شنبه, ۱۱ اسفند, ۱۴۰۳ / 1 March, 2025
مجله ویستا

آزادی، چیستی و استلزامات آن


آزادی، چیستی و استلزامات آن

آزادی موهبتی است الهی و از این رو به انسان عطا شده است تا بتواند با بهره مندی از آن استعدادهای خدادی خود را به منصه ظهور رسانده و به سوی کمال و سعادت غایی خود رهسپار شود. در فلسفه، …

آزادی موهبتی است الهی و از این رو به انسان عطا شده است تا بتواند با بهره مندی از آن استعدادهای خدادی خود را به منصه ظهور رسانده و به سوی کمال و سعادت غایی خود رهسپار شود. در فلسفه، علوم اجتماعی و علم سیاست تعاریف متعددی از مفهوم آزادی به عمل آمده است و شاید بتوان گفت که توافق کاملی بر روی معنای دقیق این واژه وجود ندارد.

در صورتی که واژه آزادی بر انسان بار شود بر حالتی دلالت خواهد کرد که در برابر اراده شخص برای رسیدن به مقصود خود، مانعی وجود نداشته باشد. مهم ترین چارچوب بحث درباره آزادی، فلسفه سیاسی است و فلاسفه سیاسی بویژه از دوران مدرن به بعد، بخش عمده ای از نظریه پردازی های خود را به بحث و گفتگو در باب آزادی، چارچوب ها، مبانی، محدودیت ها و اغراض آن اختصاص داده اند.‏

در یک سطح کلی و به ترتیب می توان آزادی را به سه قسم کلی تقسیم بندی نمود. در این طبقه بندی، آزادی به سه نوع آزادی اندیشه، بیان و عمل قابل تقسیم بندی است. در این طبقه بندی، به ترتیب محدودیت های آزادی البته با توجه به شرایط و مقتضیات جوامع، افزون تر می گردد.‏

با اندکی تامل می توان دریافت که نمی توان آزادی مطلق را برای هیچ موجودی در جهان متصور شد؛ چرا که حتی در راه رسیدن به اهدافی که انسان ها در نظر دارند در وهله اول، بزرگ ترین مانع، در واقع خود فرد می باشد؛ چون توانایی ها و قدرت انسان محدود است ولی خواسته ها و آرمان های وی نامتناهی، پس انسان خود به عنوان اولین مانع در راه آزادی عمل خود محسوب می گردد. پس از خود فرد، طبیعت مانع دیگری در راه تحقق اراده انسانی به شمار می آید؛ زیرا

علی رغم تمامی تلاش هایی که انسان برای تسلط بر طبیعت به‌کار بسته است، هنوز از بسیاری جهات، طبیعت سلطه خود بر انسان ها را حفظ کرده و نیروهای طبیعی کماکان به عنوان مانعی در راه تحقق آزادی کامل انسان قلمداد می شوند.‏

انسان در عرصه تفکر می تواند آزادی مطلقی داشته باشد و به نظریه پردازی های دور و دراز و عمیقی بپردازد و بدون واهمه از هیچ گونه نیرو، فشار یا اجبار بیرونی، درباره هر آنچه می خواهد تفکر نماید. در دین مبین اسلام نیز هیچ گونه محدودیتی در مورد آزادی اندیشه روا داشته نشده است و تنها محدوده آزادی اندیشه، تفکر در باب ذات خدای تبارک و تعالی است و لا غیر. از این رو در اسلام توصیه اکید بر تفکر و تعقل و تعمق در همه امور هستی و جهان شده تا جایی که حتی پذیرش اصل دین اسلام بدون فکر مستقل و از روی تقلید جایز نمی باشد.

زندگی اجتماعی به خودی خود، محدودیت هایی را بر اراده و آزادی انسان تحمیل می کند؛ البته نفس آزادی در جامعه معنا پیدا می کند و درباره انسان خارج از جامعه، نمی توان بدان صورت آزادی [های سیاسی و اجتماعی] را متصور شد؛ زندگی در جامعه سیاسی با وجود مزایای بسیاری که برای انسان به همراه می آورد، مستلزم رعایت قوانین و هنجارهایی برای دوام و بقای همین زندگی و سامانمندی و عدم فروپاشی آن است.

در عرصه آزادی عمل، تعاملات فیزیکی افراد وارد صحنه می شود و بدون تزاحم منافع با دیگر افراد جامعه، انجام حتی امور و کارهای روزمره، دشوار به نظر می رسد و از این رو در جوامع و فرهنگ های متفارت، هنجارهای نوشته و نانوشته خاصی بر رفتار اجتماعی افراد حاکم است.

می توان گفت که مهم ترین چارچوب برای آزادی های بیان و عمل، قانون هر کشور می‌باشد و بدون توجه و رعایت قانون، این دو نوع آزادی می توانند در شرایط حاد به نوعی آنارشی و بی سامانی منتهی شوند.‏

به نظر می رسد که تحقق آزادی افراد در جامعه، مستلزم پایبندی به شماری از محدودیت ها و هنجارها و قواعدی است که در راستای خیر همگان و با در نظر گرفتن مصالح اکثریت اعضای جامعه تدوین شده و به اجرا در می آید.

آیدین تبریزی