قیمت طلا امروز




 آی‌فون

 سایت اقتصادنیوز / ۱۴ ساعت قبل

آزادی؛ نظم خودجوش و سراب عدالت اجتماعی | بزرگ‌ترین پروژه فکری هایک چگونه شکل گرفت؟

اقتصادنیوز: فردریش آگوست فون هایک، اقتصاددان اتریشی، کتاب قانون، قانون‌گذاری و آزادی را در فاصله سال‌های 1973 تا 1979 نوشت. او در سال 1974 به‌دلیل ارائه آثاری پیشرو در نظریه پول و نوسان‌های اقتصادی و همچنین تحلیل‌های قابل‌اتکا در مورد وابستگی متقابل پدیده‌های اقتصادی، اجتماعی و نهادی برنده جایزه نوبل اقتصاد شد.
 آزادی؛ نظم خودجوش و سراب عدالت اجتماعی | بزرگ‌ترین پروژه فکری هایک چگونه شکل گرفت؟
به گزارش اقتصادنیوز، رضا طهماسبی، در شماره ۶۴۴ هفته نامه تجارت فردا نوشت: در اواخر دهه ۱۹۶۰، فریدریش آگوست فون هایک دیگر آن اقتصاددان جوانی نبود که در دهه ۱۹۳۰ درگیر مناقشه بر سر پول، سرمایه و چرخه‌های تجاری شده بود. او حالا متفکری سالخورده و صاحب‌نام بود که بخش مهمی از عمرش را صرف مسائل مهمی چون آزادی فردی، نظم بازار و قواعد و قانون‌گذاری کرده بود.

او در طول چند دهه از نظریه‌های علمی و آکادمیک شروع کرده بود و حالا به بازار، قانون و سیاست رسیده بود. هایک هرچه پیش‌تر آمد، بیشتر به این مسئله توجه کرد که دفاع از بازار آزاد نمی‌تواند به کارآمدی سازوکار قیمت یا افزایش تولید و بهره‌وری محدود شود. او باید توضیح می‌داد که چرا آزادی فردی به قاعده و قانون نیاز دارد، چگونه نظم‌های اجتماعی بدون طراحی مرکزی شکل می‌گیرند و چرا تلاش دولت برای اصلاح نتایج این نظم‌ها می‌تواند در نهایت به گسترش قدرت سیاسی منجر شود. به‌نظر می‌رسد فقط یک راه‌حل برای مسئله وجود دارد: اینکه نخبگان نوع بشر به محدود بودن ذهن بشر آگاهی یابند. آگاهی که در عین سادگی، عمیق و در عین تواضع، رفیع است تا تمدن غربی نقطه ضعف خود را بپذیرد.

ج. فِررو

از همین مسیر بود که پروژه‌ای شکل گرفت که هایک ابتدا قصد داشت آن را در قالب یک کتاب منتشر کند، اما سرانجام به سه جلد تبدیل شد و «قانون، قانون‌گذاری و آزادی» (Low, Legislation and Liberty) با زیر عنوان «گزارشی جدید از اصول آزادی‌خواهانه عدالت و اقتصاد سیاسی» نام گرفت. جلد اول کتاب با نام قواعد و نظم (Rules and Order) در سال ۱۹۷۳، جلد دوم با عنوان سراب عدالت اجتماعی (The Mirage of Social Justice) در سال ۱۹۷۶ و جلد سوم با نام نظم سیاسی مردمان آزاد (The Political Order of a Free People) در سال ۱۹۷۹ منتشر شد. هایک بعدتر این سه جلد را در یک نسخه یک‌جلدی نیز گرد آورد و منتشر کرد.

این سه کتاب را می‌توان جداگانه خواند، اما معنای اصلی آنها زمانی آشکار می‌شود که کنار هم قرار بگیرند. جلد اول توضیح می‌دهد که نظم اجتماعی چگونه شکل می‌گیرد و قانون چه نسبتی با آن دارد؛ جلد دوم به این مسئله می‌پردازد که آیا می‌توان نتایج یک نظم خودجوش، به‌ویژه بازار، را با مفهوم «عدالت اجتماعی» داوری کرد؛ و جلد سوم از جایی آغاز می‌شود که دو بحث قبلی به سیاست می‌رسند: اگر آزادی به قانون عمومی و نظم غیرمتمرکز نیاز دارد، چگونه باید قدرت سیاسی را مهار کرد؟ در واقع، کتاب از اقتصاد شروع نمی‌شود و به سیاست ختم نمی‌شود؛ بلکه از محدودیت دانش انسان آغاز می‌کند و به محدودیت قدرت انسان می‌رسد.

چاپ نخست جلد اول کتاب قانون، قانون‌گذاری و آزادی نوشته فردریش فون هایک در سال 1392 منتشر و به بازار عرضه شد. پس از آن نیز جلدهای دوم و سوم به بازار آمد و اکنون این سه‌گانه به چاپ هفتم خود رسیده است.

برای فهم «قانون، قانون‌گذاری و آزادی» باید کمی به عقب برگشت؛ به وینِ سال‌های پس از جنگ جهانی اول. هایک در سال ۱۸۹۹ در این شهر به دنیا آمد و در دانشگاهش تحصیل کرد. نسلی که او به آن تعلق داشت، در یکی از آشفته‌ترین دوره‌های تاریخ اروپا بزرگ شد: جنگ جهانی اول، فروپاشی امپراتوری اتریش-مجارستان، تورم شدید، بحران سیاسی و رشد جنبش‌های سوسیالیستی و ملی‌گرایانه. در همین فضای فکری بود که هایک با لودویگ فون میزس آشنا شد. میزس برای او فقط یک استاد اقتصاد نبود؛ آشنایی با او مسیر فکری هایک را تغییر داد.

در آن سال‌ها میان اقتصاددانان اتریشی روی مسئله برنامه‌ریزی متمرکز دولتی برای رشد و توسعه اقتصاد، مباحثه‌ها و مجادله‌های کلامی و نوشتاری سنگینی با دیگر اقتصاددانان و به‌ویژه سوسیالیست‌ها در می‌گرفت. برای بسیاری از مجذوبان نظام سوسیالیستی مسئله ساده به‌نظر می‌رسید. اگر بازار به بی‌نظمی و بحران منجر می‌شود، دولت می‌تواند تصمیم بگیرد چه چیزی تولید شود، چه مقدار تولید شود و منابع چگونه توزیع و بازتوزیع شوند. اما اقتصاددانان اتریشی می‌گفتند، چنین تصوری یک مشکل اساسی دارد؛ اینکه اطلاعات لازم برای این تصمیم‌ها در اختیار یک فرد یا یک مرکز، از جمله دولت، نیست.

این ایده بعدها در اندیشه هایک به «مسئله دانش» تبدیل شد؛ یکی از مهم‌ترین مفاهیم اقتصاد قرن بیستم. هایک در مقاله معروف «استفاده از دانش در جامعه» توضیح داد که دانش اقتصادی در میان میلیون‌ها نفر پراکنده است. هر فرد ممکن است تنها بخش کوچکی از اطلاعات مربوط به شرایط بازار را بداند، اما نظام قیمت‌ها می‌تواند این اطلاعات پراکنده را به‌شکلی غیرمتمرکز منتقل کند. جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۷۴ نیز بخشی از اهمیت کار هایک را به همین مسئله استفاده از دانش پراکنده و سازوکارهای هماهنگ‌کننده در اقتصاد و استقلال پدیده‌های اقتصادی، اجتماعی و نهادی نسبت داد.

اهمیت این بحث برای مسیر فکری هایک در این بود که او را از یک مسئله اقتصادی به مسئله‌ای فلسفی رساند که بعدها تقریباً تمام اندیشه هایک را تحت تاثیر قرار داد. او به‌تدریج به این نتیجه رسید که بسیاری از نهادهای مهم تمدن بشری، محصول طراحی یک ذهن واحد نیستند. زبان، عرف، بخش مهمی از حقوق و البته بازار، بدون طراحی و برنامه‌ریزی ایجاد شده و حاصل مشارکت میلیون‌ها انسان است. از اینجا مفهوم نظم خودجوش وارد مرکز اندیشه هایک شد.

