قیمت طلا امروز




 قدرت بزرگ جهانی

 سایت نورنیوز / ۱۱ ساعت قبل

قدرت نرم ایران در نگاه یک یهودی ضدصهیونیست

در جهانی که به روایت آلون میزراحی، قدرت‌های بزرگ دچار بحران معنا شده‌اند، یک استثنا وجود دارد: ایران. اهمیت این روایت فقط در ستایش ایران نیست؛ در این است که نویسنده‌ای یهودی، عرب‌تبار، سابقاً اسرائیلی و ضدصهیونیست، ایران را حامل «نور» و کرامت می‌بیند.
 قدرت نرم ایران در نگاه یک یهودی ضدصهیونیست
نورنیوز_گروه فرهنگی :جهان امروز شاید بیش از هر زمان دیگری با بحران قدرت مواجه نباشد، اما با بحران معنا روبه‌روست. قدرت‌های بزرگ همچنان ارتش، اقتصاد، فناوری و رسانه در اختیار دارند، اما روایت‌هایی که زمانی می‌توانستند برای انسان معاصر افق، امید و معنایی فراتر از مصرف و قدرت بسازند، برای بخش‌هایی از افکار عمومی اعتبار خود را از دست داده‌اند.

در چنین فضایی، نوشته اخیر آلون میزراحی درباره ایران، بیش از یک موضع شخصی یا یادداشت سیاسی معمولی ارزش بررسی دارد. میزراحی در اسرائیل بزرگ شده، از یک خانواده عرب‌یهودی می‌آید و در مقطعی از زندگی خود نیز در ارتش اسرائیل خدمت کرده است. او سال‌ها در فضای فرهنگی و رسانه‌ای اسرائیل فعالیت داشت، اما به‌تدریج به منتقد جدی صهیونیسم و ساختار سیاسی اسرائیل تبدیل شد. خودش می‌گوید پس از تحولات ۷ اکتبر و نحوه پاسخ اسرائیل، به این نتیجه رسید که اسرائیل دیگر نمی‌تواند خانه او، حتی از منظر فرهنگی و زبانی، باشد.

میزراحی امروز خود را «یهودی عرب‌تبار، سابقاً اسرائیلی و ضدصهیونیست» معرفی می‌کند و پروژه رسانه‌ای مستقلی با عنوان The Mizrahi Perspective دارد. نوشته‌های او درباره فلسطین، استعمار، صهیونیسم و ایران در سال‌های اخیر مخاطبان قابل توجهی پیدا کرده است. به گفته خودش، پس از آغاز فعالیت جدی به زبان انگلیسی، حدود ۷۰ هزار دنبال‌کننده جدید در شش ماه به مخاطبانش اضافه شدند.

از این رو، وقتی چنین فردی درباره ایران سخن می‌گوید، زمینه فکری او اهمیت دارد. او صرفاً یک فعال سیاسی خارجی نیست که از فاصله دور درباره ایران اظهارنظر کند؛ فردی است که بخش بزرگی از زندگی خود را در جامعه اسرائیل گذرانده، آن را از درون تجربه کرده و اکنون با نگاهی کاملاً انتقادی به همان ساختار می‌نگرد.

میزراحی در نوشته اخیر خود، تصویر بسیار تیره‌ای از جهان معاصر ارائه می‌دهد. غرب را میان پوچ‌گرایی و شر آشکار، چین را غرق در مادی‌گرایی، ژاپن را گرفتار وابستگی، مسیحیت را تهی از معنا و رسانه و دانشگاه را بخشی از بحران موجود می‌داند. اما در میانه این تاریکی، یک استثنای مهم قرار می‌دهد: ایران

او ایران را نه فقط یک قدرت منطقه‌ای، بلکه «تنها نور سازمان‌یافته» در جهانی توصیف می‌کند که از نظر او تقریباً در تاریکی فرو رفته است؛ کشوری که هنوز اخلاق، کرامت، مقاومت و انسانیت را در گفتمان خود حفظ کرده است.

