دوشنبه, ۱ مرداد, ۱۴۰۳ / 22 July, 2024
مجله ویستا

مهاجران مکزیکی


مهاجران مکزیکی

کشور ایالات متحده مکزیک در منطقه آمریکای مرکزی, در کنار دریای کارائیب و خلیج مکزیک, بین بلیز و ایالات متحده و درکنار اقیانوس آرام شمالی و در بین گواتمالا و ایالات متحده قرار گرفته است وسعت این کشور۱ ۹۷۲ ۵۵۰ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۱۰۸ ۷۰۰ ۸۹۱ نفر برآورد جولای ۲۰۰۷ می باشد مرز ایالات متحده و مکزیک, شامل دو بخش خشکی و آبی است

کشور ایالات متحده مکزیک در منطقه آمریکای مرکزی، در کنار دریای کارائیب و خلیج مکزیک، بین بلیز و ایالات متحده و درکنار اقیانوس آرام شمالی و در بین گواتمالا و ایالات متحده قرار گرفته است. وسعت این کشور۱/۹۷۲/۵۵۰ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۱۰۸/۷۰۰/۸۹۱ نفر (برآورد جولای ۲۰۰۷) می باشد. مرز ایالات متحده و مکزیک، شامل دو بخش خشکی و آبی است. مرز مشترک ایالت کالیفرنیای آمریکا با مکزیک از شهر مرزی "تیخوانا " مکزیک آغاز شده تا رودخانه کلرادو که به خلیج کالیفرنیا می ریزد در خطی مستقیم امتداد می یابد. پس از چند کیلومتر رودخانه کلرادو بار دیگر مرز مشترک به خشکی رسیده به سمت جنوب پیش می رود. مرز یاد شده جز چند مورد شکستگی تقریبا بر خطی مستقیم قرار گرفته و مرز ایالتهای آریزونا و نیو مکزیکو را تشکیل می دهد. خط مرزی از شهر "ال پاسو" در منتهی الیه غرب ایالت تگزاس به رود "ریوگرانده دل نورث" می پیوندد. خط مرزی بین ایالات متحده و مکزیک در مسیر رودخانه پرآب ریوگرانده به سمت جنوب پیش می رود و پس از طی صدها کیلومتر در خلیج مکزیکو به آبهای آزاد می رسد. نام این رود از زبان اسپانیولی گرفته شده و به معنای رود بزرگ شمالی می باشد که این نام را اسپانیایی های ساکن مکزیک به آن داده اند زیرا نسبت به موقعیت آنها در شمال واقع شده بود. طول این رود ۳۰۵۶ کیلومتر مربع است که از کوههای ایالت کلرادو سرچشمه گرفته و به خلیج مکزیک می ریزد و ۲۰۰۰ کیلومتر از مسیر این رود بخشی از نوار مرزی ایالات متحده و مکزیک را تشکیل می دهد. مرز کنونی ایالات متحده و مکزیک، در اواسط قرن نوزدهم پس از جنگ و امضای یک قرارداد تعیین شد. ایالت تگزاس در سال ۱۸۳۵ (با وسعتی معادل کل فرانسه) از دولت مرکزی در مکزیکوسیتی جدا شد و اعلام استقلال کرد. ۱۰ سال پس از آن تاریخ، مجلس تگزاس بر الحاق به ایالات متحده رای داد و بدین ترتیب ایالتی جدید به ایالات متحده آمریکا پیوست که به مراتب از ایالت تگزاس کنونی بزرگ تر بود. نتیجه چنین الحاقی، جنگی سخت و نابرابر بین ایالات متحده و مکزیک بود. مجموع اختلافات دو کشور منجر به قطع روابط دیپلماتیک و سرانجام آتش جنگ شد. عملیات جنگی در ۱۳ می ۱۸۴۶ آغاز شد و در فوریه ۱۸۴۸ با اشغال مکزیکو سیتی (پایتخت مکزیک) به پایان رسید. بی درنگ پس از آن، معاهده "گوادالوپ هیدالگو" به امضا رسید که بر اساس آن مکزیک تقریبا نیمی از خاک خود را به ایالات متحده واگذار کرد. این سرزمین وسیع بعدها ایالتهای کالیفرنیا، نوادا، یوتا و بخش هایی از نیومکزیکو، آریزونا، کلرادو و وایومینگ را تشکیل می داد و دربر می گرفت و بر الحاق تگزاس به ایالات متحده نیز صحه گذاشت. در ادامه گسترش ایالات متحده به سمت جنوب و تکمیل نوار مرزی با مکزیک، در سال ۱۸۵۳ نوار باریکی از جنوب آریزونا و نیومکزیکو از مکزیک خریداری و به ایالات متحده ملحق شد. بر اساس این معاهده، مرزکنونی مکزیک بوجود آمد و تاکنون نیز تغییر نکرده است. مرزهای ایالات متحده با مکزیک را می توان یک مرز بین المللی فرهنگی در نظر گرفت زیرا این مرز جداکننده فرهنگ های انگلوساکسون از فرهنگ لاتین است. ایالات متحده و مکزیک هم اکنون با یکدیگر منازعه مرزی ندارند اما مسائلی مانند تردد آزادانه کاروان های قاچاق مواد مخدر و مساله مهاجرین غیر قانونی، مشکلاتی را برای ایالات متحده به وجود آورده است. طی سالیان گذشته چندین موافقتنامه گمرکی و مرزی برای سر و سامان دادن به چنین مسائلی بین واشینگتن و مکزیکو سیتی به امضا رسیده است.

