قیمت طلا امروز




 محمد علی نژاد

 سایت اقتصادنیوز / ۳ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۸

پاسخ صریح محمد قوچانی به ناصر مهدوی | نسل من عبور از شریعتی را مدیون سروش است اما در سروش هم نمانده است | نه مریدم، نه مراد، روزنامه‌نگارم و جستجوگر حقیقت | حتی با معیار «صلح کل» مولوی چگونه می‌توان از دکترین هسته‌ای

اقتصادنیوز: ناصر مهدوی در نقد مطلب لیبرالیسم نقابدار محمد قوچانی، حمله به عبدالکریم سروش را محکوم کرد. قوچانی هم در پاسخ، از نقد خود بر سوابق فکری و سیاسی سروش، دیدگاه‌های او درباره مدرنیته، اقتصاد و حکومت دینی دفاع کرده است.
 پاسخ صریح محمد قوچانی به ناصر مهدوی | نسل من عبور از شریعتی را مدیون سروش است اما در سروش هم نمانده است | نه مریدم، نه مراد، روزنامه‌نگارم و جستجوگر حقیقت | حتی با معیار «صلح کل» مولوی چگونه می‌توان از دکترین هسته‌ای
به گزارش اقتصادنیوز، ناصر مهدوی، استاد فلسفه و عرفان در یادداشتی که در کانال تلگرامی خود منتشر کرده می گوید: فضای روشنفکری و فرهنگی ایران در شرایطی که جامعه با رنج‌های متعدد روبه‌روست، به‌جای کمک به مردم و یافتن راهی برای برون‌رفت از مشکلات، گرفتار جدال‌های تند و شخصی شده است.

او با اشاره به نقدهای دکتر موسی غنی‌نژاد به علی شریعتی و سپس نقد عبدالکریم سروش و مقاله محمد قوچانی با عنوان «لیبرالیسم نقابدار»، می‌گوید این مناقشات نه‌تنها به تلطیف فضای فکری جامعه کمک نکرده، بلکه بر تیرگی آن افزوده است. 

او در نقد روش قوچانی، مقاله او را گرفتار «ذات‌گرایی» و «جزمیت معرفتی» و نیز استقرای ناقص می‌داند؛ به این معنا که قوچانی از یک جنبه خاص درباره فناوری و مدرنیته، حکمی کلی صادر کرده و بر اساس نقد سروش از صنعت و تکنولوژی، تمام شخصیت و کارنامه فکری او را زیر سؤال برده است. 

مهدوی ضمن تأکید بر اینکه قصد دفاع از اندیشه سروش را ندارد، از قوچانی می‌خواهد در نقد مخالفان خود از قطعیت‌گرایی و برچسب‌زنی فاصله بگیرد و به‌جای کوچک‌کردن واقعیت در چارچوب ذهنی خود، ذهن را برای فهم پیچیدگی واقعیت گسترش دهد.

در پاسخ به این استاد فلسفه و عرفان محمد قوچانی، سردبیر آگاهی نو یادداشتی در سایت انصاف نیوز منتشر کرد. در یادداشت این روزنامه نگار آمده:

گویی میراث مولوی بهانه‌ای شده است تا همگان بتوانند به استناد بیتی و شعری از صوفی اعظم برای دیگران حد و حدود مشخص کنند.

از جمله استاد عزیز دکتر ناصر مهدوی- اشبه‌الناس در سخنوری و مولوی‌خوانی به سبک سروش – و مدرس دوره‌های عالی تدریس آموزه‌های عرفانی چون «ذهن زیبا» و «عشق درمانگر» را برگزار می‌کنند که از مثنوی معنوی دارویی برای دردهای مادی می‌سازند، در جستاری انتقادی از بنده حقیر خواسته‌اند در نقد سروش حد خود بشناسم و پا از آن بیش نگذارم و به دایره پیر طریقت سروشیه تعرض نکنم و ظریفانه از زبان مولانا متذکر شده‌اند که:

نازنینی تو ولی در حد خویش الله الله، پا منه از حد بیش

خدا را شکر که ادامه شعر مولوی را نیاوردند که:

گر زنی بر نازنین تر از خودت

در تگ هفتم زمین زیر آردت

تفکر تصوف همین است. مهر و قهرش بهم در است. در عین رحمت در اوج خشونت است که صوفیان در تاریخ کم از فقیهان دگرکشی نکرده‌اند؛ چون همواره در پی دین ناب بودند، از پی می ناب …

نمودی از این خشونت کلامی را می‌توان در جوابیه‌های عبدالکریم سروش به منتقدان دید که به تعبیر دکتر ناصر مهدوی «با نقدی تند و زبانی عتاب‌آلود فضا را دلگیرتر» کرد.

با وجود این مفسر مولوی از پیشکسوت خویش چنان دفاع می‌کند تا هر چه بیشتر جای خالی او را در وطن پر سازد.

پس سه ملاحظه بر مقاله من نوشته‌اند:

اول پرسیده‌اند که من با که پیمان بسته‌ام و سر از پیمان که برتافته‌ام؟ و این رسم صوفیه است که هر کسی یا مرید است یا مراد.

من اما با کسی پیمان نبسته‌ام. نه مریدم، نه مراد. نویسنده و روزنامه‌نگارم و جستجوگر حقیقت. حقیقت از افلاطون هم برایم عزیزتر است؛ عبدالکریم سروش که جای خود دارد.

روزنامه‌نگاران- که نسل‌شان رو به زوال است – روشنفکرانی هستند که اندیشه‌ها را به میان شهروندان می‌برند. اگر مریدان فکر می‌کنند که کار ما روزنامه‌نگاران فقط در حد ضبط صوتی است که سخن مراد ایشان را منعکس کنیم، در خطا هستند.

روزنامه‌نگار، تاریخ امروز را می‌نویسد برای نسل فردا و برای تاریخ‌نویسی باید تفکر انتقادی داشت.

در این نقد، ما هیچ قطب و مقتدایی چه در حکومت، چه بر حکومت نداریم و وام‌دار هیچ فرقه و حزب و حلقه و اداره‌ای هم نیستیم. در نقد حکومت کم‌هزینه ندادیم و در نقد اپوزیسیون.

روزنامه‌نگاری فقط فرم (صورت) نیست، محتوا هم هست. روشنفکری دینی بدون روزنامه‌نگاری (از کیهان فرهنگی و کیان و مدرسه و اندیشه پویا در اثبات و مهرنامه و سیاست‌نامه و تجارت فردا و آگاهی نو در انتقاد از این جریان) فروغی نداشته و ندارد.

نسل من عبور از شریعتی را مدیون سروش است اما در سروش هم نمانده است. قرار هم نبود در سروش بماند که خود او تحقیق را بر تقلید در سلوک دانشجویی ترجیح می‌داد.

دکتر مهدوی از اینکه من دکتر سروش را ایدئولوگ نظام خوانده‌ام برآشفته‌اند و فکر کرده‌اند ایشان از بدو انقلاب اپوزیسیون آن بوده‌اند.

اما به استناد تاریخ دکتر عبدالکریم سروش فیلسوف حکومت و ایدئولوگ آن در دهه شصت بودند که نه تنها در نهادهای حکومتی مانند ستاد انقلاب فرهنگی برای ایجاد دانشگاه اسلامی و انقلابی مأموریت داشتند، بلکه در صدا و سیما و در دوره‌های آموزشی نهادهای حاکمیتی دیگر حضور می‌یافتند.

در مناظره‌های تلویزیونی کنار محمدتقی مصباح یزدی به عنوان فیلسوفان صدرایی رو در روی چپ‌ها می‌نشستند و در وصف امام امت در مجالس و مراسم سخنرانی می‌کردند؛ چه در حیات چه پس از درگذشت ایشان.

