قیمت طلا امروز




 لیبرالیسم

 سایت اقتصادنیوز / ۱ ساعت قبل

پاسخ صریح محمد قوچانی به ناصر مهدوی | نسل من عبور از شریعتی را مدیون سروش است اما در سروش هم نمانده است | نه مریدم، نه مراد، روزنامه‌نگارم و جستجوگر حقیقت | حتی با معیار «صلح کل» مولوی چگونه می‌توان از دکترین هسته‌ای

اقتصادنیوز: ناصر مهدوی در نقد مطلب لیبرالیسم نقابدار محمد قوچانی، حمله به عبدالکریم سروش را محکوم کرد. قوچانی هم در پاسخ، از نقد خود بر سوابق فکری و سیاسی سروش، دیدگاه‌های او درباره مدرنیته، اقتصاد و حکومت دینی دفاع کرده است.
 پاسخ صریح محمد قوچانی به ناصر مهدوی | نسل من عبور از شریعتی را مدیون سروش است اما در سروش هم نمانده است | نه مریدم، نه مراد، روزنامه‌نگارم و جستجوگر حقیقت | حتی با معیار «صلح کل» مولوی چگونه می‌توان از دکترین هسته‌ای
به گزارش اقتصادنیوز، ناصر مهدوی، استاد فلسفه و عرفان در یادداشتی که در کانال تلگرامی خود منتشر کرده می گوید: فضای روشنفکری و فرهنگی ایران در شرایطی که جامعه با رنج‌های متعدد روبه‌روست، به‌جای کمک به مردم و یافتن راهی برای برون‌رفت از مشکلات، گرفتار جدال‌های تند و شخصی شده است.

او با اشاره به نقدهای دکتر موسی غنی‌نژاد به علی شریعتی و سپس نقد عبدالکریم سروش و مقاله محمد قوچانی با عنوان «لیبرالیسم نقابدار»، می‌گوید این مناقشات نه‌تنها به تلطیف فضای فکری جامعه کمک نکرده، بلکه بر تیرگی آن افزوده است. 

او در نقد روش قوچانی، مقاله او را گرفتار «ذات‌گرایی» و «جزمیت معرفتی» و نیز استقرای ناقص می‌داند؛ به این معنا که قوچانی از یک جنبه خاص درباره فناوری و مدرنیته، حکمی کلی صادر کرده و بر اساس نقد سروش از صنعت و تکنولوژی، تمام شخصیت و کارنامه فکری او را زیر سؤال برده است. 

مهدوی ضمن تأکید بر اینکه قصد دفاع از اندیشه سروش را ندارد، از قوچانی می‌خواهد در نقد مخالفان خود از قطعیت‌گرایی و برچسب‌زنی فاصله بگیرد و به‌جای کوچک‌کردن واقعیت در چارچوب ذهنی خود، ذهن را برای فهم پیچیدگی واقعیت گسترش دهد.

در پاسخ به این استاد فلسفه و عرفان محمد قوچانی، سردبیر آگاهی نو یادداشتی در سایت انصاف نیوز منتشر کرد. در یادداشت این روزنامه نگار آمده:

گویی میراث مولوی بهانه‌ای شده است تا همگان بتوانند به استناد بیتی و شعری از صوفی اعظم برای دیگران حد و حدود مشخص کنند.

از جمله استاد عزیز دکتر ناصر مهدوی- اشبه‌الناس در سخنوری و مولوی‌خوانی به سبک سروش – و مدرس دوره‌های عالی تدریس آموزه‌های عرفانی چون «ذهن زیبا» و «عشق درمانگر» را برگزار می‌کنند که از مثنوی معنوی دارویی برای دردهای مادی می‌سازند، در جستاری انتقادی از بنده حقیر خواسته‌اند در نقد سروش حد خود بشناسم و پا از آن بیش نگذارم و به دایره پیر طریقت سروشیه تعرض نکنم و ظریفانه از زبان مولانا متذکر شده‌اند که:

نازنینی تو ولی در حد خویش الله الله، پا منه از حد بیش

خدا را شکر که ادامه شعر مولوی را نیاوردند که:

گر زنی بر نازنین تر از خودت

در تگ هفتم زمین زیر آردت

تفکر تصوف همین است. مهر و قهرش بهم در است. در عین رحمت در اوج خشونت است که صوفیان در تاریخ کم از فقیهان دگرکشی نکرده‌اند؛ چون همواره در پی دین ناب بودند، از پی می ناب …

نمودی از این خشونت کلامی را می‌توان در جوابیه‌های عبدالکریم سروش به منتقدان دید که به تعبیر دکتر ناصر مهدوی «با نقدی تند و زبانی عتاب‌آلود فضا را دلگیرتر» کرد.

با وجود این مفسر مولوی از پیشکسوت خویش چنان دفاع می‌کند تا هر چه بیشتر جای خالی او را در وطن پر سازد.

پس سه ملاحظه بر مقاله من نوشته‌اند:

اول پرسیده‌اند که من با که پیمان بسته‌ام و سر از پیمان که برتافته‌ام؟ و این رسم صوفیه است که هر کسی یا مرید است یا مراد.

من اما با کسی پیمان نبسته‌ام. نه مریدم، نه مراد. نویسنده و روزنامه‌نگارم و جستجوگر حقیقت. حقیقت از افلاطون هم برایم عزیزتر است؛ عبدالکریم سروش که جای خود دارد.

روزنامه‌نگاران- که نسل‌شان رو به زوال است – روشنفکرانی هستند که اندیشه‌ها را به میان شهروندان می‌برند. اگر مریدان فکر می‌کنند که کار ما روزنامه‌نگاران فقط در حد ضبط صوتی است که سخن مراد ایشان را منعکس کنیم، در خطا هستند.

روزنامه‌نگار، تاریخ امروز را می‌نویسد برای نسل فردا و برای تاریخ‌نویسی باید تفکر انتقادی داشت.

در این نقد، ما هیچ قطب و مقتدایی چه در حکومت، چه بر حکومت نداریم و وام‌دار هیچ فرقه و حزب و حلقه و اداره‌ای هم نیستیم. در نقد حکومت کم‌هزینه ندادیم و در نقد اپوزیسیون.

روزنامه‌نگاری فقط فرم (صورت) نیست، محتوا هم هست. روشنفکری دینی بدون روزنامه‌نگاری (از کیهان فرهنگی و کیان و مدرسه و اندیشه پویا در اثبات و مهرنامه و سیاست‌نامه و تجارت فردا و آگاهی نو در انتقاد از این جریان) فروغی نداشته و ندارد.

نسل من عبور از شریعتی را مدیون سروش است اما در سروش هم نمانده است. قرار هم نبود در سروش بماند که خود او تحقیق را بر تقلید در سلوک دانشجویی ترجیح می‌داد.

دکتر مهدوی از اینکه من دکتر سروش را ایدئولوگ نظام خوانده‌ام برآشفته‌اند و فکر کرده‌اند ایشان از بدو انقلاب اپوزیسیون آن بوده‌اند.

اما به استناد تاریخ دکتر عبدالکریم سروش فیلسوف حکومت و ایدئولوگ آن در دهه شصت بودند که نه تنها در نهادهای حکومتی مانند ستاد انقلاب فرهنگی برای ایجاد دانشگاه اسلامی و انقلابی مأموریت داشتند، بلکه در صدا و سیما و در دوره‌های آموزشی نهادهای حاکمیتی دیگر حضور می‌یافتند.

در مناظره‌های تلویزیونی کنار محمدتقی مصباح یزدی به عنوان فیلسوفان صدرایی رو در روی چپ‌ها می‌نشستند و در وصف امام امت در مجالس و مراسم سخنرانی می‌کردند؛ چه در حیات چه پس از درگذشت ایشان.

کتاب‌های درسی دبیرستان در حوزه اندیشه اسلامی (به عنوان اساس ایدئولوژی نظام سیاسی) از جمله به قلم عبدالکریم سروش بود و کتاب‌هایشان را سازمان صدا و سیما منتشر می‌کرد و مجلات حکومتی چون هفته‌نامه سروش و ماهنامه کیهان فرهنگی و روزنامه‌های اطلاعات و کیهان در خدمتشان بود؛ تا جایی که می‌توانست مجله کیهان فرهنگی را از چاپ مقالات رضا داوری منع کند و به اشارتش شاگردان وفادارش علیه رضا داوری (که هنوز جانشین سروش در کرسی ایدئولوگ نظام نشده بود)، افشاگری و پرده‌دری کنند و در دهه شصت او را سلطنت‌طلبی متهم کند و طوماری را در هم بپیچند و ندا در دهند که «بیا کاین داوری‌ها به نزد داور اندازیم» چرا؟ چون پوپر را نقد کرده بود!

و البته داوری در دهه هفتاد سنگر به سنگر کرسی‌های حکومت را فتح کرد و در حاکمیت اصولگرایان به ایدئولوگ آنان بدل شد، همچنان که سروش ایدئولوگ اصلاح‌طلبان ماند.

من هرگز و هرگز کلمه «بی‌سواد» را درباره دکتر سروش به‌کار نبردم و آقای مهدوی خوب است سند این ادعا را بیاورند.

افشاگری درباره سفر ژاپن را هم من انجام نداده‌ام. آن روایت را راوی صادقی به نام دکتر محمد طبیبیان دارد که شواهدی هم دارد و در مقاله‌ام خود را از تکرار آن خاطره بی‌نیاز خواندم که مقاله «صناعت و قناعت» در کتاب «تفرج صنع» خود در اثبات ضدیت سروش با تکنیک کافی است و از آن بالاتر تضاد میان قول و فعل را می‌توان در همین زمان دید که استاد معظم در ینگه دنیا نشسته و (به تقریر و تصریح خویش در گفتگو با مجله اندیشه پویا) با وجود اینکه مدعی است میهن اولش (احتمالا مقصود حکومت است نه ملت ایران) او را از خود رانده (؟!)، بیگانه (که آن را میهن دومش می‌خواند و نه تبعیدگاه) در ایالات متحده آمریکا به او حقوق بازنشستگی مکفی می‌دهد و بازهم استاد از آمریکا و تکنولوژی‌اش بیزاری می‌جوید و ما ایرانیان را به قناعت می‌خواند!

مبارزه دکتر سروش (به تعبیر خودش) با دونالد ترامپ در کم‌تر کار کردن و کمتر مالیات دادن خلاصه می‌شود که فصلی دیگر بر کتاب معروف «چه کسی می‌تواند مبارزه کند؟» است.

دوم.

دکتر مهدوی مرا ذات‌گرا خوانده‌اند که گویی اسیر تکنولوژی غربی شده‌ام!

من ذات‌گرا نیستم، اما بی‌توجه به منطق تاریخ هم نیستم و همچون دکتر سروش معتقد نیستم که تجدد رستورانی است که می‌توان منوی آن را به دلخواه نه تنها برگزید که به طبع و میل خود به آشپز سفارش داد و در سوپ قارچ آب و آویشن و شنبلیله ریخت و آن را آش شله‌قلمکار نامید!

سوپ قارچ فرنگی است و آش شله‌قلمکار هم تعریف دارد.

این را فیلسوفان تاریخ به ما آموخته‌اند که تاریخ منطق دارد و فرهنگ معنا دارد و جغرافیا مهم است و اراده‌گرایی حدی دارد.

انکار هگل و او را پای در گل دانستن ناشی از تقلیل فلسفه از فلسفه سیاسی به کلام جدید بود و معرفت‌شناسی و فیلسوفان دیگری چون سید جواد طباطبایی بودند که ناسازه‌ی روشنفکری دینی را نشان دادند.

من البته به نواندیشی دینی و از آن روشن‌تر به اجتهاد در دین اعتقاد دارم که اصلاح دینی را از اصلاح دین جدا می‌کند و با «بسط تجربه نبوی» مدعی وحی نمی‌شود و با نظریه «قرآن محمدی» کلام خدا را کلام پیامبر خدا نمی‌سازد و پیامبر اسلام را با شرمندگی به اقتدارگرایی متهم می‌سازد و این است فرقه‌ای در دین که نه شیعه است و نه سنی و حتی نومعتزله هم نیست چه رسد به پروتستانتیسم اسلامی!

روشنفکری دینی در عصر ما از برنامه‌ای پژوهشی به فرقه‌ای سیاسی بدل شده است که با جدایی مصطفی ملکیان و محسن کدیور و آرش نراقی از آن به طریقت مولوی جدید یا همان سروشیه بدل شده است و در نظریه خود همان قدر متناقض شده است که روزی مارکسیسم اسلامی از آن رنج می‌برد و امروز لیبرالیسم اسلامی به آن مبتلا شده است.

این ناسازه‌ی روشنفکری دینی در فهم لیبرالیسم خود را این گونه نشان داده است که فکر می‌کند بدون اقتصاد آزاد می‌تواند به جامعه باز برسد.

همه سخن من این بود که اگر دکتر سروش مدعی لیبرالیسم است و خود را لیبرال فرهنگی می‌خواند یا لیبرال سیاسی می‌داند (که در گفتگو با اندیشه پویا چنین گفته است)، این دیدگاه بدون پذیرش لیبرالیسم اقتصادی و بازار آزاد رقابتی و انقلاب صنعتی و حقوق مالکیت و بخش خصوصی ناممکن است و سیر تاریخی این اندیشه را توضیح دادم.

حتی لیبرال‌های سیاسی مانند جان رالز با وجود باور به عدالت این چنین ارتجاعی در باب بازار آزاد و اقتصاد آزاد و تکنولوژی و توسعه نمی‌اندیشند.

دکتر سروش در یادبود درگذشت مهندس بازرگان به فن بیان از او تجلیل می‌کرد که «او به نام بازرگان بود، نه به صفت»!

ما جوانانی بودیم که از این هنرمندی در کلام مشعوف بودیم. حال که نمی‌دانستیم بازار قلب توسعه است.

سروش به نام اینکه بازرگان چون روحانیت با دین کاسبی نکرد، به تحریف بزرگتری دست می‌زد؛ گویی بازرگانی و تجارت از مکاسب محرمه و قبیحه است!

مرحوم عباسقلی بازرگان پدر مهدی بازرگان تاجر بود و تاجران در انقلاب ملی ایران یعنی جنبش مشروطیت پیشتاز بودند و در پیوند با روحانیان و روشنفکران بر استبداد شوریدند.

همان گونه که در اروپا جنبش آزادی از استبداد دینی و غیر دینی از بازار شروع شد.

انکار بازار و تحقیر اقتصاد و طعنه در رقابت و نفی صناعت و رد توسعه هر چه باشد با مدرنیته نسبت ندارد، چه رسد به لیبرالیسم.

البته می‌توان لیبرالیسم و مدرنیسم را نقد و حتی رد کرد اما نمی‌توان آن را تحریف کرد که «شیر بی سر و دم و اشکم کی دید؟ این چنین شیری خدا خود نافرید»

مدرنیسم و لیبرالیسم فیلی است که در تاریکی نمی‌توان آن را دید و فهمید.