جدای از بومیان سرخپوست ساکن در ایالات متحده که می توان آنها را ساکنان اصلی این سرزمین نامید، مسکون شدن دنیای جدید و ایالات متحده آمریکا با امواج مهاجرت ممکن شد. ایالات متحده کنونی را می توان چکیده دو عامل موثر اجتماعی و طبیعی (جغرافیایی) دانست. ایالات متحده آمریکا، به دلایل زیر از آغاز کشف تا کنون کشوری مهاجرپذیر بوده است:

۱) وسعت خاک،

۲) داشتن منابع غنی و بکر،

۳) جمعیت کم بومی سرخپوستان (پیش از ۱۹۰۰).

علاوه بر علل یاد شده در مقاطع مختلف، جنگ و گرسنگی در سایر کشورها، باعث افزایش میزان مهاجرت به این کشور بوده است. از جمله در سالهای ۱۸۶۷-۱۸۲۰، ۱۸۹۱-۱۸۶۸، ۱۸۹۴-۱۸۹۲، ۱۸۹۸-۱۸۹۵ از کشورهای مختلف به آمریکا مهاجرت صورت گرفت و این مهاجران در سال ۱۸۹۸ رسمیت قانونی پیدا کردند. بیشتر مهاجران ایالات متحده از سال ۱۹۰۶ تا ۱۹۸۰ جزو ساکنان دائمی (اقامت دایمی) کشور شدند. جاذبه های مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، در سه دهه اخیر باعث مهاجرت افراد مختلف به آمریکا شده است. به ویژه نیروهای متخصص و تحصیلکرده دیگر کشورهای جهان، خصوصا کشورهای درحال توسعه برای مهاجرت، آمریکا را انتخاب می نمایند. آهنگ رشد جمعیت ایالات متحده به دلایل فرهنگی، ایجاد محدودیت در برابر مهاجرت اتباع خارجی کاهش چشمگیری یافته است. اما نرخ رشد جمعیت ایالات متحده را نمی توان تنها با رشد طبیعی آن محاسبه کرد. به علت مهاجرپذیر بودن ایالات متحده، هرساله عده بسیاری از گوشه و کنار جهان به این کشور مهاجرت می کنند. با افزودن رقم مهاجران به نرخ رشد طبیعی، نرخ رشد عمومی جمعیت ایالات متحده سالانه به ۹درصد می رسد. به این ترتیب تقریبا هر ۸۰ سال جمعیت ایالات متحده دو برابر می شود.