کتاب‌های درسی دبیرستان در حوزه اندیشه اسلامی (به عنوان اساس ایدئولوژی نظام سیاسی) از جمله به قلم عبدالکریم سروش بود و کتاب‌هایشان را سازمان صدا و سیما منتشر می‌کرد و مجلات حکومتی چون هفته‌نامه سروش و ماهنامه کیهان فرهنگی و روزنامه‌های اطلاعات و کیهان در خدمتشان بود؛ تا جایی که می‌توانست مجله کیهان فرهنگی را از چاپ مقالات رضا داوری منع کند و به اشارتش شاگردان وفادارش علیه رضا داوری (که هنوز جانشین سروش در کرسی ایدئولوگ نظام نشده بود)، افشاگری و پرده‌دری کنند و در دهه شصت او را سلطنت‌طلبی متهم کند و طوماری را در هم بپیچند و ندا در دهند که «بیا کاین داوری‌ها به نزد داور اندازیم» چرا؟ چون پوپر را نقد کرده بود!

و البته داوری در دهه هفتاد سنگر به سنگر کرسی‌های حکومت را فتح کرد و در حاکمیت اصولگرایان به ایدئولوگ آنان بدل شد، همچنان که سروش ایدئولوگ اصلاح‌طلبان ماند.

من هرگز و هرگز کلمه «بی‌سواد» را درباره دکتر سروش به‌کار نبردم و آقای مهدوی خوب است سند این ادعا را بیاورند.

افشاگری درباره سفر ژاپن را هم من انجام نداده‌ام. آن روایت را راوی صادقی به نام دکتر محمد طبیبیان دارد که شواهدی هم دارد و در مقاله‌ام خود را از تکرار آن خاطره بی‌نیاز خواندم که مقاله «صناعت و قناعت» در کتاب «تفرج صنع» خود در اثبات ضدیت سروش با تکنیک کافی است و از آن بالاتر تضاد میان قول و فعل را می‌توان در همین زمان دید که استاد معظم در ینگه دنیا نشسته و (به تقریر و تصریح خویش در گفتگو با مجله اندیشه پویا) با وجود اینکه مدعی است میهن اولش (احتمالا مقصود حکومت است نه ملت ایران) او را از خود رانده (؟!)، بیگانه (که آن را میهن دومش می‌خواند و نه تبعیدگاه) در ایالات متحده آمریکا به او حقوق بازنشستگی مکفی می‌دهد و بازهم استاد از آمریکا و تکنولوژی‌اش بیزاری می‌جوید و ما ایرانیان را به قناعت می‌خواند!

مبارزه دکتر سروش (به تعبیر خودش) با دونالد ترامپ در کم‌تر کار کردن و کمتر مالیات دادن خلاصه می‌شود که فصلی دیگر بر کتاب معروف «چه کسی می‌تواند مبارزه کند؟» است.

دوم.

دکتر مهدوی مرا ذات‌گرا خوانده‌اند که گویی اسیر تکنولوژی غربی شده‌ام!

من ذات‌گرا نیستم، اما بی‌توجه به منطق تاریخ هم نیستم و همچون دکتر سروش معتقد نیستم که تجدد رستورانی است که می‌توان منوی آن را به دلخواه نه تنها برگزید که به طبع و میل خود به آشپز سفارش داد و در سوپ قارچ آب و آویشن و شنبلیله ریخت و آن را آش شله‌قلمکار نامید!

سوپ قارچ فرنگی است و آش شله‌قلمکار هم تعریف دارد.

این را فیلسوفان تاریخ به ما آموخته‌اند که تاریخ منطق دارد و فرهنگ معنا دارد و جغرافیا مهم است و اراده‌گرایی حدی دارد.

انکار هگل و او را پای در گل دانستن ناشی از تقلیل فلسفه از فلسفه سیاسی به کلام جدید بود و معرفت‌شناسی و فیلسوفان دیگری چون سید جواد طباطبایی بودند که ناسازه‌ی روشنفکری دینی را نشان دادند.

من البته به نواندیشی دینی و از آن روشن‌تر به اجتهاد در دین اعتقاد دارم که اصلاح دینی را از اصلاح دین جدا می‌کند و با «بسط تجربه نبوی» مدعی وحی نمی‌شود و با نظریه «قرآن محمدی» کلام خدا را کلام پیامبر خدا نمی‌سازد و پیامبر اسلام را با شرمندگی به اقتدارگرایی متهم می‌سازد و این است فرقه‌ای در دین که نه شیعه است و نه سنی و حتی نومعتزله هم نیست چه رسد به پروتستانتیسم اسلامی!

روشنفکری دینی در عصر ما از برنامه‌ای پژوهشی به فرقه‌ای سیاسی بدل شده است که با جدایی مصطفی ملکیان و محسن کدیور و آرش نراقی از آن به طریقت مولوی جدید یا همان سروشیه بدل شده است و در نظریه خود همان قدر متناقض شده است که روزی مارکسیسم اسلامی از آن رنج می‌برد و امروز لیبرالیسم اسلامی به آن مبتلا شده است.

این ناسازه‌ی روشنفکری دینی در فهم لیبرالیسم خود را این گونه نشان داده است که فکر می‌کند بدون اقتصاد آزاد می‌تواند به جامعه باز برسد.

همه سخن من این بود که اگر دکتر سروش مدعی لیبرالیسم است و خود را لیبرال فرهنگی می‌خواند یا لیبرال سیاسی می‌داند (که در گفتگو با اندیشه پویا چنین گفته است)، این دیدگاه بدون پذیرش لیبرالیسم اقتصادی و بازار آزاد رقابتی و انقلاب صنعتی و حقوق مالکیت و بخش خصوصی ناممکن است و سیر تاریخی این اندیشه را توضیح دادم.

حتی لیبرال‌های سیاسی مانند جان رالز با وجود باور به عدالت این چنین ارتجاعی در باب بازار آزاد و اقتصاد آزاد و تکنولوژی و توسعه نمی‌اندیشند.

دکتر سروش در یادبود درگذشت مهندس بازرگان به فن بیان از او تجلیل می‌کرد که «او به نام بازرگان بود، نه به صفت»!

ما جوانانی بودیم که از این هنرمندی در کلام مشعوف بودیم. حال که نمی‌دانستیم بازار قلب توسعه است.

سروش به نام اینکه بازرگان چون روحانیت با دین کاسبی نکرد، به تحریف بزرگتری دست می‌زد؛ گویی بازرگانی و تجارت از مکاسب محرمه و قبیحه است!

مرحوم عباسقلی بازرگان پدر مهدی بازرگان تاجر بود و تاجران در انقلاب ملی ایران یعنی جنبش مشروطیت پیشتاز بودند و در پیوند با روحانیان و روشنفکران بر استبداد شوریدند.

همان گونه که در اروپا جنبش آزادی از استبداد دینی و غیر دینی از بازار شروع شد.

انکار بازار و تحقیر اقتصاد و طعنه در رقابت و نفی صناعت و رد توسعه هر چه باشد با مدرنیته نسبت ندارد، چه رسد به لیبرالیسم.

البته می‌توان لیبرالیسم و مدرنیسم را نقد و حتی رد کرد اما نمی‌توان آن را تحریف کرد که «شیر بی سر و دم و اشکم کی دید؟ این چنین شیری خدا خود نافرید»

مدرنیسم و لیبرالیسم فیلی است که در تاریکی نمی‌توان آن را دید و فهمید.

ممکن است پس از فهمیدن این موجود عظیم‌الجثه متوجه شویم که تجدد و ترقی چنان که در اروپا رخ داد با سنت و تاریخ و تمدن ما سازگار نیست و باید به قول سید جواد طباطبایی در پی «تجددی دیگر» بود اما این تجدد دیگر با پرسش‌های متجددانه از سنت به‌دست می‌آید، نه وصله‌پینه کردن.

بهترین مواجه ما با تجدد اتفاقا از همان بازار شروع شد که علیه استبداد برخاست و حکومت قانون را خواست و نهضت مشروطیت را رقم زد.

امری که روشنفکری دینی ما همچون علی شریعتی از آن غفلت کرد و به نام اسلامی کردن انقلاب، اسلام سنتی را به اسلام انقلابی بدل کرد.

سروش هم که با نقد ایدئولوژی شریعتی راه خود را از او جدا کرد ظاهرا در پی اسلام مدرن بود اما سر از اسلام صوفی درآورد.

اما اگر با محمدباقر مجلسی و شیخ فضل‌الله نوری نمی‌توان به مشروطه رسید، با امام محمد غزالی و جلال‌الدین بلخی هم نمی‌توان به توسعه رسید.

مگر اینکه همچون سید حسین نصر از اساس با تجدد مشکل داشته باشیم و این نقد، نه ذات‌گرایانه که تاریخ‌شناسانه است که تجدد چرا و چگونه و کجا و با چه کسانی و با چه اندیشه‌هایی پدید می‌آید یا پدید نمی‌آید؟

از اتفاق، ذات‌گرایی آموزه‌ فیلسوفان قاره‌ای علیه فیلسوفان تحلیلی است که برای تجدد و تکنولوژی به ذات قائلند.

اگر در غرب افرادی چون هایدگر بوده‌اند که تکنولوژی را نقد کرده‌اند سروش را با ایشان چه کار که در همین گفتگو با اندیشه پویا به هایدگر و هایدگریست‌هایی چون احمد فردید و رضا داوری طعنه می‌زند و به‌درستی به برآمدن فاشیسم از هایدگریسم اشاره می‌کند.

تا خوانده‌ایم سروش مدافع پوپر و منتقد هایدگر بوده است. حال چه شده است که شما از هایدگر برای او حجت در نقد تجدد و توسعه می‌آورید؟!

از فضیلت‌گرایی ژان ژاک روسو، جمهوری ترور و وحشت ماکسیمیلیان روبسپیر و از فلسفه‌ی نیچه و هایدگر فاشیسم هیتلری سر بر آورد و پروار شد و این را پوپر و سروش به ما یاد دادند، قبل از آنکه مقاله هایدگر علیه علم و تکنولوژی را نومارکسیست‌هایی چون یوسف اباذری و مراد فرهادپور در مجله ارغنون ترجمه و ترویج کنند.

چون چگونه ممکن است اینان حجت شما در نقد تجدد و توسعه باشند؟

خوب شد به کارل مارکس و نظریه ازخودبیگانگی او در نقد انقلاب صنعتی اشاره نکردید چون او ماشین را رد نمی‌کند بلکه به تسخیر آن به دست کارگران می‌اندیشد.

اما با این روش استدلال، نیای منتقدان سرمایه‌داری خود کارل مارکس است!

اما ماکس وبر که او را در رده منتقدان مدرنیته آوردید، بی‌شک نظریه‌پرداز سرمایه‌داری و بورژوازی صنعتی است و مدافع نسبت لیبرالیسم و کاپیتالیسم.

شاهکار او؛ «اخلاق پروتستان و روح سرمایه‌داری» در اثبات نسبت اصلاح دینی و اصلاح اقتصادی است و اینکه بدون نواندیشی دینی امکان سرمایه‌داری و بدون بورژوازی تداوم اصلاح دینی ناممکن است.

پس چه جای قیاس ماکس وبر با دشمنان تکنولوژی و ماشین از جلال آل احمد و علی شریعتی تا عبدالکریم سروش؟!

سروش به فردیدی ناسزا می‌گوید که معلم آل احمد و علی شریعتی بود و تلقی غربزدگی به ماشین‌زدگی را از او آموخته بودند.

آیا سروش هم از راه غزالی و مولوی به اسلاف خود پیوسته است؟!

آیا تذکار این – به قول سروش – «ارتجاع مترقی» توهین به استاد است؟ مگر این زبان و ادب را خود استاد به ما یاد نداد؟!

من چه بی‌احترامی به سروش کرده‌ام که گاه به عبارات او تشبه می‌جویم و به یاد می‌آورم که در پس این لیبرالیسم ناتمام، «دگماتیسمی نقابدار» خفته است که نام رساله‌ای از دکتر سروش در نقد مارکسیسم بود.

دگماتیسمی که نوعی بنیادگرایی دینی است که او خود در قلب تکنولوژی نشسته است و به ملت ایران که پنجاه سال است برای توسعه مبارزه می‌کند توصیه می‌کند از ماشین لباس‌شویی استفاده نکنند و رخت خود را بر آفتاب بیافکنند تا خشک شود!

من از اعتبار علمی سروش کم می‌کنم یا خود او که با حسرت از آرمانشهری در آمریکا می‌گوید که مردمش در روستایی به دور از تمدن نه برق دارند و نه دارو مصرف می‌کنند و فقط زراعت می‌کنند به قدر کفایت و تجارت نمی‌کنند و صناعت ندارند و زنانشان حجاب می‌کنند و پیرو کلیسای کاتولیک هستند.

این بود ماحصل عمر مارتین لوتر اسلام؟!

آیا برای این دستاوردها در دهه هشتم زندگی لازم بود ایشان به آمریکا بروند یا می‌شد نزد طالبان هم به همین نتیجه رسید؟

سوم.

استاد مهدوی فرموده‌اند من همه (؟!) کارنامه دکتر سروش را یکسره انکار کرده‌ام!

من نه تنها چنین نکرده‌ام که بر وام‌داری نسل خود به او در معرفت‌شناسی و کلام جدید و علوم انسانی اصرار کرده‌ام.

من علوم سیاسی خوانده‌ام و سی سال است روزنامه‌نگاری اندیشه می‌کنم.

وقتی در نقد دکتر داوری می‌نوشتم دکتر سروش مرا که جوانی بودم تشویق می‌کرد و پاره‌ای از مهم‌ترین گفتگوها با دکتر سروش با نشریاتی انجام شد که من سردبیرش بودم.

پنج جلد کتاب در نقد و بررسی اسلام سیاسی نوشته‌ام و برایشان هزینه داده‌ام.

نقد نظریه سیاسی – اقتصادی دکتر سروش از نقش او در معرفت‌شناسی و فلسفه علم و کلام جدید کم نمی‌کند.

دکتر سروش خود نیز می‌گوید نظریه‌پرداز اقتصاد نیست و در بیانیه جدید خود دریافت خود از علم اقتصاد را با این ترجمه‌ی سطحی علم اقتصاد به «پول‌شناسی» نشان داده‌اند تا دکتر غنی‌نژاد را تحقیر کند، غافل از آنکه اقرار به جهل خویش از علم اقتصاد می‌کند.

همان‌طور که روزی فکر می‌کرد جامعه مدنی همان جامعه اخلاقی است یا فرض می‌کرد در جامعه دینی باید حکومت دینی باشد و این همان حکومت دموکراتیک دینی است که در ترجمه‌ی اصولگرایان به مردم‌سالاری دینی تعبیر شد.

دکتر سروش که روزی در پی اسلامی کردن دانشگاه بود و می‌خواست با ریختن آب توبه بر سر روشنفکری، آن را هم اسلامی کند، چون در فلسفه سیاسی و حقوق اساسی و تاریخ ورودی نداشت با رویکرد کلامی و الهیاتی و عرفانی فکر می‌کرد اگر اکثریت یک جامعه مسلمان باشند لاجرم حکومت آنان هم باید اسلامی باشد!