در دهه ۱۹۳۰، مسئله برنامه‌ریزی اقتصادی یک بحث دانشگاهی محدود نبود. بحران بزرگ اقتصادی، بیکاری گسترده، ظهور فاشیسم و نازیسم و قدرت گرفتن اتحاد شوروی، فضای فکری اروپا را دگرگون کرده بود. در چنین شرایطی، برنامه‌ریزی دولتی برای بسیاری از روشنفکران غربی نه تهدید، بلکه بخشی از راه‌حل به نظر می‌رسید. بااین‌حال فردریش فون ‌هایک مسیر دیگری را طی کرد. او در سال ۱۹۴۴، با انتشار کتاب راه بردگی (The Road to Serfdom) استدلال کرد که تمرکز قدرت اقتصادی می‌تواند به تمرکز قدرت سیاسی نیز منجر شود.

کتاب به‌سرعت از یک اثر اقتصادی فراتر رفت و هایک را به یکی از چهره‌های مهم دفاع از لیبرالیسم کلاسیک تبدیل کرد. بااین‌حال، «راه بردگی» پایان تحول فکری او نبود. مسئله‌ای که هایک را به خود مشغول کرده بود، کم‌کم از «سوسیالیسم خوب است یا بد؟» فاصله گرفت و به مسئله‌ای عمومی‌تر تبدیل شد: آیا انسان می‌تواند جامعه را به‌طور عقلانی و از بالا طراحی کند؟ در این مرحله، هایک به یکی از مخالفان جدی چیزی تبدیل شد که بعدها آن را خردگرایی صنع‌گرایانه نامید؛ تفکری که باور داشت نهادهای اجتماعی باید تا حد امکان محصول طراحی آگاهانه عقل انسان باشند. هایک در برابر آن، به نوع دیگری از عقلانیت توجه می‌کرد: عقلانیتی که محدودیت‌های خود را می‌شناسد و می‌داند بسیاری از قواعد و نهادهایی که زندگی اجتماعی را ممکن کرده‌اند، پیش از آنکه کسی نظریه‌ای درباره آنها بنویسد، در طول زمان شکل گرفته‌اند. او این رویکرد را خردگرایی تحولی نامید.

این تمایز در «قانون، قانون‌گذاری و آزادی» به یکی از پایه‌های اصلی استدلال او تبدیل شد. در واقع، سه‌گانه هایک را می‌توان حاصل چند دهه تلاش برای پاسخ دادن به یک پرسش دانست: اگر تمدن بسیار پیچیده‌تر از آن است که یک ذهن واحد بتواند آن را بفهمد، قواعد زندگی مشترک چگونه باید شکل بگیرند؟ پاسخ او در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ به‌تدریج پخته‌تر شد. کتاب بنیان آزادی (The Constitution of Liberty) در سال ۱۹۶۰ تلاش مهم دیگری برای توضیح فلسفه سیاسی هایک بود. اما او هنوز احساس می‌کرد برخی از مسائل بنیادی باقی مانده‌اند. آزادی بدون نظریه‌ای درباره قانون ناقص است؛ نظریه قانون بدون نظریه‌ای درباره نظم اجتماعی ناقص می‌ماند؛ و اگر قرار باشد قانون از آزادی محافظت کند، باید درباره ساختار قدرت سیاسی نیز سخن گفت. به این ترتیب، پروژه نگارش سه‌جلدی «قانون، قانون‌گذاری و آزادی» آغاز شد.

نکته‌ای جالب که در تاریخچه این اثر وجود دارد این است که هایک در ابتدا قصد نداشت سه کتاب بنویسد. پروژه را به‌صورت یک اثر واحد در نظر گرفته بود، اما گستردگی موضوع و حجم استدلال‌ها باعث شد انتشار آن در قالب سه جلد انجام شود. جلدها در سال‌های ۱۹۷۳، ۱۹۷۶ و ۱۹۷۹ منتشر شدند و در سال ۱۹۸۲ نسخه یک‌جلدی اثر نیز منتشر شد. این فاصله شش‌ساله میان نخستین و آخرین جلد اتفاقاً برای فهم کتاب مهم است. هایک در دوره‌ای می‌نوشت که جهان غرب با بحران‌های فکری و اقتصادی عمیق مواجه بود. نظام پولی برتون وودز از هم پاشیده بود، تورم بالا رفته بود و اقتصادهای غربی در دهه ۱۹۷۰ با ترکیبی از تورم و رکود روبه‌رو بودند. بحران نفتی ۱۹۷۳ نیز شرایط را دشوارتر کرد.

بنابراین کتابی که در آغاز ممکن بود یک پروژه صرفاً فلسفی درباره قانون و آزادی به‌نظر برسد، در زمان انتشارش در دل بحثی بسیار واقعی درباره نقش دولت، بازار و سیاست اقتصادی قرار گرفت. بااین‌حال، نباید کتاب را صرفاً محصول بحران دهه ۱۹۷۰ دانست. ریشه‌های آن بسیار قدیمی‌تر بود. هایک از دهه‌های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ درباره علم، برنامه‌ریزی و نظم اقتصادی نوشته بود و در دهه ۱۹۶۰ نیز نظریه‌ای نسبتاً کامل درباره آزادی و قانون ساخته بود.

«قانون، قانون‌گذاری و آزادی» بیشتر شبیه نقطه‌ای بود که این مسیرهای فکری در آن به هم رسیدند. خود عنوان کتاب نیز نشان می‌دهد که قرار است سه مفهوم قانون، قانون‌گذاری و آزادی در کنار هم بررسی شوند. البته در عمق کتاب، به مفهوم نظم نیز پرداخته می‌شود. در واقع هایک می‌خواهد توضیح دهد چرا جامعه آزاد نیازمند نظمی است که کسی آن را به‌طور کامل طراحی نکرده باشد و اینجاست که جلد اول آغاز می‌شود.

میان کتاب‌های هایک شاید «راه بردگی» به واسطه اینکه توسط سیاستمدارانی چون مارگارت تاچر مورداستفاده قرار گرفت، مشهورتر باشد اما «قانون، قانون‌گذاری و آزادی» ایستگاه پایانی مسیری فکری است که با کتاب راه بردگی و پس از آن بنیان آزادی شروع شد. هایک در این سه جلد بخش مهمی از اندیشه‌هایش در زمینه‌های معرفت‌شناسی، اقتصاد، سیاست و حقوق را به‌صورت یکجا و منسجم ارائه می‌کند. قانون پیش از قانون‌گذار

جلد نخست کتاب با عنوان قواعد و نظم، بیش از هر چیز درباره منشأ نظم اجتماعی است. هایک میان دو نوع نظم تفاوت می‌گذارد: نظمی که از پیش طراحی شده و نظمی که در نتیجه تعامل انسان‌ها شکل گرفته است. اولی نظمی ساخته‌شده و سازمان‌یافته و دومی نظمی است که به‌صورت خودجوش پدید آمده. این تمایز در ظاهر انتزاعی است، اما مثال‌های ساده زیادی دارد. یک کارخانه، یک ارتش طراحی یا یک شرکت ساختاری دارد که انسان‌ها آگاهانه طراحی و ایجاد کرده‌اند. اما زبان را نمی‌توان به همین معنا طراحی‌شده دانست. بازار نیز چنین نیست. هیچ کمیته‌ای در جایی ننشسته تا از ابتدا مشخص کند چه کسی چه چیزی تولید کند و چه کسی آن را مصرف کند.

در یک نظم خودجوش، افراد اهداف خودشان را دنبال می‌کنند، اما نتیجه تعامل آنها می‌تواند نظمی ایجاد کند که هیچ‌یک از آنها به‌تنهایی قصد ایجادش را نداشته است. این نکته، همان ایده‌ای است که هایک پیش‌تر در اقتصاد درباره بازار و اطلاعات نامتقارن مطرح کرده بود. قیمت‌ها به انسان‌ها اجازه می‌دهند بدون آنکه یکدیگر را بشناسند، بدون آنکه بدانند چه کسی چه اطلاعاتی دارد و بدون آنکه یک مرکز فرماندهی وجود داشته باشد، بخشی از تصمیم‌های خود را با تصمیم‌های دیگران هماهنگ کنند. بنابراین بازار برای هایک، نمونه‌ای از نظم اجتماعی پیچیده‌ای است که از تعامل انسان‌های متعدد پدید می‌آید.

اما اگر نظم بازار خودجوش است، تکلیف قانون چه می‌شود؟ اینجاست که یکی از مهم‌ترین تمایزهای هایک شکل می‌گیرد: تمایز میان قانون (Law) و قانون‌گذاری. (Legislation) در زبان روزمره هر دو را «قانون» می‌نامیم، اما هایک میان آنها فاصله می‌گذارد. قانون، در معنای مورد نظر او، فقط مجموعه مقرراتی نیست که پارلمان در یک روز مشخص تصویب کرده باشد. بخش بزرگی از حقوق، به‌خصوص در سنت حقوق عرفی، در طول زمان و از خلال رویه‌های قضایی و تعاملات اجتماعی شکل گرفته است.

در چنین شرایطی، قاضی الزاماً یک قانون جدید را از هیچ خلق نمی‌کند؛ بلکه تلاش می‌کند قواعدی را که در جامعه شکل گرفته‌اند شناسایی، تفسیر و با یکدیگر سازگار کند. پژوهش‌های جدید درباره جلد نخست نیز همین تمایز میان قانون و قانون‌گذاری را یکی از محورهای اصلی استدلال هایک می‌دانند. این نگاه، پیامد مهمی دارد. اگر قانون فقط فرمان حکومت نباشد، آنگاه آزادی نیز صرفاً به‌معنای نبود دستور مستقیم دولت نیست. فرد آزاد باید بتواند در چهارچوب قواعدی عمومی و نسبتاً قابل‌پیش‌بینی، برای آینده خود برنامه‌ریزی کند. قانون در این معنا، بیشتر از آنکه به افراد بگوید چه نتیجه‌ای باید بگیرند، به آنها می‌گوید در چه چهارچوبی می‌توانند عمل کنند. این همان چیزی است که هایک در بحث حاکمیت قانون دنبال می‌کند.

او با قانونی مشکل ندارد که قواعد عمومی بازی را تعیین می‌کند؛ نگرانی او از قانونی آغاز می‌شود که می‌خواهد نتیجه بازی را نیز از پیش تعیین کند. این تمایز، در جلد دوم به مسئله‌ای بسیار حساس‌تر تبدیل می‌شود: اگر نتایج بازار از تعامل میلیون‌ها انسان به‌وجود می‌آیند، آیا می‌توان آنها را از منظر عدالت قضاوت کرد؟ اینجا هایک از «قانون» به «عدالت» می‌رسد؛ و از همین نقطه، بحث‌برانگیزترین بخش پروژه او آغاز می‌شود.

این پرسش، در جلد دوم کتاب از حوزه حقوق فراتر رفته و پای اخلاق و سیاست به میان می‌آید. اگر قواعد عمومی به افراد اجازه می‌دهند آزادانه تصمیم بگیرند و اگر نتیجه تعامل آنها از پیش به‌وسیله هیچ‌کس تعیین نشده است، در آن صورت ارزیابی نتیجه با معیارهای معمول عدالت دشوار می‌شود. هایک دقیقاً از همین نقطه وارد بحثی شد که بعدها بیشترین انتقادها را نیز متوجه او کرد.

جلد دوم با نام سراب عدالت اجتماعی به‌خوبی موضع هایک را نشان می‌دهد. او در این کتاب استدلال می‌کند که مفهوم عدالت اجتماعی، آن‌گونه که در سیاست مدرن به‌کار می‌رود، اغلب بر یک تصور گمراه‌کننده از جامعه بنا شده است: این تصور که می‌توان نتایج اقتصادی و اجتماعی را مانند نتیجه تصمیم یک فرد یا یک سازمان، به «جامعه» نسبت داد و سپس از جامعه خواست آن را عادلانه‌تر کند. فهرست مطالب کتاب نیز نشان می‌دهد که هایک بحث خود را از رفاه عمومی و عدالت آغاز می‌کند، به عدالت توزیعی می‌رسد و سپس مفهوم کاتالاکسی را برای توضیح نظم بازار وارد می‌کند.

برای هایک، مشکل از تعبیر «جامعه» شروع می‌شود. وقتی گفته می‌شود جامعه باید ثروت را عادلانه توزیع کند، یک واقعیت مهم نادیده گرفته می‌شود چون در اقتصاد بازار، ثروت حاصل یک تصمیم واحد نیست. درآمد یک فرد نتیجه میلیون‌ها تصمیم پراکنده است؛ تصمیم مصرف‌کنندگان، کارفرمایان، سرمایه‌گذاران، کارگران، نوآوری‌های فناورانه، تغییر سلیقه‌ها و شرایط اقتصادی. هیچ‌کس این مجموعه را به‌طور کامل طراحی نکرده است. از همین‌رو، هایک میان نتایج یک کنش عمدی و نتایج یک فرآیند خودجوش تفاوت می‌گذارد. اگر یک مدیر عمداً دستمزد دو کارمند را به‌شکلی متفاوت تعیین کند، می‌توان درباره تصمیم او داوری کرد و پرسید آیا این تصمیم عادلانه بوده است. اما اگر درآمد دو نفر در نتیجه هزاران معامله و انتخاب مستقل شکل گرفته باشد، نسبت دادن آن نتیجه به یک فاعل واحد و سپس قضاوت اخلاقی درباره آن، برای هایک مسئله‌دار است.

این همان‌جایی است که مفهوم کاتالاکسی وارد می‌شود. هایک بازار را نوعی نظم اجتماعی می‌بیند که در آن افراد مختلف، با اهداف متفاوت و دانش‌های متفاوت، از طریق مبادله و قواعد عمومی با یکدیگر هماهنگ می‌شوند. هیچ‌کس قرار نیست نتیجه نهایی را طراحی کند. ارزش نظم در این است که امکان همکاری میان افرادی را فراهم می‌کند که حتی یکدیگر را نمی‌شناسند.

از نظر هایک، این ویژگی بازار باعث می‌شود نتایج آن الزاماً قابل قضاوت با همان معیارهایی نباشد که برای یک تصمیم انسانی به‌کار می‌بریم. بازار نمی‌گوید چه کسی «باید» ثروتمندتر باشد یا چه کسی «حق» دارد درآمد بیشتری داشته باشد. بازار مجموعه‌ای از مبادلات را در چهارچوب قواعد مشخص هماهنگ می‌کند و نتیجه از تعامل آنها پدید می‌آید.

این استدلال یکی از مهم‌ترین نقاط قوت و درعین‌حال یکی از بحث‌برانگیزترین نقاط نظریه هایک است. او نمی‌خواهد بگوید هر نتیجه‌ای که بازار ایجاد می‌کند، مطلوب یا اخلاقاً قابل دفاع است. مسئله او این است که نامطلوب بودن یک نتیجه لزوماً به‌معنای ناعادلانه بودن آن نیست؛ دست‌کم نه به همان معنایی که وقتی یک فرد آگاهانه به دیگری ظلم می‌کند از بی‌عدالتی سخن می‌گوییم. همین تمایز، هایک را به مفهوم «عدالت اجتماعی» می‌رساند.

هایک در جلد دوم کتاب توضیح می‌دهد که وقتی «عدالت اجتماعی» به‌معنای توزیع عادلانه درآمد، ثروت یا فرصت‌ها در کل جامعه به‌کار می‌رود، معمولاً فرضی پنهان در آن وجود دارد: اینکه کسی یا چیزی می‌تواند مسئول طراحی این توزیع باشد. اما بازار چنین فاعلی ندارد. اگر قیمت مسکن در شهری افزایش پیدا کند، درآمد صاحبان ‌خانه بیشتر شود و مستاجران تحت فشار قرار بگیرند، چه کسی این نتیجه را ایجاد کرده است؟ اگر فناوری جدیدی ارزش مهارت یک گروه را بالا ببرد و ارزش مهارت گروه دیگری را پایین بیاورد، چه کسی تصمیم گرفته چنین اتفاقی بیفتد؟

اگر تقاضای جهانی برای یک ماده خام افزایش پیدا کند و درآمد کشور صادرکننده بالا برود، آیا می‌توان این نتیجه را به تصمیم «جامعه» نسبت داد؟ از دید هایک، در بسیاری از این موارد پاسخ منفی است. نتیجه محصول کنش‌های انسانی است، اما طراحی انسانی ندارد. به همین دلیل او با تعمیم مفهوم عدالت به تمام نتایج بازار مشکل پیدا می‌کند. این استدلال البته به‌معنای بی‌اهمیت بودن فقر یا نابرابری نیست. هایک می‌تواند با فقر مخالف باشد و از کمک به افراد ناتوان دفاع کند، بدون آنکه بپذیرد هر تفاوت درآمدی الزاماً نتیجه یک بی‌عدالتی است. اختلاف اصلی بر سر این است که آیا دولت باید خود را مسئول اصلاح دائمی نتایج بازار بداند یا نه. در اینجا هایک به محدودیت علم و دانش که یکی از دغدغه‌های قدیمی‌تر خود اوست، بازمی‌گردد. اگر دولت بخواهد درآمدها را به شکل عادلانه‌تری توزیع کند، باید ابتدا بداند «توزیع عادلانه» چیست. اما برای تعیین آن، باید درباره میلیون‌ها شرایط متفاوت اطلاعات داشته باشد؛ نیازهای افراد، استعدادها، انتخاب‌های آنها، ریسک‌هایی که پذیرفته‌اند، شرایط خانوادگی و اقتصادی‌شان و هزاران متغیر دیگر. هیچ مرکز سیاسی نمی‌تواند چنین دانشی را به شکل کامل در اختیار داشته باشد. از نظر هایک، مسئله فقط این نیست که دولت ممکن است در اجرای عدالت اجتماعی اشتباه کند. مشکل عمیق‌تر آن است که خود پروژه، دولت را وادار می‌کند به حوزه‌ای وارد شود که دانش لازم برای آن را در اختیار ندارد.

این استدلال، ارتباط میان دو جلد نخست را آشکار می‌کند. جلد اول درباره محدودیت علم و دانش و شکل‌گیری نظم اجتماعی بود؛ جلد دوم نشان می‌دهد همین محدودیت دانش چرا باید ما را نسبت به تلاش برای طراحی نتایج اجتماعی محتاط کند. در همین نقطه، منتقدان هایک نیز وارد میدان می‌شوند. مهم‌ترین آنها جان رالز است که کتاب اصلی‌اش با عنوان «نظریه عدالت» در سال 1970 و قبل از کتاب هایک منتشر شده بود. رالز مسئله عدالت را دقیقاً در سطحی مطرح می‌کند که هایک نسبت به آن بدبین بود. برای رالز، موضوع عدالت این نیست که هر معامله بازار را جداگانه بررسی کنیم و ببینیم آیا عادلانه بوده است یا خیر. موضوع، ساختار پایه جامعه است؛ مجموعه نهادها و قواعدی که مالکیت، فرصت، آموزش، درآمد و قدرت سیاسی را شکل می‌دهند.

به این ترتیب، رالز می‌توانست به هایک پاسخ دهد که برای عادلانه دانستن یک جامعه لازم نیست تصور کنیم یک نفر نتایج اقتصادی آن را از ابتدا طراحی کرده است. کافی است بپرسیم آیا قواعدی که این نتایج را تولید می‌کنند عادلانه‌اند یا نه. این اختلاف، یکی از مهم‌ترین شکاف‌های فلسفی میان این دو متفکر لیبرال است. هایک بیشتر نگران این است که تلاش برای اصلاح نتایج، قدرت سیاسی را گسترش دهد و نظم خودجوش را مختل کند. رالز بیشتر نگران این است که قواعد یک نظم اجتماعی، حتی اگر خودجوش یا تاریخی باشند، ممکن است به نابرابری‌هایی منجر شوند که از منظر عدالت قابل‌دفاع نباشند.

هایک برای پاسخ سراغ سیاست می‌رود و جلد سوم را با عنوان نظم سیاسی مردمان آزاد می‌نویسد که نشان می‌داد اکنون مسئله اصلی ساختار سیاسی جامعه آزاد است. او می‌خواست توضیح دهد اگر قانون باید عمومی و قابل‌پیش‌بینی باشد و اگر نظم بازار نباید دائماً از طریق تصمیم‌های موردی سیاسی دستکاری شود، قدرت سیاسی چگونه باید سازمان پیدا کند؟

این بحث برای هایک اهمیت زیادی داشت، زیرا از نظر او حتی اگر بازار و حقوق مالکیت به‌خوبی طراحی شده باشند، یک مشکل همچنان باقی می‌ماند: قدرتی که می‌تواند قوانین را تغییر دهد. دموکراسی در نگاه هایک ارزشمند است، اما مصون از خطر نیست. اکثریت می‌تواند به نام اکثریت، قدرتی را در اختیار دولت قرار دهد که به‌تدریج آزادی اقلیت‌ها و حتی خود اکثریت را محدود کند. همچنین سیاستمداران در نظام انتخاباتی انگیزه دارند برای جلب حمایت گروه‌های مختلف، امتیازهای اقتصادی و سیاسی توزیع کنند. هر گروهی می‌تواند بخشی از منابع عمومی را مطالبه کند و سیاستمدار نیز می‌تواند در برابر این مطالبات، امتیاز بدهد.

به این ترتیب، مسئله‌ای که هایک در اقتصاد با عنوان «برنامه‌ریزی» نقد کرده بود، در سیاست به شکل دیگری بازمی‌گردد. همان‌طور که یک برنامه‌ریز اقتصادی نمی‌تواند تمام اطلاعات پراکنده جامعه را در اختیار داشته باشد، یک دولت نیز نمی‌تواند بدون پیامدهای ناخواسته، دائماً در حال اصلاح نتایج اقتصادی و اجتماعی باشد. هایک در اینجا به مسئله مهار قدرت می‌رسد.

پیشنهاد او در جلد سوم، ایجاد نوعی تفکیک میان نهاد قانون‌گذار و نهاد اداره‌کننده دولت بود. ایده این بود که کسانی که قواعد عمومی جامعه را تعیین می‌کنند، از کسانی که سیاست‌های روزمره حکومت را اجرا می‌کنند جدا باشند. به این ترتیب، قانون‌گذاری کمتر در معرض فشار گروه‌های ذی‌نفع قرار می‌گیرد و دولت نیز نمی‌تواند به‌آسانی قواعد بازی را برای تامین منافع کوتاه‌مدت خود تغییر دهد.

ساختار پیشنهادی هایک در جلد سوم حول همین مسئله تقسیم قدرت، قانون اساسی و مهار قدرت سیاسی شکل می‌گیرد. این پیشنهاد، شاید بلندپروازانه‌ترین بخش سه‌گانه باشد؛ زیرا هایک که تمام عمر نسبت به طراحی عقلانی جامعه هشدار داده بود، اکنون خود دست به طراحی یک معماری سیاسی می‌زند. اما از نظر او تناقضی در کار نیست. هدفش طراحی جامعه برای رسیدن به یک نتیجه خاص نیست؛ هدف، طراحی قواعدی است که امکان طراحی جامعه به‌وسیله قدرت سیاسی را محدود کند. این تفاوت ظریف، کلید فهم هایک متاخر است. او نمی‌گوید نباید هیچ نهادی طراحی شود. می‌گوید طراحی نهادی به‌جای آنکه بخواهد نتیجه نهایی جامعه را تعیین کند، باید چهارچوبی فراهم کند که در آن افراد بتوانند با آزادی و دانش پراکنده خود عمل کنند.

در این معنا، پروژه سه‌جلدی هایک سرانجام به یک حلقه کامل تبدیل می‌شود. در جلد اول، او توضیح می‌دهد که نظم پیچیده می‌تواند بدون طراح مرکزی شکل بگیرد. در جلد دوم، نشان می‌دهد که همین ویژگی بازار باعث می‌شود نتایج آن را نتوان مانند محصول یک تصمیم واحد قضاوت کرد. و در جلد سوم، تلاش می‌کند ساختاری سیاسی بیابد که قدرت دولت نتواند این نظم را دائماً بر اساس اهداف کوتاه‌مدت سیاسی تغییر دهد. در نهایت، مسئله اصلی برای او اندازه دولت نبود؛ قابل‌پیش‌بینی بودن قدرت دولت بود.

