جنگ اقتصادی آمریکا نیز به نظر میرسد با هدف فروپاشی روانی مردم و ناراضیسازی جامعه دنبال میشود. بنابراین، ما نیازمند تقویت تابآوری ملی در برابر جنگ اقتصادی آمریکا هستیم؛ منتها با نسخه انسجام.
در این شرایط، هدف آمریکا مردم هستند و تلاش میشود خود مردم ناراضی شوند و بهگونهای عمل شود که نارضایتی مردم در اشکال، ابعاد و جایگاههای مختلف افزایش پیدا کند. در واقع، به نظر میرسد هدف اصلی جنگ اقتصادی آمریکا همین است.
آمریکا از لحاظ استراتژی نظامی نتوانست با ایران کاری انجام دهد و آن توانمندی کافی را نیز ندارد؛ البته نه به این معنا که چنین توانمندیای ندارد، بلکه از برخی محاسبات هزینه و فایده، رویکرد نظامی برای آن صرفه ندارد. بنابراین، رویکرد اقتصادی را در پیش گرفته است.
آمریکا با توجه به اینکه ما از لحاظ اقتصادی ضعیف هستیم و مشکلات زیادی داریم، روی نقطه ضعف ما دست گذاشته است تا مردم را ناراضی کند و در نهایت ما را وادار کند شرایط آنها را بپذیریم.
در این وضعیت، به نظر میرسد باز هم نسخه انسجام است که میتواند به ما کمک کند؛ یعنی کنار گذاشتن اختلافات، روی آوردن به نقاط اشتراک و دعوت مردم به صبر و تحمل تا جایی که ممکن است و در واقع تقویت ارکان اقتصادی تا آنجایی که امکان دارد.
البته اگر انسجام نداشته باشیم، در بخشهای دیگر نیز نمیتوانیم این اقدامات را انجام دهیم. در بخش اقتصادی نیز نمیدانیم با چه تمرکزی باید ببینیم که در برابر جنگ اقتصادی آمریکا چه کار میتوانیم انجام دهیم.
از آنجا که هدف نهایی این جنگ، فشار روحی و روانی بر مردم است، اگر نتوانیم همبستگی ملی را در جامعه ایجاد و تقویت کنیم، میزان آسیبپذیری ما در جنگ اقتصادی افزایش پیدا میکند.
به همین دلیل است که هم رهبری و هم رئیسجمهور و همه ارکان نظام بر این موضوع تأکید میکنند که باید انسجام را تقویت کنیم؛ هم از لحاظ کیفی، هم از نظر عمق و هم در جایگاههای مختلف. همچنین باید تلاش کنیم با هرگونه انسجامسوزی مقابله کنیم. …


































































































































































