مادر فاطمه: پنجم یا نهم اسفند بود، دقیق یادم نیست. من و دخترم دم در سوپری باران بودیم. خودم داخل سوپری بودم و فاطمه، دختر ۲۳ سالهام، داخل ماشین پراید دم در سوپری نشسته بود.
یکباره انفجار مهیبی رخ داد. چیزی که من دیدم فقط یک دود سیاه و غلیظ بود. پریدم بیرون و به محض اینکه آمدم بیرون، دست چپم را دیدم. گفتم بچهام کجاست؟ دیدم ماشین منفجر شده و دیگر فاطمه داخل ماشین نیست. خود ماشین هم جابهجا شده و به آن طرف رفته بود.
خبرنگار: شدت انفجار چقدر بود؟
مادر فاطمه: خیلی شدید بود. خود فاطمه بعداً گفت ماشین بلند شده و دوباره به زمین خورده و موج انفجار آن را بلند کرده بود. اینقدر موج انفجار سنگین بود.
بعد از انفجار اول، فاطمه که داخل ماشین ترکش خورده بود، از ماشین پیاده شده بود. من که دیدم دخترم داخل ماشین نیست و ماشین منفجر شده، چند نفر دیگر را هم دیدم که دم در افتاده بودند، اما هنوز نمیدانستم کسی شهید شده یا نه.
دستم ترکش خورده بود و بعداً مشخص شد که چند ترکش به بدنم اصابت کرده است.
خبرنگار: انفجار دوم چه زمانی اتفاق افتاد؟
مادر فاطمه: انفجار دوم که رخ داد، فاطمه وسط خیابان افتاده بود. صورتش خونی بود. هنوز نمیدانستیم پایش هم آسیب دیده است. دیدم انفجار دوم به تانکر خورد و تانکر شعلهور شد. انگار در آسمان باران گلوله راه افتاده بود و ترکشها روی سر فاطمه میبارید.
بعداً مشخص شد ۱۲ ترکش به بدن من خورده است؛ سه ترکش پشت پای راستم را پاره کرده بود و سه ترکش هم از زانو تا لگن داخل پایم رفته بود.
وقتی دم در افتاده بودم، دیدم دستم خونریزی زیادی دارد. روسریام را بیرون آوردم و دور دستم بستم. پایم هم جلو افتاده بود و کاملاً برگشته بود. نمیدانستم سرنوشتش چه میشود؛ اینکه اصلاً پا را خواهم داشت یا نه.
خبرنگار: چه کسی به کمک شما آمد؟ …






























































![اعای ترامپ: ناتو و اروپا در قبال ایران «بسیار ناامیدکننده» بودهاند / ناتو نمیخواست در تنگه [هرمز] به ما کمک کند، با اینکه ما هیچ نفتی از این تنگه دریافت نمیکنیم / ما همه مینها را از بین بردیم؛ دیگر هیچ مینی آنجا وجود ندارد](/news/u/2026-09-12/asrkhabar-0of4k.jpg)




































































