در حالی که در طول تاریخ اکثریت مطلق حکومت‌ها در جوامع مسلمان، اسلامی نبوده‌اند و نیستند و هیچ ذاتی در سیاسی بودن اسلام وجود ندارد و چه بسا مسلمانان نخواهند حکومت دینی داشته باشند نه فقط سکولارهای مدرن در ترکیه که حتی شیعیان سنتی که تا ظهور امام زمان هیچ حکومتی را مشروعه نمی‌دانستند و ناگزیر حکومت مشروطه را بر حکومت مطلقه ترجیح می‌دادند و این پاسخ همان سوالی است که دکتر سروش برای جواب آن با سید جواد طباطبایی در غربت تماس گرفت و گذشته از چند سوال درباره هگل از او پرسید که چرا فکر می‌کند مجتهدان مانند آخوند خراسانی و میرزای نائینی مشروطه را از روشنفکرانی مانند شریعتی و سروش بهتر فهمیده‌اند؟

و شگفتا که کل این پژوهش را که اول بار اکبر ثبوت و محسن کدیور انجام دادند را به توطئه‌ی چند روزنامه‌نگار فرومی‌کاهد!

دکتر سروش البته هرگز مبانی نظریه حکومت دموکراتیک دینی را (که در تداول اصولگرایی به مردم‌سالاری دینی بدل شد) تنقیح نکرده است و حتی وقتی که از پارادوکسی به نام «سکولاریسم سیاسی» سخن گفتند توضیح نداد که این تناقض‌نمای نوین چگونه با نظریه قدیم ایشان جمع می‌شود!؟

هیچ حکومتی خود را استبداد دینی نمی‌نامد و همه مدعی مردم‌سالاری دینی هستند بلکه نظریه حکومت دموکراتیک دینی در عمل زمینه‌ساز نظریه مردم‌سالاری دینی شد.

حکومتی که مردم‌سالاری (ترجمه غلط دمکراسی به جای حکومت قانون به حکومت مردم) را تا جایی پذیرفته می‌پذیرد که مردم نه فقط مسلمان که معتقد به اسلام سیاسی باشند و در چارچوب ایدئولوژی اسلام‌گرایی رای دهند و اوج خود را پس از دو دهه آزمودن نسبت دموکراسی و دینداری از ۱۳۷۶ تا ۱۳۹۶ در انتخابات ۱۴۰۰ نشان داد.

مسلم است که سروش امروز از نظریه حکومت دینی (ولو دموکراتیک) عبور کرده است اما آیا دکتر سروش یک بار این نظریه خود را نقد کرده است که اکنون او را قهرمان مبارزه با استبداد دینی می‌دانید؟

این نقد نه فقط یک نقد نظری که نقدی سیاسی هم هست.

نمی‌دانم شما مصاحبه اخیر ایشان با اندیشه پویا را خوانده‌اید یا نه؟

ایشان در این گفتگو با همه نفرت از صنعت، مدافع بمب اتمی شده‌اند! و گفته‌اند در میان گرگ‌ها باید گرگ شد!

گویی ژاپن و آلمان و ایتالیا و برزیل و حتی ترکیه که صنعتی شده‌اند نمی‌فهمند که باید گرگ بود.

البته دکتر سروش در این مصاحبه به نظریه هابز پیوسته‌اند و انسان را گرگ-انسان می‌دانند و گفته‌اند به ذات بشر بدبین شده‌اند.

من با تغییر اندیشه سیاسی مشکلی ندارم و حتی موافق آن هستم.

اما سوالم اینجاست: در شرایطی که ایران به اتهام واهی ساخت سلاح هسته‌ای زیر آتش است و ما هر شب با هراس از جان کودکانمان می‌خوابیم و دولت اصلاح‌طلب ایران در پی اثبات واهی بودن اتهام ترامپ است چرا سروش از آمریکا ندای حلیت بمب اتمی را سر می‌دهد؟!

دکتر سروش می‌گوید در سفر به ژاپن برای الگوگیری از توسعه آن کشور به هند فکر می‌کرد. سرزمین قناعت که گونه‌ای رواداری صوفیانه هم دارد و اساسا تصوف ریشه در آن دارد.

در هند امروز البته دیگر خبری از جنبش عدم خشونت ماهاتما گاندی نیست و بنیادگرایی هندو در پیوند با صهیونیسم علیه اسلام‌گرایی جمهوری اسلامی پاکستان وارد رقابت اتمی شده است.

اکنون به راستی حتی با معیار «صلح کل» مولوی چگونه می‌توان از دکترین هسته‌ای سروش دفاع کرد؟!

هند یا ژاپن کدام یک الگوی توسعه استاد هستند؟ حکومت ژاپن که قربانی بمب اتمی است یا حکومت هند که آماده به‌کار بستن بمب اتمی است؟

چگونه می‌توان در کشور متخاصم با ایران (که ما را به نابودی تمدن‌مان تهدید می‌کند و اگر کوچک‌ترین سندی برای تسلیح هسته‌ای ایران بیابد در تکرار تجربه ژاپن تردید نمی‌کند) نشست درباره تسلیح هسته‌ای حکومت نظریه داد؟

آیا این سخن مسئولانه است؟ این خیرخواهی چه نسبتی حتی با مولوی و گاندی دارد؟ این چه مشورتی است که به حکومت دینی می‌دهند؟ آیا این هم مبارزه با استبداد دینی است؟

دکتر سروش که در سرتاسر دهه شصت (که دوستان چپ سابق و اصلاح‌طلب بعدی بر سر کار بودند) یک کلمه در نقد حکومت دینی نگفت و و پس از فوت آیت‌الله خمینی او را در کیهان فرهنگی «آفتاب دیروز و کیمیای امروز» خواند و در دهه هفتاد در مجله کیان در دوره اوج روشنفکری دینی و در آستانه بازگشت اصلاح‌طلبان سیاسی به حکومت امام امت را (به زبان نظریه امت و امامت علی شریعتی) «مدافع درک عزیزانه از دین» (سودای سر بالا) در تداوم راه سید جمال‌الدین اسدآبادی می‌دانست آیا منتقد حکومت دینی است؟

البته دکتر سروش همچنان شیفته امام خمینی است و در برابر همه پادشاهان تاریخ ایران ایشان را باسوادترین حاکم ایران می‌داند که ریشه در نظریه‌ی «حاکم حکیم» در فلسفه افلاطون دارد که سلف حکومت فقهاست و بیش از آنکه حکومت باشد ولایت است که از عرفان می‌آید و نه سیاست.

بر اساس چنین اندیشه‌ای دکتر سروش هنوز نظریه‌پرداز حضور دیانت در حکومت است که گرچه از ایدئولوژی فقهی فاصله گرفته اما می‌خواهد با تأسیس کرسی قناعت در دانشگاه آن را از ایدئولوژی فقهی به سوی ایدئولوژی صوفی سوق دهد و صوفیان را بر کرسی فقیهان بنشاند تا حکومت زاهدان را بسازند.

این بار چپ از بطن باطنیان و سنتیان و صوفیان برمی‌خیزد و با توسعه و سرمایه می‌ستیزد.

مشکل ما اما در ایدئولوژی است و نه فقه یا عرفان یا فلسفه یا علم یا تکنولوژی که اگر ایدئولوژی نشوند هر یک به کاری می‌آیند.

