جمعه, ۱۰ اسفند, ۱۴۰۳ / 28 February, 2025
ستایش نامه ای از مردانگی و اخلاق پدرسالار

پدرخوانده ناپلی، داستان یک پدرخوانده محلی (دون آنتونیو) است که تلاش میکند تا با استفاده از قدرت و ثروت خود محله تحت پوشش خود را امن نگه داشته و مشکلات و معضلات مردم را با میانجیگری و ریشسفیدی آمیخته به دیکتاتوری پدرسالار، حل و فصل کند. اما درگیرودار ماجراهای همین مردم و به دست خود آنها، زخمی و کشته میشود. نمایش روایت زندگی خانوادگی و اجتماعی دون آنتونیو و درگیریهای عقیدتی او با شخصیت دست راست کاریش (پروفسور) از خلال موقعیتهایی کمیک است که با مرگ او و تصمیم پروفسور برای اتخاذ رویهای کاملا مغایر با دون آنتونیو، پایان مییابد.
دون آنتونیو مردی است که به سیستم قضایی حاکم اعتماد ندارد. او عدالت را به شیوه خود اجرا میکند. در جوانی مردی را که به او آزار رسانده، کشته و حال که ثروت و قدرت توامان دارد، همین رویه را برای مردم محله خویش نیز اجرا میکند. این بیاعتمادی عمیق او به حکومت علیالخصوص سیستم قضایی، بارها و بارها در طول نمایش از خلال دیالوگهای پارانویایی دون، به مخاطب عرضه میشود. اما آنچه که در این نمایش، آزاردهنده است، واقعیت وجودی خود شخص دون آنتونیوست. او هرچند در نمایشنامه با انصاف و حامی مردم و پدر محله معرفی میشود اما در واقع، دیکتاتوری کوچک است که خود را قیم دیگران دانسته و نظام پدرسالار را در حوزه تحت سلطه خویش به شیوه کلاسیک احیا میکند.
او که دایما از ارزشهای مردانگی در زبان و عمل دفاع میکند، تجسمی از قدرت افسارگسیختهای است که بیمحابا بر دیگران فرودست، آوار شده و هرچند نیتش خیر است، اما در عمل سیستم ناهنجار قیممآبی فرادست بر فرودست را بازتولید و تبلیغ میکند. در حقیقت او دیکتاتوری رمانتیک است که حوزه قدرت و اختیار خود بر بندگان مطیع اطرافش را نه به ابزار زور که به مدد عواطف، بسط میدهد. هم از اینرو است که درحالی که مشکلات مردم را حل میکند اما آسیب جسمی همسر خودش برایش بیاهمیت بوده و حمایت از سگهای شخصیاش را از حمایت از همسرش مهمتر میداند. همسری که بدون رنجش از حکم شوهر بر ارجحیت سگها، حق را به او میدهد. پدرخوانده ناپلی، نمایشنامهای مملو از شعار است که تلاش میکند تا دیکتاتوری انسانهای عادل و سیستم کدخدامنشی حاکم بر فرهنگ اسطورهای را موجه نشان داده و بر نوستالژی زوال این کدخداهای کوچک در دنیای مدرن بگرید. فارغ از معناهای عرضه شده در پس اثر، نمایشنامه مملو از دیالوگها و خرده داستانهای کشدار و خستهکننده و بیدلیل است. ماجراهای مربوط به داستان آشنایی رافیلوچو و دختر جوان و بحثهای حاشیهای معشوقه و همسر، همچنین اعتراف بیدلیل پدرخوانده برای دون آرتوروی غریبه، از این دست هستند. همین داستانها و روایتهای کشدار هستند که باعث میشوند، پرده سوم نمایشنامه که سرعت و ریتم تندتری دارد، با باقی اثر نخوانده و به نظر مغشوش بیاید.