● وضعیت هیسپانیک ها در جامعه ایالات متحده

با ورود ایالات متحده به قرن ۲۱، این کشور شاهد متنوع ترین ترکیب نژادی جمعیت در طول ۲۲۸ سال تاریخ گذشته خود بوده است. از ۲۷۵ میلیون نفر جمعیت ایالات متحده در سال ۲۰۰۰ حدود ۳۲ میلیون نفر (۱۲درصد) اسپانیایی تبار بوده اند. هیسپانیک ها (اسپانیایی تبارها) در تمامی نژادهای دیگر یافت می شوند. به عبارت دیگر در میان اسپانیایی تبارها، سفید، دورگه سیاه، زرد پوست، سرخپوست دیده می شود.

بر این اساس از جمعیت ایالات متحده، ۲۹ میلیون نفر سفید پوست اسپانیایی تبار و ۳ میلیون نفر اسپانیایی تبار سیاه، زرد، سرخ و ... هستند. بر اساس محاسبات انجام شده، پیش بینی می شد تا سال ۲۰۰۵ اسپانیایی تبارها به بزرگ ترین گروه اقلیت نژادی آمریکا تبدیل شوند که همین طور هم شد. همچنین این پیش بینی ها نشان می دهد تا سال ۲۰۵۰ جمعیت اسپانیایی تبارها به ۹۸ میلیون نفر خواهد رسیدکه به این ترتیب ۲۵درصد جمعیت آمریکا در سال ۲۰۵۰ اسپانیایی تبارها خواهند بود. پس از زبان انگلیسی، اسپانیولی به عنوان زبان دوم بیشترین متکلم را در میان آمریکاییان غیر انگلیسی زبان داراست. در واقع بیش از نیمی از آمریکائی های غیر انگلیسی زبان به اسپانیولی صحبت می کنند. در مدت دو قرن از پیدایش ایالات متحده، جمعیتی که از ابتدا چندقومی بود به مراتب چند قومی تر شد. مساحت سرزمین ایالات متحده از راه جنگ، خرید و الحاق بیشتر شد و به وسعت سرزمین اصلی افزوده شد. اما منبع اصلی گوناگونی، همچنان تداوم جریان ورود گسترده مهاجران (تقریبا از همه جا) به آن می باشد. فرهنگ پذیری این مردمان موجب پدید آمدن یکی دیگر از عناصر سازنده فرهنگ و هویت ویژه آمریکایی شد. ایالات متحده سرزمینی است که تاریخ آنرا از داشتن نیاکان مشترک محروم ساخته است. امروزه مهاجران اسپانیایی تبار به ویژه از کشور مکزیک امیدوارند کاری را که دیگران نتوانستند انجام دهند، آنها به آن جامه عمل بپوشانند. کثرت صحبت کنندگان به زبان اسپانیولی موجب شد دولت فدرال در سال ۱۹۶۸ برای نخستین بار مجوز آموزش دوزبانه در مدارس عمومی را صادر کند. آنچه که باید منتظر بود و دید اینست که زبان اسپانیولی تا چه زمانی می خواهد با برتری زبان انگلیسی مقابله کند. بزرگ ترین گروه قومی پس از تیره های گوناگون سفید پوست در ایالات متحده (انگلیسی، آلمانی، روسی، فرانسوی، ایتالیایی، ایرلندی و...) سیاهان و اسپانیایی تبارها هستند. اسپانیایی تبارهای ایالات متحده خود به دو دسته تقسیم می شوند.

۱- سفید پوستان اسپانیایی که از شبه جزیره ایبری به آمریکا مهاجرت کرده اند. این اسپانیایی ها شامل تیره ای سفید پوست هستند و تعداد آنها در ایالت کالیفرنیا قابل ملاحظه است. اما منظور اصلی در اینجا از اسپانیایی تبارها، مهاجران آمریکای لاتین است که در اثر اختلاط اسپانیایی های سفید پوست و سرخپوستان آمریکای لاتین پدید آمده اند. به این گونه افراد اصطلاحا مستیزو (دورگه سفید و سرخ) گفته می شود که البته خود این اسپانیایی تبارها در اثر اختلاط با مردم ایالات متحده بسیاری از خصوصیات خود را از دست داده اند. وضعیت اجتماعی و سیاسی اسپانیایی تبارها و سیاهپوستان در سه دهه اخیر در ایالات متحده بهبود و ارتقا یافته است و نفوذ آنها به گونه ای چشمگیر افزایش یافته است.