اهمیت این بخش زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم میزراحی خود را فردی مذهبی معرفی نمی‌کند. او حتی تصریح می‌کند که در جست‌وجوی خدا نیست، تجربه تلخی از یهودیت داشته، به عرفان علاقه‌ای ندارد و مناسک مذهبی برایش جذابیتی ندارد. بنابراین آنچه او را به ایران نزدیک می‌کند، دست‌کم بر اساس روایت خودش، الزاماً تشیع به‌عنوان یک مذهب نیست؛ بلکه تصویری از ایران به‌عنوان نماد استقلال، مقاومت در برابر سلطه و دفاع از کرامت انسانی است.

این موضع نیز یک اتفاق ناگهانی نیست. میزراحی در ماه‌های گذشته بارها ایران را در چارچوبی تمدنی و فلسفی تحلیل کرده است. در خرداد امسال، در مطلبی با عنوان «ما در حال گذار به یک آگاهی جهانی شیعی هستیم»، تقابل ایران و غرب را صرفاً یک منازعه نظامی ندانست و آن را برخورد دو نگرش متفاوت به جهان توصیف کرد. چند هفته بعد نیز در نوشته‌ای دیگر، برای ایران نقشی فراتر از دفاع از خود قائل شد و از آن به‌عنوان نیرویی برای مقابله با استعمار در غرب آسیا سخن گفت.

بنابراین، اظهارنظر اخیر او را باید در امتداد یک سیر فکری دید؛ سیری که در آن ایران از یک موضوع سیاسی به یک مفهوم تمدنی برای نویسنده تبدیل شده است.

البته یک فرد، نماینده یک ملت یا جریان جهانی نیست و نباید از موضع میزراحی نتیجه گرفت که چنین نگرشی الزاماً در میان یهودیان یا جامعه اسرائیل فراگیر شده است. اما اهمیت او در جای دیگری است: او نمونه‌ای قابل مشاهده از مخاطبی است که اشتراک مذهبی یا ملی با ایران ندارد، اما بخشی از گفتمان ایران را با ارزش‌های شخصی خود هم‌راستا می‌بیند.

در همین نقطه، بحث از قدرت نرم ایران آغاز می‌شود. قدرت نرم فقط جذب مخاطب از طریق اشتراک مذهبی یا فرهنگی نیست؛ زمانی به قدرت واقعی تبدیل می‌شود که یک روایت بتواند در ذهن انسان‌هایی با پیشینه‌های متفاوت، مفاهیمی مانند استقلال، عدالت، کرامت، مقاومت و مقابله با سلطه را نمایندگی کند.

روایت میزراحی نشان می‌دهد که ظرفیت گفتمانی ایران می‌تواند از مرزهای شیعه و حتی مرزهای اسلام عبور کند. مخاطب قدرت نرم ایران لزوماً کسی نیست که مسلمان یا متحد سیاسی تهران باشد؛ می‌تواند یک یهودی عرب‌تبار، یک مخالف صهیونیسم، یک فعال ضدجنگ یا فردی از آمریکای لاتین و آفریقا باشد که در تجربه خود با مسئله استعمار و سلطه درگیر است.

البته این سرمایه تنها زمانی پایدار می‌ماند که میان گفتمان و عملکرد فاصله عمیقی ایجاد نشود. قدرت نرم را نمی‌توان صرفاً با تبلیغ ساخت؛ اعتبار آن از رفتار، ثبات، صداقت و توانایی تبدیل ارزش‌های اعلام‌شده به تجربه واقعی شکل می‌گیرد.

از این منظر، داستان آلون میزراحی صرفاً داستان یک نویسنده ضدصهیونیست نیست. او نمونه‌ای از مخاطبی است که در میان بحران روایت‌های مسلط جهان، در گفتمان ایران مفاهیمی یافته که برایش معنا دارد. این همان نقطه‌ای است که یک گفتمان سیاسی می‌تواند از مرزهای جغرافیا و مذهب عبور کند و به قدرت نرم تبدیل شود؛ قدرتی که مخاطب آن الزاماً متحد رسمی ایران نیست، اما بخشی از تصویر ایران را به‌عنوان نماد استقلال، مقاومت و کرامت انسانی پذیرفته است.







دوشنبه ۲ شهریور ۱۴۰۵ - 24 August 2026