ممکن است پس از فهمیدن این موجود عظیم‌الجثه متوجه شویم که تجدد و ترقی چنان که در اروپا رخ داد با سنت و تاریخ و تمدن ما سازگار نیست و باید به قول سید جواد طباطبایی در پی «تجددی دیگر» بود اما این تجدد دیگر با پرسش‌های متجددانه از سنت به‌دست می‌آید، نه وصله‌پینه کردن.

بهترین مواجه ما با تجدد اتفاقا از همان بازار شروع شد که علیه استبداد برخاست و حکومت قانون را خواست و نهضت مشروطیت را رقم زد.

امری که روشنفکری دینی ما همچون علی شریعتی از آن غفلت کرد و به نام اسلامی کردن انقلاب، اسلام سنتی را به اسلام انقلابی بدل کرد.

سروش هم که با نقد ایدئولوژی شریعتی راه خود را از او جدا کرد ظاهرا در پی اسلام مدرن بود اما سر از اسلام صوفی درآورد.

اما اگر با محمدباقر مجلسی و شیخ فضل‌الله نوری نمی‌توان به مشروطه رسید، با امام محمد غزالی و جلال‌الدین بلخی هم نمی‌توان به توسعه رسید.

مگر اینکه همچون سید حسین نصر از اساس با تجدد مشکل داشته باشیم و این نقد، نه ذات‌گرایانه که تاریخ‌شناسانه است که تجدد چرا و چگونه و کجا و با چه کسانی و با چه اندیشه‌هایی پدید می‌آید یا پدید نمی‌آید؟

از اتفاق، ذات‌گرایی آموزه‌ فیلسوفان قاره‌ای علیه فیلسوفان تحلیلی است که برای تجدد و تکنولوژی به ذات قائلند.

اگر در غرب افرادی چون هایدگر بوده‌اند که تکنولوژی را نقد کرده‌اند سروش را با ایشان چه کار که در همین گفتگو با اندیشه پویا به هایدگر و هایدگریست‌هایی چون احمد فردید و رضا داوری طعنه می‌زند و به‌درستی به برآمدن فاشیسم از هایدگریسم اشاره می‌کند.

تا خوانده‌ایم سروش مدافع پوپر و منتقد هایدگر بوده است. حال چه شده است که شما از هایدگر برای او حجت در نقد تجدد و توسعه می‌آورید؟!

از فضیلت‌گرایی ژان ژاک روسو، جمهوری ترور و وحشت ماکسیمیلیان روبسپیر و از فلسفه‌ی نیچه و هایدگر فاشیسم هیتلری سر بر آورد و پروار شد و این را پوپر و سروش به ما یاد دادند، قبل از آنکه مقاله هایدگر علیه علم و تکنولوژی را نومارکسیست‌هایی چون یوسف اباذری و مراد فرهادپور در مجله ارغنون ترجمه و ترویج کنند.

چون چگونه ممکن است اینان حجت شما در نقد تجدد و توسعه باشند؟

خوب شد به کارل مارکس و نظریه ازخودبیگانگی او در نقد انقلاب صنعتی اشاره نکردید چون او ماشین را رد نمی‌کند بلکه به تسخیر آن به دست کارگران می‌اندیشد.

اما با این روش استدلال، نیای منتقدان سرمایه‌داری خود کارل مارکس است!

اما ماکس وبر که او را در رده منتقدان مدرنیته آوردید، بی‌شک نظریه‌پرداز سرمایه‌داری و بورژوازی صنعتی است و مدافع نسبت لیبرالیسم و کاپیتالیسم.

شاهکار او؛ «اخلاق پروتستان و روح سرمایه‌داری» در اثبات نسبت اصلاح دینی و اصلاح اقتصادی است و اینکه بدون نواندیشی دینی امکان سرمایه‌داری و بدون بورژوازی تداوم اصلاح دینی ناممکن است.

پس چه جای قیاس ماکس وبر با دشمنان تکنولوژی و ماشین از جلال آل احمد و علی شریعتی تا عبدالکریم سروش؟!

سروش به فردیدی ناسزا می‌گوید که معلم آل احمد و علی شریعتی بود و تلقی غربزدگی به ماشین‌زدگی را از او آموخته بودند.

آیا سروش هم از راه غزالی و مولوی به اسلاف خود پیوسته است؟!

آیا تذکار این – به قول سروش – «ارتجاع مترقی» توهین به استاد است؟ مگر این زبان و ادب را خود استاد به ما یاد نداد؟!

من چه بی‌احترامی به سروش کرده‌ام که گاه به عبارات او تشبه می‌جویم و به یاد می‌آورم که در پس این لیبرالیسم ناتمام، «دگماتیسمی نقابدار» خفته است که نام رساله‌ای از دکتر سروش در نقد مارکسیسم بود.

دگماتیسمی که نوعی بنیادگرایی دینی است که او خود در قلب تکنولوژی نشسته است و به ملت ایران که پنجاه سال است برای توسعه مبارزه می‌کند توصیه می‌کند از ماشین لباس‌شویی استفاده نکنند و رخت خود را بر آفتاب بیافکنند تا خشک شود!

من از اعتبار علمی سروش کم می‌کنم یا خود او که با حسرت از آرمانشهری در آمریکا می‌گوید که مردمش در روستایی به دور از تمدن نه برق دارند و نه دارو مصرف می‌کنند و فقط زراعت می‌کنند به قدر کفایت و تجارت نمی‌کنند و صناعت ندارند و زنانشان حجاب می‌کنند و پیرو کلیسای کاتولیک هستند.

این بود ماحصل عمر مارتین لوتر اسلام؟!

آیا برای این دستاوردها در دهه هشتم زندگی لازم بود ایشان به آمریکا بروند یا می‌شد نزد طالبان هم به همین نتیجه رسید؟

سوم.

استاد مهدوی فرموده‌اند من همه (؟!) کارنامه دکتر سروش را یکسره انکار کرده‌ام!

من نه تنها چنین نکرده‌ام که بر وام‌داری نسل خود به او در معرفت‌شناسی و کلام جدید و علوم انسانی اصرار کرده‌ام.

من علوم سیاسی خوانده‌ام و سی سال است روزنامه‌نگاری اندیشه می‌کنم.

وقتی در نقد دکتر داوری می‌نوشتم دکتر سروش مرا که جوانی بودم تشویق می‌کرد و پاره‌ای از مهم‌ترین گفتگوها با دکتر سروش با نشریاتی انجام شد که من سردبیرش بودم.

پنج جلد کتاب در نقد و بررسی اسلام سیاسی نوشته‌ام و برایشان هزینه داده‌ام.

نقد نظریه سیاسی – اقتصادی دکتر سروش از نقش او در معرفت‌شناسی و فلسفه علم و کلام جدید کم نمی‌کند.

دکتر سروش خود نیز می‌گوید نظریه‌پرداز اقتصاد نیست و در بیانیه جدید خود دریافت خود از علم اقتصاد را با این ترجمه‌ی سطحی علم اقتصاد به «پول‌شناسی» نشان داده‌اند تا دکتر غنی‌نژاد را تحقیر کند، غافل از آنکه اقرار به جهل خویش از علم اقتصاد می‌کند.

همان‌طور که روزی فکر می‌کرد جامعه مدنی همان جامعه اخلاقی است یا فرض می‌کرد در جامعه دینی باید حکومت دینی باشد و این همان حکومت دموکراتیک دینی است که در ترجمه‌ی اصولگرایان به مردم‌سالاری دینی تعبیر شد.

دکتر سروش که روزی در پی اسلامی کردن دانشگاه بود و می‌خواست با ریختن آب توبه بر سر روشنفکری، آن را هم اسلامی کند، چون در فلسفه سیاسی و حقوق اساسی و تاریخ ورودی نداشت با رویکرد کلامی و الهیاتی و عرفانی فکر می‌کرد اگر اکثریت یک جامعه مسلمان باشند لاجرم حکومت آنان هم باید اسلامی باشد!

در حالی که در طول تاریخ اکثریت مطلق حکومت‌ها در جوامع مسلمان، اسلامی نبوده‌اند و نیستند و هیچ ذاتی در سیاسی بودن اسلام وجود ندارد و چه بسا مسلمانان نخواهند حکومت دینی داشته باشند نه فقط سکولارهای مدرن در ترکیه که حتی شیعیان سنتی که تا ظهور امام زمان هیچ حکومتی را مشروعه نمی‌دانستند و ناگزیر حکومت مشروطه را بر حکومت مطلقه ترجیح می‌دادند و این پاسخ همان سوالی است که دکتر سروش برای جواب آن با سید جواد طباطبایی در غربت تماس گرفت و گذشته از چند سوال درباره هگل از او پرسید که چرا فکر می‌کند مجتهدان مانند آخوند خراسانی و میرزای نائینی مشروطه را از روشنفکرانی مانند شریعتی و سروش بهتر فهمیده‌اند؟

و شگفتا که کل این پژوهش را که اول بار اکبر ثبوت و محسن کدیور انجام دادند را به توطئه‌ی چند روزنامه‌نگار فرومی‌کاهد!

دکتر سروش البته هرگز مبانی نظریه حکومت دموکراتیک دینی را (که در تداول اصولگرایی به مردم‌سالاری دینی بدل شد) تنقیح نکرده است و حتی وقتی که از پارادوکسی به نام «سکولاریسم سیاسی» سخن گفتند توضیح نداد که این تناقض‌نمای نوین چگونه با نظریه قدیم ایشان جمع می‌شود!؟

هیچ حکومتی خود را استبداد دینی نمی‌نامد و همه مدعی مردم‌سالاری دینی هستند بلکه نظریه حکومت دموکراتیک دینی در عمل زمینه‌ساز نظریه مردم‌سالاری دینی شد.

حکومتی که مردم‌سالاری (ترجمه غلط دمکراسی به جای حکومت قانون به حکومت مردم) را تا جایی پذیرفته می‌پذیرد که مردم نه فقط مسلمان که معتقد به اسلام سیاسی باشند و در چارچوب ایدئولوژی اسلام‌گرایی رای دهند و اوج خود را پس از دو دهه آزمودن نسبت دموکراسی و دینداری از ۱۳۷۶ تا ۱۳۹۶ در انتخابات ۱۴۰۰ نشان داد.

مسلم است که سروش امروز از نظریه حکومت دینی (ولو دموکراتیک) عبور کرده است اما آیا دکتر سروش یک بار این نظریه خود را نقد کرده است که اکنون او را قهرمان مبارزه با استبداد دینی می‌دانید؟

این نقد نه فقط یک نقد نظری که نقدی سیاسی هم هست.

نمی‌دانم شما مصاحبه اخیر ایشان با اندیشه پویا را خوانده‌اید یا نه؟

ایشان در این گفتگو با همه نفرت از صنعت، مدافع بمب اتمی شده‌اند! و گفته‌اند در میان گرگ‌ها باید گرگ شد!

گویی ژاپن و آلمان و ایتالیا و برزیل و حتی ترکیه که صنعتی شده‌اند نمی‌فهمند که باید گرگ بود.

البته دکتر سروش در این مصاحبه به نظریه هابز پیوسته‌اند و انسان را گرگ-انسان می‌دانند و گفته‌اند به ذات بشر بدبین شده‌اند.

من با تغییر اندیشه سیاسی مشکلی ندارم و حتی موافق آن هستم.

اما سوالم اینجاست: در شرایطی که ایران به اتهام واهی ساخت سلاح هسته‌ای زیر آتش است و ما هر شب با هراس از جان کودکانمان می‌خوابیم و دولت اصلاح‌طلب ایران در پی اثبات واهی بودن اتهام ترامپ است چرا سروش از آمریکا ندای حلیت بمب اتمی را سر می‌دهد؟!

دکتر سروش می‌گوید در سفر به ژاپن برای الگوگیری از توسعه آن کشور به هند فکر می‌کرد. سرزمین قناعت که گونه‌ای رواداری صوفیانه هم دارد و اساسا تصوف ریشه در آن دارد.

در هند امروز البته دیگر خبری از جنبش عدم خشونت ماهاتما گاندی نیست و بنیادگرایی هندو در پیوند با صهیونیسم علیه اسلام‌گرایی جمهوری اسلامی پاکستان وارد رقابت اتمی شده است.

اکنون به راستی حتی با معیار «صلح کل» مولوی چگونه می‌توان از دکترین هسته‌ای سروش دفاع کرد؟!

هند یا ژاپن کدام یک الگوی توسعه استاد هستند؟ حکومت ژاپن که قربانی بمب اتمی است یا حکومت هند که آماده به‌کار بستن بمب اتمی است؟

چگونه می‌توان در کشور متخاصم با ایران (که ما را به نابودی تمدن‌مان تهدید می‌کند و اگر کوچک‌ترین سندی برای تسلیح هسته‌ای ایران بیابد در تکرار تجربه ژاپن تردید نمی‌کند) نشست درباره تسلیح هسته‌ای حکومت نظریه داد؟

آیا این سخن مسئولانه است؟ این خیرخواهی چه نسبتی حتی با مولوی و گاندی دارد؟ این چه مشورتی است که به حکومت دینی می‌دهند؟ آیا این هم مبارزه با استبداد دینی است؟

دکتر سروش که در سرتاسر دهه شصت (که دوستان چپ سابق و اصلاح‌طلب بعدی بر سر کار بودند) یک کلمه در نقد حکومت دینی نگفت و و پس از فوت آیت‌الله خمینی او را در کیهان فرهنگی «آفتاب دیروز و کیمیای امروز» خواند و در دهه هفتاد در مجله کیان در دوره اوج روشنفکری دینی و در آستانه بازگشت اصلاح‌طلبان سیاسی به حکومت امام امت را (به زبان نظریه امت و امامت علی شریعتی) «مدافع درک عزیزانه از دین» (سودای سر بالا) در تداوم راه سید جمال‌الدین اسدآبادی می‌دانست آیا منتقد حکومت دینی است؟

البته دکتر سروش همچنان شیفته امام خمینی است و در برابر همه پادشاهان تاریخ ایران ایشان را باسوادترین حاکم ایران می‌داند که ریشه در نظریه‌ی «حاکم حکیم» در فلسفه افلاطون دارد که سلف حکومت فقهاست و بیش از آنکه حکومت باشد ولایت است که از عرفان می‌آید و نه سیاست.

بر اساس چنین اندیشه‌ای دکتر سروش هنوز نظریه‌پرداز حضور دیانت در حکومت است که گرچه از ایدئولوژی فقهی فاصله گرفته اما می‌خواهد با تأسیس کرسی قناعت در دانشگاه آن را از ایدئولوژی فقهی به سوی ایدئولوژی صوفی سوق دهد و صوفیان را بر کرسی فقیهان بنشاند تا حکومت زاهدان را بسازند.

این بار چپ از بطن باطنیان و سنتیان و صوفیان برمی‌خیزد و با توسعه و سرمایه می‌ستیزد.

مشکل ما اما در ایدئولوژی است و نه فقه یا عرفان یا فلسفه یا علم یا تکنولوژی که اگر ایدئولوژی نشوند هر یک به کاری می‌آیند.

آیا دکتر سروش که هنوز در همین گفتگو با مجله اندیشه پویا از پاکسازی دانشگاه در انقلاب فرهنگی برای ساختن دانشگاه انقلابی دفاع می‌کند و از آن قلع و قمع ایدئولوژیک پشیمان نیست آیا شایسته مدایح بی‌صله شماست؟

دکتر سروش که می‌گوید اگر دوباره به قدرت برسد دانشگاه را این بار از اساتید بی‌سواد تسویه خواهد کرد، آیا استادانی چون محسن کدیور و آرش نراقی را به دانشگاه برمی‌گرداند یا آنان را به سبب دگراندیشی و دگرباشی رد صلاحیت می‌کند؟

فردید را (اگر زنده شود) به سبب ارتکاب به منکرات و مسکرات (که سی سال پس از مرگش آن را فراموش نمی‌کند) رد صلاحیت می‌کند؟

و علی شریعتی که با مدرک «زبان فارسی» از پاریس در بورسیه پادشاهی پهلوی، در حالی که از «ت» تاریخ بدش می‌آمد «تاریخ تمدن» درس می‌داد و به زبان فرانسه به متفکری مجهول به نام شاندل با جعل کتاب به زبان فرانسه در پانوشت جزوه‌های علمی دانشگاهی، درس جامعه‌شناسی و اسلام‌شناسی می‌داد، را تأیید صلاحیت می‌کند؟

و سرانجام استاد مهدوی از من پرسیده‌اند که چرا هیاهو و جنجال کرده‌ام؟!

آیا این جنجال را ما آفریدیم یا سروش که در نقد غنی‌نژاد دو صد ناسزا بیشتر نوشت؟ و در نقد بنده حقیر (به جرم اینکه پا را از حد خود فراتر نهاده‌ام) مرزهای ناسزا را جابه‌جا کرده است!؟

من قاضی نیستم و قضاوت جنایی و کیفری نمی‌کنم.

هر کس شهادتین را بر زبان آورد مسلمان است ولو آنکه با اسلام‌گرایی به جای مسلمانی و ایدئولوژی به جای دینداری (که دکتر سروش خود به ما آموخت دین فربه‌تر از ایدئولوژی است) در دین بدعت بسازد.

من نویسنده‌ام و روزنامه‌نگار. می‌خوانم و می‌نویسم و می‌دانم که از لوتر هم کالونی برآمد که در ژنو استبدادی دینی به نام اصلاح دینی ساخت.

اینکه بگویم پوپر بیشتر در فلسفه علم متبحر است تا فلسفه سیاسی ناشی از درس و بحث است نه قضاوت و نقد سروش هیاهو نیست چون من مقاله نوشته‌ام نه بیانیه.

استناد کرده‌ام، اتهام نزده‌ام. کیفرخواست نداده‌ام، تحقیق کرده‌ام.

چه کسی گفته است مقاله نوشتن هیاهوست و بیانیه صادر کردن فروتنی؟

هیاهو و محکمه، مصاحبه‌ی سروش است که یک جا در یک مصاحبه به حساب رضا داوری و احمد فردید و محسن کدیور و آرش نراقی و دکتر وحید دستجردی و … رسیده است و در پوستین خلق افتاده و به منکرات و مسکرات فردید پرداخته است و یکی را (ولو نابخرد) ملعون خوانده است و دیگری را همنشین فرقه ضاله و روشنفکری دینی را شیخ تکفیرگر نامیده است.

البته خدا را شکر دکتر سروش برای آن روشنفکر دینی که شیخ تکفیرگر نامیده، در مقام خدایگانی راه توبه را باز گذاشته است!

خدا این توفیق را به همه ما بدهد!

آقای دکتر ناصر مهدوی عزیز، من حد و حدود خود را می‌شناسم؛ نویسنده و روزنامه‌نگارم و مقاله می‌نویسم و بیانیه نمی‌دهم و نقد را گناه کبیره نمی‌دانم.

آن‌قدر حد خود را می‌دانم که در پنجاه‌سالگی (در سن و سالی کمی بیشتر از علی شریعتی که جوان‌مرگ شد) همچون او فیلسوفان را پفیوزان تاریخ ندانم و در فلسفه ذات‌گرایی نکنم و فحش به فلسفه را تعمیم ندهم!

مانند آن مرحوم در درس اسلام‌شناسی احضار روح هم نمی‌کنم و با مدرک ادبیات فارسی ادعای جامعه‌شناسی ندارم.

به نصیحت دکتر احسان شریعتی هم توجه دارم که دفاع بد از پدرش به شیوه دکتر سروش را با میراث مرحوم شاندل ناسازگار دانسته است و از این رو حتی از دکتر موسی غنی‌نژاد هم دفاع بد نمی‌کنم و همانند سروش از شریعتی دفاع بد نمی‌کنم.

اما آیا بزرگان هم حد خویش می‌شناسند که چه در مقام مراد و چه در مقام مرید فحش آبکشیده ندهند؟

سال‌هاست که حاکمیت شریعتمداران سبب شده است ایرانیان تجربه صوفیان در خشونت را از یاد ببرند و همه از لطف و رحمت اهل تصوف می‌گویند اما هرگز نباید از یاد برد که همین مولویان چون به قدرت برسند آن کار دگر می‌کنند که مولانا فرموده است:

لاجرم کفار را شد خون مباح

همچو وحشی پیش نشاب و رماح

جفت و فرزندشان جمله سبیل

زانکه بی‌عقلند و مردود و ذلیل

آیا قرار است مفتیان جای خود را به صوفیان بدهند؟!

 

  همچنین بخوانید خطر باز شدن پای عربستان و پاکستان به جنگ ایران | برنده پنهان استمرار جنگ کیست؟ | گام دوم به سوی جنگ جهانی برداشته شده است 8 نکته درباره سفر نخست وزیر جوان عراق به تهران | با تشکیل دولت جدید با عراق جدیدی روبه رو هستیم | علت ورود جنگنده های عراقی به آسمان ایران چه بود؟ سفری فراتر از دیدار رسمی/ الزیدی با چه پیامی به تهران می‌آید؟ پرواز فرودگاه بوشهر پس از ۱۳۳ روز از سر گرفته شد







چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ - 19 August 2026
تاریخ در آتش معامله - همدلی
روزنامه همدلی

تاریخ در آتش معامله - همدلی

مونا ربیعیان خبرنگار بافت تاریخی استرآباد، حافظه زنده گرگان و یکی از مهم‌ترین یادگارهای تاریخی شمال ایران، حالا در نقطه‌ای ایستاده که هر تصمیم درباره آن فقط یک تصمیم اقتصادی نیست؛ تصمیمی درباره هویت یک شهر و بخشی از حافظه تاریخی ایران است. خبر مذاکره برای تملک حدود ۵۰ هکتار از هسته مرکزی بافت [ ]
پاسخ صریح محمد قوچانی به ناصر مهدوی | نسل من عبور از شریعتی را مدیون سروش است اما در سروش هم نمانده است | نه مریدم، نه مراد، روزنامه‌نگارم و جستجوگر حقیقت | حتی با معیار «صلح کل» مولوی چگونه می‌توان از دکترین هسته‌ای
سایت اقتصادنیوز

پاسخ صریح محمد قوچانی به ناصر مهدوی | نسل من عبور از شریعتی را مدیون سروش است اما در سروش هم نمانده است | نه مریدم، نه مراد، …

اقتصادنیوز: ناصر مهدوی در نقد مطلب لیبرالیسم نقابدار محمد قوچانی، حمله به عبدالکریم سروش را محکوم کرد. قوچانی هم در پاسخ، از نقد خود بر سوابق فکری و سیاسی سروش، دیدگاه‌های او درباره مدرنیته، اقتصاد و حکومت دینی دفاع کرده است.
دریای آرال واقعاً دوباره جان گرفته است؟/ پشت پرده بازگشت آب و احیای یک فاجعه محیط‌زیستی
سایت اقتصاد ۲۴

دریای آرال واقعاً دوباره جان گرفته است؟/ پشت پرده بازگشت آب و احیای یک فاجعه محیط‌زیستی

دریای آرال زمانی یکی از بزرگ‌ترین پهنه‌های آبی جهان بود؛ بعد در چند دهه تقریباً ناپدید شد و به نمادی جهانی از یک فاجعه زیست‌محیطی تبدیل شد. حالا خبرهای تازه از قزاقستان از افزایش دوباره آب، کاهش شوری و ادامه بازگشت حیات به بخش شمالی آرال حکایت دارد. اما آیا می‌توان گفت آرال نجات پیدا کرده است؟
خفاش شب که بود و چه کرد؟
سایت روزنو

خفاش شب که بود و چه کرد؟

غلامرضا خوشرو هیچ تقاضا یا انتظار خاصی از من نداشت. حتی از من نخواست که از کسی درخواست کنم او را اعدام نکنند.
    
سایت روزنو

گاف تازه روابط عمومی بیمه دانا/خبر یک جلسه، عکس یک جلسه دیگر!

شهری در ایران که کارش بلعیدن عمر آدم‌هاست
سایت برترینها

شهری در ایران که کارش بلعیدن عمر آدم‌هاست

حتی می‌توان بخش مهمی از این وضعیت را به نحوه مدیریت تهران در سال‌های اخیر نسبت داد؛ شهری که تراکم‌فروشی، مجوزهای ساخت‌وساز و توسعه فیزیکی بدون تناسب با ظرفیت‌های حمل‌ونقل و زیرساختی، آن را هر روز فشرده‌تر و سخت‌تر کرده است.
         
سایت رکنا

فلیم لحظه سرقت موبایل زن جوان مشهدی در کمتر از چند ثانیه

خبرگزاری همشهری‌آنلاین

پایان وحشت در شهر+ ویدئو | زورگیران خشن موبایل و گردنبند دستگیر شدند

[مینا حیدری] نسخه آسفالت برای مشکلات!
سایت اطلاعات آنلاین

[مینا حیدری] نسخه آسفالت برای مشکلات!

تصاویر آسفالت کردن بستر رودخانه الیگودرز را که دیدم، نخستین واکنشم ناباوری بود. فکر کردم شاید یکی از همان شوخی‌های بی‌مزه فضای مجازی با هوش مصنوعی باشد؛ تصاویری که قرار است چند ساعتی دست‌به‌دست شوند و بعد فراموششان کنیم.
سایت اطلاعات آنلاین

«زیباترین قاتل سریالی آنلاین» چندان هم زیبا نبود!

فراتر از یک کلیپ؛ تبعات حقوقی رانندگی کودکان
خبرگزاری مهر

فراتر از یک کلیپ؛ تبعات حقوقی رانندگی کودکان

انتشار فیلم رانندگی کودکان، در کنار خطرات جانی، می‌تواند والدین را با مسئولیت‌های کیفری و مالی مواجه کند.
روزنامه هفت صبح

زنگ خطر برای عدالت آموزشی

زیدون؛ جایی که باغ می‌تواند به مقصد تبدیل شود
روزنامه ستاره صبح

زیدون؛ جایی که باغ می‌تواند به مقصد تبدیل شود

دو هزار هکتار زمین، ۴۰۰ هزار اصله نهال و نزدیک به ۵ هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری؛ دشت زیدون پلدشت منطقه آزاد ماکو دیگر فقط یک پروژه کشاورزی نیست. اینجا می‌تواند نقطه آغاز یک الگوی تازه باشد؛ جایی که کشاورزی مدرن، اشتغال، سرمایه‌گذاری و گردشگری در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.
    
بانک‌ها دیگر حق دست‌درازی ندارند
روزنامه شرق

بانک‌ها دیگر حق دست‌درازی ندارند

سال‌هاست بسیاری از شهروندانی که روزی از سر اعتماد یا ناچاری، ضامن وام کسی شده‌اند، خود را در وضعیتی می‌بینند که هیچ ربطی به بدهی آنها ندارد: حساب بانکی‌شان‌ بی‌آنکه دادگاهی رأیی صادر کرده باشد یا اجرائیه‌ای در کار باشد، یک‌شبه مسدود یا از موجودی آن برداشت می‌شود. این رویه که سال‌ها بر پایه بندهای یک‌طرفه …
موتورسواری بانوان  نیازمند تنظیم‌گری مسئولانه
روزنامه شرق

موتورسواری بانوان نیازمند تنظیم‌گری مسئولانه

در هر نظام سیاسی، فاصله‌ای میان تغییرات جامعه و به‌روزرسانی قواعد حاکمیتی وجود دارد، اما هنگامی که این فاصله بیش از حد عمیق شود، جامعه ناگزیر دست به خودتنظیمی می‌زند. یعنی پیش از آنکه نظام سیاسی، قواعد جدید را وضع و اجرا کند، شهروندان برای پاسخ به نیازهای روزمره خود، راه‌حل‌هایی را می‌یابند. نمونه این …
سایت خبرفوری

خبر تلخ در باره موتورسواری بانوان: مرگ ۱۸ زن موتورسوار در حوادث رانندگی اصفهان/ هنوز هم گواهینامه مشکل اصلی است

ورود صاحبان سالن‌های زیبایی به عرصه تئاتر/ شاخ‌های مجازی اینستاگرامی روی صحنه آمده‌اند
سایت عصرایران

ورود صاحبان سالن‌های زیبایی به عرصه تئاتر/ شاخ‌های مجازی اینستاگرامی روی صحنه آمده‌اند

منوچهری خاطرنشان کرد: یادم هست سالن تئاتری که صاحبش سبزی فروش بود و در میدان میوه و تره‌بار کار می‌کرد یکبار از من خواست به عنوان مشاور به او کمک کنم؛ او اصل...
سایت خبرفوری

داستان عجیب کشف جسد بی سر یک دختر در دماوند

«ادب» میراثی فراتر از یک نام
روزنامه آرمان امروز

«ادب» میراثی فراتر از یک نام

فردین کمانگر آرمان امروز : هر سال با نزدیک شدن به سالروز درگذشت مهندس بهاءالدین ادب، بار دیگر نام او در فضای سیاسی، اجتماعی و رسانه‌ای کردستان زنده می‌شود؛ پیام‌های تسلیت و یادبود منتشر می‌شود و بسیاری از چهره‌های سیاسی و اجتماعی از او به نیکی یاد می‌کنند. این اتفاق، اگرچه نشانه ماندگاری نام یک [ ]
‌جایزه‌ای برای آنهایی که معلمی را زندگی می‌کنند
سایت جوان آنلاین

‌جایزه‌ای برای آنهایی که معلمی را زندگی می‌کنند

‌محمد رضایی: ۶۰ هزار معلم در فرآیند «جایزه معلم» نامزد شده‌اند و مردم نیز ۲۰۰ هزار معرفی از معلمان اثرگذار داشته‌اند
         
‌عادی‌شدن قانون‌شکنی در خیابان‌های پایتخت
سایت جوان آنلاین

‌عادی‌شدن قانون‌شکنی در خیابان‌های پایتخت

تهران مدت‌هاست با پدیده‌ای فراتر از چند تخلف پراکنده رانندگی روبه‌رو است؛ بی‌توجهی به قانون راهنمایی و رانندگی در بخش‌هایی از شهر به رفتاری عادی تبدیل شده است
سایت جوان آنلاین

‌متهم: آن‌قدر مست بودم که نمی‌دانم چه شد!

با این طرح، مراجعه به سفارتخانه‌ها ممنوع می‌شود!
سایت برترینها

با این طرح، مراجعه به سفارتخانه‌ها ممنوع می‌شود!

روزنامه اعتماد در گفتگو با محسن برهانی حقوقدان، طرح جدید مجلس با عنوان «مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی، دولت‌ها و نهادهای بیگانه» را بررسی کرده است.
آدرس «بی‌اعتمادی» اشتباهی داده شد!
سایت جوان آنلاین

آدرس «بی‌اعتمادی» اشتباهی داده شد!

مردم ایران- و بلکه جهان- روزنامه نمی‌خرند ولی روزنامه می‌خوانند، زیرا روزنامه‌نگاران اصلی که در سکو‌ها تولید محتوا می‌کنند همچنان یک پای‌شان در روزنامه است!...
روایت حبیب‌الله؛ مرثیه‌ای بی‌پایان برای عدالت گمشده
روزنامه توسعه ایرانی

روایت حبیب‌الله؛ مرثیه‌ای بی‌پایان برای عدالت گمشده

سال ها کار کردن، در بدترین شرایط و عرق ریختن و استخوان خرد کردن، برای آنکه نان آور آبرومند خانواده ات باشی، همگی به این امید است که روزی در
روایتی متفاوت از ریشه‌های «تعلیق و اخراج» در دانشگاه
روزنامه توسعه ایرانی

روایتی متفاوت از ریشه‌های «تعلیق و اخراج» در دانشگاه

طهمورث گیلانی در حالی که فضای عمومی کشور همچنان تحت تأثیر وقایع سیاسی و اقتصادی ماه های اخیر قرار دارد، نهاد دانشگاه بار دیگر به کانون اصلی تنش ها
سه شهر تشنه، یک خطای مشترک
روزنامه شرق

سه شهر تشنه، یک خطای مشترک

بزرگ‌ترین مصرف‌کننده آب دشت نیز کشاورزی است. براساس ارقام ارائه‌شده در نشست ۵۴.۹ درصد آب دشت مشهد در این بخش مصرف می‌شود؛ حدود ۴۸۷.۵ میلیون مترمکعب در سال. در مقابل حدود ۹۲۳ هزار تن محصول زراعی تولید می‌شود و بهره‌وری آب نزدیک به ۱.۷ کیلوگرم محصول به ازای هر مترمکعب است.
سایت عصرایران

حریق مرموز در قلب گرگان؛ از سیم‌کشی فرسوده تا شایعات داغ / گرگان چه چیزی را از دست داد؟

سایت تابناک

جزئیات جنایت مقابل مترو: متلک به زن و قتل شوهر

جاسوس کشف شده مهمتر از جاسوس پنهان/ زمانی که صداها خاموش شود دیگر خیلی دیر شده/ نشانه های پوسیدگی و اضمحلال سازمان
سایت خبرآنلاین

جاسوس کشف شده مهمتر از جاسوس پنهان/ زمانی که صداها خاموش شود دیگر خیلی دیر شده/ نشانه های پوسیدگی و اضمحلال سازمان

ناپلئون شمشیر داشت، فوشه گوش داشت. ناپلئون فرمان می‌داد، فوشه نجوا جمع می‌کرد. و در بسیاری از مواقع، این نجواها از توپخانه مهم‌تر بودند. فوشه خوب می‌دانست که بهترین جاسوس، آن کسی نیست که پنهان باشد؛ آن کسی است که در هیأت دوست، همکار، محرم و همراه ظاهر شود. اما درس بزرگ‌تر فوشه فقط ساختن شبکه‌ی خبرچینی …
پاسخ قوچانی به نقد مهدوی و واکاوی متناقض‌نماهای جریان سروشیه/ استبداد صوفیانه یا اصلاح‌گری دینی؟ /قوچانی «سروشیه» را فرقه‌ای منزوی و متناقض می داند
سایت خبرآنلاین

پاسخ قوچانی به نقد مهدوی و واکاوی متناقض‌نماهای جریان سروشیه/ استبداد صوفیانه یا اصلاح‌گری دینی؟ /قوچانی «سروشیه» را فرقه‌ای …

چه کسی گفته است مقاله نوشتن هیاهوست و بیانیه صادر کردن فروتنی؟ هیاهو و محکمه، مصاحبه‌ی سروش است که یک جا در یک مصاحبه به حساب رضا داوری و احمد فردید و محسن کدیور و آرش نراقی و دکتر وحید دستجردی و … رسیده است و در پوستین خلق افتاده و به منکرات و مسکرات فردید پرداخته است و یکی را (ولو نابخرد) ملعون خوانده …
چرا در طوفان‌ها، جوان‌ها زودتر غرق می‌شوند؟
سایت خبرآنلاین

چرا در طوفان‌ها، جوان‌ها زودتر غرق می‌شوند؟

فردا که زیردریایی‌های تغییر، کشتی کسب‌وکار ما را هدف گرفتند، این آپدیت‌های نرم‌افزاری نیستند که ما را نجات می‌دهند؛ این سرسختی روانی آدم‌هاست. در طوفان، آن‌که تکنیک می‌داند شاید خیلی خوب شنا کند و دست‌وپا بزند؛ اما آن‌که دریا را می‌شناسد، کشتی را به ساحل می‌رساند.
خبرگزاری ایلنا

کودک ۸ ساله بیمار را در مرکز نگهداری کتک زدند/دوربین‌ها خاموش شدند

مقاله قوچانی علیه سروش فاقد اعتبار علمی است / نازنینی تو ولی در حد خویش / الله الله پا منه از حد بیش
سایت خبرآنلاین

مقاله قوچانی علیه سروش فاقد اعتبار علمی است / نازنینی تو ولی در حد خویش / الله الله پا منه از حد بیش

روش به‌کاررفته در این مقاله عقیم است و نتایج آن فاقد اعتبار علمی است۰ زیرا به‌لحاظ منطقی گرفتار مغالطه کنه و وجه شده؛ به‌لحاظ عقلانی از قانون تناسب حکم و سند پیروی نکرده؛ به‌لحاظ اخلاقی جنبه‌های بسیار روشن شخصیت منتقد را کاملا نادیده گرفته و به‌لحاظ حقوقی مجرم را (به زعم قوچانی) در حد جرمش تقلیل داده …
سایت خبرآنلاین

ببینید | روایتی از نجات معجزه آسای جان کودک قمی با سرعت عمل کارشناس اورژانس

خبرگزاری همشهری‌آنلاین

لحظه تکان‌دهنده انفجارهای پی‌درپی در خیابان شریعتی تهران ناشی از بمباران؛ ویدئوی تازه از «جنگ رمضان»

پاییز پربارش و خطر سیلاب، سوغات ال‌نینو برای ایران است
روزنامه هفت صبح

پاییز پربارش و خطر سیلاب، سوغات ال‌نینو برای ایران است

اغلب مدل‌های عددی بارش‌های قوی برای پاییز و زمستان آینده، پیش‌بینی می‌کنند
سایت هم میهن

عجیب‌ترین اعتیاد دنیا: اشتیاق شدید یک دختر به نوشیدن بنزین

سایت تابناک

اعترافات خجسته، رپری که تازه معروف شده

تحلیل داده از موج توئیتری مرتبط با قتل حمیدرضا رجب‌زاده/ از تسویه‌حساب امنیتی تا پرونده جنایی: افکار عمومی چگونه ماجرای قتل مداح تهرانی را روایت کرد؟
سایت جماران