موسی غنی‌نژاد که شارح هایک در ایران شناخته می‌شود و پیش از این کتاب «درباره هایک» را در اوایل دهه 1380 نوشته و منتشر کرده بود، کتاب «قانون، قانون‌گذاری و آزادی» را به همراه مهشید معیری، همسرش، ترجمه کرد. آنها همچنین کتاب «سرانجام انسان طراز نوین» را نیز به‌طور مشترک ترجمه کرده‌اند که از سوی انتشارات دنیای اقتصاد با بازار عرضه شده است. میراث یک کتاب

«قانون، قانون‌گذاری و آزادی» از همان ابتدا کتابی نبود که بتوان درباره‌اش به یک داوری ساده رسید. ستایشگران هایک آن را یکی از کامل‌ترین دفاعیه‌ها از جامعه آزاد در قرن بیستم می‌دانستند؛ منتقدانش اما معتقد بودند او در دفاع از بازار، نقش نهادهای سیاسی و اجتماعی را دست‌کم می‌گیرد و مفهوم عدالت را بیش از اندازه محدود می‌کند. اهمیت کتاب نیز تا حد زیادی در همین است: هایک در این اثر فقط درباره یک سیاست اقتصادی یا یک شکل از حکومت بحث نمی‌کند، بلکه روی یکی از بنیادی‌ترین مسائل علوم اجتماعی دست می‌گذارد؛ اینکه چگونه می‌توان یک جامعه پیچیده را بدون آنکه کسی کنترل کامل آن را در دست داشته باشد، اداره کرد؟

یکی از مهم‌ترین نقاط قوت کتاب، پیوند دادن اقتصاد با فلسفه حقوق و سیاست است. هایک نشان می‌دهد که دفاع از بازار آزاد را نمی‌توان صرفاً با استدلال‌های مربوط به کارایی اقتصادی پیش برد. بازار به مجموعه‌ای از قواعد حقوقی، مالکیت خصوصی، قرارداد، رقابت و حاکمیت قانون نیاز دارد. اگر این قواعد دائماً تابع تصمیم‌های سیاسی و اهداف کوتاه‌مدت دولت باشند، سازوکاری که قرار است اطلاعات پراکنده را هماهنگ کند، به‌تدریج از کار می‌افتد. این نگاه بعدها در میان بسیاری از اقتصاددانان و نظریه‌پردازان نهادگرا نفوذ زیادی پیدا کرد. اهمیت نهادها، قواعد بازی، حقوق مالکیت و محدودیت قدرت سیاسی، امروز بخش مهمی از ادبیات اقتصاد سیاسی و اقتصاد نهادگراست.

نظم خودجوش نیز نقطه دیگر تمرکز منتقدان هایک است. آنها می‌گویند خودجوش بودن یک نظم، به‌خودی‌خود آن را خوب یا عادلانه نمی‌کند. زبان مثال مناسبی است؛ زبان بدون طراحی مرکزی شکل گرفته اما همه پدیده‌های خودجوش اجتماعی الزاماً مطلوب نیستند. تبعیض، هنجارهای اجتماعی زیان‌بار یا برخی نهادهای تاریخی نیز ممکن است بدون طراحی مرکزی شکل گرفته باشند. بنابراین نمی‌توان صرفاً از «خودجوش بودن» یک نظم، به مطلوبیت آن رسید.

هایک نیز نمی‌گفت هر آنچه در بازار اتفاق می‌افتد خوب است و دولت نباید هیچ کاری انجام دهد. اما تاکید او بر محدودیت دانش باعث می‌شد نسبت به پروژه‌هایی که قصد دارند نتایج اقتصادی را از پیش تعیین کنند، بدبین باشد. مشکل از نگاه منتقدان این بود که این بدبینی گاهی می‌تواند به نوعی محافظه‌کاری نهادی منجر شود: اگر قواعد موجود نتیجه یک فرآیند تاریخی پیچیده‌اند و ما دانش کافی برای طراحی جایگزین نداریم، آیا باید آنها را حفظ کنیم؟ و اگر قواعد موجود به نفع گروه‌های خاصی باشند، آیا نمی‌توان آنها را اصلاح کرد؟ این پرسش به‌خصوص در بحث عدالت اهمیت پیدا می‌کند که او در جلد دوم کتاب به آن پرداخته است.

«قانون، قانون‌گذاری و آزادی» را می‌توان خلاصه مسیر فکری چنددهه‌ای هایک دانست. او کتاب را از یک نقطه معرفت‌شناختی آغاز می‌کند: انسان دانش محدودی دارد. از این گزاره به یک نتیجه اقتصادی می‌رسد: نظام‌های غیرمتمرکز می‌توانند اطلاعات پراکنده را بهتر هماهنگ کنند. از آنجا به یک نتیجه حقوقی می‌رسد: قواعد عمومی و انتزاعی برای آزادی ضروری‌اند. و سرانجام به یک نتیجه سیاسی می‌رسد: قدرتی که بتواند دائماً قواعد و نتایج را تغییر دهد، باید محدود شود. شاید به همین دلیل است که کتاب، با وجود آنکه در بخش‌هایی دشوار و به‌شدت نظری است، برای فهم هایک متاخر اهمیت ویژه‌ای دارد.

هایک در سال ۱۹۹۲ درگذشت، اما مناقشه‌ای که در «قانون، قانون‌گذاری و آزادی» به اوج رسید، پایان نیافت. برعکس، بسیاری از مسائل موردتوجه او در دهه‌های بعد اهمیت بیشتری پیدا کردند. برای مثال هایک نشان داد که ممکن است سیاستمداری واقعاً بخواهد فقر را کاهش دهد، نابرابری را کمتر کند یا رفاه عمومی را افزایش دهد. اما نیت خوب تضمین نمی‌کند که ابزار انتخاب‌شده نتیجه خوبی داشته باشد. در جامعه‌ای پیچیده، هر مداخله می‌تواند پیامدهایی داشته باشد که طراح آن پیش‌بینی نکرده است.

هایک در برابر اعتماد بیش از حد به قدرت طراحی انسان ایستاد. «سراب عدالت اجتماعی» نیز بیش از آنکه صرفاً یک نتیجه‌گیری اقتصادی باشد، بخشی از هشدار بزرگ‌تر هایک است: اینکه انسان ممکن است در جست‌وجوی جامعه‌ای کاملاً عادلانه، چنان به قدرت سیاسی تکیه کند که آزادی را که قرار بوده عدالت از آن محافظت کند، از دست بدهد. از نگاه هایک، آزادی بدون نظم ممکن نیست، نظم بدون قواعد عمومی پایدار نمی‌ماند و قواعد عمومی بدون محدودیت قدرت سیاسی معنای خود را از دست می‌دهند. این واقعیت است که میان آزادی انسان‌ها و جاه‌طلبی قدرت برای طراحی زندگی آنها، همیشه یک مرز حساس وجود دارد و اگر این مرز از میان برود، حتی پروژه‌ای که با نام عدالت آغاز شده باشد، ممکن است سرانجام به محدود کردن آزادی منتهی شود.

کتاب «قانون، قانون‌گذاری و آزادی» نوشته «فردریش فون هایک» با ترجمه «موسی غنی‌نژاد» و «مهشید معیری» را می‌توانید از وبسایت «انتشارات دنیای اقتصاد» «اینجا» خریداری کنید یا با شماره تلفن 02152189186 تماس بگیرید.

همچنین بخوانید سه مرحله در تحول محافظه‌کاری از منظر راجر اسکروتن | محافظه‌کاری مدرن و سازگاری با ارزش‌های لیبرال | محافظه‌کاری و لیبرالیسم دو روی یک سکه‌اند؟ تحریف به مثابه روش؛ بررسی کیفی استنادات کتاب «حرامزادگان هایک» | آیا اقتصاد بازار آزاد توجیه‌گر نژادپرستی است؟ مدنیت به مثابه انضباط قواعد انتزاعی | آیا عرف‌های جامعه به آزادی انسان‎‌ها کمک می‌کنند؟ | مدنیت در برخوردهای روزمره تقویت می‌شود بازار سیاه اجاره مسکن؛ مستأجران با سقف ۲۵ درصدی هم در امان نیستند | یخچال و لباسشویی وارد بازی اجاره شدند | مسیرهای دور زدن یک قانون درباره اجاره!







جمعه ۶ شهریور ۱۴۰۵ - 28 August 2026
سایت عصرایران

شعله ازدواج سابق جنیفر لوپز روشن شد؟

داستان جولین؛ نیم‌قرن فاصله میان التماس «دالی پارتن» و هشدار «بیانسه»
سایت عصرایران

داستان جولین؛ نیم‌قرن فاصله میان التماس «دالی پارتن» و هشدار «بیانسه»

مرگ دالی پارتن، ملقب به «ملکۀ موسیقی کانتری»، فقط پایان زندگی یکی از مشهورترین خوانندگان و ترانه‌سرایان آمریکایی نیست؛ بهانه‌ای است برای دوباره شنیدن ترانه‌ا...
راز «آواز عشق»؛چگونه در همین خاک، آسمانی زندگی کنیم؟/ پیام امیدبخش مولانا برای عبور از طوفان‌های زندگی
سایت خبرآنلاین

راز «آواز عشق»؛چگونه در همین خاک، آسمانی زندگی کنیم؟/ پیام امیدبخش مولانا برای عبور از طوفان‌های زندگی

پس اگر روزگار سخت است، نباید گمان کنیم که خداوند ما را رها کرده است. شاید همین سختی، ندایی باشد برای اینکه دوباره راه آسمان را پیدا کنیم.و چه زیباست این پیام مولانا:ما از آسمان آمده‌ایم؛برای زمین نیامده‌ایم که در زمین بمانیم؛آمده‌ایم که در همین خاک، آسمانی زندگی کنیم.
 دانشمندی که هنوز رازهایش کشف نشده است؛ کیمیای رازی در تاریخ علم
خبرگزاری مهر

 دانشمندی که هنوز رازهایش کشف نشده است؛ کیمیای رازی در تاریخ علم

معاون انجمن آثار و مفاخر فرهنگی وظیفه نسل ما این است که رازی را نه صرفاً به عنوان یک نماد، بلکه به عنوان یک مسئله علمی دوباره کشف کند.
کشف معبد مخفی زنان در امپراتوری روم با ۱۲۰ کتیبه رازآلود
سایت خبرآنلاین

کشف معبد مخفی زنان در امپراتوری روم با ۱۲۰ کتیبه رازآلود

باستان‌شناسان در عمق ۲۰۰ متری غاری ۲۴ هزار ساله در اسپانیا، بزرگ‌ترین نیایشگاه زیرزمینی روم باستان را کشف کردند؛ مکانی مخفی با بیش از ۱۲۰ کتیبه لاتین و پیشکش‌های آیینی که پرده از ستایش الهه‌ای ناشناخته با عنوان «بانو» برمی‌دارد.
راز سمیِ  «دروازه جهنم» در ترکیه
سایت خبرآنلاین

راز سمیِ «دروازه جهنم» در ترکیه

در میان ویرانه‌های شهر باستانی «هیرآپولیس» در ترکیه، گذرگاهی وجود داشت که رومیان باستان آن را «دروازه جهنم» می‌نامیدند؛ مکانی که در آن، مرگِ ناگهانی حیوانات در برابر چشمان زائران، لرزه بر اندام هر بیننده‌ای می‌انداخت. در حالی که گذشتگان این پدیده را خشم خدایانِ دنیای زیرین می‌پنداشتند، علمِ مدرن سرانجام …
جمشید آموزگار و معمای تکنوکراسی در بن‌بست سیاست
سایت خبرآنلاین

جمشید آموزگار و معمای تکنوکراسی در بن‌بست سیاست

جمشید آموزگار؛ تکنوکراتی است که در چالشِ میان «برنامه‌ریزی روی کاغذ» و «واقعیت‌های کف خیابان» به بن‌بست رسید. استعفای او در ۵ شهریور ۵۷، پرونده آخرین تلاش‌های دولت‌های پهلوی برای مهار بحران‌های درهم‌تنیده را بست.
«زمستان» اخوان؛ وقتی یک شعر، شناسنامه یک شکست تاریخی شد
خبرگزاری مهر

«زمستان» اخوان؛ وقتی یک شعر، شناسنامه یک شکست تاریخی شد

شعر «زمستان» مهدی اخوان ثالث، فراتر از یک توصیف اقلیمی، برجسته‌ترین سند منظوم از سرخوردگی پساکودتای ۲۸ مرداد ایران است که انجماد عاطفی، ترس و زوال پیوندهای انسانی را روایت می‌کند.
روایت ۱۶۰۰ ساله‌ تاریخ ایران که از دل یک برخورد بیرون آمد
خبرگزاری ایسنا

روایت ۱۶۰۰ ساله‌ تاریخ ایران که از دل یک برخورد بیرون آمد

ماجرای کشف محوطه باستانی بندیان درگز، حکایت یک تصادف تاریخی است که منجر به شناسایی یکی از مهم‌ترین گنجینه‌های هویتی ایران شد. این محوطه تا پیش از سال ۱۳۶۸ تنها تپه‌ای در میان اراضی کشاورزی بود، اما در سال ۱۳۶۹، زمانی که مالک زمین قصد تسطیح و هموارسازی آن را داشت، برخورد تیغه لودر با ستون‌های مدفون و …
خبرگزاری ایرنا

شهروز دل‌افکار: سرمایه‌گذار، دخالت عجیب در تئاتر نکند+فیلم

چهره‌های مشهور و اینفلوئنسرها‌، ماشین تبلیغاتی سینما ‌
روزنامه هفت صبح

چهره‌های مشهور و اینفلوئنسرها‌، ماشین تبلیغاتی سینما ‌

کمپین‌های پرزرق‌وبرق سینمایی با حضور سلبریتی‌ها و اینفلوئنسرها، پیش از نمایش فیلم، تصویری از موفقیت آن می‌سازند
اصغر فرهادی و مهاجرت تولید
روزنامه هفت صبح

اصغر فرهادی و مهاجرت تولید

‌فرهادی برای «قصه‌های موازی» سه سال در آمریکا زندگی کرد، تحقیق کرد و نوشت
سایت فرارو

علت تأخیر در انتشار قسمت هفتم «بامداد خمار» چه بود؟

قاب‌های کوچکی از ایران + عکس
خبرگزاری ایسنا

قاب‌های کوچکی از ایران + عکس

قلمدان‌های لاکی، از ظریف‌ترین جلوه‌های هنر ایرانی، روزگاری وسیله‌ای برای نگهداری قلم بودند اما به‌تدریج به بوم‌های کوچکی برای نمایش نقاشی، تذهیب و روایت‌های تاریخی و ادبی از ایران تبدیل شدند؛ هنری که در دوره قاجار به اوج ظرافت رسید و امروز نمونه‌هایی از آن در موزه‌های معتبر جهان، بخشی از نبوغ و مهارت …
راز بیمارانی که از موزه به بیمارستان رفتند!
خبرگزاری ایسنا

راز بیمارانی که از موزه به بیمارستان رفتند!

یک گردشگر وارد موزه‌ای در فلورانس می‌شود، مقابل یک شاهکار می‌ایستد و چند دقیقه بعد دیگر حالش خوب نیست. قلبش تند می‌زند، سرش گیج می‌رود و جهان اطرافش شکل عادی خود را از دست می‌دهد. این صحنه آن‌قدر در فلورانس تکرار شد که یک روان‌پزشک شروع به ثبت پرونده‌هایشان کرد؛ ماجرایی که بعدها با نام «سندرم استاندال» …
چرا مهدی اخوان‌ثالث موسیقی را کنار گذاشت؟
سایت عصرایران

چرا مهدی اخوان‌ثالث موسیقی را کنار گذاشت؟

«اخوان» پیش از شعر، به موسیقی روی آورد که با منع جدی پدر روبرو شد و برخلاف میل خود، موسیقی را کنار گذاشت.
شهر سوخته؛ تمدنی که ۵ هزار سال جلوتر از زمان خود بود/ رازهای تمام شهر؛ از پروتز چشم تا جراحی مغز
سایت خبرآنلاین

شهر سوخته؛ تمدنی که ۵ هزار سال جلوتر از زمان خود بود/ رازهای تمام شهر؛ از پروتز چشم تا جراحی مغز

«شهر سوخته» سال‌هاست با عنوان «شهری که از زمان خود جلوتر بود» معرفی می‌شود؛ اما آیا این توصیف واقعاً بر پایه شواهد علمی است یا حاصل بزرگ‌نمایی رسانه‌ای؟ برای پاسخ باید به حدود پنج هزار سال پیش، در حاشیه دلتای رود هیرمند بازگردیم.
چرا ونیز امسال مردانه‌تر از همیشه شده است؟/  سهم زنان از بخش مسابقه فقط یک فیلم
سایت خبرآنلاین

چرا ونیز امسال مردانه‌تر از همیشه شده است؟/ سهم زنان از بخش مسابقه فقط یک فیلم

جشنواره فیلم ونیز امسال با یک آمار غیرمنتظره در بخش مسابقه اصلی روبه‌روست؛ از ۲۱ فیلم حاضر در رقابت برای شیر طلایی، تنها یک فیلم به کارگردانی یک زن دیده می‌شود؛ آماری که سهم زنان را به حدود ۵ درصد می‌رساند.
شباهت اخوان به حافظ
سایت روزنامه سازندگی

شباهت اخوان به حافظ

جایگاه و اهمیت مهدی اخوان‌ثالث در شعر معاصر به روایت بهرام پروین‌گنابادی
افول ستاره
سایت روزنامه سازندگی

افول ستاره

چرا سینما، محمدرضا گلزار را پس زد و او به ستاره فضای مجازی تبدیل شد؟
روزی به نام رازی و دو پرسش دربارۀ الکل و الحاد
سایت عصرایران

