به گزارش فرارو به نقل از هافپست، اگر در خانوادهای چندفرزندی بزرگ شده باشید، احتمالاً با کلیشههای مربوط به جایگاه هر فرزند آشنا هستید؛ از «دختر بزرگِ مسئولیتپذیر» گرفته تا «فرزند وسطی که کمتر دیده میشود». اما آیا این کلیشهها فقط شوخیهای خانوادگی هستند یا ریشهای در واقعیت علمی هم دارند؟
برخی پژوهشها نشان میدهند ترتیب تولد ممکن است واقعاً با بعضی ویژگیهای جسمی، روانی و رفتاری افراد ارتباط داشته باشد. البته این به آن معنا نیست که صرفاً با دانستن اینکه فرد فرزند اول یا سوم خانواده است، میتوان شخصیت یا آینده او را پیشبینی کرد. عوامل بسیار زیادی از ژنتیک و شرایط اقتصادی گرفته تا شیوه تربیت، محیط اجتماعی و تجربههای فردی بر زندگی انسان اثر میگذارند. فرزند اول؛ باهوشتر، اما نه لزوماً سالمتر
برخی دادهها نشان میدهند فرزندان اول در مقایسه با پنجمین فرزند خانواده، حدود ۱۳ درصد کمتر احتمال دارد سیگار بکشند. اما همین گروه در برخی شاخصهای سلامت وضعیت متفاوتی دارند. بر اساس برخی مطالعات، فرزندان اول بیشتر در معرض اضافه وزن و چاقی قرار دارند و احتمال فشار خون بالا و افزایش تریگلیسرید در آنها نیز بیشتر گزارش شده است.
از سوی دیگر، پژوهشهای جدیدتر نشان میدهند فرزندان اول ممکن است بیشتر از فرزندان بعدی با اختلال کمتوجهی ـ بیشفعالی (ADHD) و در برخی موارد اوتیسم مواجه باشند. همچنین خطر ابتلا به حساسیتهای غذایی و تب یونجه نیز در آنها بالاتر گزارش شده است.
اما شاید جالبترین یافته مربوط به عملکرد شناختی باشد. فرزندان اول در برخی آزمونهای ضریب هوشی عملکرد بهتری نسبت به خواهرها و برادرهای کوچکتر خود نشان دادهاند؛ حتی زمانی که این آزمونها در سن بسیار پایین، حدود یکسالگی، انجام شده است. همین موضوع باعث شده برخی پژوهشگران احتمال دهند که فرزندان بزرگتر ممکن است در بزرگسالی نیز از نظر تحصیلی یا شغلی عملکرد بهتری داشته باشند. آیا فرزند اول شدن به ثروتمندتر شدن هم کمک میکند؟
برخی مطالعات ارتباطی میان فرزند اول بودن و موفقیت اقتصادی پیدا کردهاند. برای مثال، یک مطالعه در سال ۲۰۱۴ نشان داد دختران بزرگ خانواده در میان انواع مختلف جایگاههای تولد، بیشترین احتمال موفقیت را دارند. پژوهشی دیگر در سال ۲۰۱۲ نیز نشان داد فرزندان اول ممکن است بیشتر از سایر خواهرها و برادرهای خود به سمت موقعیتهای مدیریتی و رهبری حرکت کنند.
البته نباید از این یافتهها نتیجه گرفت که فرزند اول بودن بهطور خودکار فرد را ثروتمند یا موفق میکند. این مطالعات بیشتر درباره الگوهای آماری صحبت میکنند، نه یک رابطه قطعی علت و معلولی.
در واقع، فردی که فرزند اول خانواده است ممکن است از همان سالهای ابتدایی زندگی مسئولیتهای بیشتری دریافت کند یا برای مدتی طولانیتر توجه مستقیم والدین را به خود اختصاص دهد. چنین تجربههایی میتواند بر اعتمادبهنفس، مهارتهای تصمیمگیری و رفتارهای آینده او تأثیر بگذارد. کوچکترین فرزند؛ اجتماعیتر و انعطافپذیرتر؟
در سوی دیگر، برخی تحقیقات ویژگیهای متفاوتی را در کوچکترین فرزندان خانواده پیدا کردهاند. در یک مطالعه که والدین درباره ویژگیهای فرزندانشان پرسشنامههایی را تکمیل کردند، آخرین فرزندان اجتماعیترین و تابآورترین گروه به نظر میرسیدند. پس از آنها فرزندان اول، فرزندان وسط و در نهایت تکفرزندها قرار داشتند.
اما وضعیت فرزندان وسط کمی متفاوت بود. در همان پژوهش، آنها کمترین میزان شادی را در میان گروههای بررسی شده نشان دادند؛ یافتهای که شاید با همان تصویر قدیمی «فرزند وسطِ کمتر دیدهشده» همخوانی داشته باشد. با این حال، چنین نتایجی نباید بهعنوان یک قانون عمومی درباره همه خانوادهها در نظر گرفته شود. چرا ترتیب تولد ممکن است اهمیت داشته باشد؟
یکی از توضیحات احتمالی به نحوه تغییر رفتار والدین با تولد هر فرزند مربوط میشود. فرزند اول ممکن است در سالهای ابتدایی زندگی توجه تقریباً کامل والدین را در اختیار داشته باشد. والدین نیز در نخستین تجربه فرزندپروری معمولاً زمان و انرژی بیشتری صرف میکنند و ممکن است درباره رشد و تربیت کودک حساستر باشند.
اما با تولد فرزندان بعدی، توجه والدین باید میان چند کودک تقسیم شود. در چنین شرایطی، فرزند کوچکتر برای جلب توجه، یادگیری و حتی الگوبرداری از خواهر و برادرهای بزرگتر وارد محیط متفاوتی میشود.
تفاوت در الگوهای یادگیری نیز میتواند مهم باشد. فرزند اول عمدتاً والدین را بهعنوان الگوی اصلی خود میبیند، اما فرزندان بعدی علاوه بر والدین، خواهرها و برادرهای بزرگتر را نیز پیش چشم دارند. این افراد، بهخصوص در سالهای نخست زندگی، میتوانند نقش مهمی در شکلگیری رفتار و مهارتهای اجتماعی کودک داشته باشند. ترتیب تولد سرنوشت شما نیست
با وجود همه این یافتهها، نباید از ترتیب تولد انتظار بیش از حد داشت. پژوهشگران درباره میزان تأثیر این عامل بر هوش، شخصیت و رفتار اتفاق نظر ندارند و بسیاری از ویژگیهایی که به فرزند اول، وسط یا آخر نسبت داده میشود، در همه خانوادهها دیده نمیشود.
به بیان دیگر، فرزند اول بودن ممکن است از نظر آماری با برخی ویژگیها همراه باشد، اما به این معنا نیست که هر فرزند اولی باهوشتر، ثروتمندتر یا موفقتر خواهد بود. به همین ترتیب، فرزند وسط بودن نیز الزاماً به معنای ناراضیتر یا کمموفقیتتر بودن نیست.
ترتیب تولد را بهتر است یکی از چندین عامل مؤثر بر تجربه رشد انسان بدانیم؛ عاملی که ممکن است در کنار ژنتیک، محیط خانوادگی، وضعیت اقتصادی، آموزش، فرهنگ و تجربههای شخصی بخشی از تفاوتهای میان افراد را توضیح دهد. بنابراین اگر فرزند وسط خانواده هستید، هنوز دلیلی برای نگرانی وجود ندارد و اگر فرزند اول هستید، بهتر است موفقیتهای احتمالی خود را تنها به جایگاهتان در خانواده نسبت ندهید.






![محسن رضایی: در دوران آتشبس، موفق به صادرات حدود ۷۰ تا ۸۰ میلیون بشکه نفت شدیم/ میزان فروش نفت ما به سطح پیش از تحریم بازگشته، [زیرا] علاوه بر تخلیه ذخایر شناور، مسیرهای جدیدی برای صادرات ایجاد کردهایم که به تدریج در حال افزایش است](/news/u/2026-08-27/entekhab-mn909.jpg)




























































































































