این دگرگونی را باید مدیون سه عامل جمعیت شناسی دانست:

۱) افزایش روزافزون میزان زاد و ولد،

۲) خروج سفیدپوستان عضو طبقه متوسط از شهرهای بزرگ دور از مناطق ساحلی،

۳) مهاجرت روزافزون اسپانیایی تبارها به ایالات متحده به گونه ای که تعداد خارجیان متولد شده در ایالات متحده بین سالهای ۱۹۷۰ تا ۲۰۰۰ از ۹/۶ میلیون نفر(۴/۷درصد کل جمعیت) به ۲۵ میلیون نفر (۹/۷درصد کل جمعیت) افزایش یافته بود. این مهاجرتها موجب شده است میانگین سن کل مهاجران به آمریکا به ۳۰ سال کاهش یابد. اگرچه اسپانیایی تبارها و سیاهپوستان هنوز به نحو برجسته ای در اقلیت هستند و از نظر سیاسی گرایش خاصی ندارند، اما این نیروی سیاسی و اجتماعی در چند ایالت در سطح شهرها عامل بسیار مهمی به حساب می آید. جامعه اسپانیایی تبار در ایالتهای جنوب غربی آمریکا متمرکز شده است. در سال ۱۹۹۰، ۷۱ درصد از جمعیت اسپانیایی تبار ایالات متحده در چهار ایالت کالیفرنیا، تگزاس، فلوریدا و نیویورک بسر می بردند. در کالیفرنیا و تگزاس مکزیکی ها ۷۵ درصد اسپانیایی تبارها را تشکیل می دهند. در نیویورک اکثر جمعیت اسپانیایی تبارها اهل پورتوریکو هستند. در فلوریدا نیز اکثر اسپانیایی تبارها را مهاجران کوبایی تشکیل می دهند. تداوم مهاجرت و بالا بودن نسبی میزان زاد و ولد در بین اسپانیایی تبارها موجب افزایش سریع جمعیت آنها در کل جمعیت آمریکا شده است. به گونه ای که در سال ۱۹۹۸ ۱۰/۳ درصد جمعیت آمریکا را اسپانیایی تبارها تشکیل می دادند. از لحاظ پراکندگی فضایی ایالتهای تگزاس، نیومکزیکو، آریزونا، کالیفرنیا، نوادا، کلرادو، هاوایی و نیویورک مهمترین مکانهایی هستندکه اسپانیایی تبارها در آنجا بسر می برند. از سال ۱۹۷۶ به این سو، تعداد مقامات رسمی اسپانیایی تبار انتخاب شده به دو برابر افزایش یافته و به حدود ۳۲۰۰۰ نفر در اواخر دهه ۱۹۸۰ رسیده که نیمی از آنها در ایالات تگزاس فعالیت می کنند. یک عامل اصلی در این موفقیت روزافزون، برنامه ترغیب اسپانیایی تبارها به شرکت در انتخابات است. این برنامه با عوان "پروژه آموزشی رای دهندگان" در ایالتهای جنوب و غرب به مورد اجرا درآمد و مرکز آن شهر " سان آنتونیو" در تگزاس است.

بیشترین مهاجران به ایالات متحده، مکزیکی ها (هیسپانیک تبارها) هستند. اسپانیایی تبارها ۱۱ درصد جمعیت ایالات متحده را در سال ۱۹۹۹ تشکیل می دادند. این گروه در سال ۲۰۰۰ جمعیتشان به۳۳ میلیون نفر می رسید. اسپانیایی تبارهای جامعه آمریکایی، اقلیتی با تبار آمریکای لاتینی است که در بخش جنوبی سکنی گزیده اند و با رشد فزاینده شان تعداد آنها از سیاهپوستان بیشتر شده است. گویا اسپانیایی تبارها تسخیر ایالات متحده را از هم اکنون آغاز کرده اند. همچنین روند مکزیکی کردن ایالتهای آمریکایی نزدیک به مرزهای آمریکای لاتین، به شکل خزنده و فراگیری جریان دارد. اسپانیایی تبار ها ۲۳درصد جمعیت آریزونا، ۳۰درصد جمعیت تگزاس، ۴۰درصد نیومکزیکو و ۳۱درصد کالیفرنیا را تشکیل می دهند. آنان با رشد فزاینده شان طی چند سال دیگر، اکثریت جمعیت ایالات یاد شده را تشکیل خواهند داد. شهر ال پاسو با ۷۰۰ هزار نفر جمعیت دارای متوسط سن ۲۸ سال است و ۷۶درصد ساکنانش اسپانیایی تبار هستند. اقلیت اسپانیایی تبار جامعه آمریکایی، دارای اهمیت بسیار است، زیرا در پاییز سال ۲۰۰۰ سومین شبکه اسپانیولی زبان در سطح ملی با نام "آزتکای آمریکا"، در ایالات متحده راه اندازی شد. شبکه دوم تلویزیون مکزیک و شرکتی کالیفرنیایی، شبکه یاد شده را از نظر مالی تامین می کنند و برنامه های آن در چهارده شهر ایالات متحده که دارای جمعیتهای اسپانیایی تبار هستند، پخش می شود. میزان مصرف جامعه اسپانیایی تبار ایالات متحده به بیش از ۴۲۱ میلیارد دلار در سال می رسد که رقمی برابر با تولید ناخالص داخلی مکزیک است. گویا اسپانیایی تبار ها در ایالات متحده در پی کشورگشایی دوباره اند زیرا صد و پنجاه سال پیش مکزیک نیمی از سرزمین خود را در جنگ با ایالات متحده از دست داد و در حال حاضر هیسپانیک ها با رشد روزافزونشان موجب جهش های بزرگی در جامعه آمریکایی می شوند. در آغاز دهه ۱۹۹۰، ۲۲ میلیون نفر اسپانیایی تبار در ایالات متحده زندگی می کردند و با روند گسترده مهاجرت کنونی، تعداد آنان به ۳۴ میلیون نفر (۵/۱۵درصد جمعیت ایالات متحده) رسیده است. بر پایه پیش بینی هایی که می شد در سال ۲۰۰۵ اقلیت اسپانیایی تبار با ۳۸ میلیون نفر جمعیت، اولین اقلیت ایالات متحده (بیش از سیاهپوستان) شد. اسپانیایی تبار ها دارای اهمیت بسیار زیادی می باشند زیرا جورج دبلیو. بوش و الگور، طی سخنرانی های انتخاباتی شان در سال ۲۰۰۰ با به کارگیری جملاتی به زبان اسپانیولی، درصدد جلب آرای مخاطبان هیسپانیک برآمدند و جپ بوش (برادر جورج دبلیو. بوش و فرماندار فلوریدا) با فردی مکزیکی ازدواج کرده است و با وی برای جلب آرای اسپانیایی تبار ها کمک بسیاری به برادرش کرد. اسپانیایی تبار ها که بیشتر در رستوران ها، ساندویچ فروشی ها یا شرکت های خدمات شهری (مشاغل کارگری و خدماتی) مشغول به کار هستند، جزو نیروی کار ارزان و پرشمار ایالات متحده می باشند. درآمد سرانه اسپانیایی تبار ها در طول سال ۱۱/۴۳۴ دلار بوده است در حالی که درآمد سرانه سیاهپوستان ۱۲۹۵۷ دلار و درآمد سفید پوستان آمریکا ۲۲۹۵۲ دلار بوده است.

اسپانیایی تبار ها به علت عدم تسلط بر زبان انگلیسی، مشاغل سطح پایین را از آن خود کرده اند مثلا در مشاغل پست که نوع پرداخت هر ساعت ۸ تا ۹ دلار است، اسپانیایی تبار ها و همچنین سیاهپوستان را می توان یافت. همچنین اقلیت اسپانیایی تبار جزو بخش عظیمی از مهاجران تازه وارد هستند و به امکانات آموزشی و نهادهای اجتماعی دسترسی کمتری دارند. در نتیجه با توجه به شرایط اقتصادی مکزیکی ها (عمده ترین دلیل مهاجرت آنان) یا سایر اتباع آمریکای لاتینی در ایالات متحده، سطح درآمد و نوع زندگی برای آنان نسبتا مطلوب است. آنان با وجود حضورشان در جامعه آمریکایی، توانسته اند زبان و فرهنگشان را حفظ نمایند، زیرا ساختار قدرت سیاسی ایالات متحده کمک موثری در این زمینه بوده است و ایالت ها بر اساس بافت جمعیتی و با توجه به گرایش های فرهنگی و سیاسی شان، تعطیلات و مراسم مختلف فرهنگی و مذهبی دارند و می توانند کاملا مستقل عمل نمایند، بدون آنکه تضادی با مرکز داشته باشند. مهاجرت آنان به ایالات متحده و ورود به سرزمین مادری شان، نمایانگر وارد آمدن صدمه به ساختار قدرت در ایالات متحده است، اگر چه آنان از نظر سیاسی در جامعه آمریکایی جزو جوامع تقریبا منفصل به شمار می آیند، استقلال نسبی ایالتها به نوعی فشار سیاسی مرکز را کاهش می دهد. در نتیجه تنها خطر جنوب برای ایالات متحده، افزایش خزنده جمعیت آنان و کاهش رشد جمعیت سفید پوست است. افزایش روز افزون جمعیت اسپانیایی تبار در آینده دور، مشکل ساز خواهد شد و ساختار قدرت، ایالات متحده را وادار خواهد کرد تا توجه بیشتری در قبال این اقلیت نشان دهد.

● دلایل مهاجرت مکزیکی ها به ایالات متحده

مکزیکی ها در جنوب غربی ایالات متحده متمرکز شده اند. آمریکاییها هیچ گاه دلیل مهاجرت مکزیکی ها به کشورشان را نمی پرسند و تنها می خواهند که دولتشان از ورود مکزیکی ها جلوگیری نماید، در حالی که علت اصلی مهاجرت بی رویه وغیر قانونی مکزیکی ها به ایالات متحده خود آمریکایی ها هستند که با اتخاذ سیاست نادرست اقتصادی در قبال مکزیک و به انحطاط کشیدن اقتصاد آن کشور باعث مهاجرت غیر قانونی مکزیکی ها شده اند. اما این یک روی سکه است، کارشناسان اکونومیست اعتقاد دارند که انحصار اقتصاد مکزیک بوسیله کارلوس اسلیم (مکزیکی لبنانی تبار، یکی از ثروتمندترین مردان جهان با دارایی فعلی ۶۷/۸ میلیارد دلار) و ۱۰۰ خانواده شناخته شده دیگر مکزیکی، ضرر و زیان هایی زیادی برای اقتصاد مکزیک دارد، به گونه ای که درآمد سالیانه مکزیکی ها را به زیر ۷ هزار دلار رسانده است. شواهد چنین فقری را می توان در انبوه مهاجرانی که سالیانه برای کار به ایالات متحده، مهاجرت می کنند، جستجو کرد. در واقع ۱۰ درصد جمعیت مکزیک به ایالات متحده مهاجرت کرده اند.

بنیاد قانون مهاجرت آمریکا، تاثیرات کارگران مهاجر مکزیکی را بر اقتصاد ایالات متحده اینچنین ارزیابی می کند:

۱) کارگران مهاجر مکزیکی بخش جدایی ناپذیر رشد اقتصادی ایالات متحده هستند.

۲) کارگران مهاجر مکزیکی در حال پر کردن مشاغل مورد نیاز را در مناطق جغرافیایی جدید هستند.

۳) مشاغل جدید به آموزش پیشرفته نیاز ندارد.

اما دلایل چندی موجب گسترش مهاجرت مکزیکی ها به ایالات متحده می شود.

۱) همجواری و همسایگی; آمریکایی ها مهاجرت را با مجسمه آزادی، جزیره الیس و فرودگاه کندی می شناسند. در گذشته مهاجران با پیمودن چند هزار مایل از اقیانوس وارد ایالات متحده می شدند. نگرش ایالات متحده نسبت به مهاجران و سیاست های مهاجرپذیری این کشور نیز همواره با این تصور شکل گرفته است. ولی این موج عظیم مهاجرت از کشوری فقیر و همجوار است که جمعیت آن نیز معادل یک سوم جمعیت ایالات متحده است که با عبور از خطوط مرزی در سطح زمین یا عبور از رودخانه های عمیق، مرز هزار مایلی را پشت سر گذاشته، وارد خاک این کشور می شوند.

۲) کمی هزینه های مهاجرت; هزینه ها، چالش و خطرات مهاجرت برای مکزیکی ها بسیار کمتر از دیگر مهاجران است. آنها به آسانی می توانند به ایالات متحده رفته و به مکزیک بازگردند و با خانواده و دوستانشان در تماس باشند و این عوامل موجب افزایش زیاد مهاجرت از مکزیک پس از سال ۱۹۶۵ شد به طوری که در دهه۱۹۷۰ حدود ۶۴ هزار، دردهه ۱۹۸۰ در حدود ۱۶۵۶۰۰ و در دهه ۱۹۹۰ در حدود ۲۲۴۹۰۰۰ مکزیکی بصورت قانونی به ایالات متحده مهاجرت کردند و همچنین تعداد عظیم مهاجران غیر قانونی نیز بر این تعداد افزوده می گردد.

۳) غیرقانونی بودن; ورود غیر قانونی به ایالات متحده پدیده ای مکزیکی است که پس از سال ۱۹۶۵ رواج یافت. برآوردهایی که کمیسیون مشترک مکزیکی- آمریکایی در زمینه ورود غیر قانونی مکزیکی ها به ایالات متحده انجام داده، بیانگر ورود غیر قانونی سالانه ۱۰۵ تا ۲۵۰ هزار مکزیکی است. تقریبا دو سوم مهاجران مکزیکی پس از سال ۱۹۷۵ بصورت غیر قانونی وارد خاک ایالات متحده شدند و این مساله تا بدان حد است که بیل کلینتون قاچاق سازمان یافته افراد به ایالات متحده را تهدیدی برای امنیت ملی آمریکا نامید و جورج دبلیو. بوش نیز خواهان اصلاح قانون مهاجرت واخراج مهاجران غیر قانونی شده است.

۴) حضور تاریخی; هیچ گروه مهاجر دیگری به غیر از مکزیکی ها در تاریخ ایالات متحده وجود ندارد که ادعا کرده یا بتواند ادعا تاریخی بر سرزمین ایالات متحده داشته باشد. در حالی که مکزیکی ها وآمریکایی های مکزیکی تبار می توانند چنین ادعایی داشته باشند تقریبا تمام تگزاس، نیومکزیکو، آریزونا، نوادا و یوتا تا زمان جنگ استقلال تگزاس در سال ۱۹۳۶ وجنگ مکزیک وآمریکا در سال ۱۸۴۸ بخشی از خاک مکزیک به حساب می آمدند و ایالات متحده نیمی از سرزمین مکزیک را از آن جدا کرد، موضوعی که مکزیکی ها آنرا هرگز فراموش نکرده اند.

نویسنده : نادعلی بای


شما در حال مطالعه صفحه 1 از یک مقاله 2 صفحه ای هستید. لطفا صفحات دیگر این مقاله را نیز مطالعه فرمایید.