روزی به نام رازی و دو پرسش دربارۀ الکل و الحاد

پرسش اول سطحی است و در حد شایبه‌های فضای مجازی و دومی عمیق و محل بحث اهل اندیشه. اولی این که اگر سده‌ها بعد از اسلام، را الکل را کشف کرده چگونه قبل از او نوش...
سرمقاله خراسان/ لایک داری آقای اخوان  | آخرین خبر
سایت آخرین خبر

سرمقاله خراسان/ لایک داری آقای اخوان | آخرین خبر

خراسان/ «لایک داری آقای اخوان » عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم محمد بهبودی نیا است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: حتما این شعر مشهور مهدی اخوان ثالث را شنیده اید که «ما چون دو دریچه روبروی هم/آگاه ز هر بگو مگوی هم/ هر روز سلام و پرسش و خنده/ هر روز قرار روز آینده و...» این بیت ها ر
سایت عصرایران

لالایی برای زهره / علی زند وکیلی (+صدا)

موزه ای بدون نقشه مالی
روزنامه پیام ما

موزه ای بدون نقشه مالی

کارخانه تاریخی ریسباف اصفهان با عبور از چالش مالکیت، اکنون گرفتار بحران تأمین مالی و فقدان مدل حکمرانی پایدار برای تبدیل شدن به موزه ملی است.
سایت عصرایران

انتقاد علیرضا خمسه از پایین آمدن کیفیت آثار سینما، تلویزیون و موسیقی

گیشه داغ شد، اما سینما هنوز بی‌نفس است/ سینمای ایران در انتظار معجزه
سایت تابناک

گیشه داغ شد، اما سینما هنوز بی‌نفس است/ سینمای ایران در انتظار معجزه

گیشه سینمای ایران در روزهای پایانی مرداد با رشد ۳۰ درصدی مخاطب، نشانه‌هایی از بازگشت تماشاگران به سالن‌ها را نشان داده است؛ اما تمرکز بخش بزرگی از این استقبا...
سایت تابناک

دلنوشته المیرا عبدی در نخستین تولد بدون «عمو اکبر» + عکس

ایجاد نقار و شکاف
روزنامه شرق

ایجاد نقار و شکاف

خانه‌ هنرمندان ایران به نمایندگی از تشکل‌های هنری عضو، درباره مصوبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ مجلس شورای اسلامی با عنوان «طرح مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولت‌ها و نهادهای بیگانه در کشور» اعتراض خود را نسبت به مصوبات اخیر که عاری از هر گونه آگاهی و مصلحت‌اندیشی و صدالبته به زیان آشکار زیست آزادانه تمام مردم …
سلول محنت اذان سحرگاهان و آن نور باریک آفتاب
سایت جوان آنلاین

سلول محنت اذان سحرگاهان و آن نور باریک آفتاب

برای یک زندانی نشسته در سلول انفرادی یا غیرانفرادی، وقایعی شوق‌انگیز و شادی‌آفرین است که برای غیرزندانیان بی‌اهمیت و عادی می‌نماید. دیدن باریکه‌ای از نور آفت...
سایت تابناک

حمله بازیگر سرشناس به پژمان جمشیدی

«اعتراف می‌کنم» چه چیزی کم دارد؟
روزنامه توسعه ایرانی

«اعتراف می‌کنم» چه چیزی کم دارد؟

محمد تقی زاده اعتراف می کنم از آن سریال هایی است که نمی توان درباره اش با یک حکم ساده خوب یا
سالمرگ همایون صنعتی زاده؛ کارآفرین فرهنگ | مردی که در نوسازی ایران نقش ایفا کرد | انتشار 1200 ترجمه در 16 سال مدیریت فرانکلین
سایت اقتصادنیوز

سالمرگ همایون صنعتی زاده؛ کارآفرین فرهنگ | مردی که در نوسازی ایران نقش ایفا کرد | انتشار 1200 ترجمه در 16 سال مدیریت فرانکلین

اقتصادنیوز: چهارم شهریور ماه سالمرگ همایون صنعتی‌زاده است.
فلسفۀ «سِنِکا»؛ توصیه‌های مشاور امپراتور روم دربارۀ زندگی خوب
سایت فرارو

فلسفۀ «سِنِکا»؛ توصیه‌های مشاور امپراتور روم دربارۀ زندگی خوب

لوکیوس آنائوس سنکا، فیلسوف و سیاستمدار رومی که در سال ۶۵ میلادی درگذشت، یکی از برجسته‌ترین چهره‌های فلسفۀ «رواقی» در جهان باستان بود. او در مجموعه ۱۲۴ نامه خود به دوست جوانش، لوکیلیوس، فلسفه را از بحثی انتزاعی درباره جهان و فضیلت فراتر برد و آن را به راهنمایی عملی برای زندگی تبدیل کرد؛ راهنمایی برای …
         
دردسرهای مغفول سلبریتی‌ها در روابط با طرفداران / دختران دام پهن می‌کنند یا سلبریتی‌ها سوء استفاده؟
سایت عصرایران

دردسرهای مغفول سلبریتی‌ها در روابط با طرفداران / دختران دام پهن می‌کنند یا سلبریتی‌ها سوء استفاده؟

حتی پیام‌های مکتوب خواننده را روی گوشی دختر جوان دیده‌ام که به شکلی ملتمسانه از او می‌خواست که در کنسرت‌هایش شرکت نکند چرا که باعث آزار و از بین رفتن تمرکز و...
مترجمی که مترجم نبود!/ دیداری دوباره با ذبیح‌الله منصوری
سایت عصرایران

مترجمی که مترجم نبود!/ دیداری دوباره با ذبیح‌الله منصوری

اعلام نمایش فیلم مستند مشت‌زنی در رینگ ترجمه در موزۀ سینما بهانه‌ای است تا باز دربارۀ پدیده‌ای به نام ذبیح‌الله منصوری بنویسیم
آمدم، خنداندم و رفتم؛ سنگ قبری به سبک اکبر عبدی
سایت عصرایران

آمدم، خنداندم و رفتم؛ سنگ قبری به سبک اکبر عبدی

در این انتخاب، ردپای یک ایده آشنا دیده می‌شود؛ سنگ قبر داوود رشیدی: «آمدم، دیدم و رفتم.» جمله‌ای کوتاه و موجز که زندگی را در سه مقوله وصف می کند: آمدن، دیدن...
سایت عصرایران

غمگین ترین آهنگ / علی زند وکیلی (+صدا)

فهرست چهره‌های خارج‌نشین برای بازگشت به ایران روی میز وزارت ارشاد
سایت عصرایران

فهرست چهره‌های خارج‌نشین برای بازگشت به ایران روی میز وزارت ارشاد

تعلق ایرانیان خارج از کشور به وطنشان در این ایام بسیار قابل توجه بوده و آنها در شرایط سخت، کنار ملت ایران بودند. امیدواریم خود ایرانیانی که خارج از کشور هستن...
روزنامه هفت صبح

سخنگوی دولت: چرا که نه؟ معین هم شهروند ایران است

روایت تغییر مسیر بازیگران ایرانی/  از ستاره سینما تا بیوتی بلاگر و چهره شبکه‌های اجتماعی
سایت خبرآنلاین

روایت تغییر مسیر بازیگران ایرانی/ از ستاره سینما تا بیوتی بلاگر و چهره شبکه‌های اجتماعی

ستاره‌های سینما همیشه در قاب دوربین نمی‌مانند؛ برخی مهاجرت کرده‌اند، برخی سراغ مشاغل دیگری رفته‌اند و عده‌ای نیز از بازیگری به اینفلوئنسری، نیکوکاری یا فعالیت‌های تازه روی آورده‌اند؛ تغییر مسیری که سرنوشت حرفه‌ای آنها را دگرگون کرده است.
زنجیره رکود
سایت روزنامه سازندگی

زنجیره رکود

گزارشی درباره‌ بحران‌های پی‌در‌پی صنعت نشر؛ از گرانی کاغذ تا معضل انبار
برنامه علی ضیاء تا کجا می‌خواهد مرزهای اخلاقی را جابه‌جا کند؟ - تسنیم
خبرگزاری تسنیم

برنامه علی ضیاء تا کجا می‌خواهد مرزهای اخلاقی را جابه‌جا کند؟ - تسنیم

اظهارات جنجالی نوید کلهرودی درباره حجاب در «با ضیاء» بار دیگر علی ضیاء را درجایگاه تابوشکنی رسانه‌ای قرار داد.
پاسخ کارگردان به منتقدان «رویای نیمه‌شب»؛ ریتم کند نیست؛ تعریف شما از ریتم اشتباه است! | مجموعه رسانه ای صبا
سایت صبانیوز

