یکی از مفاهیمی که در سالهای اخیر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته، «بازیگوشی معلمان» است. بازیگوشی در ادبیات علمی، صرفاً به معنای شوخی یا سرگرمی نیست، بلکه نوعی گرایش درونی همراه با خلاقیت، انعطافپذیری، شوخطبعی و آمادگی برای تجربههای نو تعریف میشود. در محیط آموزشی، بازیگوشی میتواند به معنای تغییر دادن یک موقعیت رسمی به شکلی باشد که برای معلم و دانشآموزان لذتبخشتر و جذابتر شود. چنین رویکردی میتواند اضطراب یادگیری را کاهش دهد، اعتمادبهنفس دانشآموزان را افزایش دهد و آنها را به مشارکت فعالتر در کلاس ترغیب کند. با این حال، در برخی فرهنگهای آموزشی سنتی، رفتارهای غیررسمی ممکن است با بینظمی یا کاهش جدیت اشتباه گرفته شود؛ موضوعی که ضرورت بررسی عمیقتر این پدیده را نشان میدهد.
در همین راستا، ثریا قورهجیلی از دانشگاه تهران پژوهشی را با تمرکز بر تجربه زیسته معلمان ابتدایی درباره بازیگوشی در فرایند تدریس انجام داده است. این مطالعه تلاش کرده بدون پیشداوری و از نگاه خود معلمان، ابعاد مختلف این تجربه را روشن کند و نشان دهد بازیگوشی در عمل چگونه معنا مییابد.
در این مطالعه، ۱۵ معلم ابتدایی از استان البرز شرکت داشتند و دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با آنها گردآوری شد.
یافتههای پژوهش نشان دادند بازیگوشی معلمان را میتوان در قالب ۱۱ مقوله اصلی دستهبندی کرد، از جمله انعطافپذیری در فرایند آموزش، خلق موقعیتهای غیررسمی، استفاده خلاقانه از ابزارها، مدیریت کلاس با رویکرد طنز و شاد، بازآفرینی رابطه معلم و شاگرد و پویایی محیط یادگیری. …
































































