چهارشنبه, ۲۳ خرداد, ۱۴۰۳ / 12 June, 2024
مجله ویستا

باور نمی کنیم آقای کارگردان


باور نمی کنیم آقای کارگردان

نگاهی دیگر به فیلم «تلفن همراه رئیس جمهور»

داستان فیلم «تلفن همراه رئیس جمهور» درباره پیرمرد ساده دلی است که به طور اتفاقی سیم کارتی را خریداری می کند که زندگی وی با خریدن شماره قبلی رئیس جمهور شکل جدیدی پیدا می کند.

با نگاهی به این فیلم متوجه می شویم به رغم ادعای علی عطشانی مبنی بر اینکه «من آدم سیاسی نیستم، فیلمنامه را به خاطر به روز بودن انتخاب کردم»، «تلفن همراه رئیس جمهور» فیلمی کاملا سیاسی و البته با جهت گیری از پیش تعیین شده است.

ظاهر مهدی هاشمی بازیگر نقش اول فیلم شبیه به ظاهر مشاور محترم رئیس جمهور و رئیس دفتر مناطق محروم کشور است، حتی در صحنه ای از فیلم هنگامی که هاشمی به منزل خانم طیبی می رود خود را نماینده رئیس جمهور معرفی می کند.

در بخش دیگری از این فیلم هنگامی که هاشمی صبح زود در پارک با رفتگری گفت وگو می کند محتوای دیالوگ های این صحنه که هاشمی از رفتگر سؤال می کند، رئیس جمهور بودن خوبه یا بده؟ رفتگر می گوید مگه تو رئیس جمهوری؟ او در پاسخ می گوید مگه رئیس جمهور بودن به قیافه است، رفتگر پاسخ می دهد نه به قیافه نیست این روزها هر کسی می تونه رئیس جمهور بشه، من، تو و...، نشانی دیگر از گرایش کاملا سیاسی فیلم دارد.

در صحنه ای با توهین به جانبازان سرافراز کشورمان، هنگامی که هاشمی با مراجعه به اداره ای که پیش از این در آن مشغول به کار بوده در پارکینگ با مدیر قبلی خود مواجه می شود، علی دهکردی نقش این مدیر جانباز را بازی کرده که در پارکینگ از خودرو پژو مدل بالای خود پیاده می شود (مقایسه با وانت هاشمی) و تسبیح به دست موقع راه رفتن دچار مشکل است صدای اذان در فضای اداره پیچیده است به این معنی که وی ظهر در محل کار حاضر می شود و در صحبت های تلفنی خود جلسات را به قبل و بعد از اذان موکول می کند و همه این اتفاقات درحالی رخ می دهد که هاشمی از مشکلات خود می گوید و وی با بی اعتنایی وارد آسانسور می شود و در بدو ورود به آسانسور هنگام برخورد با خانمی با لباس فرم کارمندان بانک عنان از کف داده و با بی اعتنایی به مشکلات هاشمی مشغول صحبت با کارمند می شود.

در بخش دیگر تماسی با منزل هاشمی از نهاد ریاست جمهوری گرفته می شود و فردی می گوید آقای رئیس جمهور می خواهند برای تعویض سیم کارت با شما صحبت کنند. فردی به عنوان رئیس جمهور شروع به صحبت می کند و می گوید «البته ما خدمتگزار هستیم با صبر و حوصله مشکلات حل می شود خدا... حافظ»، حتی نوع سخن گفتن این فرد به سخره گرفتن ادبیات سخن گفتن رئیس جمهور است که پخش سخنان وی به صورت زنده از تلویزیون مخاطب را متوجه این موضوع می کند.

در فیلم بارها به تحریم و کساد بودن بازار اشاره می شود. در صحنه ای هنگامی که هاشمی پس از فروش وانت خود برای یافتن کار به بازار فرش فروش ها مراجعه می کند، حاج آقا بازاری می گوید «وقتی کاسبی نباشد کارگر می خواهی چه کار» یا هنگام مراجعه او به مغازه فروش لوازم منزل مدام از تحریم و کسادی بازار سخن به میان می آید.

پلیس و نیروی انتظامی هم در این میان بی نصیب نمی ماند، به طوری که در صحنه ای از فیلم نشان می دهد دختری بدحجاب درحال التماس به گشت ارشاد است و هنگامی که هاشمی اعتراض می کند مأمور نیروی انتظامی او را سوار خودرو پلیس می کند تا او را به کلانتری ببرد و هنگام سوار شدن به خودروی پلیس شات بسته، دست مأمور بر روی خودرو با انگشتر عقیق و بی سیم به دست را نشان می دهد.

در ادامه هنگام راه رفتن مهدی هاشمی در حاشیه خیابان ها، مدام تلفن رئیس جمهور زنگ می خورد و افراد متعدد با رئیس جمهور سخن می گویند؛ یکی از به نتیجه نرسیدن نامه اش که در سفر استانی داده است می گوید، دیگری از مشکلات دو جنسه بودنش می گوید و در بخش دیگری خانمی شعارهای دست چندم اصلاح طلبان را مطرح می کند و می گوید: «آقای رئیس جمهور دموکراسی می دونی یعنی چی، یعنی به صدای طرف مقابلت گوش بدی.»

اوج این اتهام زنی ها در صحنه آخر فیلم نمایش داده می شود. هنگامی فیلم به صورت اسلو موشن در می آید، همسر هاشمی در خانه را باز می کند و هاشمی به عنوان فردی که خود را رئیس جمهور جا زده است با لبخند بیرون می آید و برای همسایگانی که از کوچه و پنجره او را نگاه می کنند دست تکان می دهد (بازسازی دست تکان دادن رئیس جمهور به مردم در مسیرهای استقبال سفرهای استانی و...)، آمبولانس آسایشگاه روانی در گوشه ای از تصویر خودنمایی می کند و در تصویر بگ راند هاشمی نیز چند ماشین بنز و موتورسوار (اسکورت رئیس جمهور) درحال نزدیک شدن به وی هستند.فارغ از همه جناح بندی های سیاسی (موافق یا مخالف رئیس جمهور) باید گفت با دقت در فیلم های هالیوود متوجه به کار بردن نمادهای نظام حاکم بر غرب از قبیل پرچم آمریکا و یا نشانه های صهیونیسم در این فیلم ها می شویم، به طوری که به صورت آشکار و پنهان از هر موضوعی برای تقویت این نظام استفاده می شود. به عنوان مثال بازیگر نقش اول این فیلم ها، صبح زود پرچم را بر سر در خانه اش نصب می کند و در موارد اندک فیلم هایی با ظاهر انتقاد از این نظام ساخته می شود . اما متأسفانه در کشورمان آن هم در جشنواره ای که به مناسبت ایام انقلاب شکوهمند اسلامی برگزار می شود شاهد فیلم هایی از این دست هستیم که سراسر به سخره گرفتن نظام و سیاه نمایی علیه وضعیت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشورمان و همچنین توهین به رئیس جمهور قانونی و منتخب مردم است.

بنابراین با این تفاسیر سخنان و مصاحبه های کارگردان فیلم مبنی بر اینکه «من آدم سیاسی نیستم/ فیلمنامه را به خاطر به روز بودن انتخاب کردم» و «تلفن همراه رئیس جمهور برای تمام ایرانیان ساخته شده است» بیشتر شبیه به یک شوخی است.

پرستو سیفی ناجی