پاسخ کارگردان به منتقدان «رویای نیمه‌شب»؛ ریتم کند نیست؛ تعریف شما از ریتم اشتباه است! | مجموعه رسانه ای صبا

پگاه زارعی/ صبا، «رؤیای نیمه‌شب» روایتی عاشقانه در دل تاریخ است؛ داستانی که عشق، اختلاف عقیده، خانواده و سیاست را در مسیری پرچالش به هم گره می‌زند. این مجموعه که اقتباسی از رمان شناخته‌شده مظفر سالاری است، مخاطب را به سال‌های دور می‌برد؛ جایی که سرنوشت فتاح و تلما، دو جوان عاشق از دو خانواده
بانک وعده‌های ناتمام نمایش خانگی
سایت عصرایران

بانک وعده‌های ناتمام نمایش خانگی

در سال‌های اخیر بارها شاهد بوده‌ایم که پلتفرم‌ها از پروژه‌هایی رونمایی کرده‌اند که ماه‌ها بعد به مرحله پخش رسیده یا اساسا خبری از تولید و انتشار آن‌ها نشده است.
سایت عصرایران

آبگوشت خوردن ژولیت بینوش بازیگر سرشناس فرانسوی در تهران (عکس)

خبرگزاری تسنیم

نامزد نقش پدر زیزی‌گولو بودم/نسلی که مادرانشان نگران سیگارکشیدنشان بود - تسنیم

خبرگزاری همشهری‌آنلاین

تصاویر کمتر دیده شده از اصغر فرهادی و هدیه تهرانی در پشتِ صحنه یک فیلم

دیگر نگران نباشید! / جبلی درهای صدا و سیما را به روی همه باز کرد!
سایت سلام سینما

دیگر نگران نباشید! / جبلی درهای صدا و سیما را به روی همه باز کرد!

مگر می‌شود درهای صداوسیما همیشه به روی هنرمندان باز بوده باشد، اما بسیاری از چهره‌های محبوب، دیگر جایی در این خانه نداشته باشند؟
تلویزیون مغلوب گذشته خودش شد
روزنامه هفت صبح

تلویزیون مغلوب گذشته خودش شد

تلویزیون ایران برای جذب مخاطب بیش از گذشته به سریال‌ها و شخصیت‌های قدیمی بازمی‌گردد روندی که هم قدرت نوستالژی را نشان می‌دهد و هم ضعف تولیدات تازه
نسخه جدید وزارت میراث فرهنگی برای رونق گردشگری داخلی / کارت اعتباری سفر ۵۰۰ میلیون تومانی به متقاضیان سفر پرداخت می‌شود
سایت تجارت نیوز

نسخه جدید وزارت میراث فرهنگی برای رونق گردشگری داخلی / کارت اعتباری سفر ۵۰۰ میلیون تومانی به متقاضیان سفر پرداخت می‌شود

معاون گردشگری کشور از اجرای طرح جدید «کارت اعتباری سفر» با همکاری بانک رفاه کارگران خبر داد. براساس این طرح گردشگران داخلی می‌توانند متناسب با نیاز سفر خود تا سقف ۵۰۰ میلیون تومان اعتبار سفر دریافت کنند و هزینه خدمات گردشگری داخلی را با نرخ سود ۳.۵ تا ۸.۵ درصد به‌صورت اقساط پرداخت کنند.
کاروانسرای جَر؛ گنجینه‌ای فراموش‌شده در دل بازار تاریخی کرمان
خبرگزاری مهر

کاروانسرای جَر؛ گنجینه‌ای فراموش‌شده در دل بازار تاریخی کرمان

کرمان – کاروانسرای تاریخی جر که تا چند سال قبل یکی از مراکز تجاری شهر کرمان بود محسوب می شد، امروز به خرابه ای در قلب بازار تاریخی کرمان تبدیل شده است.
«معلم ترسناک» چگونه به ویترین بازی‌های کودک ایرانی رسید؟
خبرگزاری مهر

«معلم ترسناک» چگونه به ویترین بازی‌های کودک ایرانی رسید؟

سرگرم کردن کودکان از طریق آزار یک معلم، با الگوهای تربیتی جامعه ایرانی سازگار نیست. به‌ویژه آنکه، رابطه میان معلم و دانش‌آموز به رابطه‌ای خصمانه و روند سرگرمی بازی تبدیل شده است.
«کوری» از پرونده‌های قضایی تا ممیزی؛ این سریال مروج مشروبات الکلی است؟
خبرگزاری مهر

«کوری» از پرونده‌های قضایی تا ممیزی؛ این سریال مروج مشروبات الکلی است؟

نویسنده سریال «کوری» از ایده اولیه این سریال، حواشی ساخت، ممیزی‌ها و دلیل دیده شدن آن سخن گفت.
خبرگزاری ایرنا

«آواتیه» با نفس خرمیان

واکنش دولتی‌ها به بزرگداشت ناصر ملک مطیعی در روزنامه ایران/روزی نبود که شکایت نداشته باشم
خبرگزاری ایرنا

واکنش دولتی‌ها به بزرگداشت ناصر ملک مطیعی در روزنامه ایران/روزی نبود که شکایت نداشته باشم

تهران-ایرنا- محمد فاضلی مدیر مسئول اسبق روزنامه ایران می‌گوید: یادم نمی‌رود مصاحبه‌ای از محمدرضا شجریان چاپ کردیم و تمام صفحه اول را دادم یک طرح اختصاصی به او اختصاص دادند. تمام روزنامه‌ها مرا کوبیدند. فقط وزیر ارشاد گفت ای کاش فقط یک نیم صفحه را در صفحه اول به او اختصاص می‌دادی، در دولت می‌گویند این …
جای خالی جک نیکلسون در کلاغ
سایت فرارو

جای خالی جک نیکلسون در کلاغ

س.ا.و.ا.کی محبوب من فقط رضا عطاران در فیلم مصادره است. اسماعیل یارجانلو ملقب به اسی که الکترود و کابل می‌خرید، برای خرید شیشه نوشابه هم مجبور بود چند پرس چلوکباب بخورد چون در آن دوران، نوشابه بدون غذا داده نمی‌شد.
         
دین و آسیب‌های خطای تفسیری - همدلی
روزنامه همدلی

دین و آسیب‌های خطای تفسیری - همدلی

یاسین علویان سوق جرم شناس دنیای امروز، دنیای تکثر است و پلورآلیسم در حوزه‌های مختلف به رسمیت شناخته شده است. در این میان گروهی متدین به شریعتند و گروهی نیز خارج از این دایره اما میان اهل شریعت تعدد بسیار دیده می‌شود و چنین تعددی که در میان اهل شریعت وضوح دارد، گاه کار [ ]
خوانندگان پاپ به شهرستان‌ها کوچ کردند/ چرا کنسرت پاپ در تهران برگزار نمی‌شود؟
سایت ایران آرت

خوانندگان پاپ به شهرستان‌ها کوچ کردند/ چرا کنسرت پاپ در تهران برگزار نمی‌شود؟

در حال حاضر در سایت‌های بلیت‌فروشی، بلیت کنسرت‌های پاپ شهرستان‌ها به فروش می‌رسد و به نظر می‌رسد فعلا از بازگشت کنسرت‌ها به حالت عادی خبری نیست.
روزنامه هفت صبح

تلویزیون مغلوب گذشته خودش

معبد آناهیتا؛ از زیر آوار ماندن ۳۲۰ خانه تا مسیر ثبت جهانی/ معبد را نمی‌توان صرفا برای زیباتر شدن بازسازی کرد
خبرگزاری ایلنا

معبد آناهیتا؛ از زیر آوار ماندن ۳۲۰ خانه تا مسیر ثبت جهانی/ معبد را نمی‌توان صرفا برای زیباتر شدن بازسازی کرد

معبد آناهیتا در شهرستان کنگاور، پس از سال‌ها رهاشدگی، در حالی که زمانی ۳۲۰ واحد مسکونی در عرصه آن قرار داشت با اقدامات حفاظتی و ساماندهی انجام شده وارد مرحله‌ای تازه می‌شود و به مسیر ثبت جهانی می‌رسد. تاکنون پنج دوره کاوش باستان‌شناسی در این محوطه انجام شده و اکنون با تکمیل زیرساخت‌ها، راه‌اندازی موزه …