تحلیل داده از موج توئیتری مرتبط با قتل حمیدرضا رجب‌زاده/ از تسویه‌حساب امنیتی تا پرونده جنایی: افکار عمومی چگونه ماجرای قتل …

تحلیل داده‌محور موج توئیتری قتل حمیدرضا رجب‌زاده نشان می‌دهد که شبکه‌های اجتماعی در ایران همچنان بستری فعال برای شکل‌گیری و رقابت روایت‌های متفاوت درباره رویدادهای بحرانی هستند. این پرونده، با وجود ماهیت جنایی و خشونت‌بار خود، به‌سرعت در معرض تفسیرهای سیاسی و اجتماعی متفاوت قرار گرفت و هر یک از طیف‌های …
روزنامه هفت صبح

انتقام اسیدی مرد قهوه‌چی از همکاران همسرش

روزنامه هفت صبح

ال‌نینو باران می‌آورد؛ سیلاب در کمین ایران

جنگلبانان با جیب خالی به مراسم روز ملی جنگلبان آمدند
روزنامه هفت صبح

جنگلبانان با جیب خالی به مراسم روز ملی جنگلبان آمدند

جنگلبانان با حقوق حداقلی و مشکلات معیشتی، همچنان مسئول حفاظت از میلیون‌ها هکتار عرصه طبیعی کشور هستند
فرمولی برای حذف تبانی و حقوق‌های صوری
روزنامه هفت صبح

فرمولی برای حذف تبانی و حقوق‌های صوری

حقوق بازنشستگان آینده چگونه محاسبه خواهد شد؟ بررسی جزئیات پیشنهاد تامین اجتماعی برای محاسبه مستمری در گفت‌وگو با کارشناسان
ماتقدم و ماتأخر و قضاوت مردم؛ تلنگر جدی به متعرضان به تأمین‌اجتماعی
سایت عصر خبر

ماتقدم و ماتأخر و قضاوت مردم؛ تلنگر جدی به متعرضان به تأمین‌اجتماعی

مهین داوری، روزنامه‌نگار
دردسرهای بیلبورهای تبلیغاتی شهر تهران / از آسیب به زبان فارسی تا خطر تصادف
سایت اعتماد آنلاین

دردسرهای بیلبورهای تبلیغاتی شهر تهران / از آسیب به زبان فارسی تا خطر تصادف

بسیاری از این بیلبوردها در بزرگراه‌ها، تقاطع‌ها و معابر پرتردد نصب می‌شوند؛ جایی که رانندگان باید در کسری از ثانیه پیام را دریافت کنند. نوشتن کلمات به صورت تکه‌تکه یا با حروف جدا از هم مستلزم صرف زمان و تمرکز ذهنی بیشتری است. راننده‌ای که با سرعت مجاز در حال حرکت است ناخودآگاه برای فهم متن از هم گسیخته …
سایت فرارو

توقف آسفالت کشی رودخانه الیگودرز

سایت فرارو

اعتراض دانشجویان دانشگاه آزاد به برگزاری حضوری امتحانات ترم تابستان / ۳۰ هزار امضا برای یک مطالبه

سایت فرارو

تصاویر؛ بازسازی صحنه قتل قهرمان کراسفیت

خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ درختان شهرک صدرا قربانی اختلاف میان دو نهاد

سایت خبرآنلاین

ببینید | پایان شرارت دو اوباش قمه‌کش در تهران با شلیک پلیس

نسل Z؛ بی‌آرمان یا وارث آرمان زندگی؟
سایت خبرآنلاین

نسل Z؛ بی‌آرمان یا وارث آرمان زندگی؟

نسل Z و آلفا با همدلی برای درمان یک بچه‌گربه آسیب‌دیده نشان دادند شاید آرمان‌خواهی نسل جدید نه در شعار، بلکه در تلاش برای کاهش رنج موجودات و پاسداشت زندگی نمود پیدا می‌کند. (عکس تزئینی است.)
هزینه های پنهان انتقادکُشی - سایت خبری اقتصاد پویا
سایت اقتصاد پویا

هزینه های پنهان انتقادکُشی - سایت خبری اقتصاد پویا

حسین کریمی با این حال، وقتی فضای مدیریتی به‌جای پذیرش نقد به مقابله با منتقد عادت کند، پدیده‌ای شکل می‌گیرد که می‌توان از آن با عنوان «انتقادکشی» یاد کرد؛ یعنی به جای پاسخ دادن به پرسش و اصلاح خطا، تلاش می‌شود صدای منتقد خاموش شود.انتقادکشی لزوماً با برخورد مستقیم اتفاق نمی‌افتد. گاهی با برچسب زدن [ …
یک واژه مبهم می‌تواند برای هنرمند به پرونده کیفری تبدیل شود/ نقدی بر یک جرم انگاری هنری
سایت عصرایران

یک واژه مبهم می‌تواند برای هنرمند به پرونده کیفری تبدیل شود/ نقدی بر یک جرم انگاری هنری

او از همین زاویه ماده ۱۴ این طرح را قابل نقد جدی دانسته و نوشته است: «اصل مقابله با نفوذ و برخورد با فعالیت سازمان‌یافته سرویس‌های بیگانه کاملاً قابل دفاع اس...
سایت عصرایران

هشدار مهم به داوطلبان کنکور؛ موبایل و ساعت هوشمند می‌تواند محرومیت ۱۰ ساله داشته باشد

سایت خبرآنلاین

کاوه مدنی، جوان‌ترین برنده «نوبل آب» در سال ۲۰۲۶ شد

بحران زباله در شمال ایران؛ جان جنگل‌های هیرکانی در خطر است
سایت عصرایران

بحران زباله در شمال ایران؛ جان جنگل‌های هیرکانی در خطر است

دقیقاً چه فاجعه‌ای باید رخ دهد تا سیاستِ مسئولان عوض شود؟ چند رودخانۀ دیگر باید آلوده شود؟ چند هکتار جنگل باید از بین برود؟ چند روستا باید در بوی زباله و دود...
         
این وضعیت در صداوسیما دیگر قابل تحمل نیست/ حتی نمایندگان هم به جبلی پشت کردند!
سایت اطلاعات آنلاین

این وضعیت در صداوسیما دیگر قابل تحمل نیست/ حتی نمایندگان هم به جبلی پشت کردند!

همزمان با افزایش انتقادات از عملکرد صداوسیما و اظهارات جنجالی برخی مجریان افزایش یافته، خبرها از تلاش معاونت پارلمانی این سازمان برای جلب حمایت نمایندگان از پیمان جبلی، رئیس فعلی صداوسیما، حکایت دارد.
سایت اطلاعات آنلاین

کشف جسد دختر گمشده در ارتفاعات دماوند؛ پای مدیر بومگردی در میان است؟

هوای شمال هم دیگر سالم نیست
سایت سلامت نیوز

هوای شمال هم دیگر سالم نیست

آنچه استان‌های شمالی ایران یا استان‌های حاشیه جنوبی دریای کاسپین را از دیگر مناطق کشور متمایز می‌کند، افزون بر جغرافیا و چشم‌انداز متفاوت، هوای پاک آن‌ها بوده است. اهمیت این ویژگی در حوزه سلامت و بیماری‌های قلبی‌عروقی و ریوی نیز سابقه‌ای طولانی دارد. پیش از آنکه گردشگری سلامت و آسایش آب‌وهوایی مطرح شود، …