آیا دکتر سروش که هنوز در همین گفتگو با مجله اندیشه پویا از پاکسازی دانشگاه در انقلاب فرهنگی برای ساختن دانشگاه انقلابی دفاع می‌کند و از آن قلع و قمع ایدئولوژیک پشیمان نیست آیا شایسته مدایح بی‌صله شماست؟

دکتر سروش که می‌گوید اگر دوباره به قدرت برسد دانشگاه را این بار از اساتید بی‌سواد تسویه خواهد کرد، آیا استادانی چون محسن کدیور و آرش نراقی را به دانشگاه برمی‌گرداند یا آنان را به سبب دگراندیشی و دگرباشی رد صلاحیت می‌کند؟

فردید را (اگر زنده شود) به سبب ارتکاب به منکرات و مسکرات (که سی سال پس از مرگش آن را فراموش نمی‌کند) رد صلاحیت می‌کند؟

و علی شریعتی که با مدرک «زبان فارسی» از پاریس در بورسیه پادشاهی پهلوی، در حالی که از «ت» تاریخ بدش می‌آمد «تاریخ تمدن» درس می‌داد و به زبان فرانسه به متفکری مجهول به نام شاندل با جعل کتاب به زبان فرانسه در پانوشت جزوه‌های علمی دانشگاهی، درس جامعه‌شناسی و اسلام‌شناسی می‌داد، را تأیید صلاحیت می‌کند؟

و سرانجام استاد مهدوی از من پرسیده‌اند که چرا هیاهو و جنجال کرده‌ام؟!

آیا این جنجال را ما آفریدیم یا سروش که در نقد غنی‌نژاد دو صد ناسزا بیشتر نوشت؟ و در نقد بنده حقیر (به جرم اینکه پا را از حد خود فراتر نهاده‌ام) مرزهای ناسزا را جابه‌جا کرده است!؟

من قاضی نیستم و قضاوت جنایی و کیفری نمی‌کنم.

هر کس شهادتین را بر زبان آورد مسلمان است ولو آنکه با اسلام‌گرایی به جای مسلمانی و ایدئولوژی به جای دینداری (که دکتر سروش خود به ما آموخت دین فربه‌تر از ایدئولوژی است) در دین بدعت بسازد.

من نویسنده‌ام و روزنامه‌نگار. می‌خوانم و می‌نویسم و می‌دانم که از لوتر هم کالونی برآمد که در ژنو استبدادی دینی به نام اصلاح دینی ساخت.

اینکه بگویم پوپر بیشتر در فلسفه علم متبحر است تا فلسفه سیاسی ناشی از درس و بحث است نه قضاوت و نقد سروش هیاهو نیست چون من مقاله نوشته‌ام نه بیانیه.

استناد کرده‌ام، اتهام نزده‌ام. کیفرخواست نداده‌ام، تحقیق کرده‌ام.

چه کسی گفته است مقاله نوشتن هیاهوست و بیانیه صادر کردن فروتنی؟

هیاهو و محکمه، مصاحبه‌ی سروش است که یک جا در یک مصاحبه به حساب رضا داوری و احمد فردید و محسن کدیور و آرش نراقی و دکتر وحید دستجردی و … رسیده است و در پوستین خلق افتاده و به منکرات و مسکرات فردید پرداخته است و یکی را (ولو نابخرد) ملعون خوانده است و دیگری را همنشین فرقه ضاله و روشنفکری دینی را شیخ تکفیرگر نامیده است.

البته خدا را شکر دکتر سروش برای آن روشنفکر دینی که شیخ تکفیرگر نامیده، در مقام خدایگانی راه توبه را باز گذاشته است!

خدا این توفیق را به همه ما بدهد!

آقای دکتر ناصر مهدوی عزیز، من حد و حدود خود را می‌شناسم؛ نویسنده و روزنامه‌نگارم و مقاله می‌نویسم و بیانیه نمی‌دهم و نقد را گناه کبیره نمی‌دانم.

آن‌قدر حد خود را می‌دانم که در پنجاه‌سالگی (در سن و سالی کمی بیشتر از علی شریعتی که جوان‌مرگ شد) همچون او فیلسوفان را پفیوزان تاریخ ندانم و در فلسفه ذات‌گرایی نکنم و فحش به فلسفه را تعمیم ندهم!

مانند آن مرحوم در درس اسلام‌شناسی احضار روح هم نمی‌کنم و با مدرک ادبیات فارسی ادعای جامعه‌شناسی ندارم.

به نصیحت دکتر احسان شریعتی هم توجه دارم که دفاع بد از پدرش به شیوه دکتر سروش را با میراث مرحوم شاندل ناسازگار دانسته است و از این رو حتی از دکتر موسی غنی‌نژاد هم دفاع بد نمی‌کنم و همانند سروش از شریعتی دفاع بد نمی‌کنم.

اما آیا بزرگان هم حد خویش می‌شناسند که چه در مقام مراد و چه در مقام مرید فحش آبکشیده ندهند؟

سال‌هاست که حاکمیت شریعتمداران سبب شده است ایرانیان تجربه صوفیان در خشونت را از یاد ببرند و همه از لطف و رحمت اهل تصوف می‌گویند اما هرگز نباید از یاد برد که همین مولویان چون به قدرت برسند آن کار دگر می‌کنند که مولانا فرموده است:

لاجرم کفار را شد خون مباح

همچو وحشی پیش نشاب و رماح

جفت و فرزندشان جمله سبیل

زانکه بی‌عقلند و مردود و ذلیل

آیا قرار است مفتیان جای خود را به صوفیان بدهند؟!

 

  همچنین بخوانید خطر باز شدن پای عربستان و پاکستان به جنگ ایران | برنده پنهان استمرار جنگ کیست؟ | گام دوم به سوی جنگ جهانی برداشته شده است 8 نکته درباره سفر نخست وزیر جوان عراق به تهران | با تشکیل دولت جدید با عراق جدیدی روبه رو هستیم | علت ورود جنگنده های عراقی به آسمان ایران چه بود؟ سفری فراتر از دیدار رسمی/ الزیدی با چه پیامی به تهران می‌آید؟ پرواز فرودگاه بوشهر پس از ۱۳۳ روز از سر گرفته شد







یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ - 23 August 2026
نقش‌های چادر کمری گیلانی‌ها، روایتگر باور و فرهنگ مردم
خبرگزاری مهر

نقش‌های چادر کمری گیلانی‌ها، روایتگر باور و فرهنگ مردم

تعداد نوارهای دامن زنان گیلانی فقط جنبه زیبایی نداشته؛ این جزئیات می‌توانست سن، وضعیت تأهل و جایگاه اجتماعی زنان را نشان دهد و پوششی رنگارنگ را به زبانی برای بیان هویت تبدیل کند.
سفرهای خاورمیانه‌ای الهام‌بخش بزرگترین داستان‌های آگاتا کریستی بودند
خبرگزاری مهر

سفرهای خاورمیانه‌ای الهام‌بخش بزرگترین داستان‌های آگاتا کریستی بودند

نیل، پترا، بغداد... منطقه خاورمیانه برخی از مهم‌ترین محیط‌ها را برای شکل‌گیری آثار ملکه جنایت فراهم کرد. قتل‌ها شاید تخیلی بودند، اما سفرهای او واقعی بودند.
آخرین رمان یوسا از چه می‌گوید؟
خبرگزاری ایسنا

آخرین رمان یوسا از چه می‌گوید؟

رمان «سکوت خود را به تو تقدیم می‌کنم» (I Give You My Silence) آخرین نوشته ماریو وارگاس یوسا - برنده جایزه نوبل ادبی - در سال ۲۰۲۳ به زبان اسپانیایی منتشر شد. نویسنده‌اش به‌درستی پیش‌بینی کرده بود که این آخرین رمان او خواهد بود، زیرا سال گذشته در ۸۹ سالگی درگذشت.
خبرگزاری ایرنا

