در شرایطی که جامعه با مجموعهای از مشکلات و فشارهای مختلف مواجه است، روایت نقاط قوت کشور دشوارتر از بیان ضعفهاست. افکار عمومی معمولاً نسبت به مسائل منفی و کاستیها حساسیت بیشتری دارد و همین موضوع باعث میشود روایت قدرت نیازمند تخصص، دقت و شناخت درست از شرایط اجتماعی باشد. روایت قدرت زمانی میتواند اثربخش باشد که با واقعیتهای جامعه فاصله نداشته باشد. نمیتوان در میان انبوه مشکلات، صرفاً به بیان کلی و ساده نقاط قوت پرداخت و انتظار داشت جامعه نیز آن را بپذیرد. از این رو، راویان قدرت باید ضمن شناخت وضعیت افکار عمومی، شرایط اجتماعی و مطالبات جامعه، تصویری واقعی و قابل پذیرش از توانمندیهای کشور ارائه کنند.
در کنار روایت قدرت، مسئله نحوه روایت ضعفها نیز اهمیت دارد. بیان نقاط ضعف نباید به معنای برجستهسازی، بزرگنمایی یا تکرار مستمر آنها در فضای عمومی باشد. هدف از شناسایی و بیان ضعفها باید کمک به اصلاح و رفع آنها باشد. از این منظر، نقاط ضعف بیش از آنکه نیازمند برجستهسازی عمومی باشند، باید به مدیران و بهویژه مدیران ارشد منتقل شوند تا از ماندگار شدن، عمیقتر شدن یا گسترش آنها جلوگیری شود و برای رفعشان اقدام سریع صورت گیرد.
در مقابل، روایت نقاط قوت باید با هدف تقویت امید اجتماعی انجام شود. جامعه باید بداند چه اقداماتی در حال انجام است و چه ظرفیتهایی برای حل مشکلات وجود دارد. این رویکرد میتواند از شکلگیری ذهنیت منفی نسبت به وضعیت کشور جلوگیری کند و به تقویت امید و اعتماد عمومی کمک کند. …



































































































































































