تنها سه ماه پس از نشست ماه مه بین شی جینپینگ و دونالد ترامپ که به نظر میرسید روابط تجاری دوجانبه را تثبیت کرده، آرامش شکننده دوباره در حال آزمایش است. تاکنون، چین اعلام کرده است که تحت فشار قرار نخواهد گرفت. این بنبست، زمینه را برای آنچه میتواند گسست بزرگ بعدی در روابط از قبل پرتنش باشد، فراهم میکند. واشنگتن از ماه مه بیکار ننشسته است.
در ماه ژوئن، پنتاگون دهها شرکت - از جمله علیبابا، بایدو و BYD - را به فهرست «شرکتهای نظامی چینی» خود اضافه کرد، عنوانی که میتواند دسترسی این شرکتها به سرمایه و بازار ایالات متحده را محدود کند. در ماه ژوئیه، پس از تحقیقات بخش ۳۰۱ در مورد کار اجباری، این کشور تعرفه ۱۰ تا ۱۲.۵ درصدی بر کالاهای ۶۰ کشور از جمله چین اعلام کرد.
پس از آن، ممنوعیت واردات رباتها و اینورترهای برق چینی (در ماه ژوئیه) و تعرفه ۱۵ درصدی بر پلیسیلیکون (در ماه اوت) اعمال شد. پیام کلی واضح است: واشنگتن در حال تشدید فشار در جبهههای مختلف و ایران صرفاً آخرین اهرم فشار است.
پاسخ پکن به این هجوم، عمدی و سنجیده بوده است. روزهای تلافیجویانه با تعرفههای کلی گذشته است. در عوض، چین ترجیح داده در جایی که هزینه تشدید تنش بیشتر از مزایای آن است، آتش خود را فروبنشاند و در جایی که منافع اصلی تهدید میشوند، با دقت پاسخ دهد.
وقتی ایالات متحده عوارض کار اجباری ۱۲.۵ درصدی را اعمال کرد، که کمتر از سقف ۲۰ درصدی بود که طبق گزارشها ایالات متحده با آن موافقت کرده بود، پکن از تلافی خودداری کرد. اما وقتی استثنائات ساختاری از خط قرمز گذشت - مانند زمانی که ایالات متحده ۴۳ شرکت چینی را به دلیل ادعاهای کار اجباری به فهرست سیاه واردات افزود - چین با کنترلهای صادراتی هدفمند و تحقیقات تجاری امنیت ملی مقابله کرد. پکن اکنون به زبان واشنگتن حرف میزند. …



































































































































































