علاوه بر این، یک کمربند نیز دور گلوی مقتول قرار داشت. در جریان تحقیقات مشخص شد که چند روز پیش از کشف جسد، پسر مقتول در حال رفتوآمد به خانه پدرش دیده شده است. در ادامه سیاوش، ۳۵ ساله که سابقه کیفری نیز داشت، به عنوان تنها مظنون پرونده شناسایی و بازداشت شد.
اعتراف به قتل
سیاوش در ابتدا مدعی شد به همراه دوستش ایمان به خانه پدرش رفته و در جریان این ماجرا، حبیب به قتل رسیده است و مدعی شد ایمان در ازای دریافت دو هزار دلار، با او همدستی کرده است.سیاوش در اعترافات خود گفت:«من و ایمان در یکی از دانشگاههای هند همکلاسی بودیم و از همان زمان با هم دوست صمیمی شدیم. بعد از برگشتن به ایران هم ارتباطمان ادامه داشت.
مدتی قبل به خاطر خودروی لکسوس پدرم با او بحثم شد چون ماشین را در اختیارم نمیگذاشت. برای همین از او کینه گرفتم و نقشه قتلش را کشیدم. من این موضوع را با ایمان در میان گذاشتم و از او خواستم برای کشتن پدرم کمکم کند. حدود شش ماه این نقشه را در ذهنم داشتم تا اینکه شب حادثه تصمیم گرفتم آن را عملی کنم.»
تحقیقات در ادامه نشان داد که موضوع تنها به قتل ختم نشده و پس از جنایت، مقداری طلا و دلار نیز از گاوصندوق مقتول برداشته شده است.پس از تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست، سیاوش و ایمان در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه رفتند.
در دادگاه
در ابتدای جلسه، وکیل اولیای دم از طرف مادر و خواهر سیاوش که حدود یک سال پیش از جنایت به اروپا مهاجرت کرده بودند، درخواست قصاص متهم ردیف اول و اشد مجازات برای متهم ردیف دوم را مطرح کرد. پس از آن سیاوش در جایگاه قرار گرفت و درباره اتهاماتش توضیح داد.
او گفت:«اتهام مباشرت در قتل عمدی را قبول دارم، اما اتهام سرقت از خانه پدرم را قبول ندارم. بعد از قتل، سه تکه طلا از گاوصندوق برداشتم، اما هر سه متعلق به خودم بود. من نیازی به سرقت نداشتم؛ چون همه چیز داشتم و از بچگی همه کشورهای دنیا را گشته بودم.»
او سپس ادعای جدیدی مطرح ساخت و گفت:«بعد از مهاجرت مادرم و خواهرم، از طریق واتساپ با آنها در ارتباط بودم. حدود شش ماه قبل از قتل، مادرم به من گفت پدرم خواهرم را مورد آزار قرار میداده و به همین دلیل خواهرم چند بار دست به خودکشی زده است. مادرم میگفت حال خواهرم خوب نیست.من از همان زمان به این نتیجه رسیدم که پدرم مستحق مرگ است و نقشه قتلش را کشیدم.»
سیاوش در ادامه جزئیات شب جنایت را شرح داد و گفت:«شب حادثه با نقشه قبلی وارد خانه شدم. کلید داشتم. وقتی وارد شدیم، ایمان پدرم را از پشت سر گرفت و من با چاقو به او ضربه زدم. حدود ۱۰ ضربه به او وارد کردم.» او ادامه داد:«بعد با کمک ایمان جسد را داخل ملحفه و پتو پیچیدیم. قصد داشتیم آن را به جای دیگری منتقل کنیم، اما بعد پشیمان شدیم.»
پس از آن، ایمان در جایگاه قرار گرفت و اتهامات خود را رد کرد. او گفت:«اتهاماتم را قبول ندارم و در این حادثه نقشی نداشتم.من و سیاوش سالها بود با هم دوست بودیم. خیلی وقتها با هم ماریجوانا و کوکائین مصرف میکردیم. شب حادثه سیاوش از شمال همراه نامزدش به خانه من آمد.
مثل همیشه شاداب نبود و خیلی غمگین به نظر میرسید.وقتی علت ناراحتیاش را پرسیدم، گفت خواهرش اقدام به خودکشی کرده و این اتفاق به خاطر آزار و اذیت پدرش بوده است. سیاوش میگفت حتماً باید پدرم را بکشم. من به او گفتم تو الان توهم زدهای و بیخوابی هم کشیدهای؛ وقتی حالت خوب شد با هم صحبت میکنیم.»
ایمان مدعی شد که سیاوش به بهانه تحویل دادن خودروی لکسوس به پدرش، از او خواست همراهش به خانه حبیب برود. او گفت:«من نمیدانستم قرار است چه اتفاقی بیفتد. سیاوش وارد آپارتمان شد و من جلوی در ماندم. ناگهان صدای درگیری را شنیدم. اول پدرش گفت چرا وقتی به تو زنگ زدم جواب ندادی و بعد یکدفعه فریاد زد.داخل دویدم و دیدم سیاوش روی پدرش افتاده است. او را عقب کشیدم، اما ضربات زده شده بود و هر دو نفرمان خونی شده بودیم. سیاوش به اتاق رفت و لباسش را عوض کرد. من هم از کمد پدرش لباس برداشتم تا با لباسهای خونی از خانه بیرون نرویم.»
او همچنین مدعی شد دو هزار دلار موجود در گاوصندوق بعداً برای خرید مواد مخدر در اختیار فرد دیگری قرار گرفته است.قضات شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران پس از شنیدن دفاعیات سیاوش، ایمان و وکلای آنها، برای بررسی محتویات پرونده و صدور رأی وارد شور شدند و سیاوش را به قصاص و ایمان را به تحمل 25 سال حبس محکوم کردند.
اما پس از صدور رای، مادر و خواهر سیاوش از قصاص او گذشت کردند.با اعلام گذشت اولیای دم متهمان برای دفاع از خود در برابر جنبه عمومی جرم در شعبه ششم دادگاه کیفری یک استان تهران حاضر شدند.
پشیمانم
در ابتدا سیاوش از خود دفاع کرد و گفت:«من در مورد پدرم اشتباه کردم و در این مدت در زندان بیشتر از هر چیزی حس شرم را تجربه کردم اما اتهام سرقت را قبول ندارم چون وسایلی که از خانه پدرم برداشتم متعلق به خودم بود.»
ایمان نیز گفت:«من خبر نداشتم که قرار است جنایتی رخ دهد و تقاضای تخفیف در مجازات دارم.در مورد سرقت هم وقتی سیاوش میگوید سرقتی رخ نداده و اتهام را قبول ندارد؛ من چه معاونتی میتوانم داشته باشم؟»
قضات دادگاه بعد از اخذ دفاعیات متهمان برای صدور رای وارد شور شدند.









































































































