چهارشنبه, ۸ اسفند, ۱۴۰۳ / 26 February, 2025
خود را بیشتر بشناسید

اگر ما انسانها سعی در شناخت ابعاد وجودی خویش کنیم، هم خدا را شناختهایم و هم پی خواهیم برد که خداوند چه نیروها و چه قدرتهایی را در درون ما به ودیعه گذارده است. اگر خود را آن طور که هستیم و باید باشیم، نشناسیم، کار و زندگی، آرمانها و هدفهایمان در اصطکاک و تضادی بیهوده سپری خواهد شد و در کوران حوادث، دچار مشکلات بی شماری خواهیم گشت، " خود " درونیمان گم میشود و لاجرم به بیگانگی از خویش دچار میشویم.بسیار اندک هستند کسانی که میدانند کالبدشان در تسخیر چگونه شخصیتی است و چه نوع عملکردی را میتوان از آن انتظار داشت. باید قبول کنیم که مهمترین و اولین وظیفه ما در زندگی، کشف " وجود واقعی خود " و سپس شکوفا ساختن آن است. زیرا تا انسانها ندانند که در وجودشان چه نیروها و استعدادهایی وجود دارد، نمیتوانند از آنها در راه رسیدن به رضایت و موفقیت در زندگی استفاده کافی و لازم را به عمل آورند و چه بسا افرادی که به دلیل نشناختن تواناییها و نیروهای درونی خود، حتی با داشتن علم و دانش و تخصص کافی نتوانستهاند در زندگی به آنچه که مدنظرشان بود برسند.
امیر مومنان علی(ع) میفرمایند: " هر اندازه که علم انسان بیشتر میگردد، توجه وی به نفس خویش افزایش مییابد و سعی و تلاش وی در جهت نیل به کمال و سعادت فزونی مییابد . " پس باید سعی کنیم همراه با کسب علم و دانش، به جستجو و تکاپودر درون خود بپردازیم و نیروهای فراوانی که خداوند در درون ما به ارمغان نهاده را پیدا کنیم و بهکار بگیریم. به یاد داشته باشید که" خودشناسی" در تمام مواردی که ما با یک یا چند انتخاب سر و کار داریم یا در تمام مواردی که میخواهیم درباره موضوع مهمی در ارتباط با آینده تصمیمگیری کنیم، به کار میآید. آینده خود را بر اهدافی واضح، روشن و منطقی پایهریزی کنید.
فیلسوف مشهور آلمانی میگوید: " کسی که چرایی برای زندگی کردن داشته باشد، با هر چگونهای خواهد ساخت . " بیشتر مردم با وجود تلاش و فعالیتهای فراوان در زندگی، هدف روشن و از پیش تعیین شدهای را دنبال نمیکنند و بیآنکه خود بدانند سرگردانند! علت مهمی که بسیاری از افراد در کار و زندگی، موفق نمیشوند این است که آنها اصولاً هدفهای واضح و روشنی ندارند و در واقع به این دلیل به هدفهای خود نمیرسند که اصولاً هدفی ندارند.خیلی از افراد افکار و رویاهای پراکندهای در سردارند ولی هدفمند نیستند.
هدف، آرمان و مقصود، مهمترین عواملی هستند که به انسان جهت، معنی و مفهوم میبخشند و بسیاری از انسانها از این نعمت محرومند. در نتیجه، هر عاملی که جاذبه داشته باشد، آنها را به سوی خود میکشاند، حتی اگر در مسیر تباهی و فساد یا نیستی و نابودی باشد. "انسان موفق انسانی است که تفاوت بین حرکت و جهت را درک نماید." افراد بی هدف دو گروه هستند: گروه اول؛ کسانی هستند که آنقدر سرگرمی و مشغولیت یا گرفتاری و مشکلات دارند که فرصت اندیشیدن به هدفهای خود را ندارند. گروه دوم؛ کسانی هستند که فرصت فکر کردن دارند، ولی دچار خلاء و بیهدفی شدهاند. گاهی این خلاء چنان در وجود آنها رخنه میکند که مبتلا به سستی، تنبلی و افسردگی میشوند. اگر این حالتها پیشرفت کند، آنها میل و شور و شوق به زندگی که یک امر فطری و طبیعی است را از دست میدهند. افراد هدفدار نیز دو گروه هستند: گروه اول؛ کسانی هستند که اهدافی روشن، واضح و نیرومند دارند و همه امکانات موجود را در جهت تحقق اهداف خود به کار میگیرند.