فیلم| گذری بر کاروانسرای شاه عباسی یزد

آسیب‌شناسی یک چالش هنری؛ آیا تئاتر طبقاتی است؟
خبرگزاری ایرنا

آسیب‌شناسی یک چالش هنری؛ آیا تئاتر طبقاتی است؟

روایتِ رسانه‌ای از وضعیت قیمت بلیت تئاتر، این روزها اغلب با تمرکز بر بالاترین نرخ‌هایِ یک سالنِ خاص، تصویرِ یک فضایِ غیرقابلِ دسترسی را به جامعه مخابره می‌کند. اما با نگاه به تنوعِ بیش از ۹۰ اجرایِ هم‌زمان در پایتخت و تفاوتِ ساختاریِ سالن‌های دولتی و خصوصی، مشخص می‌شود که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نه …
ابراهیم گلستان؛ روایتگرِ سرسخت یک قرن پرآشوب/ مردی که با هیچ‌کس کنار نیامد
سایت خبرآنلاین

ابراهیم گلستان؛ روایتگرِ سرسخت یک قرن پرآشوب/ مردی که با هیچ‌کس کنار نیامد

سید ابراهیم گلستان (تقوی شیرازی)، از ماندگارترین و در عین حال صریح‌ترین چهره‌های جریان‌ساز ادبیات و سینمای معاصر ایران است. مردی که با نثری آهنگین و ساختاریافته در داستان‌نویسی و نگاهی پیشگام در سینمای مستند و داستانی، الگویی نوین از هنرمندی مستقل، منضبط و بی‌محابا را رقم زد.
سایت عصرایران

«استخر» دومین فیلم ۱۰۰ میلیاردی سال 405 شد

فانتزی با لباس قرضی؛ نقد «ملکه آلیشون»‌
روزنامه هفت صبح

فانتزی با لباس قرضی؛ نقد «ملکه آلیشون»‌

طراحی شخصیت‌ها، لباس‌ها و فضاسازی فیلم بیش از حد به نمونه‌های خارجی نزدیک شده و جهان اثر را کم‌رنگ کرده است
سایت فرارو

علیرضا قربانی درباره ایرج چه گفت؟

سایت عصرایران

توقیف برنامه درجام در نماوا؛ واکنش سجاد شاه‌حاتمی به توقف پخش

سایت عصرایران

روزی که رشت برای مسیح گیلان گریست؛ آرسن میناسیان (+صدا)

نقد فیلم بی‌داد؛ وقتی شعار جایی برای هنر نمی‌گذارد
خبرگزاری جام جم

نقد فیلم بی‌داد؛ وقتی شعار جایی برای هنر نمی‌گذارد

در سال‌های اخیر زیست‌بوم سینمای ایران شاهد پدیده‌ای بوده که از آن با عنوان «سینمای زیرزمینی» یاد می‌شود؛ آثاری که به دلایل مختلف امکان نمایش رسمی پیدا نکرده‌...
سایت رویداد‌ ۲۴

تصادف شدید علیرضا افتخاری + عکس

تاریخ خونبار ملال! | هیولای خاموشی که جهان را به سمت جنگ و ویرانی می‌برد
سایت رویداد‌ ۲۴

تاریخ خونبار ملال! | هیولای خاموشی که جهان را به سمت جنگ و ویرانی می‌برد

تاریخ نشان داده است که انسان گاهی نه از سر نفرت، بلکه برای فرار از پوچی، به دنبال رخدادهایی می‌رود که زندگی را دوباره معنادار جلوه دهد.
وداع با کتاب‌فروشی‌های شهر
روزنامه هفت صبح

وداع با کتاب‌فروشی‌های شهر

تعطیلی کتاب‌فروشی‌های دنیای کتاب، شعبه جماران چشمه، پاپیروس و سیبوک، زنگ خطر جدی برای اقتصاد نشر و آینده فضاهای فرهنگی شهرهاست
وقتی بلیت یک کنسرت‌نمایش هم‌قیمت چند روز زندگی است/ «آرش»؛ روایتی از یک قهرمان مردمی با بلیت‌های غیرمردمی
خبرگزاری برنا

وقتی بلیت یک کنسرت‌نمایش هم‌قیمت چند روز زندگی است/ «آرش»؛ روایتی از یک قهرمان مردمی با بلیت‌های غیرمردمی

برنا- گروه فرهنگ و هنر: کنسرت‌نمایش «آرش» هنوز روی صحنه نرفته، اما قیمت بلیت‌هایش دوباره یک پرسش قدیمی را زنده کرده است؛ تئاتر امروز برای مردم اجرا می‌شود یا...
خبرگزاری ایسنا

ویدیو/ زوال یک یادگار؛ مسجد حاج رجبعلی در آستانه فروپاشی

سایت تابناک

تصاویر دیده‌نشده از حسن جوهرچی

موسیقی با صندلی یا بی ‌صندلی
سایت روزنامه سازندگی

موسیقی با صندلی یا بی ‌صندلی

کنسرت‌های ایستاده و تغییر ذائقه مخاطب
«وطن‌دوستی» با بلیت ۵ میلیونی/ سهم تماشاگر عادی از تئاتر لاکچری چیست؟
خبرگزاری مهر

«وطن‌دوستی» با بلیت ۵ میلیونی/ سهم تماشاگر عادی از تئاتر لاکچری چیست؟

در شرایط سخت اقتصادی این روزها قیمت بلیت نزدیک به ۵ میلیون تومانی یک اثر نمایشی، عملا تماشای تئاتر را برای بسیاری از مخاطبان بالقوه به یک انتخاب لوکس تبدیل کرده است.
خبرگزاری ایرنا

چهارمین جایزه خالقی افتتاح شد/ اهدای نشان به حسین علیزاده

خبرگزاری همشهری‌آنلاین

۵ میلیون تومان بلیت تئاتر نوید محمدزاده و طناز طباطبایی! | ببینید

روایتی از یک میراث معنویِ خراسان شمالی؛ به رنگِ مس
خبرگزاری ایسنا

روایتی از یک میراث معنویِ خراسان شمالی؛ به رنگِ مس

مس‌گری ازجمله صنایع‌دستی و هنرهای سنتی مردم خراسان شمالی از گذشته بوده که اکنون نیز افرادی در این حرفه مشغول به فعالیت هستند، فنون و مهارت‌های مس‌گری و سفیدکاری آن به شماره ۱۶۸۴ در فهرست میراث معنوی کشور به ثبت رسیده است.
خبرگزاری ایرنا

برای «فارس» حساسیم؛ برای «فارسی» چطور؟

سایت سلام سینما

لو رفتن عجیب فیلم تازه جیسون استاتهام؛ آمازون Mutiny را به اشتباه زودتر از موعد منتشر کرد

چرا ون‌ گوگ آثارش را فقط با نام «ونسان» امضا می‌کرد؟
سایت فرارو

چرا ون‌ گوگ آثارش را فقط با نام «ونسان» امضا می‌کرد؟

ونسان ون‌گوگ برخلاف بسیاری از نقاشان هم‌دوره‌، تنها نام کوچک خود، «ونسان»، را روی برخی از آثارش می‌نوشت و جالب‌تر اینکه تنها بخش کوچکی از نقاشی‌هایش را امضا کرده است!
         