در حقیقت پرده سوم که پرده پایانی نمایش است، بیشتر از آنکه به گرهگشایی یک داستان خطی کمک کند، به جلسه سخنرانی و موعظه شباهت یافته و خطابهای شعاری و بیمعنا و به نوعی سرهمبندی کردن ماجرا، برای القای اندیشههای نویسنده است. این پرده چه در متن و چه در اجرا ضعیفترین قسمت نمایش است. پردهای که شاید دقیقا به همین علت ناتوانی متن، افت اجرایی فاحشی میکند. صحنهای شلوغ و مدیریتنشده با میزانسنی که هرچند تلاش میکند یادآور شام آخر باشد، اما سرگردان و بیهدف است و تا دقایقی حتی مخاطب را در سرگردانی حاصل از تغییر فیزیکی مکان، باقی میگذارد. باقی پردههای نمایش اما از چنین بینظمی و سرگردانی میزانسن و اجرا، رنج نمیبرند. در حقیقت پرده اول و دوم متناسب و هماهنگ با متن واقعگرا و دکور سنگین تجملاتی نمایش بوده و تنوع بصری قابل قبولی دارند. نقطه قوت نمایش اما، بازیهای اثر است. بازیگران به غیر از شیما بخشنده که معلوم نیست برای چه در اجرای نقش یک دختر فقیر ۲۳ساله از رفتار یک کودک لوس پنج، شش ساله تقلید میکند، همگی خوب و یکدست بوده و در نمونههایی چون مهدی سلطانی، مریم سعادت، امیر غفارمنش و کاظم هژیر آزاد؛ (هرچند همگی تیپهایی تجربه شده را اجرا میکنند) حتی قابل توجه و در پارهای مواقع و بهخصوص در قسمتهایی از بازی مهدی سلطانی، درخشان نیز میشود.
صحنهآرایی اثر، همچون بسیاری از صحنههای نمایشهای اخیر سالن یک ایرانشهر، دکوری مجلل، اشرافی و گرانقیمت عرضه کرده که هرچند برای نمایش محل سکونت یک پدرخوانده در اجرایی واقعگرا، بعید نیست، اما منطق سنگینی و پرهزینه بودن ساخت آن چندان هم در اثر جا نمیافتد. کارگردانی نمایش نقطه قابل توجه و خلاقیت ویژهای ندارد؛ اجرایی سرراست و کاملا معمولی از داستانی خطی، فاقد هرگونه جزییات ویژه حاوی خلاقیت کارگردان است که بهشدت یادآور تلهتئاترهایی است که در دهههای گذشته از تلویزیون پخش میشدند.
آینا قطبییعقوبی
ایران مسعود پزشکیان دولت چهاردهم پزشکیان مجلس شورای اسلامی محمدرضا عارف دولت مجلس کابینه دولت چهاردهم اسماعیل هنیه کابینه پزشکیان محمدجواد ظریف
پیاده روی اربعین تهران عراق پلیس تصادف هواشناسی شهرداری تهران سرقت بازنشستگان قتل آموزش و پرورش دستگیری
ایران خودرو خودرو وام قیمت طلا قیمت دلار قیمت خودرو بانک مرکزی برق بازار خودرو بورس بازار سرمایه قیمت سکه
میراث فرهنگی میدان آزادی سینما رهبر انقلاب بیتا فرهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سینمای ایران تلویزیون کتاب تئاتر موسیقی
وزارت علوم تحقیقات و فناوری آزمون
رژیم صهیونیستی غزه روسیه حماس آمریکا فلسطین جنگ غزه اوکراین حزب الله لبنان دونالد ترامپ طوفان الاقصی ترکیه
پرسپولیس فوتبال ذوب آهن لیگ برتر استقلال لیگ برتر ایران المپیک المپیک 2024 پاریس رئال مادرید لیگ برتر فوتبال ایران مهدی تاج باشگاه پرسپولیس
هوش مصنوعی فناوری سامسونگ ایلان ماسک گوگل تلگرام گوشی ستار هاشمی مریخ روزنامه
فشار خون آلزایمر رژیم غذایی مغز دیابت چاقی افسردگی سلامت پوست