرا که امری انتزاعی اما وابسته به مکان است. حذف امکان تجلی آن، امکان تصاحب آن را ایجاد نمی کند. حوزه عمومی محصول تجربه و خاطره جمعی است و یک اتفاق چند ساعته و حتی چند روزه نمی تواند به نحو فرمایشی بخشی از خاطره جمعی شهروندانی باشد که با آن همدلی ندارند. در حقیقت شهر فضایی است که یا توسط شهروندان معنا دار می شود و یا در غیاب شهروندان معنای غیاب آن ها را مخابره می کند؛ اما هرگز عرصه حضور فرمایشی قرار نمی گیرد. فضاهای شهری خود را نه تنها شاخصی کمی برای توسعه، بلکه معیار و رویکردی برای ایجاد کیفیت شهروندی در شهرها می کنند. کیفیتی که یگانه شیوه ی بقاء و باقی ماندن شهرها در طول تاریخ شهرنشینی است.

نتیجه گیری

مکان تنها مجموعه اي از اشيا نيست و هر مکان تصوير خاص خود را بر روي ذهن افراد باقي مي گذارد. حس تعلق به مکان، پيوندي محکم بين فرد و مکان ايجاد کرده و افراد خود را با مکاني که به آن تعلق دارند تعريف مي کنند. زماني که فرد نسبت به مکان حس تعلق کند اين امر موجب هماهنگي فرد با محيط و رضايت وي از محيط شده و همچنين انگيزه لازم براي ماندگاري فرد در محيط را فراهم به وجود مي آورد. موارد متعددى هویت یک شهر را شکل مى دهد : فضاى مصنوع شهرى ساختمان ها و راه ها ، سبک زندگى ساکنان یک شهر  ساعات رفت وامد شان ، محیط درونی و بیرونی زندگی شان ، تاریخ شان شهر و نمادهاى تاریخى اش ، تصویر آن شهر در ذهن ساکنین و غیر بومیان و ارتباط همه ی این عناصر با یکدیگر . ناهمخوانی این عوامل با یکدیگر و شکل نگرفتن فرهنگ مشترک و یا خرده فرهنگ های منسجم و عدم ارتباط با محیط شهری منجر به بحران هویت می گردد. پیامد بحران هویت احساس بى ریشه گى در فرد است ، فرد چون احساس تعلق به فضا ندارد به راحتى مى تواند به آن آسیب برساند ، عدم مشارکت در امور شهرى : بى تفاوتى احساسى و انفعال که منجر به تنهایى ، افسردگى و.. مى شود. از سوی دیگر هماهنگى محیط شهرى با فرد موجب وابستگى او با محیط مى شود و کیفیت زندگى ، سلامت جسم و روان ، کارایى و .... را افزایش مى دهد. عملکرد گرایى فضاى حاضر شهرها را تهدید می کند . تولید انبوه فضاهای کار و زندگی  ، فضایى بى روح که بیشترین سود اقتصادى را دارد و نیازهاى روح انسان در آن نادیده می گیرد . فضاهاى شهرى فاقد معنا براى افراد است ، فضا خنثى است هیچ حسى را بر نمى انگیزد . واحد هاى مسکونى برنامه ریزى شده ، تخریب معابر قدیمی و خاطره انگیز در پی ساختن راه های جدیدی که حجم بالاتری از حمل و نقل را ممکن می سازد ، قطع درختان انبوه برای ساده تر شدن نظارت پلیس و بی تفاوتی به استهلاک بناهای قدیمی به خاطرکمبود بودجه و... همگی به هویت شهری و انسان شهری آسیب می رساند و حس تعلق به مکان را درون شهروندان از بین می برند. آگاهی افراد از رفتار و اخلاق شهروندی و هویت بخشی به فضاهای شهری از جمله راهکارها برای بهبود زندگی در شهر می باشند.

منابع:

  1. باقري، شيدا، (1385)، «عرصه‌هاي عمومي، عرصه‌هاي فراموش شده‌ي شهر»، كتاب هويت شهرهاي جديد، تهران: شركت عمران شهرهاي جديد.
  2. بحريني، سيد حسين، (1377)، «فرآيند طراحي شهري»، تهران: وزارت مسكن و شهرسازي.
  3. پاكزاد، جهانشاه، (1384)، «راهنماي طراحي فضاهاي شهري»، تهران: وزارت مسكن و شهرسازي.
  4. پاكزاد، جهانشاه، (1385)، «مباني نظري و فرآيند طراحي شهري»، تهران: وزارت مسكن و شهرسازي.
  5.  توسلي، محمود و بنيادي، ناصر، (1371)، «طراحي فضاي شهري»، جلد اول، تهران: مركز مطالعات و تحقيقات شهرسازي و معماري ايران.
  6. حبيبي، سيد محسن و مقصودي، مليحه، (1382)، «مرمت شهري»، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
  7. راپاپورت، اموس (1384): معنی محیط ساخته شده: رویکردی در ارتباط غیرکلامی، ترجمه حبیب. فرح ، انتشارات پردازش و برنامه­ریزی شهری.
  8. رباني، رسول، (1381)، «جامعه‌شناسي شهري»، اصفهان: دانشگاه اصفهان و سازمان سمت.
  9. ریتزر، جرج(1383): نظریه جامعه­شناسی در دوران معاصر ، ترجمه ثلاثی، محسن، انتشارات علمی فرهنگی، تهران.
  10.   شولتس ، نوربرگ کریستیان (1353): هستی، فضا و معماری، ترجمه حافظی، محمد حسن ، انتشارات کتاب فروشی تهران، تهران.
  11. شولتس ، نوربرگ کریستیان (1381): معماری : حضور ، زبان و مکان ، ترجمه احمدیان، سید علیرضا ، موسسه معمار نشر ، تهران.
  12. فکوهی ، ناصر (1383): انسان شناسی شهری ، نشر نی : تهران.
  13. قادرمرزي  ، حامد، بررسی نقش تعلق مکان در فضاهای شهری، روزنامه شرق 31/2/91
  14.  لینچ ، کوین (1372): سیمای شهر، ترجمه ی مزینی ، منوچهر ، انتشارات دانشگاه تهران : تهران.
  15.  مدنی پور ، علی (1379): طراحی فضای شهری : نگرشی بر فرآیندی اجتماعی و مکانی ، ترجمه مرتضایی. فرهاد، انتشارات شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری: تهران.
  16. نوذری ، حسینعلی (1381): بازخوانی هابرماس : در آمدی بر آراء ، اندیشه ها و نظریه های یورگن هابرماس ، نشر چشمه : تهران.
  17. ((www.wikipedia.com