از آخرین گفتوگوی شما یک سال گذشته است. در این مدت چه تحولاتی در پرونده ربودن امام موسی صدر رخ داده است؟
شاید یکی از مهمترین اقداماتی که خانواده امام موسی صدر در تمام این سالها انجام داده، این بوده که اجازه نداده مسئله ربودن امام و آزادی ایشان، وجهالمصالحه اختلافات سیاسی، درگیریهای حزبی، اختلاف میان دولتها یا مصلحتسنجیهای سیاسی شود.
بسیاری از پروندههای مبهم سه دهه گذشته، بهاصطلاح در عرصه سیاست «حلوفصل» شدهاند؛ اما معنای درونی این حلوفصلها گاهی این بوده که پرونده با یک سناریوی نادرست بسته شده است.
سیاستمداران به دلخواهشان رسیدهاند، اما حقیقت به نتیجه نرسیده است. ما اجازه ندادهایم چنین اتفاقی درباره امام موسی صدر ودو یار همراهش بیفتد.
نمونه روشن آن، ماجرای لاکربی است که سیف الاسلام قذافی برای ترمیم وجهه لیبی و دولت تروریستی قذافی با انگلیسی ها معامله کرد و ده ها مورد دیگر .
برای مثال، در مقطعی دولت انقلابی لیبی اعلام کرد در منطقه تاجوراء اجسادی پیدا شده و مشخصاتی از آنها ارائه کرد. این اطلاعات با شواهد و اطلاعاتی که خانواده درباره زنده بودن امام در اختیار داشت، و همچنین با اطلاعاتی که از آقای عبدالجلیل دریافت کرده بود، سازگار نبود.
خانواده مانند همیشه این موضوع را پیگیری کرد. پس از انجام آزمایش DNA، ادعا شد که پیکر متعلق به «منصور کیخیا» است. اما سؤال این بود که آیا واقعاً این DNA متعلق به اوست یا نه؟ متأسفانه کمتر کسی در آن زمان تحقیق جدی کرد تا صحت این ادعا روشن شود و همان نتیجه پذیرفته شد.
منظورم این است که یکی از مهمترین اقدامات خانواده، در کنار پیگیریهای سیاسی، مذاکرهای و قضایی در لبنان و کشورهای دیگر، این بوده که در برابر فشارهای مختلف اجازه نداده پرونده امام فراموش، معامله، مصالحه یا از اولویت خارج شود. …



































































































































































