در سالهای اخیر، نهاد ناظر (شاپرک) با هدف افزایش پایداری شبکه پرداخت، شرکتهای ارائهدهنده خدمات پرداخت را ملزم به معرفی دو حساب شبا از دو بانک با سامانههای بانکداری متمرکز متفاوت کرده است. این اقدام با ایجاد نوعی افزونگی در فرآیند تسویه، ریسک اختلال ناشی از ناپایداری زیرساخت یک بانک را کاهش میدهد. اما تمرکز بخش قابل توجهی از تراکنشهای کشور در تعداد محدودی از شرکتهای پرداخت همچنان یکی از مهمترین چالشهای ساختاری این صنعت محسوب میشود؛ چالشی که در صورت بروز اختلال عملیاتی یا حمله سایبری به یکی از این شرکتها، میتواند بخش قابل توجهی از شبکه پرداخت کشور را تحت تاثیر قرار دهد.
از این منظر، پرسش اساسی آن است که آیا ساختار رقابتی صنعت پرداخت به گونهای شکل گرفته که ریسکهای عملیاتی میان بازیگران مختلف توزیع شود، یا اینکه تمرکز تدریجی بازار، زمینه شکلگیری نقاط آسیبپذیر و افزایش شکنندگی شبکه را فراهم کرده است؟ پاسخ به این پرسش، مستلزم آن است که علاوه بر سنجش میزان تمرکز بازار (با استفاده از شاخص هرفیندال-هیرشمن)، پویایی رقابت و میزان جابهجایی جایگاه شرکتها نیز مورد ارزیابی قرار گیرد. زیرا بازاری که در آن جایگاه بازیگران برای دورههای طولانی ثابت باقی میماند، میتواند نشانهای از شکلگیری جاذبهای رقابتی و کاهش تحرک ساختاری باشد. بر همین اساس، در این پژوهش با هدف تحلیل شکنندگی ساختار رقابتی صنعت پرداخت، از مفاهیم ارگوداسیتی و جاذب برای ارزیابی پویایی و پایداری ساختار رقابتی استفاده شده است.شکنندگی شبکه پرداخت و پیامدهای آن بر اقتصاد و جامعه …



































































































































