وقتی ‌ننه نمکی‌ عامل حریق سینما رکس را لو داد
روزنامه هفت صبح

وقتی ‌ننه نمکی‌ عامل حریق سینما رکس را لو داد

‌حسین تکبعلی‌زاده؛ از مکانیکی تا دزدی و خرده‌فروشی مواد
هنرمند با بخشنامه تربیت نمی‌شود
روزنامه هفت صبح

هنرمند با بخشنامه تربیت نمی‌شود

‌براین اصل ایده قابل دفاع است. اما درعین حال جای نگرانی هم وجود دارد. چون ناگهان قرار است «نظام آموزش‌های فرهنگی و هنری» با انبوهی از استاندارد، گواهینامه، رتبه‌بندی، سامانه، چارت سازمانی و ارزیابی شکل بگیرد و بعد نام این مجموعه «تحول آموزش هنر» گذاشته شود
کاربافی اردکان میراثی در  تار و پودِ زندگی
روزنامه اعتماد

کاربافی اردکان میراثی در تار و پودِ زندگی

بیست ویکم مرداد ماه، روز حمایت از صنایع کوچک، می تواند فرصتی برای بازاندیشی در معنای کوچک در نظام تولید فرهنگی و اقتصادی ایران باشد. آنچه در مقیاس اقتصادی کوچک به نظر می رسد، لزوما در مقیاس فرهنگی و تاریخی کم اهمیت نیست. بسیاری از مهارت ها و فنون دستی که طی نسل ها در شهرها و روستاهای ایران شکل گرفته …
    
سالروز درگذشت یکی از یاغی‌ترین چهره‌های فرهنگ معاصر ایران
روزنامه هفت صبح

سالروز درگذشت یکی از یاغی‌ترین چهره‌های فرهنگ معاصر ایران

او اهل نوازش نام‌های بزرگ نبود. بسیاری از چهره‌های تثبیت‌شده فرهنگ ایران را با همان زبان تند خودش نقد می‌کرد‌
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

خبر جدید از جراحی مهران مدیری! | بازی با عطاران متوقف شد

مشت خاکی که تمام وطن بود
روزنامه اعتماد

مشت خاکی که تمام وطن بود

یک غریبه، دور از خانه، تنها یک خواسته دارد؛ چیزی کوچک به اندازه یک مشت خاک، اما به وسعت تمام خاطرات. همین تصویر کوتاه در یکی از شعرهای مهدی سهیلی، جهان شاعرانه او را آشکار می کند؛ جهانی که در آن وطن از دل دلتنگی انسان پدیدار می شود و یک ذره خاک، ارزش تمام یک سرزمین را پیدا می کند. برای شاعری چون سهیلی، …
    
جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی
سایت ایران آنلاین

جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی

آموزش به عنوان زیربنای مستحکم حوزه فرهنگ و هنر محسوب می شود و از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است، بنابراین آموزش هنر بایستی در سیاستگذاری و خط مشی گذاری فرهنگیِ کشور مورد توجه جدی متولیان و سیاستگذاران قرار گیرد.
نقدی بر یک جرم انگاری هنری
روزنامه آرمان امروز

نقدی بر یک جرم انگاری هنری

آرمان امروز سعید دلفانی : هنر مصون از قانون نیست و اگر نفوذ سازمان‌یافته و تمام عناصر جرم اثبات شود، برخورد کیفری ضروری است.امنیت را نباید با ابهام کیفری تأمین کرد. اگر هدف ماده ۱۴ مقابله با نفوذ است، باید عناصر مادی و روانی آن دقیق تعریف شود. ماده ۱۴ «طرح مقابله با [ ]
وقتی کوری به دیدن می‌رسد
روزنامه شرق

وقتی کوری به دیدن می‌رسد

سریال «کوری» به کارگردانی سجاد پهلوان‌زاده که هر جمعه از فیلم‌نت پخش می‌شود، از آن دست مجموعه‌هایی است که عنوانش را می‌توان فراتر از یک نام، به‌مثابه کلیدواژه‌ای برای خواندن جهان داستان در نظر گرفت. کوری در اینجا فقط به معنای ازدست‌دادن بینایی نیست؛ می‌تواند استعاره‌ای از ندیدن، نخواستن دیدن و حتی عادت‌کردن …
    
نمی‌دانم کجا ایستاده‌ام و چه باید بگویم
روزنامه شرق

نمی‌دانم کجا ایستاده‌ام و چه باید بگویم

«دایی وانیا» برای حسن معجونی فقط بازخوانی و اجرای یکی از شناخته‌شده‌ترین متن‌های چخوف نیست؛ مواجهه‌ای دوباره با آدم‌هایی است که در میانه ملال، ناکامی، عشق‌های نافرجام و رؤیاهای ازدست‌رفته، همچنان به زندگی چنگ می‌زنند. معجونی که سال‌هاست نامش با تئاتر و تجربه‌های متفاوت اجرائی گره خورده، این‌ بار به سراغ …
ردپای آن‌چه سهیل بیرقی با «بی‌داد» کرد، دست کم به آذر ۱۳۸۸ برمی‌گردد
سایت خبرآنلاین

ردپای آن‌چه سهیل بیرقی با «بی‌داد» کرد، دست کم به آذر ۱۳۸۸ برمی‌گردد

رد پای انتشار یک فیلم سینمایی بر روی پلتفرم‌های انتشار محتوا به دست کارگردانش بی‌آن‌که احساس کند ناگزیر است هم‌چنان در انتظار صدور پروانه نمایش معاونت ارزشیابی و نظارت سازمان امور سینمایی و سمعی‌بصری بماند؛ مانند آن‌چه سهیل بیرقی با تازه‌ترین اثر خود، «بی‌داد» کرد، دست کم به سال ۱۳۸۸ برمی‌گردد.
سایت تابناک

آبگوشت خوردن بازیگر سرشناس فرانسوی به همراه کارگردان ایرانی

روزنامه شرق

گزارش وزیر میراث فرهنگی به مردم

تمام دغدغه‌های یک هنرمند / «ما داریم زندگی می‌کنیم»
خبرگزاری ایسنا

تمام دغدغه‌های یک هنرمند / «ما داریم زندگی می‌کنیم»

«در این شرایط سخت اقتصادی، وقتی کسی تئاتر را در سبد هزینه‌های ماهیانه‌اش قرار می‌دهد، دنبال حس ما داریم زندگی می‌کنیم است. دنبال دو ساعتی که از فشار روزمره بیرون بیاید، به دنیاهای جدید پرواز کند. این یک تراپی است.»
«هزار و یک شب»؛ جاه‌طلبی پرزرق‌وبرقی که به ضدتبلیغ نمایش خانگی تبدیل شد/شکست سنگین مصطفی کیایی با لشکری از ستاره‌ها
سایت مشرق

«هزار و یک شب»؛ جاه‌طلبی پرزرق‌وبرقی که به ضدتبلیغ نمایش خانگی تبدیل شد/شکست سنگین مصطفی کیایی با لشکری از ستاره‌ها

رابرت دنیرو، بازیگر سرشناس هالیوود، با انتقاد شدید از دونالد ترامپ، او را «یک ظالم نژادپرست، زن‌ستیز و بیگانه‌هراس» توصیف کرد و گفت آمریکای ترامپ را دوست ندارد.
سایت خبرآنلاین

اتهام‌های کودک‌آزاری در «مایکل ۲» از زاویه دید جکسون روایت می‌شوند

از لقب تا نام خانوادگی؛ ایرانیان چگونه صاحب «فامیلی» شدند؟
سایت خبرآنلاین

از لقب تا نام خانوادگی؛ ایرانیان چگونه صاحب «فامیلی» شدند؟

ورود نام خانوادگی به زندگی عمومی ایرانیان حاصل یک تصمیم ناگهانی نبود. این اتفاق طی چند مرحله، از اواخر دوره قاجار تا سال‌های نخست حکومت پهلوی، شکل گرفت و سرانجام در سی‌ام مرداد ۱۳۱۳ به الزام عمومی رسید.
داستان کریستینا شِربِک؛ زنی که جیمز باند از روی زندگی آن ساخته شد!
خبرگزاری ایسنا

داستان کریستینا شِربِک؛ زنی که جیمز باند از روی زندگی آن ساخته شد!