اینان دشمنان قسم خورده یکنواختی هستند و دائم در حال تلاش و کوشش می باشند تا به مقصود خود برسند. آنها در قاموس خود کلمهای به نام " نمیشود " و " نمیتوانم " را ندارند. گروه دوم ؛کسانی هستند که کم و بیش، اهدافی برای خود تعیین میکنند ولی به اندازه کافی در راه تحقق آن جِد و جهد نمیکنند. این گروه، با وجود آنکه ذوق و شوق هدفدار بودن را تا حدودی در خود دارند ولی زود خسته و مأیوس میشوند و در نتیجه دست از هدفهای خود برمیدارند. پس نخستین گام پیروزی و موفقیت، عبارت است از: تعیین هدفی واضح و روشن که تا اعماق وجود انسان راه یابد.
● آدمی باش با کارهای غیر معمولی
لحظه ای که خود را به انجام کاری متعهد می سازید خداوند هم به یاری شما می آید. عوامل پیش بینی نشده ای برای کمک می آیند که خواب آن را هم ندیده اید. بسیاری از مردم تعهد را از دریچه احساس خود می نگرند و احساس شان راهنمای انجام تعهدآن هاست. اما تعهد راستین چیز دیگری است. تعهد، امری احساسی نیست بلکه ریشه آن در منش ماست؛ منشی که تحقق هدف های ما را ممکن میسازد. احساسات انسان پیوسته در نوسان است اما تعهد او به مانند سنگ خارا می ماند. اگر تیمی منسجم میخواهی- خواه در کسب و کار باشد، در باشگاه ورزشی، در زناشویی، یا سازمان داوطلبان- باید بازیکنانی داشته باشید که پایه های تعهد آنان به تیم استوار باشد. مواردی هست که هر عضو موثر تیم باید بداند.
۱) تعهد معمولاً در گیرودار سختی، خود رانشان می دهد:کسی نمی داند که به چیزی متعهد است یا نه، مگر اینکه با شرایطی دشوار روبه رو شود. سختی و دشواری، بذر تعهد را می رویاند و تعهد، سختکوشی را دامن می زند و هر قدر روی چیزی بیشتر کار کنید، احتمال اینکه از آن دست بکشید کمتر می شود. این سخن از بزرگان است که: " هر چه سخت تر بکوشیم، تن به تسلیم دادن سخت تر می شود." کسی که متعهد باشد به آسانی تسلیم نمی شود.
۲) تعهد به استعداد و توانایی بستگی ندارد:گاه وقتی به آدم هایی با استعداد برمی خوریم که بسیار موفق هستند ، تصور می کنیم که تعهدشان ناشی از استعداد آنهاست. به نظر می رسد که برای قهرمانان ورزش کردن، یا برای هنرمندان تمرین کردن، یا برای اهل کسب و کار، فعالیت کسبی آسان تر است، اما اینطور نیست. تعهد و استعداد ربطی به یکدیگر ندارند مگر اینکه خود ما بین آن ها پیوندی ایجاد کنیم.مگر آدم هایی را ندیده اید که استعداد سرشار دارند اما استعداد خویش را هدر داده اند زیرا دست به هیچ کاری نزدهاند و مگر آدم هایی کم استعدادتراما موفق تر از خود را نمی شناسید، یکی از دلایل این امر، تعهد آن هاست."به قدرت بیشتر ، توانایی بیشتر یا فرصت گرانبهاتر نیازی نیست. نیاز این است که آنچه را داریم به کار گیریم." اگر خود را به کاربرد آنچه داریم متعهد سازیم، خواهیم دید که استعداد هم داریم و می توانیم به تیم خود نیز بهره ای بیشتر برسانیم.
۳) تعهد بر اثر انتخاب ایجاد می شود ، نه بر اثر شرایط: " بیشتر افراد به سال های پشت سر خود می نگرند و زمان و مکانی را به یاد می آورند که مسیر زندگی شان به کلی عوض شد. لحظه هایی هستند که به تصادف یا به عمد به سبب تحولی درونی یا تطبیق با حوادثی که دور و بر ما روی می دهد، وادار می شویم که خود و شرایط زندگی خود را از نو ارزیابی کنیم و تصمیم هایی بگیریم که بر بقیه زندگی مان اثر بگذارد." بسیاری از مردم تصور می کنند شرایط است که تصمیم های ما را رقم می زند، اما غالباً تصمیم ها هستندکه شرایط را ایجاد می نمایند. وقتی که تعهد را برمی گزینیم، بخت کامیابی ما افزایش می یابد.
آدمهای معمولی متعهد می توانند کارهای غیرمعمولی بکنند.
۴) تعهدی که مبتنی بر ارزش ها باشد پایدار می ماند: پذیرفتن تعهد، یک چیز است و پایبندی به آن چیزی دیگر. چگونه می توان متعهد باقی ماند؟ پاسخ این است که پایه تعهدات ما چیست.هر وقت تصمیم های خود را بر پایه ارزش های محکم زندگی خود گرفتید ، حفظ تعهد در بلند مدت آسان تر می شود زیرا لزومی نخواهد داشت که پیوسته میزان اهمیت آن را بسنجید. حفظ تعهدی که بر پایه اعتقاد کسی استوار باشد آسان تر است.
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست