در سالهای دورتر و در نظام آموزشی گذشته، دانشآموزان در پایان دوره اول متوسطه، بر اساس نمرات و سپس علاقه خود، یکی از رشتههای نظری، فنی و حرفهای یا کار و دانش را انتخاب میکردند؛ روشی که اگرچه با ایرادها و محدودیتهایی همراه بود، اما برای خانوادهها نسبتاً شفاف و قابل پیشبینی بود.
دانشآموز یا نمره لازم برای ورود به رشتههایی مانند ریاضی، تجربی و انسانی را کسب میکرد و امکان انتخاب داشت یا در صورت نرسیدن به حدنصاب، ناچار بود مسیرهای دیگری از جمله علوم انسانی، کار و دانش یا رشتههای فنی را انتخاب کند.
از ارزشگذاری رشتهها تا تلاش برای انتخاب آگاهانه
یکی از ایرادهای مهم نظام گذشته، ارزشگذاری میان رشتههای تحصیلی بود؛ بهگونهای که در ذهن بخشی از جامعه، ریاضی فیزیک و پس از آن تجربی به عنوان مسیر موفقیت تحصیلی شناخته میشد و رشتههایی مانند علوم انسانی، فنی و حرفهای و کار و دانش گاه به عنوان انتخاب دانشآموزان ضعیفتر یا کماستعدادتر تلقی میشد.
تغییر نظام آموزشی، تلاش برای اصلاح همین نگاه بود؛ اینکه دانشآموز بتواند متناسب با استعداد و علاقه خود میان مسیرهای نظری و مهارتی انتخاب کند و جامعه نیز رشتههای فنی و مهارتی را به عنوان یک مسیر معتبر و مؤثر برای آینده تحصیلی و شغلی بپذیرد.
در سالهای اخیر نیز توسعه هنرستانها و افزایش سهم آموزشهای مهارتی در سیاستهای آموزش و پرورش مورد توجه قرار گرفته است؛ رویکردی که هدف آن تنها تغییر آمار دانشآموزان هنرستانی نیست، بلکه تلاش برای پیوند آموزش با مهارت و نیازهای آینده جامعه و بازار کار است.
در استان سمنان نیز مدیریت جدید آموزش و پرورش با تأکید بر توسعه عدالت آموزشی و گسترش فرصتهای مهارتآموزی، تلاش کرده است ظرفیت هنرستانها را افزایش داده و دسترسی دانشآموزان شهرها و حتی مناطق روستایی به رشتههای متنوع را فراهم کند. …



































































































































