سال‌هاست از کریستینا شربک با لقب «محبوب‌ترین جاسوس چرچیل» یاد می‌شود اما آیا چرچیل واقعا چنین جمله‌ای گفته بود؟ زندگی این مامور مخفی آن‌قدر پرماجراست که حتی بدون افسانه‌ها هم شبیه یک رمان جاسوسی به نظر می‌رسد.
آوتیس سلطان‌زاده؛ معمار حزب کمونیست ایران
سایت رویداد‌ ۲۴

آوتیس سلطان‌زاده؛ معمار حزب کمونیست ایران

«آوتیس میکائیلیان»، ملقب به «آوتیس سلطان‌زاده»، یکی از مهمترین فعالان و نظریه‌پردازان تاریخ چپ در ایران است. سلطان‌زاده حیاتی پربار، و سرنوشتی عمیقا تراژیک داشت. متن زیر از خلال اسناد، متون و مقالاتی نوشته شده که اولا جملگی در سال‌های اخیر از طبقه‌بندی دولتی خارج شده‌اند و دوما دسترسی به آنها نیز دشوار …
    
چطور به شیعیان گفتند امام زمان(عج) هست اما دیده نمی‌شود؟
خبرگزاری ایسنا

چطور به شیعیان گفتند امام زمان(عج) هست اما دیده نمی‌شود؟

تولد پنهان، وکلای سری، ۴۰ عقیقه و یک عمه‌ی شاهد؛ این موارد راه‌حل‌های امام عسکری (ع) برای گفتن یک حقیقت بزرگ بود: امام هست ولی دیده نمی‌شود.
خبرگزاری ایسنا

اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت

سایت عصرایران

یکی از مشهورترین سکانس‌های ضدجنگ تاریخ سینما (تماشا کنید)

خبرگزاری ایسنا

فیلم / «سینمای ایران واقعیت تا آینده»

حصاری بر حصارهای ارتباطات بین‌المللی هنرمندان/ هم «صادرکننده مجوز» و هم «مولف» مجازات می‌شوند
سایت خبرآنلاین

حصاری بر حصارهای ارتباطات بین‌المللی هنرمندان/ هم «صادرکننده مجوز» و هم «مولف» مجازات می‌شوند

سعید رجبی‌فروتن، عضو انجمن نویسندگان و منتقدان سینما و از مدیران باسابقه این حوزه، معتقد است ماده ۲۷ طرح «مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولت‌ها یا نهادهای بیگانه» و تبصره‌های ۱ و ۲ و ۳ آن، با چنان عبارات کلی تقریر شده است که راه را بر هر گونه تفسیر موسع می‌گشاید و می‌تواند پیشاپیش گریبان هر هنرمندی …
شبکه کتاب تعطیل شد ؛ شعار کتابخوانی بدون پشتوانه عملی
سایت عصرایران

شبکه کتاب تعطیل شد ؛ شعار کتابخوانی بدون پشتوانه عملی

شبکه کتاب که قرار بود بستری تخصصی برای پوشش اخبار نشر، معرفی کتاب، گفت‌وگو با نویسندگان و مترجمان و پیگیری رویدادهای حوزه کتاب باشد، بیش از دو ماه است که سکو...
ماجرای توهم توطئه داریوش چیست؟
سایت عصرایران

ماجرای توهم توطئه داریوش چیست؟

شاید بتوان جنجال توهم توطئه» را نه فقط اختلاف بر سر یک آهنگ بلکه اختلاف بر سر یک سؤال قدیمی دانست در توضیح وضعیت امروز ایران سهم «قدرت» بیشتر است یا سهم فرهن...
درس‌گفتارهایی حکمت‌آمیز در جهانی معناباخته!
روزنامه توسعه ایرانی

درس‌گفتارهایی حکمت‌آمیز در جهانی معناباخته!

محمدحسن خدایی علی شمس در نمایشنامه آبجی ها و آقاجان به خانواده ای می پردازد که کمابیش آشنا به نظر می آید اما چیزی که در
جهان در مدار جنون: آیا انسان به خانه بازمی گردد؟
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

جهان در مدار جنون: آیا انسان به خانه بازمی گردد؟

اما اهمیت «ادیسه» نولان در این نیست که بالاخره یکی از بزرگ‌ترین حماسه‌های جهان را با امکانات عظیم سینمای معاصر به تصویر کشیده است. اهمیت واقعی فیلم در پرسشی است که زیر تمام این شکوه و هیاهو جریان دارد:آیا انسان واقعاً می‌تواند به خانه بازگردد؟
دو اسطوره سینما که رابطه خوبی با هم نداشتند | ژان پیر ملویل علیه لینو ونتورا
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

دو اسطوره سینما که رابطه خوبی با هم نداشتند | ژان پیر ملویل علیه لینو ونتورا

اگر دلون برای ملویل «شیک و رام» بود، ونتورا یک «صخره سرکش» بود که ملویل باید با تیشه‌زدن‌های روانی و ایجاد اصطکاک، فرم دلخواهش را از دل آن تراش می‌داد.
بازار سیاه بلیت تئاتر؛ از دلایل و آسیب‌ها تا توضیحات سایت فروش بلیت
خبرگزاری همشهری‌آنلاین

بازار سیاه بلیت تئاتر؛ از دلایل و آسیب‌ها تا توضیحات سایت فروش بلیت

بازار سیاه بلیت، این روزها به یکی از پرتکرارترین موضوعات تئاتر تبدیل شده است. در شرایطی که شمار زیادی از تماشاگران امکان مالی خرید بلیت‌های رسمی‌۵۰۰ تا ۹۰۰ هزار تومانی بعضی نمایش‌ها را ندارند، بازار سیاه این بلیت‌ها با چند برابر قیمت اصلی ظاهرا پررونق است.
سایت خبرفوری

سفر در زمان؛ آرایشگر زن در حال گرفتن شپش سر یک زن جوان در دوره قاجار

باستان‌شناسان در غار قلعه کُرد در جست‌وجوی چه هستند؟
خبرگزاری ایسنا

باستان‌شناسان در غار قلعه کُرد در جست‌وجوی چه هستند؟

باستان‌شناسان در هفتمین فصل کاوش غار قلعه کرد، احتمال می‌دهند به سنگواره‌های بیشتری از انسان‌تباران دوره پلیستوسن، از جمله بقایای احتمالی نئاندرتال‌ها، انسان هوشمند کهن، انسان هایدلبرگ و دیگر گونه‌ها یا جمعیت‌های انسانی این دوره، دست یابند. قلعه کرد، غاری است که پیش‌تر در آن یک دندان شیری متعلق به کودکی …
سایت خبرفوری

هجوم گردشگران به خاطر شیرینی

شاهکار درخشان دوره صفوی + عکس
خبرگزاری ایسنا

شاهکار درخشان دوره صفوی + عکس

ابریشم، نخ‌های فلزی و نقش‌هایی که گاه روایت‌هایی از شکار، ادبیات و طبیعت را در خود جای داده‌اند، زربُفت ایرانی را به یکی از درخشان‌ترین جلوه‌های هنر نساجی ایران تبدیل کرده‌اند؛ هنری که در دوره صفوی به اوج رسید و نمونه‌هایی از شاهکارهای آن امروز در موزه‌های ایران و جهان دیده می‌شود.