دوشنبه, ۱۳ اسفند, ۱۴۰۳ / 3 March, 2025
داستان دو بذر در کنار هم!

فصل بهار بود. دو تا بذر در خاک حاصلخیز کنار هم نشسته بودند. بذر اول گفت: میخواهم رشد کنم. میخواهم ریشههایم را در خاک زیر پایم بدوانم و ساقههایم را از پوسته خاک بیرون بکشم. میخواهم غنچههای لطیفم را باز کنم و نوید فرا رسیدن بهار را بدهم. میخواهم گرمای آفتاب را روی صورتم و لطافت شبنم صبحگاهی را روی گلبرگهایم احساس کنم! بذر رشد کرد و قد برافراشت.
بذر دوم گفت: من میترسم ریشههایم را در خاک زیر پایم بدوانم. از کجا معلوم که در تاریکی به چیزی بر نخورم؟ اگر راهم را از میان پوسته سخت بالای سرم بیابم از کجا معلوم که جوانههای لطیفم از بین نروند. اگر بگذارم که جوانههایم باز شوند ازکجا معلوم که یک مار نیاید و آنها را نخورد و اگر بگذارم غنچههایم باز شوند از کجا معلوم که طفلی مرا از زمین بیرون نکشد؟ نه! بهتر است منتظر بمانم تا همه جا امن و امان شود.
... و این طور بود که او منتظر ماند.
مرغ خانگی که در خاک دنبال دانه میگشت بذر منتظر را دید و او را خورد.
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست